برند هنر تذهیب روایتگر تلفیق سنت و اصالت در هنر، یکی از ژرفترین جلوههای فرهنگ ایرانی را در روزگار کنونی حفظ و بازآفرینی میکند. برند با تکیه بر دانش سنتی، نگاه فلسفی و ابزارهای نوین، راهی گشوده که در آن سنت منبع الهام عمل است، نه محدودیت.
مقدمه: بازتاب اصالت در عصر نو
در عصر تحولات سریع دیجیتال که بسیاری از جنبههای فرهنگی را به حاشیه میراند، هنر تذهیب همچون نگینی درخشان بر تارک هنر ایرانی، ریشههای عمیق و روح مقدس تمدن ایرانزمین را به یاد میآورد. در میان تلاشهای گوناگون برای پاسداشت این هنر، «برند هنر تذهیب» بهعنوان یک هویت فرهنگی و هنری مستقل، بر آن است تا روایت تازهای از تلفیق سنت، اصالت و زیباییشناسی ایرانی ارائه دهد. این برند نهتنها ادامهدهندهی مسیر مذهبان کهن است، بلکه میکوشد با زبان امروز، روح جاودانهی تذهیب را به نسلهای نو بازتاب دهد.
فلسفهی وجودی برند هنر تذهیب
پایهگذاری برند «هنر تذهیب» بر سه اصل کلیدی استوار است: حفظ اصالت، تداوم زیبایی و گفتوگو میان سنت و معاصرت. در نگاه بنیانگذار آن، محمدعلی نعیمی، تذهیب صرفاً مجموعهای از نقشها و رنگها نیست؛ بلکه نظامی فکری و معنوی است که از دل فرهنگ ایرانی برآمده و با عرفان، ایمان و نظم درونی پیوندی عمیق دارد.
فلسفهی وجودی این برند، احیای «روح هنر ایرانی» است. هنری که نه در تقابل با دنیای امروز، بلکه در گفتوگو با آن معنا مییابد. بدینسان، آثار این مجموعه تلاش دارد میان گذشته و حال پلی از زیبایی و تفکر بنا کند. پلی که در یکسو شکوه نقوش صفوی، سلجوقی و تیموری دیده میشود و در سوی دیگر، نگاهی مدرن به فرم، ترکیببندی و کاربرد هنری در فضای معاصر.
روایت سنت در قالبی نو
در هنر تذهیب، هر رنگ و هر خط حامل معناست؛ طلایی، نماد نور الهی است و لاجورد، نشانهی آسمان و جاودانگی. برند «هنر تذهیب» با شناخت عمیق این مفاهیم، در پی بازآفرینی سنتی است که قرنها در کنار قرآننگاری، خوشنویسی و نگارگری ایرانی بالیده است. با این حال، بازآفرینی در این برند به معنای تکرار نیست، بلکه بازخوانی خلاقانهی سنت است.
در آثار این مجموعه، ترکیببندیها با الهام از هندسهی سنتی ایرانی شکل میگیرد، اما رنگپردازی و نورپردازیها گاه از نگاه مینیمال معاصر تأثیر میپذیرند. به همین دلیل، تابلوهای تذهیب تولیدشده در این برند، حال و هوایی میان عرفان کهن و زیباییشناسی نوین دارند؛ آثاری که نه در گذشته میمانند و نه از آن میگریزند، بلکه با آن گفتوگو میکنند.
هویت بصری و معنایی برند
هویت بصری «هنر تذهیب» در طراحی، انتخاب رنگها و چینش نقوش، بر پایهی مفاهیم سنتی چون توازن، هماهنگی و تقدس فرم استوار است. اما در عین حال، این برند از کاربرد فناوریهای نو نیز غافل نیست. استفاده از پلتفرمهای دیجیتال برای معرفی و فروش آثار، نمایشگاههای مجازی و ارائهی ویدیوهای معرفی آثار، بخشی از رویکرد نوگرای آن است.
این همنشینی میان فناوری و سنت، فلسفهی هویتی برند را بهخوبی نشان میدهد: بازگرداندن هنر اصیل ایرانی به بستر زندگی امروز. به جای نگاه موزهای یا صرفاً تاریخی به تذهیب، این برند تلاش دارد آن را به خانهها، گالریها و ذهن مخاطبان معاصر بازگرداند.
هنر بهمثابه زبان فرهنگ
در فلسفهی این برند، هنر تذهیب صرفاً تزئین نیست، بلکه زبان تصویری فرهنگ ایرانی است. هر ترنج، شمسه یا کتیبه در این آثار حامل معناهایی عمیق است که از تفکر توحیدی و جهانبینی ایرانی سرچشمه میگیرد. برند «هنر تذهیب» میکوشد این مفاهیم را از دل نقوش به زبان امروز ترجمه کند؛ بهگونهای که مخاطب مدرن، حتی اگر با پیشزمینهی سنتی آشنا نباشد، باز هم بتواند با اثر ارتباطی روحی و زیباییشناسانه برقرار کند.
این نگاه سبب شده است تا آثار برند نه فقط در زمرهی صنایعدستی، بلکه در ردهی هنر مفهومی ایرانی نیز جای گیرند؛ آثاری که بهواسطهی ساختار دقیق، رنگبندی هماهنگ و روایت معنوی خود، میان هنر دینی، فرهنگی و تجسمی پلی میسازند.
پیوند هنرمند با اثر
در برند هنر تذهیب، فرآیند خلق اثر، امری آیینی و آگاهانه است. هنرمند نهتنها بهعنوان آفرینندهی فرم، بلکه بهعنوان واسطهای میان روح و ماده در نظر گرفته میشود. قلمگیریهای ظریف، رنگگذاریهای لایهبهلایه و هندسهی دقیق طرحها، همه نشان از تأمل و حضور ذهنی هنرمند دارند.
محمدعلی نعیمی، بنیانگذار برند، با سالها تجربه در زمینهی طراحی سنتی و شناخت دقیق از فلسفهی هنر ایرانی، این باور را در مرکز آثار خود قرار داده است که:
«تذهیب فقط تکرار نقش نیست؛ تکرار ذکر است، تداوم حضور است، و تجلی ایمان در قالب تصویر.»
