در این بخش با آموزش مقدماتی هنر تذهیب؛ از طرح تا رنگ همراه میشویم؛ هنری اصیل و چشمنواز از دل فرهنگ ایرانیاسلامی که با نقشها و رنگهای دلانگیز خود، به آثار خطی و تصویری روحی تازه میبخشد. در این آموزش، گامبهگام از طراحی اولیه تا رنگآمیزی نهایی، با اصول و تکنیکهای پایهی تذهیب آشنا خواهید شد.
1. مقدمه: تذهیب چیست و چرا یادگیری آن ارزش دارد؟
تذهیب یکی از هنرهای قدیمی و اصیل ایران اسلامی است که در آموزش مقدماتی هنر تذهیب؛ از طرح تا رنگ میتوان با مراحل گوناگون آن، از طراحی اولیه تا رنگآمیزی نهایی، آشنا شد. این هنر که ریشه در فرهنگ و زیباییشناسی ایرانی دارد، نه تنها ارزش سنتی خود را حفظ کرده، بلکه امروزه نیز الهامبخش هنرمندان در خلق آثار زیباست. واژه «تذهیب» از ریشه عربی «ذهب» به معنای طلا گرفته شده و در معنای عام، «زراندود کردن» است؛ اما در هنر ایرانی، به مفهوم طراحی، رنگآمیزی، طلاکاری و قلمگیریهای ظریف با نقوش گیاهی، اسلیمی، ختایی و هندسی برای تزئین نسخههای خطی و آثار هنری به کار میرود.
این هنر، علاوه بر زیبایی بصری، حاملِ مفاهیم فرهنگی، معنوی و تزئینی است: مثلاً در حاشیه قرآنها، دیوانها، متون ادبی و فضاهای معماری.
برای یک مبتدی، یادگیری تذهیب میتواند هم به عنوان یک فعالیت هنری آرامبخش و تمرینی برای دقت و زیباییشناسی باشد، و هم پایهای برای ورود به هنرهای سنتی و صنایع دستی ایرانی.
۲. آمادهسازی ابزار و مواد اولیه
قبل از هر چیز لازم است ابزار و مواد مورد نیاز را بشناسیم تا بدون دغدغه تمرین کنیم:
قلمموهای مخصوص تذهیب: معمولاً موی سمور یا مصنوعی، خیلی نرم و ظریف هستند تا بتوانند خطوط باریک و دقیق بزنند.
ورق طلا یا رنگ طلایی و مواد چسبنده برای طلاکاری: یکی از ویژگیهای بارز تذهیب، استفاده از طلا یا رنگ طلایی برای جلوه بخشیدن به نقشهاست.
رنگهای معدنی، گیاهی یا گواش / آبرنگ مناسب برای رنگآمیزی نقوش: چنان که گفته شده، رنگها در تذهیب تنها جنبه تزئینی ندارند بلکه معنیدارند.
کاغذ یا مقوای مناسب: سطح باید صاف، آهار خورده یا آماده باشد تا رنگ و طلا خوب روی آن بنشیند.
مداد، پاککن، خطکش، پرگار یا ابزار هندسی برای طراحی اولیه: چون یکی از اصول تذهیب، نظم هندسی و ترکیببندی دقیق است.
با این ابزار، شما آمادهاید وارد مراحل نخست یادگیری تذهیب شوید.
۳. آشنایی با نقوش و اصول طراحی
برای شروع، باید با سه دسته اصلی نقوش تذهیب آشنا شویم و بدانیم چرا طراحی اهمیت دارد.
۳٫۱ نقوش اسلیمی، ختایی و هندسی
اسلیمی: طرحهایی شامل شاخههای مارپیچ، پیچوتاب گیاهی، خطوط نرم که نماد جریان حیاتاند.
ختایی (گل و بته): برگها، غنچهها، گلهایی بههمتنیده که جلوهٔ گیاهی و لطیفی دارند.
هندسی: مثل ترنج، لچک، شمسهها، که بر پایه نظم و تقارن طراحی میشوند.
این سه دسته غالباً در آثار تذهیب ترکیب میشوند تا حس تعادل، ریتم و هماهنگی به وجود آید.
۳٫۲ اصول ترکیببندی و قرینهسازی
در هنر تذهیب، ترکیببندی بسیار مهم است: کادر محدود است (مثلاً حاشیه صفحه، سرسوره، سرلوح) و باید نقشها بهصورت هماهنگ، متقارن یا متوازن در آن قرار گیرند.
برای مثال: ابتدا یکچهارم کادر طراحی میشود، سپس با روش تا کردن یا انتقال طرح، بقیه قسمتها تکمیل میشوند تا تقارن حفظ شود.
برای یک مبتدی، توصیه میشود با کادرهایی ساده مثل دایره، مربع، مستطیل شروع کنید و در آنها نقوش اسلیمی یا ختایی را تمرین کنید.
۴. گامهای عملی اجرای یک اثر تذهیب
حال که ابزار و اصول اولیه را شناختیم، به گامهای عملی میپردازیم از طرح تا رنگ.
۴٫1 زیرسازی
اگر سطح مقوا یا کاغذ خیلی جذب دارد یا میخواهید طلاکاری کنید، ابتدا سطح را با آغشتهسازی مثلاً نشاسته آبزده یا چسب مخصوص آماده کنید تا جذب رنگ یا ورق طلا بهتر شود.
این مرحله از منظر مبتدی ممکن است نیاز به راهنمایی استاد داشته باشد، اما برای شروع میتوان با سطح آماده نیز کار کرد.
۴٫2 طراحی اولیه
با مداد و خطکش یا پرگار، کادر را تعیین کنید.
سپس طراحی اولیه را با مداد بسیار ملایم بکشید: حواستان باشد خطوط طراحی نباید خیلی عمیق باشند چون ممکن است خط مداد در مرحله بعد مانع کار شود
اگر قصد استفاده از طرح متقارن دارید، مثلاً سرلوح یا حاشیه کتاب، قسمت کوچکی از طرح را طراحی کنید و آن را به سایر قسمتها انتقال دهید.
۴٫3 مرکبگذاری و تعیین خطوط اصلی
پس از طراحی اولیه، خطوط اصلی نقش را با قلممو نازک و مرکب قهوهای بکشید تا طرح واضح شود. پاک کردن اثرات مداد با دقت انجام شود تا سطح آماده رنگ و طلاکاری گردد.
۴٫4 طلاکاری
قسمتهایی که قرار است با رنگ طلایی تزئین شوند، آماده میشوند. قدیمیها ورق طلا را با عسل، صمغ یا سریش حل میکردند و بر سطح مینشاندند. امروزه ورقهای طلا آماده وجود دارد.
بر روی رنگ بسته، طلاگذاری شود، سپس قلمگیریهای ظریف با رنگ یا مرکب سیاه انجام شود تا نقشها برجستهتر به نظر برسند.
۴٫5 رنگآمیزی اولیه
رنگهای اصلی نقش (مثلاً شاخهها، گلها، زمینه) را با گواش، آبرنگ یا رنگهای معدنی بزنید. توجه کنید که رنگها باید پوشش خوبی داشته باشند تا بعداً طلا یا جزییات را بتوان روی آنها افزود.
در این مرحله، ترکیب رنگی مهم است: رنگهای گرم و سرد، سایهروشنها، تضادها را به کار ببرید تا عمق و جذابیت بیشتری ایجاد شود.
۵. انتخاب رنگها و معانیشان در تذهیب
رنگها در تذهیب تنها جنبه تزئینی ندارند؛ بلکه معنا و تأثیر خاصی دارند:
طلایی/ زر: نماد شکوه، معنویت، جاودانگی. در تذهیب بسیار استفاده میشود.
لاجوردی: نشانه آسمان، آرامش، روحانیت.
سبز: نماد زندگی، طبیعت، معنویت.
قرمز/ ارغوانی: قدرت، عشق، هیجان.
سفید: نماد پاکی، روشنی.
برای مبتدیها توصیه میشود از ترکیب محدود رنگها شروع کنند (مثلاً طلا + سبز + لاجوردی) تا هماهنگی رنگی حفظ شود، سپس رفتهرفته به ترکیب پیچیدهتر بپردازند.
۶. تمرینهای پیشنهادی برای مبتدیان
برای اینکه مهارتتان را ارتقاء دهید، این تمرینها را پیشنهاد میکنم:
انتخاب یک کادر کوچک (مثلاً ۱۰ × ۱۰ سانتیمتر) و طراحی ساده با نقوش اسلیمی: یک شاخه مارپیچ + دو برگ + یک گل ختایی.
