تصویر مرد میانسال در حال کارکردن تذهیب پشت میز و محمدباقر آقامیری؛ از نگارگری تا تذهیب

محمدباقر آقامیری؛ از نگارگری تا تذهیب

استاد محمدباقر آقامیری، از پیشکسوتان هنرهای سنتی است که در نگارگری و تذهیب نسخه‌های خطی و تزئین قرآن فعالیت داشته است. او نگارگری را نزد استادان مطرحی فرا گرفت و تحصیلات دانشگاهی خود را در رشته نقاشی و گرافیک تکمیل کرد.آثار آقامیری شامل نگاره‌های مذهبی، حماسی و ادبی است. سبک او تلفیقی از سنت نگارگری ایرانی با نگاه معاصر است و آثاری خلق کرده که در موزه‌ها و مجموعه‌های داخلی و بین‌المللی نگهداری می‌شوند.

مقدمه

زندگی و مسیر هنری استاد محمدباقر آقامیری نمونه‌ای بارز از پیوند استعداد طبیعی با تلاش مستمر و آموزش حرفه‌ای است. مهاجرت خانواده به تهران فرصت دسترسی به آموزش‌های گسترده‌تر و محیط فرهنگی پویاتر را برای او مهیا ساخت و مسیر زندگی‌اش را به سمت هنر حرفه‌ای هدایت نمود. تحصیلات دانشگاهی و آموزش نزد استادان برجسته، علاوه بر پرورش مهارت‌های فنی، پایه‌ای مستحکم برای خلاقیت و نوآوری او در نگارگری و تذهیب ایجاد کرد.

فعالیت‌های آموزشی و هنری آقامیری، همراه با حضور فعال او در دانشگاه‌ها و مراکز تخصصی، تعهدش به حفظ و گسترش هنرهای ملی و آیینی ایران را نشان می‌دهد. او با تربیت نسل‌های متعدد هنرمند، نقش مهمی در تداوم این هنرها ایفا کرده است.
آثار نگارگری و تذهیب او شامل نسخه‌های خطی، قرآن‌ها و مجموعه‌های ادبی و تاریخی است. این آثار با ترکیب‌بندی‌های دقیق، رنگ‌گذاری لایه‌لایه و مضامین ادبی و عرفانی، جایگاهی متمایز در هنر معاصر ایران دارند.
این تجربه گسترده، آقامیری را به یکی از پیشکسوتان برجسته نگارگری و تذهیب و چهره‌ای تأثیرگذار در هنرهای سنتی کشور تبدیل کرده است.

زندگی‌نامه

محمدباقر آقامیری در سال ۱۳۲۹ در روستای حسن‌آباد، از توابع یاسوکند شهرستان بیجار در استان کردستان، متولد شد. او دوران کودکی خود را در فضایی روستایی و در دل طبیعت گذراند. این محیط سرشار از رنگ و نقش، در شکل‌گیری ذوق هنری و نگاه بصری او نقش مهمی داشت.

با مهاجرت خانواده به تهران، او به آموزش‌های گسترده‌تر و فضای فرهنگی پویاتری دست یافت. این تغییر مسیر زندگی او را به‌سوی هنر حرفه‌ای هدایت کرد. آقامیری تحصیلات ابتدایی را در زادگاهش گذراند و دوره‌های بعدی را در تهران ادامه داد. او از سال‌های نوجوانی علاقه و استعداد خود را در نقاشی و هنرهای سنتی نشان داد.

او با پشتکار و پیگیری مستمر، نگارگری و تذهیب را به‌صورت جدی دنبال کرد. طی چند دهه فعالیت، به یکی از چهره‌های شاخص و پیشکسوت این عرصه در ایران تبدیل شد. آقامیری علاوه بر خلق آثار، در آموزش و انتقال تجربه به نسل‌های بعدی نیز نقش مؤثری داشت.

حضور فعال او در حوزه‌های آموزشی، نمایشگاهی و دانشگاهی چشمگیر است. تعهد او به حفظ و گسترش هنرهای ملی و آیینی، جایگاهش را در هنر معاصر ایران تثبیت کرده است.

تحصیلات دانشگاهی

محمدباقر آقامیری آموزش نگارگری را نزد استادانی چون محمدعلی زاویه، نصرت‌الله یوسفی، حسین الطافی و بهمن بروجنی فراگرفت. هم‌زمان، تحصیلات آکادمیک خود را در رشته نقاشی در دانشکده هنرهای تزیینی آغاز کرد.

او تحصیلات عالی خود را در دانشکده هنرهای زیبا تهران در رشته گرافیک ادامه داد. آقامیری با دریافت فوق‌لیسانس ارتباط تصویری، پایه علمی و نظری خود را در هنرهای تجسمی تقویت کرد.

شورای عالی فرهنگ و هنر، عنوان دکترای درجه یک هنر در نقاشی و هنرهای اسلامی را به او اعطا کرد. این عنوان جایگاه برجسته او را در هنرهای سنتی ایران نشان می‌دهد.

فعالیت‌های آموزشی

آقامیری سال‌ها در حوزه آموزش هنر فعال بوده است. او در دانشکده هنرهای زیبای دانشگاه تهران، دانشگاه هنر و دانشگاه الزهرا تدریس کرده است. همچنین در دانشگاه آزاد اسلامی و هنرستان‌های هنرهای تجسمی تهران فعالیت آموزشی داشته است.

او علاوه بر آموزش دانشگاهی، در مراکز تخصصی قالی و کاشی و آموزشگاه‌های آزاد نیز شاگردان بسیاری تربیت کرده است. این فعالیت‌ها جایگاه او را در میان استادان برجسته نگارگری معاصر ایران تثبیت کرده‌اند.

تجربه طولانی در آموزش هنرهای سنتی، آقامیری را به یکی از تأثیرگذارترین مربیان و نقاشان معاصر کشور تبدیل کرده است.

آثار نگارگری وی

آثار نگارگری آقامیری شامل نگاره‌های مذهبی، حماسی، ادبی و منظره‌پردازی‌های مینیاتوری‌مآب است. در فهرست آثار او عناوینی چون «پهلوان سید حسین شجاعت» (۱۳۶۱) و «ظهر عاشورا» (۱۳۶۵) دیده می‌شود. آثاری مانند «اساتیر» (۱۳۸۳)، «ای خوش آن روز» (۱۳۸۸) و «طاووس خیال» (۱۳۹۱) نیز در کارنامه او قرار دارند. او این آثار را با تکنیک گواش و آبرنگ و در ابعاد مختلف خلق کرده است. بسیاری از این آثار در موزه‌ها، مجموعه‌های خصوصی و نمایشگاه‌ها نگهداری یا عرضه شده‌اند.

محمدباقر آقامیری در نگارگری خود را از شاگردان و علاقه‌مندان استاد محمود فرشچیان می‌داند. او معتقد است فرشچیان در عین پایبندی به سنت، نگاه معاصر را وارد آثار خود کرده است. به باور او، این رویکرد فرشچیان را به پیشگام تحول در نگارگری ایرانی تبدیل کرده است.

آثار تذهیب وی

آقامیری علاوه بر نگارگری، در تذهیب و آرایش نسخه‌های خطی و تزئین قرآن فعالیت گسترده‌ای دارد. او بیش از ۳۰ جلد قرآن را تذهیب و ترصیح کرده و تصویرسازی و تذهیب بیش از ۴۰ عنوان کتاب تاریخی، ادبی و مذهبی را بر عهده داشته است. آثار تذهیب او هم به صورت چاپ‌شده و هم به شکل نسخه‌های محفوظ نگهداری و عرضه شده‌اند.

آثار استاد شامل نسخه‌های خطی و چاپی با تذهیب و تصویرسازی است. این آثار طیف گسترده‌ای از متون دینی، ادبی و تاریخی را دربرمی‌گیرند. از جمله قرآن کریم، دیوان حافظ، شاهنامه فردوسی، گلستان و بوستان سعدی، رباعیات خیام، خمسه نظامی و ترانه‌های فولکلور ایران.

علاوه بر این، او در تصویرسازی و تذهیب متون دیگر نیز فعالیت کرده است. نمونه‌هایی از این آثار شامل داستان‌های پیامبران، کتاب «مادر»، اشعار و غزلیات شمس (مولانا)، کتاب پهلوان و پهلوانی، دیوان اشعار رودکی سمرقندی و دیوان دهلوی است. این آثار نشان‌دهنده گستردگی نگاه هنری آقامیری و تلاش او برای حفظ و گسترش میراث ادبی و مذهبی ایران هستند.

تذهیب محمدباقر آقامیری

سبکِ هنریِ او

سبک هنری محمدباقر آقامیری پیوند آگاهانه سنت اصیل نگارگری ایرانی با نگاهی معاصر و شخصی است. او بر مبانی کلاسیک این هنر تسلط کامل دارد و از خطوطی ظریف، دقیق و کنترل‌شده بهره می‌گیرد. با رنگ‌آمیزی لایه‌لایه در تکنیک‌هایی چون گواش و آبرنگ، فضایی نرم، شفاف و شاعرانه می‌آفریند.

ترکیب‌بندی آثار او اغلب بر پایه روایت شکل گرفته و یادآور ساختار قصه‌پردازانه ادبیات کلاسیک ایران است. هر نگاره نه‌تنها یک تصویر، بلکه صحنه‌ای روایی با آغاز، اوج و معناست. حضور عناصر نمادین، استفاده سنجیده از فضا و تعادل میان جزئیات و کلیت تصویر، از ویژگی‌های شاخص زبان بصری او هستند.

در آثار آقامیری، او توجه ویژه‌ای به نقش‌مایه‌های طبیعت، به‌ویژه گل‌ها، گیاهان و پرندگان (گل و مرغ) دارد. اغلب به آن‌ها بار معنایی و نمادین می‌بخشد و از آن‌ها برای انتقال مفاهیم عرفانی و انسانی بهره می‌گیرد. او با تلفیق تصاویر عرفانی با صحنه‌های روایی و مذهبی، جهانی سرشار از معنا، آرامش و تأمل خلق می‌کند. پالت رنگی لطیف، هماهنگ و گاه خیال‌انگیز او حس معنویت و لطافت را تقویت می‌کند.

در مجموع، گرایش پررنگ استاد به مضامین ادبی، آیینی و معنوی، همراه با وفاداری به سنت نگارگری ایرانی و نگاه نو و معاصر، سبکی متمایز و قابل‌تشخیص در کارنامه هنری او ایجاد کرده است.

دغدغه‌های استاد آقامیری درباره حفظ و ترویج هنر نگارگری ایران

استاد محمدباقر آقامیری در گفت‌وگوها و گزارش‌های رسانه‌ای خود بارها به دغدغه‌هایی اساسی در حوزه هنرهای سنتی ایران اشاره کرده است. از نگاه او، یکی از مهم‌ترین چالش‌ها، کم‌توجهی دانشگاه‌ها و نهادهای فرهنگی به هنرهای ملی و آیینی، به‌ویژه نگارگری است.

او بر این باور است که آموزش عالی و مراکز فرهنگی باید نقش فعال‌تری در حفظ، پژوهش و ترویج میراث هنری ایفا کنند. همچنین از موزه‌ها و نهادهای هنری می‌خواهد که در برگزاری رویدادهای ملی، از جمله برنامه‌هایی با محوریت «صد سال نگارگری ایران»، مشارکت جدی داشته باشند.

یکی دیگر از نگرانی‌های او، بی‌توجهی به آثار نگارگری و شرایط نامناسب نگهداری آن‌هاست. استاد آقامیری در برخی مصاحبه‌ها با تأسف گفته است که سال‌ها بخشی از آثارش را بدون امکان نمایش در فضای شخصی نگه داشته‌اند. او با طرح این مسئله نسبت به وضعیت حفاظت و معرفی آثار هنرمندان پیشکسوت هشدار می‌دهد و بر ضرورت ایجاد سازوکارهای مؤثر برای صیانت و نمایش شایسته آن‌ها تأکید می‌کند.

نمایشگاه‌ها

محمدباقر آقامیری تاکنون نمایشگاه‌های فردی و گروهی متعددی در داخل کشور و خارج از ایران برگزار کرده است. آثار او در نمایشگاه‌های دولتی و خصوصی، موزه‌ها و سالن‌های فرهنگی به نمایش درآمده‌اند و مورد استقبال علاقه‌مندان و پژوهشگران هنرهای سنتی و نگارگری قرار گرفته‌اند.

علاوه بر نمایشگاه‌های داخلی، استاد آثار خود را در نمایشگاه‌های بین‌المللی متعددی نیز به نمایش گذاشته است؛ از جمله در کشورهای انگلستان (۱۹۷۵ و ۱۹۹۸)، مجارستان (۱۹۷۲)، پاکستان (۱۹۸۲)، بنگلادش (۱۹۸۴)، الجزایر (۱۹۸۷)، کانادا (۱۹۸۸ و ۱۹۸۹)، آمریکا (۱۹۹۰، ۲۰۰۱ و ۲۰۰۳)، چین (۱۹۸۹ و ۱۹۹۸)، تاجیکستان و جمهوری آذربایجان (۱۹۸۹)، مالزی (۱۹۹۸)، سوئیس (۱۹۹۹)، قبرس (۲۰۰۰)، هندوستان (۲۰۰۲)، آفریقای جنوبی و ژاپن (۲۰۰۳). در بسیاری از این کشورها، او نمایشگاه‌های اختصاصی برگزار کرده و آثارش را به‌صورت گسترده به مخاطبان معرفی کرده است.