بدین ترتیب، هر تابلو در این مجموعه نهتنها زیبایی بصری دارد، بلکه حاصل تأمل، مراقبه و گفتوگوی هنرمند با خویشتن و جهان پیرامون است.
نوگرایی بدون گسست
یکی از چالشهای مهم در هنر ایرانی امروز، نحوهی مواجهه با سنت است. بسیاری یا به تکرار گذشته بسنده میکنند یا با گسستی کامل، هویت تاریخی را نادیده میگیرند. برند هنر تذهیب راه میانهای برگزیده است: نوگرایی در چارچوب اصالت.
این رویکرد در طراحی آثار کاملاً مشهود است. مثلاً در طرحهای «ترنج مدرن»، ساختار هندسی سنتی حفظ میشود اما رنگبندیها با الهام از پالتهای امروزی و کاربردیتر انتخاب میشوند تا بتوانند با فضای دکوراتیو خانهها یا گالریهای مدرن همخوانی یابند. بهاینترتیب، تذهیب نه صرفاً میراثی برای گذشته، بلکه زبانی زنده برای امروز تلقی میشود.
ارتباط با مخاطب نو
در جهان معاصر، هنر تنها در نمایشگاهها معنا نمییابد، بلکه در فضای دیجیتال و رسانههای نو زندگی میکند. «هنر تذهیب» این واقعیت را بهخوبی درک کرده و با بهرهگیری از بسترهای مجازی، امکان آشنایی، آموزش و خرید آثار را برای مخاطبان سراسر جهان فراهم آورده است.
در صفحات رسمی برند، معرفی هر اثر همراه با توضیحی دربارهی طرح، معنا، و پیشینهی تاریخی آن ارائه میشود تا مخاطب بتواند ارتباطی آگاهانهتر با اثر برقرار کند. این رویکرد آموزشی، بخشی از فلسفهی وجودی برند است: ارتقای درک عمومی از تذهیب ایرانی و ترویج نگاه فرهنگی به هنر.
هنر تذهیب بهمثابه میراث زنده
در تاریخ هنر ایران، تذهیب پیوندی ناگسستنی با کتابآرایی، قرآننگاری و نگارگری داشته است. اما در دوران معاصر، فاصلهی آن با زندگی روزمره افزایش یافته بود. «برند هنر تذهیب» تلاش دارد این هنر را از حاشیهی کتابها به بستر زندگی بازگرداند؛ به دیوار خانهها، فضاهای فرهنگی و نمایشگاههای دیجیتال.
در نگاه این مجموعه، هر تابلو تذهیب میتواند سفیری از فرهنگ ایرانی باشد؛ یادآور نظمی که در هندسهی عالم و در جان ایرانیان جاری است. به همین دلیل، آثار برند نه تنها جنبهی تزئینی دارند، بلکه پیامآور آرامش، تعادل و هماهنگی نیز هستند.
اصالت بهمثابه تعهد
برند هنر تذهیب، خود را متعهد به حفظ اصالت در تمام مراحل کار میداند؛ از طراحی تا انتخاب رنگها و مصالح. رنگهای طبیعی، الهام از نقوش تاریخی، و وفاداری به قواعد هندسی ایرانی، بخشی از این تعهد است. در عین حال، این مجموعه با دقت میکوشد تا اصالت را از قالبی خشک و موزهای خارج کند و آن را در زندگی امروز جاری سازد.
بهبیان دیگر، اصالت در این برند به معنای حفظ روح، نه الزاماً شکل است. اگر روح اثر، همان حس نظم، زیبایی و آرامش ایرانی را منتقل کند، میتواند با هر تکنیک و متریال جدیدی نیز همراه شود.
نتیجهگیری: تذهیب، زبانی برای تداوم فرهنگ
در نهایت، برند «هنر تذهیب» را میتوان کوششی دانست برای حفظ و بازآفرینی یکی از عمیقترین جلوههای فرهنگ ایرانی در عصر حاضر. این برند با تکیه بر دانش سنتی، نگاه فلسفی و ابزارهای نوین، راهی را گشوده است که در آن سنت، منبع الهام است نه محدودیت.
در جهانی که ارزشها بهسرعت تغییر میکنند، چنین تلاشهایی نه تنها هنر، بلکه هویت فرهنگی را زنده نگه میدارند. «هنر تذهیب» میکوشد مخاطب امروز را به درک تازهای از زیبایی، نظم و معنویت رهنمون سازد؛ همان مفاهیمی که قرنها پیش، در دل نقوش زرین تذهیب، زبان تصویر ایرانی را شکل دادند.
در اپیزود اول پادکست «هنر تذهیب» با عنوان «طلای صبر و زیبایی»، به دنیای درخشان تذهیب ایرانی سفر میکنیم. در این صوت، از ریشههای تاریخی تذهیب، نقش صبر در هنر، رنگهای مقدس و فلسفهی زیبایی در فرهنگ ایرانی و اسلامی میگوید. پادکستی برای آرامش، الهام و شناخت هنر اصیل ایرانی.
سلام بر شما شنوندهی نازنینِ هنر.
اینجا پادکست هنر تذهیب است؛ صدایی از آرامش، رنگ و نقش ایرانی.
در این اپیزود، با هم به دنیای تذهیب قدم میگذاریم و میشنویم از طلای صبر و زیبایی.
طلای صبر و زیبایی؛ روایت آرامش در هنر ایرانی
شاید تذهیب را تنها طرحی زیبا بر حاشیهی قرآن یا دیوانهای کهن بدانیم، اما در ژرفای آن، جهانی از معنا پنهان است.
هر خط و منحنی در تذهیب، بازتابی از عشق، تعادل و نیایش است.
هنرمند تذهیب با طلا و رنگ کار نمیکند، بلکه با صبر و نفس خود نقش میزند.
هر نقطهی زرین، نتیجهی ساعتها تأمل است و هر نقش، نشانی از جستوجوی کمال.