اجرای رنگآمیزی با دو یا سه رنگ: مثلا طلا برای شاخه، سبز برای برگ، لاجوردی برای گل.
سپس طلاکاری بخش شاخه و قلمگیری دقیق اطراف آن با مرکب سیاه.
تمرین انتقال تقارن: از بخش کوچک شروع کنید و با تا کردن یا آینه کردن طرح، کل کادر را پر کنید.
مطالعه و بررسی آثار تاریخی تذهیب برای الهام گرفتن از ترکیببندی، نقوش و رنگها بسیار مفید است.
۷. نکات و توصیههای کلیدی برای یادگیری بهتر
صبر و آرامش: تذهیب کاری ظریف است؛ عجله نکنید، خطوط نرم بزنید و تمرکز داشته باشید.
تمرین هندسه و تقارن: چون بسیاری از نقشها بر پایه تکرار و قرینهاند، وقت بگذارید تا طراحی هندسیتان بهتر شود.
بررسی و الهام از آثار استادان: نگاه کردن به آثار بزرگان هنر تذهیب کمک میکند دید هنریتان تقویت شود.
ترکیب رنگ را ساده نگه دارید در ابتدا؛ جلوهی یک یا دو رنگ شاخص (مثل طلا و لاجوردی) گاهی از ترکیبِ بسیار رنگها جلوتر است.
کنترل ابزار: قلممو باید مناسب باشد، سطح کار (کاغذ یا مقوا) آماده باشد، طلاکاری را روی سطحی انجام دهید که رنگ کاملاً خشک می شود.
مستندسازی و تمرین مداوم: هر بار یک نقش کوچک اجرا کنید، آن را نقد کنید، اشتباهات را پیدا کنید و سپس طرح بعدی را پیچیدهتر کنید.
۸. جمعبندی
یادگیری هنر تذهیب را میتوان به سه بخش کلی تقسیم کرد: آمادهسازی ابزار و مواد، طراحی و اجرای مرحله به مرحله، رنگآمیزی، طلاکاری و جزییات نهایی. شروع با نقوش ساده و رنگهای محدود بسیار کمک میکند تا مهارتها خود را به صورت اصولی بسازید. این هنر، نهتنها یک فعالیت هنری بلکه راهی برای ارتباط با ریشههای فرهنگی، زیباشناسی شرق و تمرین دقت و نظم است.
اگر بخواهیم از میان مراحل مختلف تذهیب تنها یک مرحله را بهعنوان پایهی همه چیز معرفی کنیم، بیتردید قلمگیری در هنر تذهیب؛ نقطه آغاز ظرافت، دقت و حرفهای شدن است. قلمگیری جایی است که طرح از یک ایدهی خام به ساختاری دقیق و قابل اتکا تبدیل میشود؛ مرحلهای که در آن نظم، ظرافت، دقت و میزان تسلط هنرمند بهروشنی خود را نشان میدهد و مسیر حرفهای شدن او شکل میگیرد.
قلمگیری به معنای ترسیم خطوطی دقیق و کنترلشده بر روی طرح اولیه با قلممو و مرکب است؛ خطوطی که تنها با تماس نوک قلم شکل میگیرند و قرار است تمام مراحل بعدی، از رنگگذاری تا طلاکاری، بر پایهی آنها استوار شود. به همین دلیل است که بسیاری از هنرجویان، کیفیت پیشرفت خود در تذهیب را مستقیماً به میزان تسلطشان بر قلمگیری مرتبط میدانند.
چرا قلمگیری، ستون اصلی تذهیب است؟
قلمگیری فقط یک مرحلهی فنی نیست؛ معیاری است برای سنجش دقت، تمرکز و آمادگی هنرمند. در این مرحله، خطوط طرح تثبیت میشوند تا در ادامهی کار، نقوش دچار تغییر شکل، محوشدگی یا بینظمی نشوند.
هنرمندی که قلمگیری را درست میآموزد:
کنترل فشار دست را بهتدریج بهدست میآورد.
به یکنواختی و هماهنگی خطوط مسلط میشود.
اجرای نقوش پیچیده مانند اسلیمیها و حاشیهها برایش سادهتر میگردد.
به همین دلیل، توصیه میشود پیش از ورود جدی به رنگآمیزی و تزئین، زمان کافی برای تمرین قلمگیری و حتی رسم خطوط آزمایشی اختصاص داده شود. این تمرینها، سرمایهگذاری مستقیم روی کیفیت نهایی اثر هستند.
نگاهی کوتاه به پیشینه قلمگیری در هنر ایرانی
قلمگیری، سابقهای عمیق در تاریخ هنر ایران دارد. از نگارههای اولیه و نسخههای خطی گرفته تا آثار فاخر دورههای سلجوقی، تیموری و صفوی، همواره خطوط دقیق و سنجیده، پایهی شکلگیری تزئینات بودهاند.
در دوره صفویه، که تذهیب و نگارگری به اوج ظرافت رسید، قلمگیری بهعنوان نشانهای از مهارت حرفهای هنرمند شناخته میشد. این نگاه تاریخی نشان میدهد که تسلط بر قلمگیری، همواره اولین قدم برای ورود جدی به دنیای هنرهای سنتی بوده است.
ضرورت قلمگیری؛ چرا نمیتوان آن را نادیده گرفت؟
در تذهیب، همهچیز بر پایهی نظم است: ترنجها، شمسهها، اسلیمیها و کتیبهها. بدون قلمگیری دقیق، این نظم بهسرعت از بین میرود. خطوط نامشخص یا ناهماهنگ، حتی با بهترین رنگها و طلاکاریها هم قابل جبران نیستند.
قلمگیری به هنرمند کمک میکند:
مرز نقوش را شفاف و قابل اعتماد مشخص کند
جزئیات ریز را با اطمینان اجرا نماید
در مراحل بعدی، بدون تردید و اصلاح مکرر پیش برود
به همین دلیل، یادگیری اصولی قلمگیری، شرط لازم برای اجرای حرفهای تذهیب است؛ نه یک مرحلهی فرعی یا قابل حذف.
تکنیکهای پایه قلمگیری؛ آنچه هر هنرجو باید بداند
قلمگیری موفق، حاصل مجموعهای از عادتها و تکنیکهای درست است:
کنترل تماس قلممو
هرچه تماس قلم با سطح کمتر و عمودیتر باشد، خط ظریفتر و تمیزتر اجرا میشود.
حرکت آرام و پیوسته
لرزش دست یا تغییر ناگهانی سرعت، یکنواختی خطوط را از بین میبرد. حرکتهای آرام و کنترلشده، کیفیت کار را بهطور محسوسی افزایش میدهد.
تمرین پیش از اجرای اصلی
خطوط آزمایشی، بهترین راه برای تنظیم غلظت مرکب و هماهنگی دست و قلم هستند.
حفظ یکدستی خطوط
حتی اگر یک خط بلند در چند مرحله اجرا شود، ضخامت آن باید در تمام مسیر هماهنگ باقی بماند.
این اصول ساده، اگر بهدرستی تمرین شوند، پایهی پیشرفت سریعتر در تذهیب خواهند بود.
تفاوت قلمگیری در تذهیب و نگارگری؛ شناخت مسیر تخصصی
در تذهیب، قلمگیری ماهیتی هندسی، منظم و تزئینی دارد؛ خطوط بیشتر یکنواختاند و هدف، حفظ تقارن و ساختار است.
در نگارگری، قلمگیری بیانگرتر است؛ خطوط میتوانند نرمتر، متغیرتر و تابع احساس و حرکت باشند.
شناخت این تفاوتها به هنرجو کمک میکند مسیر آموزشی خود را آگاهانهتر انتخاب کند و تمرینهایش را متناسب با هدف نهایی تنظیم نماید.
جمعبندی؛ قلمگیری، اولین قدم جدی در مسیر تذهیب
قلمگیری، جایی است که هنر از علاقه جدا میشود و به مهارت نزدیک میگردد. تسلط بر این مرحله، نهتنها کیفیت آثار را افزایش میدهد، بلکه اعتمادبهنفس هنرمند را برای ورود به مراحل پیشرفتهتر بالا میبرد.
اگر تذهیب را مسیری میدانید که میخواهید آن را اصولی، آرام و ماندگار طی کنید، قلمگیری بهترین نقطهی شروع است؛ مرحلهای که با یادگیری درست آن، ادامهی راه روشنتر و لذتبخشتر خواهد بود.