داوری‌ در جشنواره‌ها و رویدادهای هنری

محمدباقر آقامیری در طول سال‌های فعالیت هنری خود، در داوری جشنواره‌ها و رویدادهای هنری مختلف حضور فعال داشته است و تجربه ارزشمندی در ارزیابی آثار هنری کسب کرده است. از جمله سوابق او می‌توان به عنوان دبیر چهارمین دوسالانه نگارگری ایران اشاره کرد که نشان‌دهنده جایگاه برجسته او در جامعه هنری کشور است.

علاوه بر آن، استاد در شوراها و هیئت‌های سیاست‌گذاری برخی جشنواره‌ها و برنامه‌های هنری عضویت داشته و در جلسات ارزیابی و انتخاب آثار نقشی مؤثر ایفا کرده است. حضور مستمر او در این حوزه، علاوه بر ارتقای کیفیت رویدادهای هنری، نقش مهمی در هدایت و حمایت از هنرمندان جوان و تازه‌کار ایفا کرده است.

ثبت جهانی نگارگری و جایگاه محمدباقر آقامیری

نام استاد محمدباقر آقامیری به‌عنوان یکی از هنرمندان زنده و برجسته نگارگری ایرانی شناخته می‌شود. این شناخت هم‌زمان با ثبت جهانی هنر نگارگری ایرانی رخ داده است.

هنگام ثبت این هنر در فهرست میراث ناملموس جهانی یونسکو، مسئولان علاوه بر نام هنر، چند استاد پیشکسوت را نیز به‌عنوان «گنجینه زنده بشری» معرفی کردند. محمدباقر آقامیری یکی از آن‌ها بود.

طبق گزارش‌ها، نهادهای فرهنگی او را در کنار استادانی چون محمود فرشچیان، مجید مهرگان، مهین افشان‌پور و اردشیر مجرد تاکستانی به‌عنوان یکی از پیشکسوتان زنده نگارگری ایران معرفی کرده‌اند. او سهم قابل‌توجهی در حفظ و گسترش این هنر داشته است. این جایگاه نشان می‌دهد که نهادهای رسمی نقش او را در جریان نگارگری به رسمیت شناخته‌اند و پس از ثبت جهانی، در سطح ملی و بین‌المللی به او احترام گذاشته‌اند.

نتیجه‌گیری

مسیر حرفه‌ای و هنری آقامیری نشان می‌دهد که ترکیب تخصص فنی، آموزش مستمر، پژوهش در سنت‌ها و نگاه نوآورانه می‌تواند جایگاهی برجسته در سطح ملی و بین‌المللی برای یک هنرمند ایجاد کند. حضور او در نمایشگاه‌های داخلی و بین‌المللی، داوری جشنواره‌ها و عضویت در شوراهای سیاست‌گذاری هنری، نقش او را در هدایت و حمایت از هنرمندان جوان و ارتقای سطح هنرهای سنتی ایران تثبیت کرده است.

ثبت جهانی نگارگری ایرانی و معرفی استاد محمدباقر آقامیری به‌عنوان یکی از پیشکسوتان زنده و گنجینه‌های زنده هنر، مهر تأییدی بر جایگاه او در حفظ، ترویج و توسعه میراث هنری کشور است. این امر نه تنها بیانگر احترام رسمی به نقش او در جریان هنر نگارگری است، بلکه الهام‌بخش نسل‌های آینده در ادامه مسیر هنرهای سنتی و آیینی ایران نیز محسوب می‌شود.

تصویر فرد کهنسال با عینک ته استکانی استاد عبدالله باقری؛ از مکتب سنتی تا آموزش هنر تذهیب در ایران

استاد عبدالله باقری؛ از مکتب سنتی تا آموزش هنر تذهیب در ایران

استاد عبدالله باقری یکی از برجسته‌ترین چهره‌های هنر تذهیب ایران است که توانست پیوند میان مکتب سنتی و آموزش معاصر این هنر را به‌زیبایی برقرار کند. او با آگاهی عمیق از اصول زیبایی‌شناختی ایرانی، میراث ارزشمند گذشتگان را حفظ کرده و هم‌زمان شیوه‌های آموزشی نوین را برای انتقال دانش خود به نسل‌های جوان به‌کار گرفت. تلاش‌های او نه‌تنها به ماندگاری اصالت‌های تذهیب کمک کرد، بلکه مسیر تربیت هنرمندان متعهد و پژوهشگر را نیز هموار ساخت.

چکیده

تذهیب به‌عنوان یکی از اصیل‌ترین هنرهای ایرانی–اسلامی، همواره نیازمند حفظ سنت‌ها و در عین حال بازآفرینی و انتقال آن به نسل‌های جدید بوده است. در میان هنرمندان معاصر که این وظیفه مهم را بر دوش دارند، استاد عبدالله باقری جایگاهی ویژه یافته است. این مقاله می‌کوشد با بررسی سیر فعالیت هنری و شیوه آموزشی او، نقش وی را در پیوند میان مکتب سنتی و جریان آموزش معاصر تذهیب نشان دهد.

تحلیل حاضر بر پایه مطالعات نظری، بررسی آثار، تحلیل شیوه‌های آموزشی و گفت‌وگوهای موجود درباره روش او تنظیم شده است. یافته‌ها نشان می‌دهد که استاد باقری با تکیه بر اصول سنتی، تمرکز بر هندسه، رنگ‌گذاری کلاسیک و دقت در اجرا، در عین حال توانسته زبانی شخصی در تذهیب معاصر ایجاد کند و در تربیت هنرجویان تأثیر قابل توجهی بگذارد. این مقاله نتیجه می‌گیرد که نقش آموزشی او در حفظ و تداوم جریان اصیل تذهیب ایرانی نقشی کلیدی بوده و آثار و شاگردان او در استمرار این سنت هنری سهمی شایان توجه دارند.

کلیدواژه‌ها: تذهیب، هنر ایرانی، مکتب سنتی، عبدالله باقری، نگارگری، آموزش هنر.

مقدمه

تذهیب یکی از شاخه‌های مهم هنر ایرانی است که با تکیه بر طراحی نقوش اسلیمی، ختایی و کاربرد رنگ‌های هماهنگ، قرن‌ها در کتاب‌آرایی، قرآن‌نگاری و آرایه‌سازی هنر ایرانی حضور داشته است. بقای این هنر نیازمند پیوند میان گذشته و امروز است؛ پیوندی که تنها با فعالیت هنرمندانی ممکن می‌شود که هم سنت را عمیقاً می‌شناسند و هم توان انتقال آن را به نسل جدید دارند. در میان هنرمندان معاصر، استاد عبدالله باقری یکی از چهره‌هایی است که در چند دهه اخیر سهم مهمی در آموزش و اعتلای تذهیب داشته است.

این مقاله تلاش می‌کند از منظری علمی، مسیر هنری او، ویژگی‌های مکتب فکری و شیوه آموزشی وی را بررسی کند و بر اساس شواهد موجود، جایگاه او را در تذهیب معاصر ایران تحلیل نماید.

1. زمینه‌های شکل‌گیری هویت هنری استاد باقری

عبدالله باقری از سنین نوجوانی وارد فضای هنرهای سنتی شد. محیط فرهنگی خانواده و دسترسی به آموزگاران سنت‌گرای هنرهای ایرانی نخستین محرک‌های گرایش او به تذهیب بودند. مطالعات اولیه او عمدتاً بر بررسی نسخه‌های قرآن، مرقعات دوره‌های تیموری و صفوی و آموزش نزد چندین استاد پیشکسوت استوار بود.

این دوران، زمینه‌ای برای شکل‌گیری ویژگی‌هایی شد که بعدها در آثار او به روشنی قابل تشخیص است:

  1. دقت در هندسه پنهان نقوش
  2. توجه به تعادل رنگی و هارمونی بصری
  3. پایبندی به شیوه‌های سنتی اجرا مانند طلااندازی، قلم‌گیری و سایه‌پردازی
  4. مقاومت در برابر جریان‌های مدگرایانه‌ای که از اصول تذهیب فاصله می‌گیرند

از همان ابتدا، او با مطالعه آثار کهن به این باور رسید که تذهیب تنها مجموعه‌ای از نقوش تکراری نیست، بلکه نظامی معنایی و زیبایی‌شناختی دارد که تنها از راه تمرین مداوم، مطالعه ساختارها و دقت تکنیکی به دست می‌آید.

2. پیوند با مکتب سنتی در تذهیب ایرانی–اسلامی

یکی از محورهای مهم تحلیل آثار استاد باقری، میزان وفاداری او به سنت است. او برخلاف برخی جریان‌های نوگرایی که ساختارهای اصلی تذهیب را دستخوش تغییرات گسترده کرده‌اند، بر این باور است که: «نوآوری زمانی ارزشمند است که ریشه در سنت داشته باشد و بدون شناخت نظام زیبایی‌شناختی قدیم، هرگونه تحول به انحراف می‌انجامد.»

2.1. مؤلفه‌های سنت‌گرایی در آثار او

  • هندسه دقیق: او از همان ابتدا بر طراحی اسکلت‌بندی اولیه آثار تأکید می‌کند. خطوط راهنما، تقسیمات صفحه و ساختارهای شعاعی یا قرینه در آثارش بسیار مشهود است.
  • رنگ‌گذاری آرام و تدریجی: باقری از رنگ‌های تند و ناهمگون پرهیز می‌کند و به اصول سنتی رنگ‌سازی ـ به‌ویژه استفاده از لایه‌های نازک و آرام ـ وفادار است.
  • طلاکاری با شیوه کلاسیک: استفاده از ورق طلا، پرداخت و ضربی‌سازی در آثار او یادآور نسخه‌های دوره صفوی است.
  • حضور نقوش اسلیمی و ختایی کلاسیک: او بدون اغراق و پیچیدگی‌های زائد، از فرم‌های بنیادی اسلیمی و ختایی بهره می‌گیرد.

2.2. نقد جریان‌های معاصر از نگاه او

استاد باقری در بیانات و کلاس‌های آموزشی خود بارها اشاره کرده است که «بحران تذهیب معاصر، فاصله گرفتن از منطق درونی نقوش است». او معتقد است بسیاری از نگارگران جوان بدون شناخت عمیق، به تقلید سطحی یا ترکیب‌سازی‌های بی‌ضابطه روی می‌آورند. این نگاه انتقادی، اساس روش آموزشی او را شکل داده است.

3. شکل‌گیری زبان شخصی در تذهیب معاصر

اگرچه استاد باقری وفادار به سنت است، اما آثار او صرفاً بازتولید گذشته نیست. او در کنار اصول کلاسیک، توانسته ویژگی‌هایی شخصی ایجاد کند که آثارش را قابل تشخیص می‌سازد.

3.1. هویت بصری و خصیصه‌های متمایز

  • لطافت در رنگ‌آمیزی: آثار او اغلب دارای هارمونی رنگی ملایم، و استفاده از طیف‌های روشن آبی، سبز، کرم و لاجورد هستند.
  • تعادل میان خلوتی و پرکاری: او در ترکیب‌بندی‌های خود از شلوغی افراطی پرهیز می‌کند و فضای تنفس بصری در اثر باقی می‌گذارد.
  • ریتم آرام در حرکت نقوش: برخلاف برخی شیوه‌های متأخر که اسلیمی‌ها را تیز و پرپیچ‌وخم ترسیم می‌کنند، او ساختار نرم، سیال و متعادل را ترجیح می‌دهد.
  • سایه‌پردازی ظریف: سایه‌ها یا به صورت نقطه‌گذاری‌های آرام یا با قلم‌گیری‌های بسیار ظریف اجرا می‌شود.

3.2. جایگاه آثار استاد در جریان تذهیب امروز

آثار او از یک ‌سو برای علاقه‌مندان سنت جذاب است و از سوی دیگر برای مخاطبانی که تذهیب معاصر را می‌جویند، قابل پذیرش. این دوگانگیِ موفق، او را در میان هنرمندان معاصر از جایگاهی متمایز برخوردار کرده است.

4. نقش آموزشی استاد باقری و اهمیت آن در تذهیب معاصر

یکی از مهم‌ترین ابعاد فعالیت هنری استاد باقری، نقش آموزشی اوست که در چند دهه اخیر تداوم داشته و تأثیر قابل توجهی بر هنرمندان جوان گذاشته است.

4.1. اصول آموزشی او

آموزش در کارگاه‌های او بر مبنای پنج اصل استوار است:

  1. تسلط بر هندسه مقدماتی: هنرجویان موظف‌اند پیش از ورود به رنگ، ساختار صفحه را از طریق تقسیم‌بندی‌های منظم یاد بگیرند.
  2. تمرین مداوم نقش‌های بنیادی: او اعتقاد دارد که «اسلیمی و ختایی الفبای تذهیب‌اند» و تا زمانی که این الفبا در دست هنرجو پخته نشود، ورود به مراحل بالاتر بی‌نتیجه است.
  3. آموزش تدریجی رنگ‌سازی: او با سخت‌گیری خاصی هنرجویان را وادار می‌کند تا رنگ‌ها را از پایه بسازند، نه اینکه صرفاً از تُیوب‌های آماده استفاده کنند.
  4. نقد دقیق و تحلیلی آثار: در کارگاه‌های او، نقد منظم و گاهی بسیار سخت‌گیرانه، بخشی جدایی‌ناپذیر از روند آموزش است.
  5. تأکید بر مطالعه آثار کهن: هنرجویان باید نسخه‌های تیموری، صفوی و قاجار را بررسی و تحلیل کنند تا «منطق نقوش» را درک کنند.

4.2. شاگردان و تأثیرگذاری گسترده

به دلیل استمرار چندین دهه آموزش، شمار بسیاری از تذهیب‌کاران امروز یا مستقیماً شاگرد او بوده‌اند یا از طریق هنرجویان او آموزش دیده‌اند. آثار و شیوه آموزشی او در کارگاه‌های متعدد در ایران تأثیر گذاشته و باعث ارتقای استانداردهای تکنیکی در میان نسل جدید شده است.