ریشهها و شکوه تذهیب در ایران
تذهیب در لغت به معنای «زراندود کردن» است، اما در حقیقت فراتر از طلاست؛
زیرا طلا در تذهیب، نمادی از نور درونی هنرمند است.
در دوران تیموری و صفوی، هنر تذهیب به اوج رسید و آثار ماندگاری چون قرآنهای نفیس و شاهنامهها با نقشهای اسلیمی و ختایی زینت یافتند.
تذهیب در زندگی امروز
امروز نیز در کارگاههای کوچک ایران، تذهیب زنده است.
استادان و شاگردان جوان، با عشق و صبر، نقشهایی از هماهنگی و نظم الهی خلق میکنند.
تذهیب نه تنها هنر تزئین، بلکه هنر دیدنِ زیبایی در جزئیات است.
در روزگاری پرشتاب، شاید تذهیب بیش از هر زمان دیگری ضروری باشد؛
زیرا ما را وادار میکند مکث کنیم، نفس بکشیم و به آرامش درونی بازگردیم.
پایان اپیزود
من محمدعلی نعیمی هستم، و این پادکست، صدایی از آرامش در جهان رنگ و نقش بود.
طلایی بمانید… و جهان را با نگاهی مُذهَّب ببینید.
هنر تذهیب، پادکست هنری، طلای صبر و زیبایی، تذهیب ایرانی، نقوش اسلیمی، هنر اسلامی، آرامش در هنر، نگارگری سنتی، زیباییشناسی ایرانی
اسلیمی، یکی از مهمترین نقوش و آرایههای ایرانی-اسلامی و از جلوههای درخشان نگار هنر ایران است. هنرمندان ایرانی با قوسها و منحنیهای نرم و هماهنگ، نقشمایههای سنتی را میآفرینند و جلوهای از هنر اسلیمی را در معماری، سفال و کاشیکاری ایرانی زنده میکنند. نقوش اسلیمی گاه بهعنوان طرح اصلی تزئینی و گاه در کنار دیگر نقوش تذهیبی، نگارگری ایرانی، کتابآرایی، فرشبافی و هنرهای سنتی اسلامی بهکار میرود. این طرحهای اسلیمی و arabesque ایرانی بیانگر پیوند عمیق میان زیباییشناسی ایرانی و معنویت اسلامی در سیر تحول هنر ایرانزمین هستند.
تعریف اسلیمی
زبانشناسان معتقدند که ریشه واژه «اسلیمی» از کلمه «اِسْلیم» گرفته شده و این کلمه نیز از «اسلام» مشتق شده است. به همین دلیل، برخی افراد «اسلیمی» را به عنوان شکل هنری «اسلامی» مطرح میکنند. «لغتنامه دهخدا» این واژه را به طرح یا شکلی با پیچوخمها و نقشهای خاص اسلیمی تعریف کرده است.
هنرمندان خطوط پیچیده، منحنیها و قوسهای دورانی گوناگون را طراحی و ترسیم میکنند و نقوش اسلیمی را برای تزئین سفال، کاشی، فرش، معماری، کتابآرایی و صنایع فلزی به کار میگیرند.
طرح اسلیمی و مفهوم درخت زندگی در هنر تذهیب
اسلیمی نمودار تجریدی «درخت زندگی» یا صورت عام درخت، بهویژه درخت تاک را نشان میدهد. طرحی که شاخههای آن با برگها، نیمبرگها و گرهها آراسته شده و بهصورت پیدرپی و هماهنگ میپیچند و میگردند، از پایهای به نام «بند اسلیمی» رشد کرده و با نظمی خاص و شکلی جذاب میان اجزای خود، تصویری منحصربهفرد از درخت خلق میکند.
تمام منحنیهای اسلیمی جهتی به درون و جهتی به بیرون دارند که جزء ذات اسلیمی است که این گرایش به بینهایت بودن خداوند دارد و نشان از جاودانگی پروردگار عالم بهشمار میرود.
اسلیمی طرحی است متشکل از قوسهای دورانی زیبا که با چنگها، ماهیچهها، سرچنگها، گرهها و انشعابهای مناسب کامل میشود و زیبایی و شکوه خاصی را دربر میگیرد.
الهام طبیعت در نقوش اسلیمی؛ از تاک تا عشقه در هنر ایرانی
نقاشان و مذهّبان ایرانی با الهام از تاکهای انبوه و پرپیچوخم، نقوش اسلیمی را طراحی کردهاند؛ زیرا درخت تاک با شاخهها و برگهای درهمتنیدهاش همان پیچیدگی و حرکت را دارد که در نقش اسلیمی مشاهده میشود.
هم میتوان گفت که مذهّب و نقاش ایرانی در طراحی نقش اسلیمی گیاهی احتمالاً از دیدن گیاه زیبای عَشَقه (عشقه پیچان) الهام گرفتهاند. این گیاه در ایران فراوان میروید و حتی ذهن عارفان را به تبیین مفهوم «عشق» معطوف کرده است. عشقه پیچان حالت پیچاپیچ دارد و با همه پیچوخمها به سوی بالا رشد میکند. به همین ترتیب، نقش اسلیمی گیاهی نیز معمولاً به سمت بالا ترسیم میشده است.
ریشههای گیاهی نقوش اسلیمی در هنر ایرانزمین
میتوان گفت که مذهّب و نگارگر ایرانی با الهام از طبیعت، نقشمایه اسلیمی گیاهی طراحی کرده است. این نقش از جلوههای درخشان نگار هنر ایران و یکی از اصیلترین نقوش تزیینی و آرایههای ایرانی-اسلامی بهشمار میآید.به احتمال زیاد، الهام آن را از تماشای گیاه زیبای عَشَقه (عشقه پیچان) گرفتهاند.
این گیاه در طبیعت ایران بهوفور میروید. پیچوتابهای آن یادآور خطوط منحنی و قوسهای دورانی اسلیمی است. این عناصر در تذهیب، نگارگری، کاشیکاری و طرحهای سنتی ایرانی نمود پیدا میکنند.