اسلیمی، یکی از مهمترین نقوش و آرایههای ایرانی-اسلامی و از جلوههای درخشان نگار هنر ایران است. هنرمندان ایرانی با قوسها و منحنیهای نرم و هماهنگ، نقشمایههای سنتی را میآفرینند و جلوهای از هنر اسلیمی را در معماری، سفال و کاشیکاری ایرانی زنده میکنند. نقوش اسلیمی گاه بهعنوان طرح اصلی تزئینی و گاه در کنار دیگر نقوش تذهیبی، نگارگری ایرانی، کتابآرایی، فرشبافی و هنرهای سنتی اسلامی بهکار میرود. این طرحهای اسلیمی و arabesque ایرانی بیانگر پیوند عمیق میان زیباییشناسی ایرانی و معنویت اسلامی در سیر تحول هنر ایرانزمین هستند.
تعریف اسلیمی
زبانشناسان معتقدند که ریشه واژه «اسلیمی» از کلمه «اِسْلیم» گرفته شده و این کلمه نیز از «اسلام» مشتق شده است. به همین دلیل، برخی افراد «اسلیمی» را به عنوان شکل هنری «اسلامی» مطرح میکنند. «لغتنامه دهخدا» این واژه را به طرح یا شکلی با پیچوخمها و نقشهای خاص اسلیمی تعریف کرده است.
هنرمندان خطوط پیچیده، منحنیها و قوسهای دورانی گوناگون را طراحی و ترسیم میکنند و نقوش اسلیمی را برای تزئین سفال، کاشی، فرش، معماری، کتابآرایی و صنایع فلزی به کار میگیرند.
طرح اسلیمی و مفهوم درخت زندگی در هنر تذهیب
اسلیمی نمودار تجریدی «درخت زندگی» یا صورت عام درخت، بهویژه درخت تاک را نشان میدهد. طرحی که شاخههای آن با برگها، نیمبرگها و گرهها آراسته شده و بهصورت پیدرپی و هماهنگ میپیچند و میگردند، از پایهای به نام «بند اسلیمی» رشد کرده و با نظمی خاص و شکلی جذاب میان اجزای خود، تصویری منحصربهفرد از درخت خلق میکند.
تمام منحنیهای اسلیمی جهتی به درون و جهتی به بیرون دارند که جزء ذات اسلیمی است که این گرایش به بینهایت بودن خداوند دارد و نشان از جاودانگی پروردگار عالم بهشمار میرود.
اسلیمی طرحی است متشکل از قوسهای دورانی زیبا که با چنگها، ماهیچهها، سرچنگها، گرهها و انشعابهای مناسب کامل میشود و زیبایی و شکوه خاصی را دربر میگیرد.
الهام طبیعت در نقوش اسلیمی؛ از تاک تا عشقه در هنر ایرانی
نقاشان و مذهّبان ایرانی با الهام از تاکهای انبوه و پرپیچوخم، نقوش اسلیمی را طراحی کردهاند؛ زیرا درخت تاک با شاخهها و برگهای درهمتنیدهاش همان پیچیدگی و حرکت را دارد که در نقش اسلیمی مشاهده میشود.
هم میتوان گفت که مذهّب و نقاش ایرانی در طراحی نقش اسلیمی گیاهی احتمالاً از دیدن گیاه زیبای عَشَقه (عشقه پیچان) الهام گرفتهاند. این گیاه در ایران فراوان میروید و حتی ذهن عارفان را به تبیین مفهوم «عشق» معطوف کرده است. عشقه پیچان حالت پیچاپیچ دارد و با همه پیچوخمها به سوی بالا رشد میکند. به همین ترتیب، نقش اسلیمی گیاهی نیز معمولاً به سمت بالا ترسیم میشده است.
ریشههای گیاهی نقوش اسلیمی در هنر ایرانزمین
میتوان گفت که مذهّب و نگارگر ایرانی با الهام از طبیعت، نقشمایه اسلیمی گیاهی طراحی کرده است. این نقش از جلوههای درخشان نگار هنر ایران و یکی از اصیلترین نقوش تزیینی و آرایههای ایرانی-اسلامی بهشمار میآید.به احتمال زیاد، الهام آن را از تماشای گیاه زیبای عَشَقه (عشقه پیچان) گرفتهاند.
این گیاه در طبیعت ایران بهوفور میروید. پیچوتابهای آن یادآور خطوط منحنی و قوسهای دورانی اسلیمی است. این عناصر در تذهیب، نگارگری، کاشیکاری و طرحهای سنتی ایرانی نمود پیدا میکنند.
همچنانکه عشقه پیچان با تمام پیچوخمها بهسوی بالا رشد میکند، نقوش اسلیمی گیاهی نیز در هنر ایرانی-اسلامی به صورت صعودی ترسیم میشدهاند. این نقشها با حرکتهای نرم و پیوسته، عشق، تعالی و زیبایی معنوی را در هنر ایرانزمین نمایان میکنند.
تکرار و گردش در تذهیب ایرانی، نمونهای از نقوش اسلیمی در نگار هنر ایران
ریتم و تکرار در نقوش اسلیمی ایرانی–اسلامی
این نقوش اسلیمی و آرایههای ایرانی-اسلامی با تکرار مداوم و بیپایان خطوط ایجاد میشوند. این تکرار، نوعی ریتم بصری و هماهنگی در طراحی سنتی ایرانی پدید میآورد. چنین جلوهای در تذهیب، نگارگری و دیگر هنرهای تزئینی ایرانی به خوبی مشاهده میشود.
در این نقشمایه ایرانی، تکرار و پیچوخمهای مکرر وجود دارد. این عناصر اگرچه قرینهسازی کمّی و هندسی معمول ندارند، اما نظمی درونی و معنوی ایجاد میکنند. نتیجه، قرینهای کیفی و نمادین است. این قرینه بازتابی از زیباییشناسی هنر ایرانی-اسلامی و روح بیپایان آن در طرحهای اسلیمی بهشمار میآید.
ریشههای نقوش اسلیمی و طرحهای گیاهی در هنر ایران باستان
آثار بر جای مانده از دوره اشکانی میتوان نقشهای گیاهی را دید. برخی از نقوش این دوره را میتوان پیشینه طرحهای گیاهی در ایران به شمار آورد و به نمونههای بسیار استادانه از طرحهای گیاهی بر سنگنگارهها، گچبریها و اشیاء فلزی برمیخوریم. در آثار این دوره همچون گذشته، اسلیمی گاه به صورت نقش اصلی و گاهی به جای حاشیه تزیینی بهکار رفته است.
هنرمندان ایرانی در دوره ساسانی نقشهای گیاهی را بیشتر در حجاریها و گچبریها بهکار بردند و با این آثار، چیرهدستی خود را در معماری نشان دادند.
نقشهای گیاهی دوره ساسانی، پیشزمینهای برای اسلیمی و نگار هنر ایران
تحول نگار هنر ایران؛ از تصویرگری تا پیدایش نقوش اسلیمی
هنرمندان مسلمان ایرانی بهدلیل محدودیتهای شرعی در استفاده از نقوش انسانی و حیوانی، بهسوی آفرینش نقوش گیاهی و طرحهای اسلیمی گرایش یافتند. این تحول، نقطهی عطفی در سیر تکامل نگار هنر ایران و پیدایش آرایههای ایرانی-اسلامی و نقشمایههای تزیینی سنتی بهشمار میآید.
تجلی زیبایی و هویت ایرانی در نقوش اسلیمی
هنرمندان با الهام از طبیعت و با بهکارگیری خطوط منحنی، پیچان و دورانی، نقوش اسلیمی را پدید آوردند. آنان با این کار جلوهای بینظیر به هنر نگارگری ایران بخشیدند و ظرافتهای فراوانی را در تذهیب، کاشیکاری و قالیبافی ایرانی ایجاد کردند. این هنرمندان، نقشمایههایی را آفریدند که زیباییشناسی غنی، عمق معنایی و هویت فرهنگی هنر ایرانزمین را آشکار میکنند و در بستر هنرهای اسلامی جلوهای جاودان به وجود میآورند.
با گذر زمان و پیشرفت تمدن اسلامی، هنرمندان ایرانی طرحهای ساده گیاهی ساسانی را به نقوش اسلیمی پیچیده و ظریف تبدیل کردند و نگارگری ایران را به شکلی نوین و برجسته ارائه کردند.
میتوان این تحول هنری را در جلوههای گوناگون هنر ایرانی و هنرهای اسلامی، مانند تذهیب، نگارگری، کاشیکاری، معماری، فرشبافی و کتابآرایی ایرانی مشاهده کرد؛ آثاری که پیوند عمیق میان زیباییشناسی ایرانی و معنویت اسلامی را نشان میدهند.