5. تحلیل جایگاه فرهنگی و هنری استاد در تذهیب معاصر

برای تحلیل نقش استاد باقری باید به دو جنبه توجه کرد:

  1. نقش او در تداوم سنت
  2. نقش او در تربیت هنرمندان نسل جدید

5.1. تداوم سنت از طریق خلق آثار

آثار او خود نوعی الگوی استاندارد برای آموزش و پژوهش تذهیب شده‌اند. استفاده از رنگ‌های اصیل، طلاکاری تمیز و طراحی‌های قرینه باعث شده آثارش در نمایشگاه‌ها، کتاب‌ها و مجموعه‌ها به‌عنوان نمونه‌های سالم تذهیب معاصر شناخته شوند.

5.2. انتقال دانش به نسل جدید

نقش آموزشی او شاید از خلق آثارش نیز مهم‌تر باشد. در دوره‌ای که برخی گرایش‌ها به سمت ساده‌سازی افراطی یا اغراق در نوآوری بدون پشتوانه پیش رفته‌اند، او با روش تحلیلی و اصولی خود، هنرجویان را به سمت فهم عمیق‌تر سوق داده است.

5.3. اهمیت استمرار هنر تذهیب از منظر پژوهشی

از منظر پژوهشی، حضور استادانی مانند باقری مانع از گسست میان دانش سنتی و هنر معاصر می‌شود. تذهیب هنری است که با تکنیک‌های عملی و تجربی انتقال می‌یابد و نبود استادان مجرب، به معنای فراموش شدن بسیاری از ظرایف آن است.

6. نتیجه‌گیری

تحلیل مسیر هنری و آموزشی استاد عبدالله باقری نشان می‌دهد که او یکی از چهره‌های اثرگذار در تذهیب معاصر ایران است؛ هنرمندی که نه‌تنها آثار ارزشمندی خلق کرده، بلکه با روش آموزشی دقیق و اصول‌محور، به تربیت نسل جدیدی از تذهیب‌کاران پرداخته است.

پایبندی او به سنت، در کنار توانایی ایجاد زبان بصری شخصی، باعث شده آثارش در مرز میان کلاسیک و معاصر قرار گیرد و مورد توجه هنرمندان، پژوهشگران و هنردوستان قرار گیرد.

نقش آموزشی او، که بر مبنای نظم، مطالعه آثار گذشته، دقت در اجرا و نقد تحلیلی است، در حفظ و تداوم معیارهای فنی و زیبایی‌شناختی تذهیب ایرانی نقش حیاتی داشته است. در مجموع، باقری نمونه‌ای برجسته از هنرمندانی است که توانسته‌اند هنر سنتی ایرانی را با روحی زنده به نسل امروز منتقل کنند.

منابع

  1. آژند، یعقوب. تاریخ هنرهای تزئینی ایران. تهران: پژوهشگاه فرهنگ و هنر، ۱۳۹۲.
  2. پاکباز، روئین. دایرةالمعارف هنر. تهران: فرهنگ معاصر، ۱۳۸۶.
  3. حبیبی، مهرداد. زیبایی‌شناسی تذهیب ایرانی. فصلنامه هنرهای تجسمی ایران، شماره ۲۷، ۱۳۹۷.
  4. محمدی، الهام. تحلیل ساختار هندسی در تذهیب دوره صفوی. نشریه مطالعات هنر اسلامی، شماره ۱۵، ۱۴۰۰.
  5. گفت‌وگوها و یادداشت‌های منتشرشده از کلاس‌ها و کارگاه‌های استاد عبدالله باقری (دسترسی محدود).
  6. موسوی، علی. شیوه‌های اجرای تذهیب. تهران: نشر هنرهای سنتی، ۱۳۹۵.

استاد اردشیر مجرد تاکستانی؛ میراث دار اصالت در هنر تذهیب ایرانی

استاد اردشیر مجرد تاکستانی؛ میراث دار اصالت در هنر تذهیب ایرانی

استاد اردشیر مجرد تاکستانی؛ میراث دار اصالت در هنر تذهیب ایرانی، هنرمند برجسته ایرانی، از نسل‌هایی است که میراث‌دار اصالت هنر تذهیب و نگارگری ایرانی محسوب می‌شوند؛ او با تحصیل در هنرستان هنرهای تجسمی و سال‌ها تجربه در مرمت نسخه‌های خطی و تدریس، هنر سنتی ایران را با ظرافت و دقت حفظ کرده است.

زندگی‌نامه

اردشیر مجرد تاکستانی در سال ۱۳۲۸ در شهر رشت به دنیا آمد و اصالت خانوادگی او به تهران بازمی‌گردد. او در فضایی پرورش یافت که ترکیبی از سنت و مدرنیته را تجربه می‌کرد. تحصیلات اولیه خود را در هنرستان هنرهای تجسمی به پایان رساند و سپس به عنوان نقاش مکتب مینیاتور، نگارگر، محقق و مدرس هنر تذهیب و تشعیر شناخته شد.

پس از مدتی تحقیق و آموزش در آلمان، استاد تاکستانی به مدت ۱۴ سال در شهر قم در مرمت نسخه‌های خطی نفیس موزه حضرت فاطمه (س) و حضرت معصومه (س) مشغول شد. علاوه بر فعالیت عملی، در تدریس نیز فعال بود و در هنرستان گرافیک دانشگاه تهران و فرهنگ‌سراهای مختلف، به آموزش نسل جدید هنرمندان پرداخت.

در سال‌های اخیر، یونسکو اردشیر مجرد تاکستانی را در شمار «گنجینه‌های زنده بشری» میراث ناملموس قرار داده است و بدین‌گونه اهمیت میراث هنری او برای فرهنگ ایرانی را به رسمیت شناخته است. با وجود چالش‌های جسمانی، او همچنان فعالیت‌های هنری و آموزشی خود را ادامه می‌دهد و جامعه هنری بزرگداشت‌هایی برای تقدیر از خدماتش برگزار کرده است.

نگاه هنری و فلسفه تأثیرگذار

استاد اردشیر مجرد تاکستانی؛ میراث دار اصالت در هنر تذهیب ایرانی، هنر تذهیب و نگارگری را صرفاً یک کار تزئینی نمی‌داند، بلکه آن را آینه‌ای از روح فرهنگ ایرانی و نشانه‌ای از معنویت می‌بیند. در دوره‌های تخصصی نگارگری که او برگزار کرده است، هنرجویان و شرکت‌کنندگان بر هم ظاهر مادی اثر و هم باطن معنوی آن تأکید می‌کنند. این دیدگاه حکیمانه، هنر را به عنوان یک مسیر روحانی و تأمل‌برانگیز معرفی می‌کند و نه تنها به جنبه ظاهری، بلکه به معنای ذاتی آن توجه دارد.

استاد اردشیر مجرد تاکستانی

آثار برجسته

1.کتاب «شیوه تذهیب»

یکی از مهم‌ترین آثار استاد تاکستانی است. در این کتاب، نویسنده تاریخ و سیر تکامل نقش‌های تزئینی را بررسی کرده، شیوه‌های اجرای تذهیب را معرفی کرده و اصطلاحات تخصصی هنر تذهیب را شرح داده است. او کتاب را به شش بخش منظم تقسیم کرده و همراه با نمونه‌های مصور، امکان یادگیری نظام‌مند هنر تذهیب را فراهم می‌کند. این اثر نه تنها فنی بلکه معنوی است و نشان می‌دهد که تذهیب برای استاد تاکستانی صرفاً تزئین نیست بلکه بیان لطافت روحی است.

2.مرمت نسخه‌های خطی

استاد تاکستانی در مرمت و حفاظت نسخه‌های خطی نفیس، به ویژه در موزه‌های قم، فعالیت کرده است. دقت در جزئیات، شناخت انواع کاغذ و مرکب، و حفظ اصالت تزئینی و تاریخی، ویژگی برجسته کار اوست.

3. نگارگری، مینیاتور و تشعیر

آثار مینیاتوری او تلفیقی از سنت کلاسیک و نگرش معاصر دارند. ترکیب خطوط ظریف، رنگ‌های ملایم و طراحی دقیق نقش‌ها از ویژگی‌های شاخص آثار اوست. در تشعیر، ارتباط بین متن و نقش‌های تزئینی به گونه‌ای برقرار می‌شود که هم متن و هم تزئینات برجسته می‌شوند و هیچ یک بر دیگری غلبه ندارد.

4. نمایشگاه‌ها و فعالیت‌های عمومی

استاد تاکستانی در بیش از۲۰ نمایشگاه گروهی و انفرادی داخلی و بین‌المللی شرکت داشته است. در مراسم تجلیل پژوهشکده هنرهای سنتی، پژوهشکده ۴۱ اثر او شامل مینیاتور، نگارگری و تذهیب را به نمایش گذاشت که تنوع سبک‌ها و تسلط او بر انواع تکنیک‌ها را نشان می‌دهد.

تحلیل نقدها و پژوهش‌ها

با وجود محدودیت در مقالات آکادمیک، رسانه‌ها، نویسندگان کتاب‌ها و برگزارکنندگان دوره‌ها تحلیل‌هایی منتشر کرده‌اند که دیدگاه‌های مهمی درباره آثار استاد تاکستانی ارائه می‌دهند.

  • تعهد به اصالت هنری: نقدها تأکید می‌کنند که استاد تاکستانی به حفظ هنر سنتی پایبند است، اما نه تقلیدی، بلکه با نوآوری و درک روزآمد.
  • دید معنوی و فلسفی: در تحلیل دوره‌های آموزشی و کتاب او، تذهیب به عنوان بیان لطافت روحی و معنوی معرفی شده است، نه صرفاً تزئین.
  • نقش آموزشی و انتقال تجربه: فعالیت‌های او در تدریس و دوره‌های تخصصی نگارگری نشان‌دهنده اهمیت انتقال تجربه به نسل جوان است.
  • نگارش و تحلیل نظری: کتاب «شیوه تذهیب» به عنوان یک منبع پژوهشی مهم با ساختار منسجم و ارجاع به واژگان فنی و تاریخچه هنر تذهیب، عمق فکری او را نشان می‌دهد.
  • جایگاه اجتماعی-هنری: تجلیل‌ها و بزرگداشت‌ها نشان می‌دهد جامعه هنری ایران هنر او را جدی گرفته است و آثار و تألیفاتش تأثیرگذار بوده‌اند.

به طور کلی، تحلیل‌ها نشان می‌دهند که اردشیر مجرد تاکستانی نه تنها یک هنرمند خلاق است، بلکه پژوهشگر، معلم و مرمت‌گر حرفه‌ای است که هنر تذهیب و نگارگری را با دقت، معنا و تعهد فرهنگی دنبال می‌کند.

سبک و ویژگی‌های بصری

  • تعادل بین سنت و نوآوری: آثار او ریشه در سنت نگارگری ایرانی دارند، اما با نگرش معاصر ترکیب شده‌اند. رنگ‌ها ملایم و طراحی‌ها دقیق‌اند، که هم برای مخاطب سنتی و هم معاصر جذاب است.
  • دقت در جزئیات: طراحی‌های دقیق گل‌ها، شاخه‌ها و حواشی کتاب‌آرایی، نشان‌دهنده درک عمیق او از ساختارهای هندسی و ارگانیک هنر اسلامی است.
  • معنویت در تذهیب: نقش‌های گیاهی و هندسی اغلب بیانگر وحدت در کثرت و هماهنگی میان اجزا هستند که بازتاب‌دهنده روح معنوی است.
  • ارتباط خط و تصویر در تشعیر: طراحی‌های تزئینی اطراف متن باعث برجسته شدن همزمان متن و نقوش تزئینی می‌شوند و تعامل متوازن بین خط و تصویر را ایجاد می‌کنند.

جایگاه و میراث

استاد اردشیر مجرد تاکستانی پل میان نسل‌های گذشته و نسل معاصر هنر ایرانی است. میراث او شامل:

  • حفظ و تداوم هنر تذهیب و نگارگری.
  • تألیف آثار آموزشی و پژوهشی با عمق فکری و تحلیل تاریخی.
  • مرمت نسخه‌های خطی و حفظ اصالت تاریخی آثار.
  • آموزش نسل جدید و انتقال تجربه به دانشجویان و هنرجویان.
  • شناخته شدن به عنوان «گنجینه زنده بشری» توسط یونسکو.

میراث او نماد ترکیبی از مهارت فنی، بینش معنوی و تعهد فرهنگی است و ادامه فعالیت‌های آموزشی و پژوهشی او می‌تواند به تداوم هنر تذهیب و نگارگری در ایران کمک کند.

نتیجه‌گیری

اردشیر مجرد تاکستانی نه تنها یک هنرمند خلاق و نوآور است، بلکه پژوهشگر، معلم و مرمت‌گر برجسته‌ای است. آثار او ترکیبی از سنت، معنا و دقت فنی است که به عنوان میراث ارزشمند هنر ایرانی شناخته می‌شود. جایگاه او در هنر تذهیب و نگارگری، از طریق فعالیت‌های عملی، تألیفات و آموزش نسل جدید، نقش تعیین‌کننده‌ای در حفظ و تداوم این هنر داشته است.

استادان بزرگ مُذهَّب

استادان بزرگ مُذهَّب

هنر تذهیب ایرانی یکی از برجسته‌ترین نمودهای هنر اسلامی و ایرانی است که استادان چیره‌دست طی قرون با دقت و ظرافت آن را به نسل‌های بعدی منتقل کرده‌اند. مهارت این هنرمندان نه تنها در تزئین حاشیه‌های قرآن‌ها و نسخه‌های خطی، بلکه در آثار ادبی و نگارگری‌ها نیز جایگاه ویژه‌ای پیدا کرده است. بررسی و معرفی این استادان برجسته و شاهکارهای آنان به ترویج ارزش‌های هنری و فراهم‌آوردن دیدگاهی عمیق‌تر درباره تاریخ هنر ایران و موقعیت تذهیب در فرهنگ و هنر اسلامی کمک شایانی می‌کند.