همچنانکه عشقه پیچان با تمام پیچوخمها بهسوی بالا رشد میکند، نقوش اسلیمی گیاهی نیز در هنر ایرانی-اسلامی به صورت صعودی ترسیم میشدهاند. این نقشها با حرکتهای نرم و پیوسته، عشق، تعالی و زیبایی معنوی را در هنر ایرانزمین نمایان میکنند.
تکرار و گردش در تذهیب ایرانی، نمونهای از نقوش اسلیمی در نگار هنر ایران
ریتم و تکرار در نقوش اسلیمی ایرانی–اسلامی
این نقوش اسلیمی و آرایههای ایرانی-اسلامی با تکرار مداوم و بیپایان خطوط ایجاد میشوند. این تکرار، نوعی ریتم بصری و هماهنگی در طراحی سنتی ایرانی پدید میآورد. چنین جلوهای در تذهیب، نگارگری و دیگر هنرهای تزئینی ایرانی به خوبی مشاهده میشود.
در این نقشمایه ایرانی، تکرار و پیچوخمهای مکرر وجود دارد. این عناصر اگرچه قرینهسازی کمّی و هندسی معمول ندارند، اما نظمی درونی و معنوی ایجاد میکنند. نتیجه، قرینهای کیفی و نمادین است. این قرینه بازتابی از زیباییشناسی هنر ایرانی-اسلامی و روح بیپایان آن در طرحهای اسلیمی بهشمار میآید.
ریشههای نقوش اسلیمی و طرحهای گیاهی در هنر ایران باستان
آثار بر جای مانده از دوره اشکانی میتوان نقشهای گیاهی را دید. برخی از نقوش این دوره را میتوان پیشینه طرحهای گیاهی در ایران به شمار آورد و به نمونههای بسیار استادانه از طرحهای گیاهی بر سنگنگارهها، گچبریها و اشیاء فلزی برمیخوریم. در آثار این دوره همچون گذشته، اسلیمی گاه به صورت نقش اصلی و گاهی به جای حاشیه تزیینی بهکار رفته است.
هنرمندان ایرانی در دوره ساسانی نقشهای گیاهی را بیشتر در حجاریها و گچبریها بهکار بردند و با این آثار، چیرهدستی خود را در معماری نشان دادند.
نقشهای گیاهی دوره ساسانی، پیشزمینهای برای اسلیمی و نگار هنر ایران
تحول نگار هنر ایران؛ از تصویرگری تا پیدایش نقوش اسلیمی
هنرمندان مسلمان ایرانی بهدلیل محدودیتهای شرعی در استفاده از نقوش انسانی و حیوانی، بهسوی آفرینش نقوش گیاهی و طرحهای اسلیمی گرایش یافتند. این تحول، نقطهی عطفی در سیر تکامل نگار هنر ایران و پیدایش آرایههای ایرانی-اسلامی و نقشمایههای تزیینی سنتی بهشمار میآید.
تجلی زیبایی و هویت ایرانی در نقوش اسلیمی
هنرمندان با الهام از طبیعت و با بهکارگیری خطوط منحنی، پیچان و دورانی، نقوش اسلیمی را پدید آوردند. آنان با این کار جلوهای بینظیر به هنر نگارگری ایران بخشیدند و ظرافتهای فراوانی را در تذهیب، کاشیکاری و قالیبافی ایرانی ایجاد کردند. این هنرمندان، نقشمایههایی را آفریدند که زیباییشناسی غنی، عمق معنایی و هویت فرهنگی هنر ایرانزمین را آشکار میکنند و در بستر هنرهای اسلامی جلوهای جاودان به وجود میآورند.
با گذر زمان و پیشرفت تمدن اسلامی، هنرمندان ایرانی طرحهای ساده گیاهی ساسانی را به نقوش اسلیمی پیچیده و ظریف تبدیل کردند و نگارگری ایران را به شکلی نوین و برجسته ارائه کردند.
میتوان این تحول هنری را در جلوههای گوناگون هنر ایرانی و هنرهای اسلامی، مانند تذهیب، نگارگری، کاشیکاری، معماری، فرشبافی و کتابآرایی ایرانی مشاهده کرد؛ آثاری که پیوند عمیق میان زیباییشناسی ایرانی و معنویت اسلامی را نشان میدهند.
روند گسترش و تحول نقوش اسلیمی پس از اسلام
هنرمندان اسلامی نقش اسلیمی را بهعنوان طرحی تزیینی باستانی خلق کردند و در طراحی آن از پیچشها و انحناهای گیاهی و گاهی حیوانی الهام گرفتند. آنها این نقش را در هنرهای گوناگون مانند کتابآرایی، تذهیب، کاشیکاری، قالیبافی و معماری بهکار بردند. این نقش پس از اسلام و به ویژه در دوره اسلامی، با تغییراتی در حاکمیتها و تاکید بر تزیینات کتب مقدس و متون ادبی، گسترش و تکامل بیشتری پیدا کرد و به یکی از عناصر اصلی هنرهای اسلامی تبدیل شد.
اسلیمی در این دوران، به عنوان یک نقش تزیینی با اهمیت در کتابآرایی و سایر هنرها مطرح شد. هنرمندان اسلامی از اسلیمی در حوزههای مختلفی مانند تذهیب (تزیین کتب و اوراق)، خوشنویسی، کاشیکاری، قالیبافی و معماری استفاده کردند. در دورههای مختلف اسلامی، به ویژه در دوره صفویه، اسلیمی به اوج تکامل و ظرافت خود رسید و در آثار هنری متنوعی به کار رفت.
کاربردهای اسلیمی در هنرهای مختلف
1.نقوش اسلیمی؛ جلوهای از زیبایی و معنویت در سفالگری ایرانی
هنرمندان ایرانی نیز در دوره اسلامی طرحهای اسلیمی را زینتبخش دست آفریدههای هنری خود ساختند، و به نوآوریهایی نیز پرداختهاند. رونق و گسترش سفالگری و کاربرد روزافزون سفالینه، اسلیمی را از نخستین سدههای هجری به نگاره سفالینه تبدیل کرد.