روند گسترش و تحول نقوش اسلیمی پس از اسلام
هنرمندان اسلامی نقش اسلیمی را بهعنوان طرحی تزیینی باستانی خلق کردند و در طراحی آن از پیچشها و انحناهای گیاهی و گاهی حیوانی الهام گرفتند. آنها این نقش را در هنرهای گوناگون مانند کتابآرایی، تذهیب، کاشیکاری، قالیبافی و معماری بهکار بردند. این نقش پس از اسلام و به ویژه در دوره اسلامی، با تغییراتی در حاکمیتها و تاکید بر تزیینات کتب مقدس و متون ادبی، گسترش و تکامل بیشتری پیدا کرد و به یکی از عناصر اصلی هنرهای اسلامی تبدیل شد.
اسلیمی در این دوران، به عنوان یک نقش تزیینی با اهمیت در کتابآرایی و سایر هنرها مطرح شد. هنرمندان اسلامی از اسلیمی در حوزههای مختلفی مانند تذهیب (تزیین کتب و اوراق)، خوشنویسی، کاشیکاری، قالیبافی و معماری استفاده کردند. در دورههای مختلف اسلامی، به ویژه در دوره صفویه، اسلیمی به اوج تکامل و ظرافت خود رسید و در آثار هنری متنوعی به کار رفت.
کاربردهای اسلیمی در هنرهای مختلف
1.نقوش اسلیمی؛ جلوهای از زیبایی و معنویت در سفالگری ایرانی
هنرمندان ایرانی نیز در دوره اسلامی طرحهای اسلیمی را زینتبخش دست آفریدههای هنری خود ساختند، و به نوآوریهایی نیز پرداختهاند. رونق و گسترش سفالگری و کاربرد روزافزون سفالینه، اسلیمی را از نخستین سدههای هجری به نگاره سفالینه تبدیل کرد.
نقوش اسلیمی بهعنوان یکی از اصلیترین و زیباترین نقشمایههای تزیینی در نگار هنر ایران، جایگاهی ویژه در هنر سفالگری ایرانی دارند. این آرایههای ایرانی-اسلامی که در تزئین ظروف، کاشیها و اشیای سفالی بهکار رفتهاند، جلوهای از زیباییشناسی هنر ایرانی و روح هنر اسلامی را نشان میدهند.
هنرمندان ایرانی با بهرهگیری از طرحهای اسلیمی و خطوط منحنی، چرخان و پیچیده، ظرافت و نظم را به آثار خود میبخشند و هنر خود را بر اساس سنت غنی تذهیب، نگارگری و آرایههای تزئینی ایرانزمین پایهگذاری میکنند. آنان این نقوش را نهتنها دارای جنبهی زیباشناختی میدانند، بلکه آنها را بازتابی از هویت فرهنگی و نمادهای عرفانی هنر ایرانی تلقی میکنند.
شکوفایی نقوش اسلیمی در هنر سفالگری دوران سلجوقی و صفوی
نقوش اسلیمی در سفالگری شامل خطوط منحنی و پیچیدهای است که از ترکیب عناصر گیاهی و هندسی به وجود میآیند. این نقوش اغلب شامل طرحهایی مانند پیچکها، برگها، گلها و ساقههای گیاهی هستند که به صورت منظم و متقارن در کنار هم قرار میگیرند. نقوش اسلیمی در سفالگری برای تزئین انواع ظروف مانند بشقاب، کاسه، کوزه، و همچنین کاشیهای دیواری و لعابدار به کار میروند.
در دوران اسلامی، به ویژه سلجوقی و صفوی، این نقوش به اوج شکوفایی رسیدند و گسترده در تزئین سفالها استفاده شدند.
نقوش اسلیمی در سفالینههای صفوی، جلوهای از نگار هنر ایران و آرایههای ایرانی–اسلامی
2.نقوش اسلیمی؛ جلوهای از ظرافت و زیبایی در تذهیب ایرانی
از سده پنجم هجری قمری، نقوش اسلیمی در حوزهی نگار هنر ایران و بهویژه در هنر کتابآرایی و تذهیب ایرانی جایگاهی برجسته یافتند. در این دوران، هنرمندان ایرانی با بهکارگیری طرحهای اسلیمی ظریف و پیچیده در شمسهها، ترنجها و حاشیههای آثار خطی، زیبایی نگارگری ایران را برجسته ساختند.
نقشمایههای اسلیمی با ظرافتی کمنظیر، زیبایی هنر ایرانی و روح هنر اسلامی را در آثار مکتوب و مذهبی نشان دادند و نقش ماندگاری در تاریخ هنر ایرانی-اسلامی داشتند.
نقوش اسلیمی یکی از عناصر تزیینی مهم در کتابآرایی هستند که از دوران اسلامی به بعد به طور گسترده در این هنر به کار رفتهاند. این نقوش که شامل پیچشها و منحنیهای گیاهی و هندسی هستند، زیبایی و جذابیت خاصی به صفحات کتابها میبخشند. به طوری که تذهیبکاران و نگارگران ایرانی این نقوش را در حاشیهی قطعههای خط و تصویر، در زمینهی سرلوحهها و سرسورههای قرآنِ به خط نسخ، و همچنین در شمسهها، لچکیها و کتیبههای جلدهای ضربی و معرق کتابها بهکار بردهاند.
نقوش اسلیمی در کتابآرایی ایرانی؛ زیبایی، تداوم و هماهنگی آثار مذهبی و ادبی
نقوش اسلیمی در کتابآرایی به اشکال مختلفی از جمله اسلیمی ساده، اسلیمی ماری، اسلیمی خاتمکاری و … به کار رفتهاند. این نقوش معمولاً در حاشیه صفحات، سرلوحهها، ترنجها، و سایر فضاهای خالی کتاب به کار میروند تا زیبایی و جذابیت بیشتری به کتاب ببخشند. اسلیمی اغلب با سایر نقوش مانند خطوط کوفی و ثلث، گلها و برگها، و نقوش هندسی ترکیب میشود تا یک اثر هنری کامل و هماهنگ ایجاد شود.
هنرمندان نقوش اسلیمی را در کتابآرایی به کار میبرند تا علاوه بر ایجاد زیبایی بصری، تأثیر عمیقی بر مخاطب بگذارند و او را به تفکر و تأمل در معانی و مفاهیم عمیقتر سوق دهند. نقوش با ماهیت پیوسته و دایرهای خود، نماد تداوم و استمرار هستند و هنرمندان آنها را بهعنوان عناصری تزیینی و پایدار در کتابها به کار میبرند.
نقوش اسلیمی در تزیین قرآنها به وفور به کار رفتهاند و به عنوان یکی از عناصر اصلی تزیینی در این کتاب مقدس شناخته میشوند. هنرمندان ایرانی این نقوش را در شاهنامهها و کتابهای ادبی، علمی و مذهبی برای تزیین صفحات و تصاویر به کار بردهاند و با این کار، به زیبایی و جذابیت این کتابها افزودهاند؛ این امر نشاندهندهی اهمیت این نقوش در فرهنگ و هنر اسلامی است.
نقش اسلیمی در دیباچه مذهب عهد تیموری، نمونهای از هنر تذهیب و نگار هنر ایران
3.کاربرد نقوش اسلیمی در هنر قالیبافی ایرانی–اسلامی
نقوش اسلیمی که یکی از اصلیترین و ماندگارترین نقشمایههای تزیینی هنر ایران به شمار میرود، به هنر قالیبافی ایرانی راه یافته و جایگاهی ویژه پیدا کرده است. هنرمندان ایرانی با الهام از پیچوتاب ساقهها، برگها و فرمهای گیاهی، و با بهرهگیری از خطوط منحنی، چرخان و دورانی، طرحهایی پیچیده، ظریف و هماهنگ بر فرشهای ایرانی ایجاد میکنند که آرایههای ایرانی–اسلامی ریشهدار در هنر باستانی ایران را بازتاب میدهد.
چنین طرحهای اسلیمی سنتی، بازتابی از زیباییشناسی هنر ایرانی و جلوهای از پیوند میان طبیعت، معنا و روح عرفانی هنر ایرانی-اسلامی هستند که در نگارگری، تذهیب و دیگر هنرهای تزئینی ایران نیز تداوم یافتهاند.
دوران باستان، نقوش فرش بیشتر جنبههای مذهبی و فرهنگی داشتند و شامل نقوش گل، پرندگان، حیوانات و اشکال هندسی بودند. صنعتگران ایرانی در دوران هخامنشیان فرش پازیریک را که قدمت آن به قرن پنجم پیش از میلاد میرسد، بافتهاند.