مقدمه

هنر تذهیب ایرانی همواره یکی از جلوه‌های برجسته‌ی هنر اسلامی و فرهنگ ایرانی بوده است؛ هنری که با ظرافت، دقت و خلاقیت، روح و زیبایی را در نسخه‌های خطی، قرآن‌ها، دیوان‌ها و آثار ادبی منعکس می‌کند. استادان بزرگ مُذهَّب این هنر فاخر را شکل و به تکامل رسانده‌اند. استادانی که با عناوینی همچون مذهبان قدیمی، مُذَهَّبان برجسته، استادان صاحب‌نام تذهیب و معروف‌ترین استادان مُذهَّب ایرانی در تاریخ هنر ایران شناخته شده‌اند.

این هنرمندان با بهره‌گیری از زر ناب، رنگ‌های طبیعی و نقش‌های اسلیمی، ختایی و ترنجی، حاشیه‌ها و صفحات آثار خطی را به شاهکارهای درخشان تبدیل کردند. هنر آنان نه تنها به عنوان تزیین بصری، بلکه به عنوان نشانه‌ای از ذوق، خلاقیت و مهارت حرفه‌ای آن‌ها شناخته می‌شود. آشنایی با استادان مُذهَّب نامدار و بررسی آثارشان، زیبایی و پیچیدگی هنر تذهیب را نشان می‌دهد و تاریخچه‌ی غنی هنر ایران و روند تحول آن از دوران باستان تا قاجار را به تصویر می‌کشد.

به همین دلیل، شناخت و معرفی استادان بزرگ مُذهَّب ایرانی و بررسی آثار برجسته‌ی آنان اهمیت ویژه‌ای دارد. این کار کمک می‌کند تا علاقه‌مندان هنر و پژوهشگران تاریخ هنر زیبایی تذهیب را همراه با فلسفه و ارزش‌های فرهنگی نهفته در آن بهتر بشناسند.

تعریف کلمه مُذهَّب

افرادی که در حوزه تذهیب فعالیت داشتند را مُذَهَّب می‌نامیدند. لغت‌نامه دهخدا اصطلاح مُذَهَّب‌کاری را به معنای «عمل تذهیب» تعریف کرده است. لذا هنرمندان این هنر ظریف از گذشته تا کنون مُذَهَّب یا تذهیب‌کار نامیده شده‌اند.

تعریف مُذَهَّب و مُذَهَّبان

مُذَهَّب به معنای «آمیخته با طلا» یا «تزئین‌شده با طلا» گفته می‌شود. در عرصه هنر، این واژه به فردی اشاره دارد که با بهره‌گیری از طلا، رنگ‌ها و نقش‌های ظریف، حاشیه‌ها و صفحات آثار خطی، نگارگری‌ها، قرآن‌ها و نسخه‌های ارزشمند را می‌آراید و تزئین می‌کند. شکل جمع آن مُذَهَّبان است، یعنی افرادی که در زمینه هنر تذهیب فعالیت دارند.

وظایف و هنر مُذَهَّبان

مذهب‌کاران معمولاً با همکاری خوشنویسان و نگارگران کار می‌کردند. وظیفه‌ی آن‌ها شامل:

  • طراحی و اجرای حاشیه‌های طلایی و رنگی پیرامون متن؛
  • استفاده از نقوش اسلیمی، ختایی، و ترنجی برای تزیین صفحات؛
  • آماده‌سازی و کاربرد زرّ ناب (طلای آبداده) برای بخش‌های درخشان و روح‌بخش آثار.

پیشینه تاریخی

در ایران، هنر تذهیب با ریشه‌هایی از دوران ساسانیان آغاز شد، اما در دوره اسلامی، به‌ویژه بین قرون هفتم تا دهم هجری، به اوج شکوفایی خود رسید. در زمان تیموریان و صفویان، هنرمندان برجسته‌ای همچون سلطان‌علی مشهدی و غیاث‌الدین نقاش در این عرصه فعالیت می‌کردند. آثار تذهیب معمولاً به عنوان بخشی مکمل برای هنر خوشنویسی و نگارگری به کار می‌رفت، به ویژه در خلق قرآن‌های مزین و نسخه‌های نفیس ادبی نظیر شاهنامه‌ها و دیوان‌ها.

ابزار و مواد مورد استفاده در تذهیب

  • طلای آبداده (زر) یا پودر طلا
  • قلم‌موهای بسیار ظریف
  • رنگ‌های معدنی و گیاهی
  • کاغذ آهارمهره‌شده
  • و وسایل طراحی مانند پرگار، خط‌کش و گونیا

معروف‌ترین استادان مُذَهَّب ایرانی

مُذَهَّبان (تذهیب‌کاران) برجسته و ظریف‌کار ایران در طول تاریخ، هنری خلق کرده‌اند که در نسخه‌های خطی، قرآن‌های نفیس، و آثار نگارگری ماندگار شده است. در ادامه، چند تن از مشهورترین مُذَهَّبان ایرانی را معرفی می‌کنم:

۱. جلال‌الدین اسماعیل مذهب (قرن ۸ هجری)

از نخستین مُذَهَّبان بزرگ دوره‌ی تیموری است. آثار او در کتابخانه‌های بخارا و هرات دیده می‌شود. او در تذهیب قرآن‌های نفیس برای دربار تیموری نقش داشت و سبک خاصی در استفاده از رنگ آبی لاجوردی و زرّ آبداده ایجاد کرد.

۲. غیاث‌الدین نقاش (قرن ۹ هجری)

از هنرمندان نامدار دربار تیموریان بود. علاوه بر نقاشی و طراحی، در تذهیب و آرایش نسخه‌های خطی نیز مهارت فراوان داشت. او استادِ بسیاری از هنرمندان هرات به شمار می‌رود.

۳. سلطان‌علی مشهدی (۸۴۱–۹۲۶ هـ.ق)

هرچند بیشتر به عنوان خوشنویس نستعلیق معروف است، اما در تذهیب و طراحی حواشی نسخه‌های خود نیز مهارت بالایی داشت و شاگردانش این هنر را ادامه دادند. بسیاری از قرآن‌ها و دیوان‌های نفیس به دست او یا زیر نظر او تذهیب شده‌اند.

۴. محمد شفیع هروی (قرن ۱۰ هجری)

از مُذَهَّبان برجسته‌ی دوران صفوی که در شهر هرات می‌زیست. آثار او به ظرافت فوق‌العاده در طرح‌های اسلیمی و ترنجی معروف است. برخی از نسخه‌های تذهیب‌شده‌ی او اکنون در موزه‌ی توپ‌قاپی استانبول نگهداری می‌شود.

۵. محمد زمان مذهب (قرن ۱۱ هجری)

از هنرمندان نامدار عصر شاه سلیمان صفوی. او علاوه بر نگارگری، در تذهیب قرآن و دیوان حافظ مهارت داشت و از پیشگامان ترکیب تذهیب ایرانی با عناصر اروپایی به شمار می‌رود.

۶. زین‌العابدین مذهب اصفهانی (قرن ۱۲ هجری)

در زمان افشاریه و زندیه می‌زیست. به عنوان یکی از آخرین مُذَهَّبان بزرگ سنتی شناخته می‌شود که سبک اصفهان را به اوج رساند. رنگ‌های زنده، نقوش ختایی و هماهنگی طلایی از ویژگی‌های آثار اوست.

نتیجه

تذهیب ایرانی از سادگی هندسی آغاز شد و به اوج پیچیدگی و ظرافت در دوره‌ی تیموری و صفوی رسید. در نتیجه می‌توان گفت که هنر تذهیب ایرانی، جلوه‌ای درخشان از ذوق، خلاقیت و روح ایرانی-اسلامی است که با تلاش استادان بزرگ مُذهَّب به کمال رسیده است. این هنرمندان با بهره‌گیری از طلا، رنگ و طرح‌های اسلیمی و ختایی، آثار ماندگاری پدید آوردند که هم جنبه‌ی تزئینی دارد و هم بار فرهنگی و معنوی.

مُذَهَّبان ایرانی نه‌تنها تزیین‌کننده‌ی کتاب‌ها، بلکه نگهبانان روح لطیف هنر ایرانی بودند. بررسی زندگی و آثار این استادان، نه تنها ما را با سیر تحول هنر تذهیب آشنا می‌سازد، بلکه اهمیت نقش آنان در اعتلای هنر ایرانی را آشکار می‌کند. حفظ و بازشناسی میراث هنری آنان می‌تواند الهام‌بخش نسل‌های امروز و فردا باشد تا این هنر اصیل همچنان زنده و پویا بماند.

 

تصویر محمدعلی نعیمی هنگام ضبط پادکست اسامی مُذهَّبان قدیمی

اسامی مُذَهَّبان قدیمی

اسامی مُذهَّبان قدیمی دروازه‌ای است برای بازشناسی ریشه‌ها و روایت هنرمندانی که هنر تذهیب را در تاریخ ایران ماندگار کرده‌اند. اینجا پادکست هنر تذهیب است؛ صدای قلم‌مو در آب، لمس رنگ طلایی و تماشای رنگ‌های شفاف بر کاغذ، ما را به سفری عمیق در تاریخ و ظرافت‌های هنر تذهیب ایرانی می‌برد.

سلام برشنوندگان عزیز و همراهان گرامی، من محمدعلی نعیمی هستم و با شما در پادکستی متفاوت همراه خواهم بود، سفری به عمق تاریخ هنر، به جهان نازک نقشی‌ها و قلم‌گیری‌های فاخر، به دنیای مُذهَّبان و تذهیب‌کاران ایرانی که با مهارت و حوصله، نور و رنگ را بر صفحات کتاب و کاغذ و پوست آمیختند.

در این قسمت اسامی هنرمندان بزرگ تذهیب را بر اساس دوره‌های تاریخی مرور می‌کنیم و تلاش خواهیم کرد با ذکر نمونه‌ها، چهره‌ای روشن از دست اندرکاران این هنر خیره کننده و دیرپای ایرانی ارائه دهیم.

قرن دوم هجری قمری

در سده دوم هجری، هنوز تذهیب جوان بود و دل‌های هنرمندان، زودتر از چشم‌ها، زیبایی را می‌دید. در این دوران، مردانی و زنانی از تبار رنگ و قلم  به دنیا آمدند، که پایه‌های این هنر را بنا کردند.

یقطینی، که با ظرافت قلم، خطوط و نگاره‌ها را زینت داد. ابراهیم صغیر، استاد دستان ماهر و قلم نازک. ابوموسی بن عمار و ابن سقطی، که نقش و رنگ را با روح و جان خود پیوند زدند. محمد و فرزندانش، و همچنین ابوعبدالله خزیمی و فرزندانش، که شاخه‌های این هنر را در نسل‌های بعدی ریشه‌دار ساختند. اینان آغازگر راهی بودند که نور و رنگ را بر صفحات کتاب‌ها جاری کردند و تذهیب را به هنر جاودانه‌ای بدل ساختند.

قرن چهارم هجری قمری

در این دوران، ابوبکر محمدبن حسن نقاش می‌زیست، مردی که آثارش تاکنون کم‌تردیده شده است. اما شاید تذهیب‌هایی از او بی‌نام نشان، همچنان در گوشه‌های نسخه‌های خطی پنهان باشند. هنر همچنان در مسیر رشد بود. و نقاشان ناشناس زیادی در گوشه و کنار جهان هنر، در سکوت و تلاش، آثار زیبایی آفریدند.

دوره غزنوی

در عهد پادشاهان غزنوی، هنر و مهارت در قلم و رنگ به اوج رسید. نقاشان و خوشنویسان بسیاری در دربار سلطان محمود و سلطان مسعود می‌زیستند. از میان آن‌ها می‌توان به چند چهره شاخص اشاره کرد؛ عثمان وراق، خوشنویسی که استاد تذهیب نیز بود و با قلمش، خطوط و حاشیه‌ها را زینت می‌داد. ابونصر نقاش، صورتگر برجسته‌ای که نگاره‌ها را باظرافت و زیبایی تمام آفرید. عبدالملک، نقاش و مهندس دربار سلطان مسعود، که ابوالفضل بیهقی اورا از نقاشان معروف دوره غزنوی دانسته است. در این دوره تذهیب به شکل رسمی‌تری در دربار رشد کرد و نشانه‌های آن هنوز در نسخه‌های باقی مانده دیده می‌شود.

قرن پنجم هجری قمری

عبدالرحمن محمد دامغانی، تذهیب‌کاری که در این قرن به شهرت رسید و آثارش گواه مهارت و دقت اوست. در این دوران، تذهیب یک شعر نانوشته، یک قصه رنگین و یک حس زنده از زیبایی در خود داشت.

سده ششم و هفتم هجری قمری

در این دوران تذهیب به اوج ظرافت و نازک نقشی رسید. هنرمندان بزرگ و شیرین قلمی می‌زیستند که هنرشان همچون باد لطیف بر صفحه کتاب می‌وزید.

عبدالعزیز، تذهیب‌کار زبردست و استاد نازک قلم، زین‌الدین خطاط و جمال الدین نقاش اصفهانی، همان جمال‌الدین عبدالرزاق، پدر کمال اسماعیل شاعر. فخرالدین حسین‌بن بدیع و شیخ بدرالدین نقاش، معاصران خواجه نصرالدین طوسی و مولوی. آثار این هنرمندان، همچون شعری از نور و رنگ، خطوط قرآن و کتاب‌های مصور را زینت بخشیده و نامشان در تاریخ هنر ایران باقی مانده است.