نقوش اسلیمی بهعنوان یکی از اصلیترین و زیباترین نقشمایههای تزیینی در نگار هنر ایران، جایگاهی ویژه در هنر سفالگری ایرانی دارند. این آرایههای ایرانی-اسلامی که در تزئین ظروف، کاشیها و اشیای سفالی بهکار رفتهاند، جلوهای از زیباییشناسی هنر ایرانی و روح هنر اسلامی را نشان میدهند.
هنرمندان ایرانی با بهرهگیری از طرحهای اسلیمی و خطوط منحنی، چرخان و پیچیده، ظرافت و نظم را به آثار خود میبخشند و هنر خود را بر اساس سنت غنی تذهیب، نگارگری و آرایههای تزئینی ایرانزمین پایهگذاری میکنند. آنان این نقوش را نهتنها دارای جنبهی زیباشناختی میدانند، بلکه آنها را بازتابی از هویت فرهنگی و نمادهای عرفانی هنر ایرانی تلقی میکنند.
شکوفایی نقوش اسلیمی در هنر سفالگری دوران سلجوقی و صفوی
نقوش اسلیمی در سفالگری شامل خطوط منحنی و پیچیدهای است که از ترکیب عناصر گیاهی و هندسی به وجود میآیند. این نقوش اغلب شامل طرحهایی مانند پیچکها، برگها، گلها و ساقههای گیاهی هستند که به صورت منظم و متقارن در کنار هم قرار میگیرند. نقوش اسلیمی در سفالگری برای تزئین انواع ظروف مانند بشقاب، کاسه، کوزه، و همچنین کاشیهای دیواری و لعابدار به کار میروند.
در دوران اسلامی، به ویژه سلجوقی و صفوی، این نقوش به اوج شکوفایی رسیدند و گسترده در تزئین سفالها استفاده شدند.
نقوش اسلیمی در سفالینههای صفوی، جلوهای از نگار هنر ایران و آرایههای ایرانی–اسلامی
2.نقوش اسلیمی؛ جلوهای از ظرافت و زیبایی در تذهیب ایرانی
از سده پنجم هجری قمری، نقوش اسلیمی در حوزهی نگار هنر ایران و بهویژه در هنر کتابآرایی و تذهیب ایرانی جایگاهی برجسته یافتند. در این دوران، هنرمندان ایرانی با بهکارگیری طرحهای اسلیمی ظریف و پیچیده در شمسهها، ترنجها و حاشیههای آثار خطی، زیبایی نگارگری ایران را برجسته ساختند.
نقشمایههای اسلیمی با ظرافتی کمنظیر، زیبایی هنر ایرانی و روح هنر اسلامی را در آثار مکتوب و مذهبی نشان دادند و نقش ماندگاری در تاریخ هنر ایرانی-اسلامی داشتند.
نقوش اسلیمی یکی از عناصر تزیینی مهم در کتابآرایی هستند که از دوران اسلامی به بعد به طور گسترده در این هنر به کار رفتهاند. این نقوش که شامل پیچشها و منحنیهای گیاهی و هندسی هستند، زیبایی و جذابیت خاصی به صفحات کتابها میبخشند. به طوری که تذهیبکاران و نگارگران ایرانی این نقوش را در حاشیهی قطعههای خط و تصویر، در زمینهی سرلوحهها و سرسورههای قرآنِ به خط نسخ، و همچنین در شمسهها، لچکیها و کتیبههای جلدهای ضربی و معرق کتابها بهکار بردهاند.
نقوش اسلیمی در کتابآرایی ایرانی؛ زیبایی، تداوم و هماهنگی آثار مذهبی و ادبی
نقوش اسلیمی در کتابآرایی به اشکال مختلفی از جمله اسلیمی ساده، اسلیمی ماری، اسلیمی خاتمکاری و … به کار رفتهاند. این نقوش معمولاً در حاشیه صفحات، سرلوحهها، ترنجها، و سایر فضاهای خالی کتاب به کار میروند تا زیبایی و جذابیت بیشتری به کتاب ببخشند. اسلیمی اغلب با سایر نقوش مانند خطوط کوفی و ثلث، گلها و برگها، و نقوش هندسی ترکیب میشود تا یک اثر هنری کامل و هماهنگ ایجاد شود.
هنرمندان نقوش اسلیمی را در کتابآرایی به کار میبرند تا علاوه بر ایجاد زیبایی بصری، تأثیر عمیقی بر مخاطب بگذارند و او را به تفکر و تأمل در معانی و مفاهیم عمیقتر سوق دهند. نقوش با ماهیت پیوسته و دایرهای خود، نماد تداوم و استمرار هستند و هنرمندان آنها را بهعنوان عناصری تزیینی و پایدار در کتابها به کار میبرند.
نقوش اسلیمی در تزیین قرآنها به وفور به کار رفتهاند و به عنوان یکی از عناصر اصلی تزیینی در این کتاب مقدس شناخته میشوند. هنرمندان ایرانی این نقوش را در شاهنامهها و کتابهای ادبی، علمی و مذهبی برای تزیین صفحات و تصاویر به کار بردهاند و با این کار، به زیبایی و جذابیت این کتابها افزودهاند؛ این امر نشاندهندهی اهمیت این نقوش در فرهنگ و هنر اسلامی است.
نقش اسلیمی در دیباچه مذهب عهد تیموری، نمونهای از هنر تذهیب و نگار هنر ایران
3.کاربرد نقوش اسلیمی در هنر قالیبافی ایرانی–اسلامی
نقوش اسلیمی که یکی از اصلیترین و ماندگارترین نقشمایههای تزیینی هنر ایران به شمار میرود، به هنر قالیبافی ایرانی راه یافته و جایگاهی ویژه پیدا کرده است. هنرمندان ایرانی با الهام از پیچوتاب ساقهها، برگها و فرمهای گیاهی، و با بهرهگیری از خطوط منحنی، چرخان و دورانی، طرحهایی پیچیده، ظریف و هماهنگ بر فرشهای ایرانی ایجاد میکنند که آرایههای ایرانی–اسلامی ریشهدار در هنر باستانی ایران را بازتاب میدهد.