زیبایی و تنوع اسلیمی در طراحی فرش ایرانی
خطوط منحنی و گردشی، نقوش اسلیمی را طراحی کرده و طرحهای پیچیده و ظریف ایجاد میکنند که زیبایی خاصی به فرش میبخشند. طراحان اسلیمیها را اغلب با نقوش دیگر مانند ختایی، گلهای شاه عباسی و… ترکیب میکنند تا طرحهای پیچیدهتر و زیباتری به وجود آورند. اسلیمیها میتوانند در متن فرش، حاشیه، لچک و ترنج به کار روند و طرح های متنوعی را ایجاد کنند.
قالیها و قالیچههای بازمانده از سده نهم هجری قمری با طرحهای اسلیمی بر متن و حاشیه، نشان از گسترش کاربرد این طرح در هنر قالیبافی دارد. دوران صفویه، به عنوان اوج هنر فرشبافی ایران شناخته میشود. در این دوره، افراد کارگاههای سلطنتی را تأسیس کردند و طرحهای پیچیدهای مانند لچکترنج، گلهای شاهعباسی و شکارگاه را در فرشها به کار بردند.
نقوش اسلیمی در فرشبافی صفویه، بازتاب زیباییشناسی نگار هنر ایران
4.کاشیکاری ایرانی؛ آمیزهای از هنر، معنویت و نقوش اسلیمی
کاشیکاری ایرانی یکی از جلوههای درخشان نگار هنر ایران و از اصیلترین هنرهای سنتی ایرانی-اسلامی است و پیشینهای کهن در معماری ایرانی دارد. این هنر از دوران باستان رواج داشت و در عصر اسلامی با نقوش اسلیمی و آرایههای ایرانی به اوج رسید.
در کاشیکاری سنتی ایران، طرحهای اسلیمی، ختایی و هندسی جایگاهی برجسته در میان آرایههای ایرانی-اسلامی و جلوههای گوناگون نگار هنر ایران دارند. این نقوش اسلیمی و نقشمایههای تزیینی ایرانی، بیانگر پیوند ژرف میان زیباییشناسی هنر ایرانی و معنویت هنر اسلامی هستند.
در میان انواع کاشیهای معرق، هفترنگ، معقلی و مقرنس، نقوش و رنگآمیزی اسلیمی جلوهای هماهنگ و نمادین به فضاهای معماری ایرانی-اسلامی میبخشد. این هماهنگی میان فرم، رنگ و معنا در هنر کاشیکاری ایرانی، تجلی کامل روح هنر اسلیمی و نگار هنر ایران است.
نمونههای اولیه کاشیکاری در ایران به دوران پیش از اسلام و به خصوص در دوره هخامنشیان (تخت جمشید و شوش) و ساسانیان بازمیگردد. با ورود اسلام به ایران، هنر کاشیکاری به اوج شکوفایی خود رسید و در تزئین مساجد، مدارس، کاخها و دیگر بناهای مذهبی و غیرمذهبی به کار رفت.
زیبایی و تکرار طبیعت در اسلیمیهای کاشیکاری
اسلیمی در کاشیکاری به طرحها و نقوش گیاهی و هندسی پیچیدهای اطلاق میکنند که هنرمندان اسلامی، بهویژه کاشیکاران ایرانی، از آنها به شکل گسترده استفاده میکنند. این طرحها با الهام از پیچیدگی و تکرار موجود در طبیعت، جلوهای زیبا و چشمنواز به بناها میبخشند. این نقوش اغلب به صورت تکرارشونده و متقارن در کنار هم قرار میگیرند و یادآور پیچیدگی و زیبایی طبیعت هستند.
اسلیمیها به عنوان یکی از اصلیترین عناصر تزئینی در کاشیکاری مساجد، بناهای تاریخی و حتی فضاهای مدرن به کار میروند. طرحهای اسلیمی بسیار متنوع هستند و میتوانند شامل انواع گلها، برگها، شاخهها و پیچیدگیهای هندسی باشند.
استفاده از نقوش اسلیمی در کاشیکاری باعث ایجاد فضایی روحانی، زیبا و پر نقش و نگار میشود و به بنا جلوهای خاص و منحصر به فرد میبخشد. مساجد تاریخی با کاشیهای اسلیمی، کافهها و رستورانهای سنتی با طرحهای اسلیمی، و حتی فضاهای مسکونی با استفاده از کاشیهای اسلیمی، نمونههایی از کاربرد این هنر زیبا هستند.
در دوران سلجوقیان، شاهد خلق آثار بینظیری از کاشیکاری هستیم، در دوره صفویه، کاشیکاری هفترنگ در اصفهان به تکامل رسید و در دوره قاجار، شاهد استفاده از کاشیهای لعابدار با نقوش متنوع در بناها هستیم.
نقوش اسلیمی در کاشیکاریهای صفویه، از جلوههای ماندگار نگار هنر ایران
گستره جهانی نقوش اسلیمی و تأثیر آن بر هنر اسلامی و اروپایی
گستره اسلیمی در تاریخ تمدن اسلامی و همچنین زیبایی و دلنشینی این نقش، وجهه جهانی یافته است. به عبارتی اسلیمی در هنر اسلامی به حدی گسترش یافت که در تزئینات بناها و کتب خطی در اروپا نیز نفوذ کرد.
زمانی که اروپاییان نقش اسلیمی را شناختند، به قدری به این نقوش علاقهمند شدند که نقاشانشان با کار بر روی آن، سبکی جدید در میان خود ایجاد کردند. چون اروپاییان هنر اسلامی را به نام هنر عربی میدانستند، سبکی که از پیروی نقشهای اسلیمی شکل گرفت، آرابسک یا عربانه نامگذاری کردند.
نقوش اسلیمی، با پیچیدگی و ظرافت خود، تأثیر قابل توجهی بر نقاشان اروپایی در طول تاریخ داشتهاند. تأثیر این موضوع در زمینههای مختلفی از جمله استفاده از نقوش انتزاعی، ترکیببندیهای پیچیده و بهرهگیری از رنگهای خاص قابل مشاهده است.
نقوش اسلیمی؛ پلی میان زیباییشناسی هنر ایرانی و نوآوری در هنر اروپایی
نقوش اسلیمی به عنوان نقوش انتزاعی و تزئینی، الهامبخش هنرمندان اروپایی برای خلق آثار انتزاعی خود شدند. هنرمندان با الهام از این نقوش، به جای تقلید صرف، از روح و جوهره آنها برای خلق آثار جدید استفاده کردند.
هنرمندان اغلب نقوش اسلیمی را طراحی میکنند و آنها را به ترکیببندیهای پیچیده و متقارن تبدیل میکنند. همچنین نقاشان اروپایی این ویژگی را در آثار خود نمایش دادهاند و با بهکارگیری این الگوها، تعادل و هارمونی خلق کردهاند. این نقوش الهامبخش هنرمندان اروپایی در تزئین بناها و آثار هنری خود شدند.
اروپائیان از دوره رنسانس تحت تأثیر نقوش اسلیمی قرار گرفتند و با تبادلات فرهنگی، این نقوش را در آثار گوتیک به کار بردند.
ضمناً نقوش اسلیمی همچنان الهامبخش هنرمندان معاصر اروپایی هست و در آثار هنری مختلفی از جمله نقاشی، طراحی و مجسمهسازی استفاده میشود. بنابراین، نقوش اسلیمی با تأثیرات خود بر نقاشان اروپایی، زمینهساز نوآوریها و تحولات مهمی در هنر اروپا شدهاند. تأثیرات در نقوش انتزاعی، ترکیببندیهای پیچیده و رنگهای خاص دیده میشوند.
انواع طرحهای اسلیمی در نگار هنر ایران
طرحهای اسلیمی انواع گوناگون دارد: «اسلیمی ساده»، «اسلیمی توپُر»، «اسلیمی توخالی»، «دهن اژدری»، «خرطوم فیلی»، «ماری»، «اسلیمی پیچک» و انواع دیگر.
1.اسلیمی ساده
نقوش اسلیمی ساده به طرحی می گویند که بدون تزئینات اضافی و در سادهترین شکل خود ارائه میشود. این نقوش معمولاً شامل خطوط منحنی و پیچیدهای هستند که از ترکیب آنها با یکدیگر، طرحهای گیاهی و انتزاعی ایجاد میشود. اسلیمی ساده به عنوان پایه و اساس سایر طرحهای اسلیمی پیچیدهتر نیز به شمار میرود.
2.اسلیمی توپُر
طرح اسلیمی توپر نوعی طرح اسلیمی است که در آن خطوط پیچکهای گیاهی و منحنیها به صورت توپر و ضخیم ترسیم میشوند. اسلیمی توپر، با تأکید بر پر بودن و ضخامت خطوط، این زیبایی را به شکل متفاوتی به نمایش میگذارد.