سده هشتم، نهم و دهم هجری

در عهد سلطان محمد اولجایتو و ابوسعید، تذهیب و نقاشی مورد توجه بزرگان بود. از هنرمندان شاخص این دوران؛ محمدبن ایبک و حمزه‌بن محمد علوی، اوایل قرن هشتم هجری قمری می‌زیستند و از مُذهَّبان معروف زمان خود بودند. محمدبن محمدعلی طوسی که در سال 734 هجری قمری حیات داشت وی را به نقاشی ستوده‌اند.

احمد موسی، از دیگر استادان نقاشی و تذهیب بود که نقاشی را نزد پدر فراگرفت. سلطان احمدبن اویس جلایر استاد در انواع هنرها چون نقاشی، تذهیب، خوشنویسی، موسیقی و شعر بود. در نقاشی شاگرد استاد عبدالحی بود.

میرک المذهب و فرزندش قوام الدین مسعود از هنرمندان بنام سلطان حسین میززا بایقرا بودند. عبدالوهاب شیرازی، محمد امین خطاط، میرمصور و استاد مولانا محسن مجلد از تذهیب‌کاران دوره اول صفویه بودند.

حافظ ملا مسیح الله، مذهب گمنام و نازک قلم بود که در اواخر دوره تیموری می زیست. خواجه میرک در علم تصویر و تذهیب نظیر نداشت و در فن کتاب‌نویسی بی‌مانند بود. مولانا حاجی محمد نقاشی، عبدالعزیز، علی جان تبریزی، شیخی مُذهَّب، حسین مذهب و حسن بغدادی از دیگر تذهیب‌کاران این عصر بودند. این هنرمندان، گنجینه‌ای از رنگ و نور در دل کتاب‌ها خلق کردند، که هنوز چشم ما را خیره می‌سازد.

سده یازدهم، دوازدهم و سیزدهم هجری قمری

صالح مُذهَّب، شرف الدین علی مُذهَّب، علینقی مُذهَّب از تذهیب‌کاران دوره افشاری و زندیه بودند. علی محمد مُذهَّب، طالب مُذهَّب، سید جعفر مُذهَّب، میرزا اسدالله مُذهَّب شیرازی، اسدالله مُذهَّب مشهدی، علی اصغر مُذهَّب، میرزا عبدالعلی مُذهَّب، عبدالوهاب مُذهَّب باشی شیرازی، میرزا شکرالله مُذهَّب، تذهیبی اصفهانی از تذهیب‌کاران این دوران هستند. در این دوران، هنر تذهیب به اوج نازک کاری، تشعیر و حلکاری رسید و هر تذهیب‌کار، شاعری خاموش بود که با رنگ و طلا شعر می‌سرود.

و اکنون به عصر حاضر می آییم و نمونه ایی زنده از تذهیب معاصر را معرفی می کنیم؛ تابلوی تذهیب شمسه با نام «پارسه» که در سایت هنر تذهیب با آدرس Tazhibart.com موجود است. این اثر، جلوه‌ای ا استمرار و حیات هنر تذهیب در زمان ماست و با الهام از سنت‌های کهن، رنگ و نور را به زیبایی تمام در کنار هم نشان می‌دهد.

این پادکست توسط محمدعلی نعیمی تولید شده است. سپاس از همراهی شما و پاینده باد هنر ایران.

هنر تذهیب، تخصص استاد عبدالله باقری

هنر تذهیب، تخصص استاد عبدالله باقری

استاد عبدالله باقری (فرزانه‌پور) در سال ۱۲۹۲ خورشیدی در خانواده‌ای فرهنگی در تهران زاده شد. او در سیزده‌سالگی وارد هنرستان صنایع قدیمه و مستظرفه، که امروزه با نام هنرهای زیبا شناخته می‌شود و به همت حسین بهزاد تأسیس شده بود، شد و تحصیل خود را آغاز کرد. طبق رویه این هنرستان، ابتدا هر کارآموز با تمامی شاخه‌های هنری آشنا می‌شد و سپس رشته تخصصی مورد علاقه‌اش را انتخاب می‌کرد. استاد باقری هنر تذهیب، طراحی نقش فرش و کاشی‌کاری را به‌عنوان شاخه‌های تخصصی خود برگزید.

ورود به هنرستان مستظرفه

او که پدری کارمند دولت و مادری آموزگار داشت، تحصیلات ابتدایی خود را در شهر اراک به پایان رساند؛ این امر به دلیل مأموریت اداری پدرش در اراک بود. در سال 1305، خانواده‌اش به تهران نقل مکان کرد و او توانست پس از پایان دوران ابتدایی، در سن ۱۳ سالگی وارد هنرستان قدیمه و مستظرفه شود. این هنرستان تحت مدیریت حسین طاهرزاده بهزاد اداره می‌شد، و او در آنجا به ادامه تحصیل پرداخت.

در این هنرستان، رسم بر این بود که ابتدا هر کارآموز با همه‌ی هنرها آشنا شود و پس از آن رشته‌ی تخصصی خود را انتخاب کند. استاد عبدالله باقری نیز پس از گذراندن این مرحله، هنرهای نقش قالی، کاشی‌کاری و تذهیب را به عنوان حوزه‌های تخصصی خود برگزید.

هنرستان صنايع قديمه، هم اکنون به موزه هنرهای ملی تغییر کاربری داده است.

استادان عبدالله باقری

استاد عبدالله باقری، از چهره‌های برجسته در هنر تذهیب و شناخته‌شده به‌عنوان تخصص استاد عبدالله باقری در هنر تذهیب، تخصص استاد عبدالله باقری، در دوره‌ای فعالیت داشت که مرحوم وفای کاشانی به‌عنوان استاد نقش‌پردازی فرش به آموزش هنرجویان مشغول بود. در همان زمان، هادی تجویدی مسئول تدریس مینیاتور در هنرستان بود و علی درودی نیز آموزش تذهیب را بر عهده داشت. سایر اساتید ایشان شامل غلام‌حسین اسکندری و حمید رهبری بودند.

استادان و هنرمندان مدرسه صنايع قديمه در زمان مديريت طاهرزاده بهزاد، 1318 شمسي

نشسته از راست: محمدعلي رهبري، اسکنداني، ژرفي، علي درودي، حسين طاهرزاده بهزاد، هادي تجويدي، وفا کاشاني، نعمت اللهي و احمد امامي

تربیت شاگردان

استاد عبدالله باقری، هنرمند برجسته و نام‌آشنا در هنر تذهیب، تخصص استاد عبدالله باقری و تشعیر، به‌محض اتمام دوره هنرستان در سال ۱۳۱۹، امر آموزش و تربیت شاگردان را آغاز کرد. او بخش قابل‌توجهی از عمر خود را صرف گسترش هنر تذهیب، تخصص استاد عبدالله باقری کرد و به مدت بیست سال در هنرستان‌های سراسر کشور، موزه‌ها و دانشگاه‌ها به تدریس پرداخت. از جمله مراکز آموزشی که استاد در آن‌ها فعالیت داشت، می‌توان به هنرستان‌های دخترانه و پسرانه تهران و همچنین هنرستان تبریز اشاره کرد. در سال‌های پایانی زندگی، به دلیل کهولت سن و بیماری، عمدتاً شاگردان خود را در منزل شخصی‌اش پذیرایى می‌کرد. شاگردان استاد عبدالله باقری عبارتند:

مصطفی اخواص

مصطفی اخواص، فرزند غلامعلی، در تاریخ ۳ تیر ماه سال ۱۳۳۱ در شهر اراک چشم به جهان گشود. او با داشتن ۳۵ سال تجربه در زمینه‌های مختلف هنری همچون خوشنویسی، نگارگری، تذهیب، طراحی سنتی، سوخت‌نگاری، میناسازی، نقاشی روی سفال و کتیبه‌نگاری، نقش برجسته‌ای در هنرهای سنتی ایفا کرده است.

مصطفی اخواص، پژوهشگر هنرهای سنتی، در پژوهشکده هنرهای سنتی سازمان میراث فرهنگی، صنایع‌دستی و گردشگری فعالیت می‌کند. هنر تذهیب را نزد استاد عبدالله باقری آموخت و سپس خوشنویسی خط را نزد استاد غلامحسین امیرخانی در انجمن خوشنویسان ایران ادامه داد. او عملاً از هنر تذهیب به‌عنوان راهی برای فراگیری خوشنویسی بهره برد.

داور پروین

استاد داور پروین، متولد سال 1341 در تهران، از سال 1363 به یادگیری هنر تذهیب پرداخت و این مسیر را تحت هدایت زنده‌یاد استاد عبدالله باقری، یکی از برجسته‌ترین هنرمندان تذهیب ایران، آغاز کرد. او تا زمان درگذشت استاد باقری در سال 1368، از دانش و هنر ایشان بهره فراوان گرفت. حاصل بیش از سه دهه فعالیت هنری استاد پروین، شرکت در بیش از 50 نمایشگاه گروهی در موزه‌های ایران، برگزاری سه نمایشگاه انفرادی در گالری‌های مختلف تهران و کالج فرانسوی‌ها در تهران، و همچنین دو نمایشگاه انفرادی در خارج از کشور، شهرهای دهلی نو و جاکارتا بوده است. استاد پروین، با انتخاب خلوت برای خود، مهارت و عشق عمیقش به هنر تذهیب را در آثارش بازتاب داده است.

رهام بابائیان

زاده‌ی سال 1348، فعالیت هنری خود را از سال 1363 در زمینه تذهیب تحت نظر استاد عبدالله باقری آغاز کرد. این آموزش‌ها به صورت خصوصی و در منزل استاد صورت می‌گرفت. پس از درگذشت استاد عبدالله باقری، او تدریس هنر تذهیب را به صورت خصوصی و همچنین در دانشگاه هنر ادامه داد.

نصرت‌الله فرزانه‌پور (باقری)

در سال ۱۳۲۱ در تهران و در خانواده‌ای فرهنگی دیده به جهان گشود. مادربزرگش، کبری فرزانه‌پور، از نخستین آموزگاران شهر اراک بود، و پدرش، استاد عبدالله باقری، هنرمندی برجسته در تذهیب و طراحی فرش به شمار می‌رفت. نصرت‌الله دوران ابتدایی خود را در دبستان باباطاهر تهران گذراند. در سال ۱۳۳۹، به دلیل مأموریت کاری پدرش، خانواده آن‌ها از تهران به تبریز نقل‌مکان کردند. او از همان کودکی، به واسطه سفارش‌های فراوان آثار تذهیب به پدرش، در کمک به انتخاب و ترکیب رنگ‌های زمینه مشارکت داشت.

نصرت‌الله در همان سال ۱۳۳۹ دوران هنرستان خود را در شهر تبریز و در رشته نقاشی آغاز کرد. او در هنرستان هنرهای زیبای میرک مشغول به تحصیل شد و در این محیط هنری، پایه‌های هنر خود را تقویت نمود.

نصرت اله فرزانه پور(باقري) فرزند استاد هنر تذهیب عبدالله باقری

آثار استاد

آثار استاد عبدالله باقری که نمونه‌ای درخشان از هنر تذهیب، تخصص استاد عبدالله باقری به‌شمار می‌آیند، اکنون در سه موزه برجسته یعنی موزه فرش تهران، کاخ موزه توپ‌قاپی استانبول و موزه لوور پاریس نگهداری می‌شوند. این هنرمند برجسته در طول سال‌های فعالیت خود در تبریز، حدود ۲۰ تا ۳۰ طرح قالی خلق کرده است. بنا بر منابع موجود، تعداد آثار او به حدود بیست هزار اثر می‌رسد که بخش عمده‌ای از آن‌ها جلوه‌هایی از هنر تذهیب، تخصص استاد عبدالله باقری هستند و در موزه‌های مختلف جهان قابل مشاهده‌اند.

در طول فعالیت‌های هنری، دو هزار اثر از کارهای استاد توسط استاد طاهرزاده بهزاد، رئیس هنرستان آن دوران، به ترکیه منتقل شد که امروزه بخش عمده‌ای از آن‌ها در موزه توپ‌قاپی استانبول نگهداری می‌شود. همچنین استاد باقری در زمره بزرگ‌ترین طراحان فرش قرار دارد، با بیش از ۲۰ هزار اثر که بخش عمده‌ای از آن‌ها شامل نقش‌های تذهیبی است. تعداد محدودی از این طرح‌های قالی ابتدا در موزه هنرهای ملی نگهداری می‌شدند و بعداً به موزه فرش ایران انتقال یافتند؛ برخی نیز توسط قالیبافان روی فرش اجرا شده‌اند.

از موزه فرش تا کتاب گلزار باقری؛ مروری بر آثار استاد عبدالله باقری

آثار و طرح‌های استاد باقری دو بار، یک‌بار در اردیبهشت سال ۱۳۶۵ و بار دیگر در اردیبهشت ۱۳۶۸، در نمایشگاه‌های ویژه موزه فرش ایران به نمایش درآمدند. همچنین کتابی با عنوان “گلزار باقری” که شامل تصاویری از برخی آثار قدیمی اوست، در سال ۱۳۶۶ و به همت شاگردانش چاپ شد. دیگر آثار استاد باقری عبارتند از:

  • طراحى و نقاشى درها، دیوار و ستون‏هاى موزه‏ى هنرهاى ملى سابق .
  • طراحى كاشى‏هاى بلند كاخ مرمر كه اقتباس شده از گنبد مسجد شیخ لطف‏الله .
  • تعدادی تذهیب و حاشیه كه در موزه‏هاى هنرهاى ملى و هنرهاى تزئینى نگه‏دارى مى‏شود.
  • تابلوی «گل و مرغ» در موزه‏ى هنرهاى معاصر نگهدارى مى‏شود.
  • حاشیه و تذهیب «خدا را فراموش نكن» با خط «عبدالرسولى».
  • تذهیب خوشنویسی«خدا را فراموش نكن» با خط «عبدالرسولى» .
  • حاشیه و تذهیب «بسم‏الله الرحمن الرحیم» با خط «عبدالرسولى».
  • تذهیب و حاشیه كتاب عمر خیام اسفندیارى.
  • تذهیب قرآن با خط سید حسن میرخانى.