چنین طرحهای اسلیمی سنتی، بازتابی از زیباییشناسی هنر ایرانی و جلوهای از پیوند میان طبیعت، معنا و روح عرفانی هنر ایرانی-اسلامی هستند که در نگارگری، تذهیب و دیگر هنرهای تزئینی ایران نیز تداوم یافتهاند.
دوران باستان، نقوش فرش بیشتر جنبههای مذهبی و فرهنگی داشتند و شامل نقوش گل، پرندگان، حیوانات و اشکال هندسی بودند. صنعتگران ایرانی در دوران هخامنشیان فرش پازیریک را که قدمت آن به قرن پنجم پیش از میلاد میرسد، بافتهاند.
زیبایی و تنوع اسلیمی در طراحی فرش ایرانی
خطوط منحنی و گردشی، نقوش اسلیمی را طراحی کرده و طرحهای پیچیده و ظریف ایجاد میکنند که زیبایی خاصی به فرش میبخشند. طراحان اسلیمیها را اغلب با نقوش دیگر مانند ختایی، گلهای شاه عباسی و… ترکیب میکنند تا طرحهای پیچیدهتر و زیباتری به وجود آورند. اسلیمیها میتوانند در متن فرش، حاشیه، لچک و ترنج به کار روند و طرح های متنوعی را ایجاد کنند.
قالیها و قالیچههای بازمانده از سده نهم هجری قمری با طرحهای اسلیمی بر متن و حاشیه، نشان از گسترش کاربرد این طرح در هنر قالیبافی دارد. دوران صفویه، به عنوان اوج هنر فرشبافی ایران شناخته میشود. در این دوره، افراد کارگاههای سلطنتی را تأسیس کردند و طرحهای پیچیدهای مانند لچکترنج، گلهای شاهعباسی و شکارگاه را در فرشها به کار بردند.
نقوش اسلیمی در فرشبافی صفویه، بازتاب زیباییشناسی نگار هنر ایران
4.کاشیکاری ایرانی؛ آمیزهای از هنر، معنویت و نقوش اسلیمی
کاشیکاری ایرانی یکی از جلوههای درخشان نگار هنر ایران و از اصیلترین هنرهای سنتی ایرانی-اسلامی است و پیشینهای کهن در معماری ایرانی دارد. این هنر از دوران باستان رواج داشت و در عصر اسلامی با نقوش اسلیمی و آرایههای ایرانی به اوج رسید.
در کاشیکاری سنتی ایران، طرحهای اسلیمی، ختایی و هندسی جایگاهی برجسته در میان آرایههای ایرانی-اسلامی و جلوههای گوناگون نگار هنر ایران دارند. این نقوش اسلیمی و نقشمایههای تزیینی ایرانی، بیانگر پیوند ژرف میان زیباییشناسی هنر ایرانی و معنویت هنر اسلامی هستند.
در میان انواع کاشیهای معرق، هفترنگ، معقلی و مقرنس، نقوش و رنگآمیزی اسلیمی جلوهای هماهنگ و نمادین به فضاهای معماری ایرانی-اسلامی میبخشد. این هماهنگی میان فرم، رنگ و معنا در هنر کاشیکاری ایرانی، تجلی کامل روح هنر اسلیمی و نگار هنر ایران است.
نمونههای اولیه کاشیکاری در ایران به دوران پیش از اسلام و به خصوص در دوره هخامنشیان (تخت جمشید و شوش) و ساسانیان بازمیگردد. با ورود اسلام به ایران، هنر کاشیکاری به اوج شکوفایی خود رسید و در تزئین مساجد، مدارس، کاخها و دیگر بناهای مذهبی و غیرمذهبی به کار رفت.
زیبایی و تکرار طبیعت در اسلیمیهای کاشیکاری
اسلیمی در کاشیکاری به طرحها و نقوش گیاهی و هندسی پیچیدهای اطلاق میکنند که هنرمندان اسلامی، بهویژه کاشیکاران ایرانی، از آنها به شکل گسترده استفاده میکنند. این طرحها با الهام از پیچیدگی و تکرار موجود در طبیعت، جلوهای زیبا و چشمنواز به بناها میبخشند. این نقوش اغلب به صورت تکرارشونده و متقارن در کنار هم قرار میگیرند و یادآور پیچیدگی و زیبایی طبیعت هستند.
اسلیمیها به عنوان یکی از اصلیترین عناصر تزئینی در کاشیکاری مساجد، بناهای تاریخی و حتی فضاهای مدرن به کار میروند. طرحهای اسلیمی بسیار متنوع هستند و میتوانند شامل انواع گلها، برگها، شاخهها و پیچیدگیهای هندسی باشند.
استفاده از نقوش اسلیمی در کاشیکاری باعث ایجاد فضایی روحانی، زیبا و پر نقش و نگار میشود و به بنا جلوهای خاص و منحصر به فرد میبخشد. مساجد تاریخی با کاشیهای اسلیمی، کافهها و رستورانهای سنتی با طرحهای اسلیمی، و حتی فضاهای مسکونی با استفاده از کاشیهای اسلیمی، نمونههایی از کاربرد این هنر زیبا هستند.
در دوران سلجوقیان، شاهد خلق آثار بینظیری از کاشیکاری هستیم، در دوره صفویه، کاشیکاری هفترنگ در اصفهان به تکامل رسید و در دوره قاجار، شاهد استفاده از کاشیهای لعابدار با نقوش متنوع در بناها هستیم.
نقوش اسلیمی در کاشیکاریهای صفویه، از جلوههای ماندگار نگار هنر ایران
گستره جهانی نقوش اسلیمی و تأثیر آن بر هنر اسلامی و اروپایی
گستره اسلیمی در تاریخ تمدن اسلامی و همچنین زیبایی و دلنشینی این نقش، وجهه جهانی یافته است. به عبارتی اسلیمی در هنر اسلامی به حدی گسترش یافت که در تزئینات بناها و کتب خطی در اروپا نیز نفوذ کرد.