3.اسلیمی توخالی
طرح اسلیمی توخالی نوعی از نقوش اسلیمی است که با سادگی و پرهیز از جزئیات زیاد، در تزیینات به کار میرود. این طرح به دلیل سرعت بیشتر در اجرا نسبت به انواع دیگر اسلیمی، مورد استقبال هنرمندان قرار گرفته است. در این طرح، خطوط و منحنیهای اصلی اسلیمی حفظ میشوند، اما از تزیینات اضافی و جزئیات پیچیده کاسته میشود.
4.اسلیمی دهن اژدری
طرح اسلیمی دهن اژدری، نوعی از طرح اسلیمی است که در آن، انتهای یکی از شاخههای اسلیمی، به شکل سر و دهان اژدها طراحی میشود و اغلب دو شاخه اسلیمی کوچکتر به صورت قرینه از دهان اژدها بیرون میآیند. این طرح در هنرهای اسلامی به ویژه در تذهیب و قالیبافی کاربرد فراوانی دارد.
5. اسلیمی خرطوم فیلی
طرح اسلیمی خرطومی، نوعی از طرحهای اسلیمی است که در آن انتهای نقش اسلیمی به شکل خرطوم فیل طراحی میشود. این طرح، به گونهای طراحی شده است که پیچ و تابهای خاص آن به شکل خرطوم فیل درآیند. این نوع طرح، علاوه بر داشتن پیچشهای ویژه، عناصر دیگری مانند سرچنگ، گره و انشعابات مختلف را نیز شامل میشود. این عناصر، به طرح زیبایی و پیچیدگی بیشتری میبخشند.
6.اسلیمی ماری
طرح اسلیمی ماری با الهام از حرکات و پیچ و تابهای مار طراحی میشود. این طرحها با فرمهای گردان و حلزونی، شباهت زیادی به بدن مار در حال خزیدن دارند. این طرحها معمولاً آزادانهتر از سایر انواع اسلیمی اجرا میشوند و بند و سربند در آنها کمتر به کار میرود. این نوع اسلیمی در تزئینات هنری به ویژه در تذهیب و هنرهای سنتی کاربرد زیادی دارد.
7. اسلیمی پیچک
هنرمندان طرح اسلیمی پیچک را، با الهام از خطوط منحنی و پیچیده ساقهها و برگهای گیاهان، طراحی کردهاند و این طرح بهصورت گسترده در هنر ایرانی-اسلامی به کار میرود. این طرح با تکرار و در هم تنیدگی الگوهای گیاهی، زیبایی و ظرافت خاصی را به وجود میآورد و در تزئینات مختلفی از جمله معماری، فرش، کتابآرایی و دیگر هنرهای تجسمی کاربرد دارد.
این نوع طرح، ساختاری پویا و سیال را با بهرهگیری از خطوط منحنی و در هم تنیده طراحی میکند. اسلیمی پیچک از نقوش گیاهی مانند برگها، ساقهها و گلها الهام میگیرد و آنها را به شکلی انتزاعی و تزیینی به کار میبرد. اسلیمی پیچک معمولاً دارای تقارن و تعادل است که به آن زیبایی و هماهنگی میبخشد.
یکی از ویژگیهای بارز اسلیمی پیچک، عدم وجود ابتدا و انتهای مشخص در طرح است که این امر به آن حس بی نهایت و جاودانگی میبخشد.
نقشپردازی یکی از عناصر برجسته و اصلی در تمامی هنرها، بهویژه در هنر تذهیب محسوب میشود. طراحی و اجرای تذهیب بر پایه اصول، قواعد مشخص و چارچوبهایی خاص انجام میگیرد که هماهنگی میان اجزا در قالب این اصول شکل میپذیرد.
هدف ما بررسی و تشریح مراحل اجرایی هنر تذهیب و فرایند اجرای تذهیب است؛ زیرا پیش از آغاز روند عملی تذهیب بر روی مقوا یا بوم، نیاز است تا طرح و نقش اولیه بهصورت دقیق آمادهسازی شود.
در مراحل انجام تذهیب، جزئیات طرح از پیش تعیین میشود تا نسخههای چاپی یا کپی آن در دسترس باشد و کار بهصورت منظم پیش برود. در پایان این فرایند، شیوه اجرای تذهیب میتواند شامل بهکارگیری عناصر متنوعی نظیر ترنج، شمسه، کتیبه و دیگر نقوش تزئینی باشد.
انتقال طرح تذهیب روی مقوا یا بوم
انتقال طرح روی مقوا به دقت و رعایت ترتیب مراحل نیاز دارد. ابتدا برای انتقال، به کاغذ کالک مناسب طرح نیاز داریم. کاغذ را متناسب با اندازه طرح برش میزنیم تا تمام جزئیات به خوبی مشاهده شوند. سپس با استفاده از چسب کاغذی، کاغذ کالک به بوم فیکس میشود تا هنگام رسم، از جابجایی جلوگیری شود. مرحله بعدی خطوط طرح را با مداد H2 میکشیم. کار را از بالای طرح آغاز کنید و بهصورت تدریجی به سمت بخشهای پایینتر پیش بروید. پیش از باز کردن چسبها، باید طرح کامل بررسی شود تا مطمئن شوید هیچ قسمتی جا نمانده باشد.
پس از اتمام طراحی، برای پاک کردن گرد و غبار اضافی مداد، کاغذ کالک را تکان میدهیم. این کار به جلوگیری از ایجاد لکههای اضافی روی بوم کمک میکند، زیرا باقی ماندن گردهها ممکن است در مرحله انتقال طرح، باعث آلودگی یا چرکی بوم شود. سپس کاغذ کالک را پشتورو کنید و طرح را روی بوم انتقال دهید.
مرحله مهرهکاری: انتقال دقیق طرح روی بوم
در این مرحله کاغذ را دوباره با چسب روی بوم ثابت کرده و با ابزار مُهره کار شروع میشود. مُهره از جنس سنگ بوده و نوع عقیق بهترین کیفیت را دارد. مُهره در اندازهها و شکلهای گوناگون عرضه میشود و استفاده از آن عمدتاً به رسم خطوط طرح با جهت مشخصی مانند از راست به چپ یا از بالا به پایین اختصاص دارد.
هنگام استفاده از مُهره باید فشار دست مناسب باشد، چراکه فشار بیش از حد ممکن است کاغذ کلک را پاره کند و فشار کم باعث انتقال ناقص طرح شود. حرکت دست باید بدون تغییر جهت باشد تا گرافیت مداد به دیگر بخشها پخش نشده و طرح تمیز حفظ شود. پس از اتمام این مرحله، با جدا کردن چسبها و برداشتن کاغذ کلک، طرح به صورت کمرنگ روی بوم نمایان میشود. رعایت دقت در هر گام تضمینکننده کیفیت نهایی کار خواهد بود.
قلمگیری قهوهای تذهیب
وقتی طرح تذهیب را روی بوم اصلی منتقل میکنیم، با استفاده از قلمموی بسیار ظریف (سهصفر یا چهارصفر) و رنگ قهوهای آبرنگ، نقوش منتقلشده را بهصورت کمرنگ قلمگیری میکنیم. هرچه خطوطی که میکشیم، نازکتر و کمرنگتر باشند، ادامهی کار تذهیب برای ما آسانتر خواهد بود. پس از آن، طرح مدادی زیرین را کاملاً با پاککن تمیز میکنیم. در این مرحله، طرح باقیمانده کاملاً اصلاحشده و آمادهی مرحلهی رنگگذاری است.
دلایل قلمگیری اولیه با آبرنگ و پاککردن خطوط مدادی
سؤالی که ممکن است پیش بیاید این است که چرا قلمگیری اولیه را با آبرنگ انجام میدهیم؟ دلیل این موضوع آن است که در طول انجام کار، امکان اینکه طرح مدادی به تدریج محو یا از بین برود، زیاد است. برای جلوگیری از ایجاد مشکل در ادامهی روند کار، لازم است در ابتدا نقوش را با رنگ قهوهای آبرنگ قلمگیری کنیم تا ثبات بیشتری به آن بدهیم.
اهمیت پاککردن خطوط مدادی پیش از رنگآمیزی با گواش
اما چرا پس از این مرحله خطوط مدادی را پاک میکنیم؟ علت این کار این است که اگر روی خطوط مدادی رنگ گواش قرار بگیرد، گذر زمان باعث ترکیب گرافیت مداد با رنگ گواش خواهد شد. این ترکیب موجب افت کیفیت گواش میشود و ویژگی شفافیت و درخشش رنگ را از میان میبرد. به همین علت، رنگهای گواش به حالتی کدر درمیآیند و جذابیت اولیه خود را از دست میدهند.