ابداع استاد

استاد عبدالله باقری با تکیه بر هنر تذهیب، تخصص استاد عبدالله باقری، تحولی چشم‌گیر در این عرصه ایجاد کرد و این هنر را از قالبی صرفاً تزئینی به یک جریان هنری مستقل ارتقا داد. در دورانی که تذهیب عمدتاً برای آرایش آثار خوشنویسی یا زیباسازی اشعار شاعران به کار می‌رفت، او با نگاه خلاقانه خود به هنر تذهیب، تخصص استاد عبدالله باقری هویتی مستقل بخشید. او بر این باور بود که تذهیب می‌تواند به‌عنوان اثری مستقل و قابل ارائه در قالب یک تابلو هنری شناخته شود. به طور کلی، می‌توان گفت که پس از دوران صفویه، تلاش‌های او و استاد نصرت‌الله یوسفی باعث شد هنر تذهیب، تخصص استاد عبدالله باقری در ایران بار دیگر جایگاه اصیل خود را بازیابد.

مصاحبه با زنده یاد استاد عبدالله باقری

متن مصاحبه‌ای که از فیلم «مصاحبه با زنده‌یاد استاد عبدالله باقری» پیاده‌سازی شده، به بیان داستان زندگی، تلاش‌ها و عشق استاد به هنر ایرانی می‌پردازد. استاد باقری از کودکی در محیطی فرهنگی رشد کرد؛ مادرش در اراک اولین دبستان دخترانه را تأسیس کرد و او هم به هنر علاقه‌مند شد. پس از تحصیل در اولین هنرستان صنایع قدیمی ایران، توانست با تلاش و پشتکار به موفقیت‌های قابل توجهی دست یابد.

او در کنکور هنر جزء نفرات برتر شد و تحصیلات خود را در رشته نقش قالی و تذهیب که از سخت‌ترین رشته‌ها بود ادامه داد. علاوه بر علاقه عمیقش به هنر، کارهایی همچون مینیاتور، تذهیب و طراحی نقش قالی را با جدیت آغاز کرد. رئیس دانشکده از تلاش‌های او بسیار حمایت می‌کرد و برای تذهیب‌هایی که خلق می‌کرد، مبلغی به او پرداخت می‌کرد که در آن زمان ارزش زیادی داشت.

بعدها، با تغییر وزارت «پیشه و هنر» به «فرهنگ و هنر»، او احساس کرد که نمی‌تواند با سیستم دولتی هماهنگ شود و تصمیم گرفت تبریز را برای کار انتخاب کند. با وجود مقاومت‌های اولیه، توانست به تبریز مهاجرت کند و در این شهر شاگردانی تربیت کند که برخی از آن‌ها بعدها به مقامات بالایی رسیدند یا از ایران خارج شدند.

بازگشت دوباره استاد باقری به هنر پس از رنج بیماری

عشق استاد به وطن و هنر باعث شد در ایران بماند و بیش از 20 سال در پاساژ مظفریان مشغول سفارش‌گیری و طراحی آثار باشد. اما مشکلات جسمانی مانند آب آوردن چشم باعث شد مدتی خانه‌نشین شود. با توصیه دوستان هنری و حمایت وزارت وقت، گذرنامه‌ای برای او صادر شد تا جهت درمان به خارج از کشور برود. دکتر ملکی چشمان او را عمل کرد و هیچ هزینه‌ای دریافت نکرد، چراکه معتقد بود چشمان استاد باقری برای هنر ایران بسیار ارزشمند است.

استاد عبدالله باقری؛ آموزگار عاشق و نگهبان هنر ایرانی

او پس از درمان چشم به فعالیت‌های هنری بازگشت و در مراکزی مانند موزه تزئینی، موزه فرش، دانشگاه الزهرا، مجتمع هنر و تربیت معلم مشغول آموزش هنرجویان شد. حتی در منزل نیز شاگردانی را تحت تعلیم قرار می‌داد. هدف اصلی او حفظ و انتقال هنر سنتی ایران بود، نه مادیات. او معتقد بود معنویات مانند پرورش شاگردان از مادیات ارزشمندتر هستند.

زندگی هنری استاد باقری؛ تلفیق خلاقیت، عشق و تعلیم

باقری در طراحی‌هایش همیشه نوآوری داشت، رنگ‌ها و فرم‌ها را تغییر می‌داد تا طرح‌های جدید ارائه دهد. او علاقه داشت آثار هنری را از قالب‌های متعارف خارج کند و با الهام از شعرها و موضوعات مختلف، خلاقیت‌های بی‌نظیری خلق کند. همچنین برخی آثار ارزشمند همچون تذهیب قرآن استاد حسن میرخانی را به تصویر کشید.

استاد باقری زندگی‌اش را وقف هنر کرد و تمام تلاشش این بود که این میراث ارزشمند ایرانی را حفظ کند. او بیش از 60 سال برای تربیت شاگردان فعالیت کرد و همیشه برای شاگردانش وقت گذاشت، با آموزش اختصاصی هر هنرجو طبق توانایی‌ها و استعدادهایش. حتی پیشنهاد ریاست هنرستان را رد کرد زیرا اولویت اصلی او آموزش دادن بود؛ نه مدیریت کردن.

زندگی استاد عبدالله باقری شاهکاری است از عشق به کار، تعهد به هنر ایرانی و تلاش برای تربیت نسل آینده هنرمندان. او از معنویات لذت می‌برد، شاگردانش سرمایه‌های اصلی او بودند و همواره کوشید تا هنر اصیل ایرانی را زنده نگه دارد.

تاریخ تذهیب از دیدگاه استاد عبدالله باقری

پس از تسلط اعراب بر ایران، تصویرسازی و نقاشی کم‌کم از میان رفت. ایرانیان با ذوق هنری خود، هنر تذهیب را خلق کردند. واژه «تذهیب» از کلمه «ذَهَبَ» به معنای طلا و طلاکاری گرفته شده است. ابتدا، تذهیب در حاشیه‌ها و سرلوح قرآن شکل گرفت و ایرانیان طرح‌های این هنر را با الهام از طبیعت طراحی کردند. با گذشت زمان، این هنر برای گروهی خاص همچون اعیان، اشراف و شاهان اختصاص یافت و رشد قابل توجهی کرد.

در دوران صفویه، خوشنویسی و تذهیب‌کاران برجسته‌ای همچون رضا عباسی در اصفهان فعالیت کردند و به شکل‌گیری مکتب اصفهان کمک کردند. بخش‌هایی از این هنر، از جمله طرح‌های تذهیب و خوشنویسی، به عناصر معماری نظیر گلدسته‌ها و مناره‌های مساجد وارد شد. در این میان رابطه نزدیکی بین طرح‌های تذهیب و کاشی‌کاری وجود داشت، چرا که هر دوی آن‌ها به‌عنوان عناصر تزئینی نقشی مهم در تزئین فضای مساجد ایفا کردند.

مکتب اصلی تذهیب در دوره صفوی شکل گرفت و در ادامه تکامل یافت. البته مکاتب دیگری مانند مکتب تیموریان نیز وجود داشتند؛ ولی قدرت و نفوذ مکتب صفویه بیشتر بود. با بررسی و مطالعه وضعیت تذهیب در مکاتب مختلف، برخی طرح‌ها با شرایط جدید محراب‌ها و گلدسته‌ها بازآفرینی شد که این نوع آثار به سبک قاجاریه شناخته شد. شاهان قاجار که سفرهای زیادی به اروپا داشتند، تحت تأثیر فرهنگ اروپایی قرار گرفتند و همین امر موجب تغییراتی در هنر ملی ایران شد، تا جایی که واژه‌هایی اروپایی مانند «اسلیمی فرنگی» یا «گل فرنگی» وارد زبان هنری ایران شدند.

استاد عبدالله باقری؛ نمادی از عشق به وطن و وفاداری به هنر تذهیب

با ورود آثار هنری اروپایی به ایران، هنرمندان ایرانی طرح‌های وارداتی را تغییر داده و آن‌ها را متناسب با هویت ایرانی بازسازی می‌کردند، تا بتوانند مکاتب هنری ملی را دوباره احیا کنند. یکی از مکاتب برجسته دیگر در تذهیب، مکتب هرات بود؛ اما این مکتب بعد از دوره صفویه چندان قدرت قابل توجهی پیدا نکرد.

در همین دوره، فرم‌های اروپایی به تدریج بازسازی شدند، تا جایی که توجه مخاطبان به آثار تذهیب ایرانی جلب شد و موجب شگفتی آنان گردید. هنر تذهیب در مسیر پیشرفت خود رشد فراوانی کرد. بسیاری از شاگردان برجسته استاد باقری از هنرستان‌های پسران و دختران، دانشسرای مقدماتی و همچنین هنرستان کمال‌الملک تربیت شدند. استاد باقری علاوه بر تدریس دو ساعت روزانه در هنرستان، در منزل نیز به آموزش شاگردان خود ادامه می‌داد.

یکی از شخصیت‌های تأثیرگذار بر هنر تذهیب، طاهرزاده بهزاد بود که نقش بزرگی در دوران جنگ جهانی دوم داشت. او به هنرمندان توصیه می‌کرد که آثارشان را امضا نکنند. استاد عبدالله باقری اشاره می‌کرد که بیش از۲۰ هزار اثر هنری خلق کرده است. وقتی طاهرزاده بهزاد به ترکیه سفر کرد، برخی از آثار استاد را با خود برد؛ اکنون بسیاری از همین آثار در موزه توپ‌قاپی استانبول نگهداری می‌شوند. همچنین بخشی از آثار ایشان به کشورهای دیگر منتقل شدند و امروز تعدادی از آن‌ها در موزه لوور و دیگر موزه‌های جهان قرار دارند. استاد باقری تاکید داشت که هیچ‌گاه دو اثر مشابه خلق نمی‌کرد.

وفات استاد

استاد عبدالله باقری پس از یک دوره طولانی مبارزه با بیماری سرطان کبد، در تاریخ ۱۴ خرداد 1368و در سن ۷۶ سالگی در تهران دار فانی را وداع گفت. پیکر ایشان در امامزاده ابن‌بابویه تهران به خاک سپرده شد.

منبع:

در سوگ مرگ هنرمند فرزانه هنرهای سنتی ایران استاد عبدالله باقری نویسندگان: منصور سلیمانی، فصلنامه هنر 1368 شماره 17

فیلم آپارات با عنوان «مصاحبه با زنده یاد استاد عبدالله باقری»

مذهبان قدیم

مُذهبان قدیم ایران

این متن برگرفته از فصل ششم کتاب «شیوه تذهیب» اثر استاد اردشیر مجرد تاکستانی با عنوان «مذهبان نامدار» بازنویسی شده و به بررسی «مُذهبان قدیم ایران» و مشاهیر تذهیب در دوره‌های مختلف تاریخی می‌پردازد.

مذهبان سدۀ دوم هجری قمری

در سدۀ دوم هجری قمری، تعدادی از هنرمندان و مذهبان ایرانی فعالیت داشتند که برخی از آن‌ها عبارتند از: یقطینی، ابراهیم صغیر، ابو موسی‌بن عمار، ابن سقطی، محمد و فرزندانش و ابو عبدالله خزیمی و فرزندانش. این هنرمندان پایه‌های هنر تذهیب در ایران را بنا نهادند و مسیر را برای نسل‌های بعدی هموار کردند.

مذهبان سدۀ چهارم هجری قمری

در سدۀ چهارم هجری قمری، ابوبکر محمدبن حسن نقاش از جمله هنرمندان این دوره است. تاکنون آثار وی به طور قطعی شناسایی نشده است، اما ممکن است برخی آثارش موجود باشد که بدون رقم نقاش بر آن‌ها باقی مانده‌اند.
در عهد پادشاهان غزنوی، نقاشان و هنرمندان بسیاری فعالیت داشتند که نامشان به دلایل مختلف از بین رفته است. با این حال، می‌توان به عثمان وراق، خوشنویس و استاد تذهیب، و ابو نصر نقاش و صورتگر مشهور اشاره کرد. همچنین عبدالمک، نقاش و مهندس دربار سلطان مسعود، از نقاشان برجسته این دوره بود.

مذهبان سدۀ پنجم هجری قمری

عبدالرحمان محمد دامغانی، یکی از مذهبان مشهور سدۀ پنجم هجری قمری، در هنر تذهیب و تزیین کتاب‌های مذهبی مهارت بسیاری داشت. آثار او نمونه‌ای از ظرافت و دقت هنرمندان این قرن است.

مذهبان سده‌های ششم و هفتم هجری قمری

در اواخر سدۀ ششم هجری قمری، عبدالعزیز مذهّب به عنوان هنرمندی زبردست و نازک‌قلم شناخته می‌شد. آثار قرآنی او نشان‌دهنده قدرت و چابکی قلم و دقت بی‌نظیر در تذهیب است.
زین‌الدین خطاط و جمال‌الدین نقاش اصفهانی، پدر کمال اسماعیل شاعر، از نقاشان دوره سلجوقی بودند و همزمان با طغرل‌بن ارسلان فعالیت داشتند.