زمانی که اروپاییان نقش اسلیمی را شناختند، به قدری به این نقوش علاقهمند شدند که نقاشانشان با کار بر روی آن، سبکی جدید در میان خود ایجاد کردند. چون اروپاییان هنر اسلامی را به نام هنر عربی میدانستند، سبکی که از پیروی نقشهای اسلیمی شکل گرفت، آرابسک یا عربانه نامگذاری کردند.
نقوش اسلیمی، با پیچیدگی و ظرافت خود، تأثیر قابل توجهی بر نقاشان اروپایی در طول تاریخ داشتهاند. تأثیر این موضوع در زمینههای مختلفی از جمله استفاده از نقوش انتزاعی، ترکیببندیهای پیچیده و بهرهگیری از رنگهای خاص قابل مشاهده است.
نقوش اسلیمی؛ پلی میان زیباییشناسی هنر ایرانی و نوآوری در هنر اروپایی
نقوش اسلیمی به عنوان نقوش انتزاعی و تزئینی، الهامبخش هنرمندان اروپایی برای خلق آثار انتزاعی خود شدند. هنرمندان با الهام از این نقوش، به جای تقلید صرف، از روح و جوهره آنها برای خلق آثار جدید استفاده کردند.
هنرمندان اغلب نقوش اسلیمی را طراحی میکنند و آنها را به ترکیببندیهای پیچیده و متقارن تبدیل میکنند. همچنین نقاشان اروپایی این ویژگی را در آثار خود نمایش دادهاند و با بهکارگیری این الگوها، تعادل و هارمونی خلق کردهاند. این نقوش الهامبخش هنرمندان اروپایی در تزئین بناها و آثار هنری خود شدند.
اروپائیان از دوره رنسانس تحت تأثیر نقوش اسلیمی قرار گرفتند و با تبادلات فرهنگی، این نقوش را در آثار گوتیک به کار بردند.
ضمناً نقوش اسلیمی همچنان الهامبخش هنرمندان معاصر اروپایی هست و در آثار هنری مختلفی از جمله نقاشی، طراحی و مجسمهسازی استفاده میشود. بنابراین، نقوش اسلیمی با تأثیرات خود بر نقاشان اروپایی، زمینهساز نوآوریها و تحولات مهمی در هنر اروپا شدهاند. تأثیرات در نقوش انتزاعی، ترکیببندیهای پیچیده و رنگهای خاص دیده میشوند.
انواع طرحهای اسلیمی در نگار هنر ایران
طرحهای اسلیمی انواع گوناگون دارد: «اسلیمی ساده»، «اسلیمی توپُر»، «اسلیمی توخالی»، «دهن اژدری»، «خرطوم فیلی»، «ماری»، «اسلیمی پیچک» و انواع دیگر.
1.اسلیمی ساده
نقوش اسلیمی ساده به طرحی می گویند که بدون تزئینات اضافی و در سادهترین شکل خود ارائه میشود. این نقوش معمولاً شامل خطوط منحنی و پیچیدهای هستند که از ترکیب آنها با یکدیگر، طرحهای گیاهی و انتزاعی ایجاد میشود. اسلیمی ساده به عنوان پایه و اساس سایر طرحهای اسلیمی پیچیدهتر نیز به شمار میرود.
2.اسلیمی توپُر
طرح اسلیمی توپر نوعی طرح اسلیمی است که در آن خطوط پیچکهای گیاهی و منحنیها به صورت توپر و ضخیم ترسیم میشوند. اسلیمی توپر، با تأکید بر پر بودن و ضخامت خطوط، این زیبایی را به شکل متفاوتی به نمایش میگذارد.
3.اسلیمی توخالی
طرح اسلیمی توخالی نوعی از نقوش اسلیمی است که با سادگی و پرهیز از جزئیات زیاد، در تزیینات به کار میرود. این طرح به دلیل سرعت بیشتر در اجرا نسبت به انواع دیگر اسلیمی، مورد استقبال هنرمندان قرار گرفته است. در این طرح، خطوط و منحنیهای اصلی اسلیمی حفظ میشوند، اما از تزیینات اضافی و جزئیات پیچیده کاسته میشود.
4.اسلیمی دهن اژدری
طرح اسلیمی دهن اژدری، نوعی از طرح اسلیمی است که در آن، انتهای یکی از شاخههای اسلیمی، به شکل سر و دهان اژدها طراحی میشود و اغلب دو شاخه اسلیمی کوچکتر به صورت قرینه از دهان اژدها بیرون میآیند. این طرح در هنرهای اسلامی به ویژه در تذهیب و قالیبافی کاربرد فراوانی دارد.
5. اسلیمی خرطوم فیلی
طرح اسلیمی خرطومی، نوعی از طرحهای اسلیمی است که در آن انتهای نقش اسلیمی به شکل خرطوم فیل طراحی میشود. این طرح، به گونهای طراحی شده است که پیچ و تابهای خاص آن به شکل خرطوم فیل درآیند. این نوع طرح، علاوه بر داشتن پیچشهای ویژه، عناصر دیگری مانند سرچنگ، گره و انشعابات مختلف را نیز شامل میشود. این عناصر، به طرح زیبایی و پیچیدگی بیشتری میبخشند.
6.اسلیمی ماری
طرح اسلیمی ماری با الهام از حرکات و پیچ و تابهای مار طراحی میشود. این طرحها با فرمهای گردان و حلزونی، شباهت زیادی به بدن مار در حال خزیدن دارند. این طرحها معمولاً آزادانهتر از سایر انواع اسلیمی اجرا میشوند و بند و سربند در آنها کمتر به کار میرود. این نوع اسلیمی در تزئینات هنری به ویژه در تذهیب و هنرهای سنتی کاربرد زیادی دارد.
7. اسلیمی پیچک
هنرمندان طرح اسلیمی پیچک را، با الهام از خطوط منحنی و پیچیده ساقهها و برگهای گیاهان، طراحی کردهاند و این طرح بهصورت گسترده در هنر ایرانی-اسلامی به کار میرود. این طرح با تکرار و در هم تنیدگی الگوهای گیاهی، زیبایی و ظرافت خاصی را به وجود میآورد و در تزئینات مختلفی از جمله معماری، فرش، کتابآرایی و دیگر هنرهای تجسمی کاربرد دارد.