طلاگذاری در تذهیب
در این مرحله باید قلممویی متناسب با ابعاد کار انتخاب شود. قلمموهای شماره دو، سه یا چهار صفر برای قلمگیری گزینه مناسبی هستند. با استفاده از قطرهچکان، کمی آب تمیز از لیوان برداشته و آن را در بخش رنگ طلایی پالت میریزیم. با حرکت قلممو، رنگ طلایی را با آب ترکیب میکنیم تا به غلظت مورد نظر برسیم. بهتر است هنگام برداشتن رنگ برای رنگآمیزی، از سطح صاف پالت استفاده کنیم.
در مرحله طلاگذاری، تمامی ساقهها، خطوط تزئینی، بندها، برگهای بادامی، جوانهها، کاسبرگها و مرکزی گلها با رنگ طلایی رنگ آمیزی میشوند. لازم است توجه شود که طلاگذاری بهصورت یکنواخت انجام و هیچ اثری از سفیدی بوم در زیر رنگ نمایان نباشد.
برای حفظ هماهنگی رنگی بین ساقهها و گل شاه عباسی، بخشهایی از مرکز این گلها را نیز طلایی میکنیم. همچنین میتوان دایره مرکزی گلها را به رنگ طلایی درآورد تا جلوه بیشتری پیدا کنند. معمولاً دایره مرکزی گلها یا به رنگ طلایی و یا رنگ اصلی گل رنگآمیزی میشود.
رنگهای گواش به سرعت خشک نمیشوند؛ لذا نباید دست روی قسمت خیس رنگ کشید. استفاده از زیردستی توصیه میشود تا کار تذهیب تمیزتر اجرا شود. برای این منظور میتوان از یک برگه تمیز A4 بهره گرفت.
نقاطی که باید به رنگ طلایی رنگآمیزی شوند شامل موارد زیر هستند:
ساقهها
برگها
لوتوسها
کاسبرگها
دستههای لوتوس
اجزایی از گلهای بزرگ
دایرههای مرکزی گلها
مُهره کشی
پس از انجام طلاگذاری، مرحله مُهرهکشی روی رنگ طلایی انجام میشود. این مرحله با هدف ایجاد براقیت در رنگ طلایی که جلوهای ویژه به طرح تذهیب میبخشد، صورت میگیرد. همچنین باید ذکر شود که این اقدام کمک قابلتوجهی به هنرمند در اجرای قلمگیری مشکی میکند.
سطح رنگ طلایی با اجرای مُهرهکشی، صیقلیتر و درخشندهتر مشاهده میشود. برای این منظور، از ابزار مخصوص مُهرهکشی که دارای مُهره عقیق سرکج برای کاربرد در تذهیب است، استفاده میکنیم. ابزار را از قسمت منحنی آن روی خطوط طلایی میکشیم تا به براقیت رنگ طلایی بیافزاید. این کار با دقت و آرامش کامل بر تمامی قسمتهای رنگ طلایی انجام میشود.
در برخی مواقع هنگام مُهرهکشی روی رنگهای طلایی، ممکن است براقیت کافی حاصل نشود. برای رفع این مشکل، میتوان سر ابزار مُهرهکشی را پیش از استفاده، به آرامی روی بینی یا موی دست کشید تا اندکی چرب شود و سپس مُهرهکشی را ادامه داد. تا رنگ طلایی براقتر مشاهده شود. در صورتی که طلاگذاری بر روی کاغذ آهار مُهرهای صورت گیرد، میزان براقی رنگ طلایی نیز افزایش خواهد یافت.
رنگ اسلیمی در تذهیب
مرزبندی رنگها در تذهیب اغلب با استفاده از اسلیمیها و کادرها مشخص میشود. گاهی اوقات، مُذهّبان ترجیح میدهند این تفکیک رنگ با استفاده از حرکتهای ختایی انجام گیرد. اسلیمیها که با پیچ و تابهای زیبا و تنوع کادرها در طراحی وجود دارند، این امکان را فراهم میکنند تا بتوانید طرح اسلیمی را در رنگهای مختلف برای اجرا برگزینید. در برخی موارد، طرح به رنگ طلایی انتخاب میشود، اما غالباً ترکیبی از رنگهای روشن و تیره برای اجرا مورد استفاده قرار میگیرد.
انتخاب رنگها در تذهیب کاملاً به ذوق و مهارت هنرمند بستگی دارد و بر اساس طراحی، قابلیت تغییر دارد. میتوان از رنگهای سردی همچون آبی روشن، سبز روشن و یا رنگهای گرم مانند زرد روشن، اُکر، صورتی و نارنجی برای رنگآمیزی اسلیمیها بهره گرفت.
ساقهها معمولاً در تذهیب به رنگ طلایی دیده میشوند، اما میتوان از رنگهای سفید، سبز یا آبی نیز برای رنگ آمیزی آن استفاده کرد.
رنگ گلها در تذهیب
هنر تذهیب یکی از ظرایف و زیباییهای فرهنگ و هنر ایرانی است که نیازمند دقت و خلاقیتی بینظیر است. در این هنر، گلها پس از رنگآمیزی وارد مرحله پردازش میشوند و با استفاده از زمینهای که اطراف آنها ایجاد میشود، جلوهای زیباتر پیدا میکنند. در رنگآمیزی گلها باید به گونهای عمل کرد که طیفهای رنگی به صورت یکنواخت در سراسر طرح توزیع شود و از تمرکز یک رنگ در نقطهای خاص اجتناب گردد. انتخاب رنگها کاملاً سلیقهای بوده و از تجربه هنرمند نشأت میگیرد.
رنگآمیزی گلها در تذهیب بر سه دسته اصلی تقسیم میشود:
1. رنگهای گرم مانند صورتی و نارنجی
2. رنگهای سرد نظیر سبز و آبی روشن
3. رنگهای خنثی شامل سبز آبی، سبز کلهغازی، بنفش، زرد، و سفید
استفاده از تمام این طیفها برای ایجاد توازن و هماهنگی در طرح اهمیت دارد. در برخی موارد میتوان قسمتی از گل را طلایی جلوه داد یا بخشهایی را اصلاً رنگآمیزی نکرد تا همان رنگ طبیعی کاغذ ظاهر شود. چنین سبک کاری عموماً در تذهیب آثار خوشنویسی دیده میشود. نکته مهم دیگر این است که توزیع متعادل رنگهایی مانند نارنجی و صورتی باید به گونهای انجام شود که در یک نقطه خاص از طرح تجمع نداشته باشند. بزرگی یا کوچکی طرح نیز در انتخاب تعداد رنگها مؤثر است؛ طرحهای کوچک معمولاً با رنگهای کمتر و کارهای بزرگتر با گسترهای وسیعتر از رنگها به نمایش درمیآیند.
رنگهای روشن زمانی که در کنار یکدیگر قرار میگیرند جلوه بیشتری دارند؛ برای مثال آبی در کنار صورتی یا نارنجی کنار سبز ترکیبهای جذابی ایجاد میکنند.
قلمگیری در تذهیب
مرحله بعدی کار، قلمگیری است که یکی از حساسترین بخشها به شمار میرود و نیازمند مهارت بالایی است. طراحی گلها، شاخهها، اسلیمیها و کادرها در این مرحله به بهترین شکل خود تجلی پیدا میکند. برای قلمگیری باید از قلمموی بسیار ظریف استفاده کرد؛ قلمموهایی با موی گربه یا گراف دو صفر بهترین انتخابها هستند. مرکب مناسب این کار، مرکب خشک است و قلمگیری حتماً با رنگ مشکی انجام میشود؛ استفاده از سایر رنگها به طور معمول خاص سبکهای دیگر مانند مینیاتور یا تشعیر است.
برای قلمگیری به ظروف آب تمیز و ظروف با زمینه روشن نیاز داریم. حرکت صحیح قلممو هنگام برداشتن مرکب از ظرف بسیار مهم است و باید توجه داشت که مقدار آب مرکب نباید بیش از حد باشد، زیرا باعث پخش شدن و از کنترل خارج شدن خطوط میشود. ترکیب مرکب با آب نیز احتیاج به تکنیکی خاص دارد؛ چرخش همزمان قلممو هنگام حرکت باعث میشود مرکب یکنواخت شده و نوک قلممو آمادگی حفظ ظرافت خط را پیدا کند.