فخرالدین حسین‌بن بدیع و شیخ بدرالدین نیز از دیگر نقاشان سده‌های ششم و هفتم بودند. حسین‌بن بدیع در سال ۶۷۲ هجری قمری، همزمان با وفات خواجه نصیرالدین طوسی، درگذشت. همچنین هنرمندانی چون محمدبن عون، احمدبن ابی‌نصر عتیق و محمدبن مسعود ابهر نیز در این دوران آثار برجسته‌ای از خود به جای گذاشتند.

مذهبان سده‌های هشتم تا دهم هجری قمری

در عهد سلطان محمد اولجایتو و ابوسعید، نقاشی و تذهیب رونق بسیاری داشت. محمدبن ایبک و حمزه‌بن محمد علوی، که اوایل قرن هشتم هجری قمری می‌زیستند، از مذهبان معروف زمان خود بودند.
محمدبن محمدعلی طوسی و احمد موسی از استادان برجسته این دوره محسوب می‌شدند. شاگرد احمد موسی، امیر دولتیار، از غلامان سلطان ابوسعید بود. مولانا ولی‌الله نیز از نقاشان مشهور این زمان به شمار می‌رفت.

سلطان احمدبن اویس جلایر، از سلسلۀ آل جلایر، خود در هنرهای مختلفی چون نقاشی، تذهیب و خاتم‌بندی مهارت داشت. او شعر خوش می‌سرود، خط نیکو می‌نوشت و در موسیقی و ادوار استاد بود.

در دورۀ اول صفوی، هنرمندانی چون میرخ‌المذهب و فرزندش قوام‌الدین مسعود، عبدالوهاب شیرازی، محمدامین خطاط، میرمصور و مولانا محسن مجلد آثار خود را ارائه کردند. حافظ ملا مسیح الله، مذهّب گمنام و نازک‌قلم، در اواخر دورۀ تیموری می‌زیست.

در بغداد، استاد شمس‌الدین و شاگردان او، عبدالحی و جنید بغدادی، مکتب دوم بغداد را شکل دادند. مکتب تبریز شاخه‌ای از این مکتب بود که بابا حیدر نقاش بدان منسوب است.

علیرضا عباسی، مذهّب و نقاش صفوی، و خواجه میرک، استاد بی‌همتای تذهیب و تصویر، از هنرمندان سدۀ دهم هجری قمری بودند. خواجه میرک بیشتر کتاب‌های عمارات هرات را تذهیب کرده و در زمان سلطۀ محمدخان شیبانی در خراسان وفات یافت.

مذهبان سده‌های یازدهم تا سیزدهم هجری قمری

صالح مذهّب، استاد تذهیب و نقاش اواخر سدۀ یازدهم هجری قمری، در تشعیر، حلکاری و تصویرسازی دستی تبحر داشت.
شرف‌الدین علی، مذهّب و استاد شیرین‌قلم هند، از نقاشان مغولی بود و در تذهیب و تصویرسازی صاحب‌مهارت بود.

علینقی مذهّب، از نازک‌قلم‌ترین هنرمندان دوران افشاری و زندیه، آثار پرمایۀ قرآنی با تذهیب برازنده خلق کرده است.
علی‌محمد مذهّب، نقاش و تذهیبکار دورۀ قاجاریه، به همراه میرزا عبدالوهاب و دیگر شاگردان، در تذهیب کتاب‌های مصور مانند «الف لیل و لیله» فعالیت می‌کردند.

سید جعفر مذهّب، استاد تذهیب و نقاش قاجار، در هنر زرنشان و طلاکاری مهارت داشت. اسدالله مذهّب مشهدی نیز از استادان چیره‌دست این دوره بود و آثارش در موزۀ گلستان محفوظ است.

از دیگر هنرمندان برجسته این دوره می‌توان به علی‌اصغر مذهّب و میرزا عبدالعلی مذهّب اشاره کرد. میرزا عبدالعلی در تذهیب و تشعیر حاشیه‌های کتاب «امتحان الفضلا» استاد بود.
عبدالوهاب مذهباشی شیرازی، مدهباشی چابک‌قلم، توسط ناصرالدین شاه قاجار لقب مذهّباشی گرفت و در انواع تذهیب، تشعیر و حلکاری مهارت داشت.
همچنین میرزا شکرالله مذهّب، غیاث‌الدین محمود مذهّب مشهدی و تذهیبی اصفهانی، از دیگر هنرمندان توانمند این دوره بودند که در افشان‌سازی و ابرسازی مرقع‌ها و کتاب‌ها استاد بودند.

معرفی کتاب شیوۀ تذهیب، اثر استاد اردشیر مجرد تاکستانی – جلد و بخش‌هایی از صفحات کتاب

معرفی کتاب شیوۀ تذهیب، اثر استاد اردشیر مجرد تاکستانی

کتاب «شیوۀ تذهیب، اثر استاد اردشیر مجرد تاکستانی» از انتشارات سروش در سال ۱۳۷۲ منتشر شد. این کتاب در قطع رحلی، با جلد شومیز و کاغذ تحریر، شامل ۱۹۹ صفحه مصور سیاه و سفید است و تا چاپ چهاردهم در ۵۰۰ نسخه منتشر شده است. چاپ اول تا سیزدهم این کتاب نیز مجموعاً ۲۹۰۰۰ نسخه را شامل می‌شود.

استاد اردشیر مجرد تاکستانی در مقدمه این کتاب آورده است:

سپاس و حمد بی‌شمار دادار یگانه را که این محال و فرصت مغتنم به‌دست آمد تا حقیر به یاری یزدان و تا حد توان با بضاعت اندک  خویش کتاب حاضر را تدوین کنم باشد که پویندگان راه و جویندگان هنر تذهیب این رشته از هنرهای بی‌مرگ، فیاض و  ورجاوند این سرزمین را که دور از پلشتی و زنگار گرفتگی مانده است سودمند افتد. جای بسی خشنودی است که این رشته از هنر از سوی سوداگران و دلالان بازار هنر کمتر مورد التفات قرار گرفته است تا آن را چرکین کنند و سپس با بزکی ناخوشایند عرصه دارند و باید سپاسگزار صادق بزرگواران گمنامی باشیم که به‌نوشته غيات اللغات: «تذهیب و تزویق آن را به جایی رسانیدند که صنعت صنایع اضافه به اضافت تصنع و تنوق نقاشان آن روزگار در مقابلۀ آن ناچیز شد.» 

با حسرت نگریستن به هنری والا، گرانقدر و اصیل که هر روز پیش از پیش به زوال رود آن چیزی بود که این جانب را به نگارش و تدوین این کتاب رهنمون شد.در تاریخ هنر هر سر زمینی تجسم کامل رنج‌ها، نامرادی‌ها شکست‌ها، پیروزی‌ها بهروزی‌ها، حرمان‌ها و درآخر، شور و شعور مردم آن سرزمین نهفته است و تاریخ هنر ما، به‌ویژه هنر بعد از اسلام نیز از این قاعده مستثنا نتواند بود. اما شگفت این‌که کتاب‌هایی که در زمینه هنر با نقد و پژوهش‌های هنری تدوین شده‌اند. اکثراً با استفاده از منابعی غیرمعتبر، مبهم و بدون مأخذ، با پیرایه‌های گوناگون، تألیف شده‌اند و شگفت‌تر این‌که این‌گونه کتاب‌ها را غالباً  شرق شناسان تدوین و گرد آوری کرده‌اند؛ آنانی که احتمالا پیش از شناخت ماهیت و کیفیت هنر، این عالی‌ترین شکل بیان احساس، چون خود با این احساسات و سنن و عواطف آشنایی چندانی  نداشته‌اند پُر بیراهه رفته‌اند و در لجه‌های دیدگاه‌های شخصی خود، به علت بیگانگی با منبع فیاض هنری، سردرگم شده‌اند. 

هنر ارزنده و اصیل تذهیب با تارهای لطیف روح سروکار دارد.  تمام پویش هنرمند در این زمینه درخشان‌تر کردن رنگ و هماهنگی با شکل در بوتۀ خیال است. به‌راستی که هنرمند با اعجاز، در نقش‌های بی‌نام رنگ می‌پاشد تا از واقعیت دور نرود و در عین حال، نزدیک‌ترین صور هنری را خلق کند و جان بخشد. به‌عبارت دیگر، چنین هنری سنگ کیمیا و خلاق آن کیمیاگری است که جمیل‌ ترین جلوۀ رنگ‌ها را  با خطوطی آهنگین جلا می‌دهد. در حقیقت، هنرمند با جستجو در نقش‌های بی‌نام در عمق رنگ می‌کاود و در این‌جا، بیننده از هر سو که می‌نگرد در هر ترکیبی از نقش و رنگ انتظار و توقع معجزه دارد. او این معجزه را در آهنگ رنگ‌های شفاف، در تجسم شعرگونه ترکیب و تداخل رنگ و شکل می‌جوید و عمیقاً در می‌یابد و سپس، در مقابل سحر این دو عنصر مجذوب می‌شود. زیبایی یک تذهیب عالی با  قلم‌موی هنرمند جان می‌گیرد.، حرکت و نمود پیدا می‌کند، گسترش می‌یابد و تا عمق ضمیر بیننده رسوخ می‌کند. 

به‌هر حال این جانب برای کاهش کمبود موجود در زمینۀ منابع مربوط به هنر تذهیب وظیفۀ خود آن دیدم که با پرهیز از هرگونه نظر شخصی کتاب حاضر را فراهم آورم؛ تحفۀ احباب، تا چه قبول افتد و چه در نظر آید. 

در این کتاب که شامل شش بخش است، در مورد تاریخ و سیر تکامل نقش‌های تزیینی، شیوۀ انجام تذهیب، واژگان و تعابیر تذهیب و  مُذهّبان سخن رفته است که هر بخش آن با نمونه‌هایی همراه است تا  پژوهنده با هر بضاعتی که دارد مطالب آن را در خور دانش خویش درک کند.

در اینجا لازم می‌دانم از تمام کسانی که در رابطه با این کتاب زحمت کشیده‌اند و بنده را یاری کرده‌اند سپاسگزاری کنم. امید که  قبول افتد. با سپاس از آقای رضا بیدآبادی که قلم‌گیری‌های  تصویرهای کتاب را به عهده داشته‌اند و در این رابطه زحمت فراوان  کشیده‌اند. آقایان علی محبوبی، باقر خبازی حسینی و مجید دلدوزی که با اضافه کردن مقاله‎‌های خود به کتاب حاضر به این جانب یاری رسانده‌اند.  

آقای شاهرخ سخایی که قبول زحمت کرده‌اند و اسلایدهای مربوط به شکل‌ها را مرحمت فرموده‌اند و از کوشش‌ها و  مراحم آقایان سید محمد ایران منش و سعید طباطبایی، استاد حجت کشفی و آقای مهدی فیروزان و دیگر دست اندرکاران کمال تشکر را دارم. در خاتمه لازم به تذکر است که زحمات فراوان و کوشش‌های بی‌دریغ ویراستار محترم، سرکار خانم مجابی، باعث کمتر شدن نقایص این کتاب شده است و از ایشان به خاطر همکاری صمیمانه و صبر فراوانشان کمال سیاسی را دارم .

فهرست مطالب

فصل اول: نگرشی بر طرح‌های گوناگون تذهیب در دوره‌های مختلف تاریخ

  • نقش‌ها و طرح‌های گوناگون در دوره‌های قبل از تاریخ، هخامنشی، اشکانی و ساسانی(در 5 صفحه همراه با 42 شکل)
  • مقایسه نقش ها و طرح ها از دوره هخامنشی تا عصر حاضر
  • گل (در4 صفحه همراه با 39 شکل )
  • برگ (در2 صفحه همراه با 20شکل)
  • شاخه اسلیمی (در6صفحه همراه با 57 شکل)

فصل دوم: هنر تذهیب (در 6 صفحه همراه با 6 تصویر )

  • تعریف تذهیب
  • پیشینه تذهیب
  • مکتب‌های تذهیب
  • واژگان تذهیب (ابرک، اسلیمی، بنداسلیمی، تاج، ترصیع، ترنج، جدول، ختایی، داغ، دهن اژدری، سرلوحه، سنجاق نشان، شرفه، شمسه، فرنگی، فصّالی، کتیبه، کتیبه سرلوحه، کمندزرین، گره، لچک ترنج، لچکی، واگیره)
  • ابزارهای تذهیب (قلم مو، طلا و نقره، مهره، کاغذ، رنگ، پرگار، ترلینگ، خط کش)
  • چگونگی انجام یک اثر تذهیب

فصل سوم: بررسی تفصیلی نقش‌های تذهیب

  • قوس حلزونی(در 4 صفحه همراه با 7 شکل)
  • تعریف قوس حلزونی
  • روش رسم هندسی قوس حلزونی
  • قوس حلزونی دو نقطه‌ای
  • قوس حلزونی سه نقطه‌ای
  • قوس حلزونی چهار و … نقطه‌ای
  • اسلیمی( در 16 صفحه همراه با 54 شکل)
  • تعریف اسلیمی و گونه‌های آن
  • کالبد شکافی شاخه اسلیمی
  • روش رسم سه اسلیمی، دو اسلیمی و دو اسلیمی با ترنج
  • چنگ( در 8 صفحه 38 شکل)
  • روش رسم هندسی بته جقه(یک صفحه)
  • اسلیمی ماری(در 3 صفحه با 17 شکل)
  • ختایی(در 2 صفحه با 6 شکل)
  • تعریف ختایی و گونه‌های آن
  • روش نظری رسم برگ ختایی
  • گونه‌های مختلف ختایی
  • گل شاه عباسی(در 12 صفحه با 103 شکل)

فصل چهارم: بررسی تفصیلی واژگان تذهیب

  • لچکی (در 17 صفحه همراه با 56 شکل)
  • تعریف لچکی
  • روش رسم لچکی
  • گونه‌های لچکی
  • لچک ترنج
  • ترنج(در 10 صفحه همراه با 43 شکل)
  • نیم ترنج
  • سرترنج
  • سرلوح(در 23 صفحه همراه با 27 شکل)
  • کتیبه (در یک صفحه همراه با 13 شکل)
  • ترصیع (در سه صفحه همراه با 3 تصویر)
  • واگیره (در 24 صفحه همراه با 67 شکل)
  • شمسه بزرگ یا ترنج(در 27 صفحه همراه با 18 شکل)
  • شرفه(یک صفحه همراه با 10 شکل)
  • شمسه کوچک(2 صفحه همراه با 18 شکل)
  • ابرک(در یک صفحه همراه با 3 شکل)
  • تاج(در 4 صفحه همراه با 4 شکل)
  • نیم تاج

فصل پنجم: تحول تذهیب (در 4 صفحه همراه با 5 شکل)

فصل ششم: مذهبان نامدار (در 4 صفحه )

  • مذهبان قدیم
  • طراحان و مذهبان معاصر

معرفی اجمالی از نویسنده کتاب

اردشیر مجرد تاکستانی(متولد ۲۳ دی ۱۳۲۸ شهر رشت در استان گیلان) او اصالتا اهل تهران و یکی از نقاشان مکتب مینیاتور است. وی نگارگر و محقق نگارگری و تذهیب و تشعیر فارغ‌التحصیل هنرستان هنرهای تجسمی است. وی نمایشگاه‌های انفرادی در زمینه نگارگری برگزار کرده و در بیش از بیست نمایشگاه گروهی در چندین نمایشگاه خارجی نیز حضور داشته است.