رازهای قلمگیری دقیق در تذهیب
هنگام قلمگیری، نحوه گرفتن قلممو اهمیت بسیاری دارد؛ این ابزار باید در حالت عمودی نگه داشته شود تا تنها نوک آن با سطح کاغذ یا بوم تماس پیدا کند. قبل از شروع روی طرح اصلی، آزمایش چند خط روی کاغذ جداگانه توصیه میشود تا میزان تسلط و یکنواختی خطوط بررسی شود. ظرافت قلمگیری نشاندهنده مهارت هنرمند است؛ مرکببرداری صحیح به شما این امکان را میدهد که با یکبار شارژ قلم، چندین عنصر طرح را کامل کنید. ضخامت خطوط باید یکنواخت باشد؛ برای رسم خطوط بلند نیز کنترل تنفس توصیه شده تا دقت و آرامش حفظ شود.
تمام این مراحل باید در محیطی ساکت و آرام انجام شود، جایی که بتوان بر جزئیات تمرکز کرد. یک اجرای دقیق برای قلمگیری یک گل ارزش بیشتری دارد نسبت به تکمیل سریع اما بیدقت یک شمسه بزرگ. پس از اتمام کار، شستشوی دقیق قلممو با آب ضروری است تا بقایای مرکب روی آن باقی نماند.
این دقت و حساسیتهاست که هنر تذهیب را از دیگر شاخههای هنری متمایز میکند و به آن جلوهای منحصر به فرد میبخشد.
پرداز در تذهیب
پرداز یا داغی، به تیرگیهایی گفته میشود که بهمنظور زیباسازی گلها در هنر تذهیب ایجاد میشوند. این فرآیند به اثر هنری جلوهای لطیف و زیبا میبخشد. قلمموهای مورد استفاده در پرداز باید نوک تیز و مناسب برای جزئیات باشند، و با توجه به ظرافت کار، انتخاب قلممو نیز اهمیت پیدا میکند. رنگ پرداز نسبت به رنگ زمینه گل، کاملاً متمایز و بارز است.
انواع پرداز در دو روش کلی تقسیم میشوند:
پرداز از داخل به خارج گلبرگ
پرداز از خارج به داخل گلبرگ
پرداز از داخل به خارج گلبرگ
هر گل با رنگ خودش پرداز میشود؛ بهعنوان مثال گل صورتی با رنگ قرمز، گل آبی بسیار روشن با رنگ آبی، گل سبز روشن با رنگ سبز و گل بنفش روشن با رنگ بنفش پرداز میشود. اما در مورد گلهای سفید و زرد، شرایط متفاوت است؛ گل زرد را معمولاً با رنگ نارنجی و گل سفید را میتوان با هر رنگ دلخواه پرداز کرد.
برای آغاز فرآیند پرداز، ابتدا قلممو را مرطوب کرده و در رنگ مورد نظر قرار میدهیم. پس از مخلوط کردن رنگ گواش با آب، قلممو را روی سطح سفید درب آبرنگ حرکت داده، سپس میزان آب مناسب را اضافه میکنیم و پرداز را بر تذهیب اجرا میکنیم. پرداز از داخل به خارج گلبرگ در سه مرحله انجام میشود:
در این مرحله، رنگ مورد نظر باید بسیار کمرنگ انتخاب شود بهطوری که دوسوم گل با آن رنگآمیزی شود بدون آنکه رنگ اصلی گل محو گردد. نکته مهم این است که رنگ کمرنگ نباید روی خطوط قلمگیری قرار گیرد و حرکت قلممو باید به سمت گوشهها یا تیزیهای گل و گلبرگها هدایت شود.
در این مرحله همان رنگ انتخاب شده با غلظت بیشتری آماده میشود؛ یعنی مقدار آب کاهش یافته و رنگ بیشتری استفاده میشود. سپس دو سوم ناحیه مرحله قبل با این رنگ پررنگتر پوشانده شده و پرداز به دقت اجرا میشود. برای اطمینان از شدت رنگ، بهتر است آن را روی کاغذ زیر دستی بررسی کنیم.
در این مرحله رنگ مستقیماً از آبرنگ برداشته شده و دانههای رنگی بیشتر با مقدار بسیار کمی آب ترکیب میشوند. این مرحله شامل اشارههای نهایی کوچک به گلبرگهاست که ظرافت اثر هنری را تکمیل میکنند.
پرداز از خارج به داخل گلبرگ در دو مرحله عملیاتی است:
در این مرحله ابتدا رنگ کمرنگ انتخابشده در فضای بیرونی گلبرگ قرار داده میشود. باید مراقب باشیم که خطوط قلمگیری و رنگ اصلی گل آسیب نبینند. حرکت قلممو باید کاملاً منطبق بر شکل طبیعی گل یا گلبرگ باشد تا نتیجه نهایی رضایتبخش باشد.
در این مرحله رنگ با غلظت بیشتری آماده شده و پس از بررسی شدت رنگ روی کاغذ زیر دستی، هالهای از رنگ در اطراف بخش بالایی خارجی گلبرگ اجرا میشود تا پرداز نهایی شکل گیرد و جزئیات هنری برجستهتر شوند.
رنگ پسزمینه در تذهیب
رنگ پسزمینه در هنر تذهیب، طیفهای گستردهای دارد، اما از میان آنها، رنگهای لاجورد و شنگرف بهعنوان سنتیترین و پرکاربردترین انتخابها شناخته میشوند. لاجورد، که در زبان انگلیسی به عنوان “پرشین بلو” معروف است، رنگی ایرانی محسوب میشود و از سنگهای لاجورد موجود در ایران و افغانستان استخراج میگردد. شنگرف نیز نوعی رنگ قرمزِ متمایل به نارنجی است که از رسوب مس حاصل میشود.
برای فرآیند رنگآمیزی پسزمینه، علاوه بر رنگهای متنوع، نیاز به قلممو با نوک ظریف و ظرف آب تمیز وجود دارد. تُن رنگهای زمینه باید عموماً پررنگتر از رنگهای روشن گلها باشد و این تضاد باعث جلوه بیشتر طرحها میشود. با این حال، در برخی موارد از رنگ طلا نیز برای زمینه استفاده میشود تا جلوهای باشکوه به اثر هنری بخشیده شود.
رنگآمیزی پسزمینه نیازمند دقت بالاست. ابتدا باید محدودهای که قرار است رنگ شود را مشخص کرده و قلممو را درون رنگ لاجورد یا هر رنگ دیگر دلخواه قرار داد. سپس با تنظیم غلظت و حجم رنگ روی نوک قلممو، کار آغاز میشود. نکته مهم این است که قبل از شروع به رنگآمیزی نقاط ظریف، حجم اضافی رنگ را بر بخشهای بزرگتر کاهش دهید تا از خراب شدن قسمتهای حساس طرح جلوگیری شود. نقاط کوچک مانند اطراف گلها و برگها را تنها زمانی رنگ کنید که قلممو سبک شده باشد.
تکنیکهای رنگآمیزی یکنواخت پسزمینه در تذهیب
ضروری است که روند رنگآمیزی پسزمینه بدون وقفه انجام گیرد؛ توقف حین کار میتواند باعث ایجاد سایه روشنهای ناخواسته در سطح زمینه شود. اگر مجبور به وقفه شدید، بهتر است که رنگگذاری را در بخشی مشخص و مجزا متوقف کنید تا لک یا تغییر تُن رنگ به حداقل برسد.
برای شروع، بهتر است ابتدا از قسمتهای باریک طرح آغاز کنید و از ترکیب مناسب آب و رنگ بهره بگیرید تا نتیجهای یکنواخت حاصل شود. اگر مقدار آب زیاد باشد، رنگ رقیقتر شده و کاغذ زیر آن پیدا خواهد شد. از طرفی، چنانچه آب کم باشد و رنگ غلیظتر استفاده شود، پسزمینه ممکن است زبر و برجسته شود که به مرور زمان دچار آسیبدیدگی خواهد شد.
در هنگام رنگآمیزی دقت کنید تا رنگ بر روی جزئیات طراحی مانند قلمگیریها، گلها، بندها یا اسلیمیها نریزید. تنوع موجود در انتخاب رنگ پسزمینه به شما امکان میدهد سلیقه خود را اعمال کنید و جلوه اثر هنری را مطابق میل خود تغییر دهید.
از استفاده مستقیم گواش خام برای رنگآمیزی پسزمینه باید اجتناب کرد. برای ایجاد کیفیت مطلوب در هنر تذهیب، بهتر است دو یا سه تُن رنگ تیره را با یکدیگر ترکیب کنید تا در نهایت یک رنگ غنی و یکنواخت داشته باشید که به زیبایی اثر کمک کند.