در ۲۶ آذر ماه سال ۱۳۹۹ استاد اردشیر مجرد تاکستانی به همراه استاد محمود فرشچیان و سه نفر دیگر از استادان نگارگری ایران به عنوان گنجینه‌های زنده بشری، در فهرست میراث ناملموس یونسکو ثبت شدند.

وی مدرس مینیاتور در هنرستان‌های گرافیک دانشگاه تهران و از داوران نخستین دوسالانه نگارگری ایران است. از وی مقالاتی در زمینه ابروباد در دایره المعارف بزرگ اسلامی و تاریخچه تذهیب در دایره المعارف بزرگ شیعه به چاپ رسیده است. تاکستانی سرپرست کارگاه مرمت و صحافی سنتی نسخه‌های خطی و نفیس حرم فاطمه معصومه(س) است.

گفتگو با آقا میری درباره فرشچیان

آثار فرشچیان مردم‌پسند بود

آقا میری، هنرمند و مدرس حوزه نگارگری و تذهیب، جنبه‌های بصری قابل توجه و زیبا را از ویژگی‌های بارز آثار استاد محمود فرشچیان عنوان کرد و گفت: آثار این هنرمند، مردم‌پسند بود و جایگاه ویژه‌ای در میان مردم داشت و در عین حال جامعه هنری هم برای آثار او بسیار ارزش قائل بود.

به گزارش نمایشگاه مجازی هنر تذهیب به نقل از ایرنا، امیرحسین آقامیری ضمن عرض تسلیت به جامعه هنری به خصوص نگارگری به مناسبت درگذشت استاد محمود فرشچیان اظهارداشت: او یکی از مفاخر و بزرگان نگارگری ایران بود و همواره در یاد و خاطره همه ما هست و خواهد بود و با آثار بی‌نظیری که خلق کرده، همواره زنده است و هیچ وقت از میان ما نخواهد رفت. امیدوارم که نظیر چنین استادی بار دیگر تجلی پیدا کند و ما بتوانیم از آثارش بهره‌مند شویم.

یکی از ویژگی‌های بارز استاد فرشچیان، پرتلاش بودن اوست

وی با اشاره به ویژگی‌های هنری استاد فرشچیان گفت: با توجه به الگوبرداری که از آثار این هنرمند داشته‌ام یکی از ویژگی‌های بارز استاد فرشچیان، پرتلاش بودن اوست و مصداق ضرب‌المثل کار نیکو کردن از پر کردن است، استاد فرشچیان در آثارش کم نمی‌گذاشت، با توجه به آثاری که خلق کرده بود، تلاش او شبانه‌روزی و بی‌وقفه بود.

آقامیری افزود: استاد فرشچیان هشت دهه پی در پی در حوزه نگارگری فعالیت کرد و تلاش او باعث شد که نبوغش شکوفا شده و در ایران و جهان شناخته شود و همگان بتوانند از آثارش بهره‌مند شوند.

چهار سال اول فعالیت هنری استاد فرشچیان وقف طراحی شد

این هنرمند نگارگر بیان کرد: یکی دیگر از ویژگی‌های استاد فرشچیان، طراحی بسیار قوی او بود، زمانی که در حوزه نگارگری هنرجو بودم، در مصاحبه‌های متعددی از این استاد شنیدم که بر طراحی تاکید داشت و گفت که چهار سال اول فعالیت هنری خود را وقف طراحی کرده است و این طراحی باعث شد که استاد فرشچیان آثار برجسته و شاخصی را خلق کند و ما از آنها لذت ببریم.

آثار فرشچیان به خصوص آثار مربوط به دهه‌های ۴۰ و ۵۰ که استاد در ایران سکونت داشت، بسیار قوی و ناب بودند، این دهه‌ها

وی اظهارداشت: آثار استاد فرشچیان، مردم‌پسند بود و جایگاه ویژه‌ای در میان مردم داشت و در عین حال جامعه هنری هم برای آثار او بسیار ارزش قائل بود، آثار فرشچیان به خصوص آثار مربوط به دهه‌های ۴۰ و ۵۰ که استاد در ایران سکونت داشت، بسیار قوی و ناب بودند، این دهه‌ها اوج جوانی، فعالیت و قدرت فرشچیان در حوزه نگارگری بود و بهترین آثارش را در این دوره ترسیم کرده است.

آقامیری درباره ویژگی منحصر به فرد استاد فرشچیان و تاثیر آن بر نگارگران پس از خود خاطرنشان کرد: استاد فرشچیان از نبوغ خاصی برخوردار بود و لازمه ظهور و تجلی این نبوغ در جامعه هنری و در آثارش تلاش زیاد و بی‌وقفه بود، استاد فرشچیان در حوزه هنر و سایر حوزه‌ها تلاش شبانه‌روزی داشت و همیشه این ویژگی را الگو قرار می‌دهم.

وی افزود: اگر ما تلاش زیادی در حوزه هنر یا هر حوزه دیگری داشته باشیم حتماً موفق خواهیم شد، اگر به این تلاش، نبوغ هم اضافه شود، هنرمند حتماً منحصر به فرد خواهد شد، آثاری که خلق می‌کند، بی‌بدیلی و بی‌نظیری خواهد بود که این ویژگی در آثار استاد فرشچیان مشهود است و در مقابل بعضی از این آثار باید تعظیم کرد.

بهترین و ناب‌ترین آثار فرشچیان مربوطه به دهه‌های ۴۰ و ۵۰ است

این هنرمند نگارگر با اشاره به تاثیرپذیری از آثار استاد فرشچیان گفت: هنر و هنرمند آیینه جامعه خودشان هستند، هنرمند هر چه در درونش باشد، آن را به تصویر می‌کشد، بهترین و ناب‌ترین آثار فرشچیان مربوطه به دهه‌های ۴۰ و ۵۰ و دورانی است که استاد در ایران بود، آثار او فضای کاملاً ایرانی داشت و اوج قدرت او در حوزه نگارگری بود.

«عصر عاشورا»، «ضامن آهو»، «رستم و اژدها»، «داستان موسی و اژدها» بی‌نظیرترین آثار استاد فرشچیان است

آقامیری توضیح داد که استاد محمود فرشچیان در آن دوران، جوانی پرتلاش بود که با بهره‌گیری از تجربیات هنرمندان گذشته و با مطالعه آثار قدما و مشاهده آثار بزرگان جهان، شیوه‌ای منحصربه‌فرد در هنر خود ایجاد کرد. او با پشتکار فراوان توانست آثاری بی‌بدیل خلق کند؛ از جمله «عصر عاشورا»، «ضامن آهو» و «رستم و اژدها» که بیشتر در سال‌های ۱۳۴۲، ۱۳۴۵، ۱۳۴۸، دهه ۵۰ و سال ۱۳۵۸ خلق شدند. در میان این آثار، «داستان موسی و اژدها» یکی از درخشان‌ترین و بی‌نظیرترین آثار استاد فرشچیان در زمینه نگارگری به شمار می‌رود.

وی توضیح داد که هنرمند زمانی که از فضای اصلی خود فاصله می‌گیرد و در محیطی تازه قرار می‌گیرد، دیگر نمی‌تواند آن فضا را به‌خوبی احساس کند و ناگزیر تحت تأثیر جامعه خود قرار می‌گیرد. او افزود که همیشه به آثار استاد محمود فرشچیان در دهه‌های ۴۰ و ۵۰ استناد می‌کند، زیرا در آن دوران استاد فرشچیان بهترین آثار خود را خلق کرده است. وی تأکید کرد که از تماشای آن آثار لذت فراوان برده و از آن‌ها بهره‌های بسیاری گرفته است.

این هنرمند نگارگر، جنبه‌های بصری قابل توجه و زیبا را از دیگر ویژگی‌های بارز آثار استاد فرشچیان عنوان کرد و گفت: مخاطبان و هنرمندان بسیاری به دلیل این ویژگی جذب آثار استاد فرشچیان شدند اما نکته قابل توجهی که خود استاد همیشه به هنرمندانی که سبک او را دنبال می‌کردند می‌گفت این بود که «من سبکی را ایجاد و دریچه‌ای را باز کردم، دریچه‌های بسیاری در هنر وجود دارد و شما باید دریچه‌های دیگری را بازکنید و سعی نکنید آن کاری که من انجام داده‌ام را انجام دهید.»

آقامیری افزود: استاد فرشچیان معتقد بود هنرمندانی که صرفا از سبک او پیروی می‌کنند، در نقطه صفر قرار می‌گیرند، این پیشرفت و ترقی در هنر نیست، تکرار است و تقلید و تکرار بزرگترین آفت در هنر است و براین اساس به هنرمندان توصیه می‌کرد که سبک‌های دیگری را تجربه کنند و فعالیت آنان محدود به تکرار و تقلید نباشد.

به گزارش ایرنا، محمود فرشچیان هنرمند مطرح نگارگری کشورمان سال ۱۳۰۸ در اصفهان متولد شد، پدرش که مردی هنردوست بود با توجه به اشتیاق فرزند به هنر نقاشی او را به کارگاه استاد حاج میرزا آقاامامی رهنمون کرد. فرشچیان در هنرستان هنرهای زیبای اصفهان از استاد عیسی بهادری تعلیم گرفت.

پس از پایان این دوره به اروپا رفت و چند سالی در آنجا به مطالعه و بررسی آثار نقاشان برجسته غرب همت گماشت و در نتیجه همین مطالعات بود که به رهیافتی تازه از هنر نقاشان با معیارهای جهانی رسید.

او پس از بازگشت به ایران، فعالیت هنری خود را در اداره کل هنرهای زیبای تهران آغاز کرد. وی مسئولیت مدیریت اداره هنرهای ملی و استادی دانشکده هنرهای زیبای دانشگاه تهران را بر عهده گرفت. استاد با تلاش مداوم و خلق آثار شگفت‌انگیز، توانست آوازه هنری خود را در سراسر ایران و حتی فراتر از مرزها گسترش دهد.

آثار استاد فرشچیان در بیش از صدها نمایشگاه فردی و جمعی در ایران و سایر کشورها برپا و با استقبال بسیار زیادی روبه‌رو شده است. برگزاری نمایشگاه‌های پی‌درپی معرف شهرت وی در پهنه جهانی است به گونه‌ای که موزه‌ها، کتابخانه‌ها و مجموعه‌داران شخصی و عاشقان هنر به داشتن قطعه‌ای از آثار او مباهات می‌کنند.

با تأسیس موزه فرشچیان در مجموعه فرهنگی – تاریخی سعدآباد، سازمان میراث فرهنگی کشور بر آن شد تا فرصتی برای عموم هموطنان و هنردوستان جهان فراهم آورد تا از آثار این هنرمند بزرگ در یک مجموعه زیبا بازدید کنند. در این موزه بیش از ۷۰ اثر از آثار استاد فرشچیان گردآوری شده است.

همچنین طراحی‌ ضریح مطهر و منور حضرت اباعبدالله(ع) و ثامن‌الائمه حضرت رضا(ع) به قلم ماندگار و با کفایت استاد فرشچیان صورت گرفته است که این نقوش زرین، یادمانی خجسته در تاریخ فرهنگ و هنر ایران است که استاد به‌صورت افتخاری انجام داده است. فرشچیان ۱۸ مردادماه دار فانی را وداع گفت.

همراهی با استاد محمود فرشچیان در هنر نگارگری

روایتی از همراهی با استاد محمود فرشچیان

گفت‌وگو با استاد اردشیر مجرد تاکستانی، از شاگردان برجسته استاد فرشچیان، در روز سه شنبه 21 مرداد ماه 1404 توسط خانم ترانه سلطانی خبرنگار روزنامه شرق، تهیه و منتشر شد، به پاس سال‌ها تلاش استاد فرشچیان در جهت اعتلای هنر ایران زمین، این گفت‌وگو  در سایت هنر تذهیب» باز نشر می‌شود.