این نوع طرح، ساختاری پویا و سیال را با بهرهگیری از خطوط منحنی و در هم تنیده طراحی میکند. اسلیمی پیچک از نقوش گیاهی مانند برگها، ساقهها و گلها الهام میگیرد و آنها را به شکلی انتزاعی و تزیینی به کار میبرد. اسلیمی پیچک معمولاً دارای تقارن و تعادل است که به آن زیبایی و هماهنگی میبخشد.
یکی از ویژگیهای بارز اسلیمی پیچک، عدم وجود ابتدا و انتهای مشخص در طرح است که این امر به آن حس بی نهایت و جاودانگی میبخشد.
تذهیب صفحه فال قرآن یکی از برجستهترین جلوههای هنر ایرانی-اسلامی است که در دوره صفویه و در قرن یازدهم هجری خلق شده است. این اثر هنری نفیس نه تنها نمونهای از ذوق و مهارت هنرمندان ایرانی است، بلکه نشاندهنده پیوند عمیق میان معنویت و زیبایی در فرهنگ اسلامی نیز به شمار میرود.
تذهیب، به عنوان هنر تزئین متون مقدس، نقش مهمی در انتقال مفاهیم دینی و فرهنگی داشته است. هنرمندان با استفاده از الگوهای هندسی، نقوش اسلیمی و ختایی، خطوط و رنگها را به گونهای هماهنگ ترکیب کردهاند که هر صفحه از قرآن، جلوهای از کمال الهی و نظم جهان هستی را نمایش میدهد.
نقش نقوش و رنگها در تذهیب
در صفحه فال قرآن، هنرمندان از رنگهای طلایی، لاجوردی، فیروزهای و سبز زمردی استفاده کردهاند. این رنگها نه تنها زیبایی بصری ایجاد میکنند، بلکه بار معنایی و روحانی نیز دارند. طلایی، نماد نور الهی و جاودانگی است؛ لاجوردی نشاندهنده آسمان و آرامش روحانی؛ فیروزهای بیانگر حفاظت و انرژی مثبت؛ و سبز زمردی یادآور زندگی و باروری است.
نقوش اسلیمی و ختایی با خطوط نرم و خمیده، به نوعی حرکت و جریان در هنر میبخشند. طرحهای هندسی، نظم و ساختار جهان هستی را تداعی میکنند و با قرار گرفتن در کنار یکدیگر، تعادل بصری و هماهنگی رنگها را ایجاد میکنند. هنرمندان با این ترکیب، صفحه قرآن را به یک فضای روحانی و هنری تبدیل کردهاند که مخاطب را به تأمل و آرامش دعوت میکند.
تذهیب و پیوند ایمان با هنر
تذهیب تنها یک هنر تزئینی نیست؛ بلکه نمادی از ایمان و عشق هنرمندان به متن مقدس قرآن است. هر خط و هر رنگ، بیانگر احترام و تعهد هنرمند نسبت به کلام الهی است. هنرمندان در این هنر سعی کردهاند پیوند میان ایمان، زیبایی و دقت هنری را به نمایش بگذارند.
صفحه فال قرآن در دوره صفویه نمونهای بارز از این پیوند است. هنرمندان با توجه به اصول زیباییشناسی و رعایت قوانین هندسی و متقارن، آثار خود را به گونهای طراحی کردند که بیننده نه تنها از زیبایی بصری لذت ببرد، بلکه تجربهای روحانی و معنوی نیز داشته باشد. این آثار به نوعی پل میان دنیای مادی و معنوی هستند و الهامبخش نسلهای بعدی هنرمندان ایرانی شدهاند.
تکنیکهای اجرای تذهیب
تذهیب صفحه فال قرآن نیازمند مهارت و صبر فراوان است. هنرمندان ابتدا خطوط اصلی و حاشیهها را با دقت رسم میکردند. سپس با قلمهای ظریف و رنگهای طبیعی، طرحهای اسلیمی، ختایی و هندسی را اجرا میکردند. استفاده از طلا یکی از ویژگیهای برجسته این آثار است که باعث درخشندگی و ارزش مادی و معنوی اثر میشود.
فرآیند اجرای تذهیب بسیار زمانبر بود. هر رنگ و هر نقش باید به دقت با دیگری هماهنگ میشد تا ترکیب نهایی جلوهای زیبا و متعادل داشته باشد. این توجه به جزئیات و هماهنگی رنگها، صفحه فال قرآن را به نمونهای بینظیر از هنر ایرانی-اسلامی تبدیل کرده است.
تأثیر تذهیب بر هنر معاصر
تذهیب صفوی تأثیر بسیاری بر هنر معاصر ایران داشته است. هنرمندان امروز با الهام از نقوش اسلیمی، ختایی و طراحیهای هندسی، آثار نوینی خلق میکنند که هم ریشه در سنت دارند و هم با نگاه مدرن شکل گرفتهاند. استفاده از رنگهای مشابه و الهام از ساختارهای متقارن، نشاندهنده تداوم این هنر در فرهنگ هنری ایران است.
نمایشگاههای هنر ایرانی، کتابهای خطی و آثار معاصر هنری، گواه این پیوند هستند. هنرمندان معاصر تلاش میکنند زیبایی و دقت تذهیب کلاسیک را با خلاقیت شخصی خود ترکیب کنند و آثار نوآورانه خلق کنند.
اهمیت فرهنگی و معنوی تذهیب
تذهیب صفحه فال قرآن، نماد احترام به متن مقدس و بخشی از هویت فرهنگی ایران است. این آثار هنری نه تنها ارزش زیباییشناسانه دارند، بلکه حامل پیامهای معنوی نیز هستند. ترکیب هنر و ایمان در این آثار، فرهنگ اسلامی و ایرانی را به نسلهای بعد منتقل میکند و به حفظ سنتهای هنری کمک میکند.
تذهیب علاوه بر زیبایی، ابزار آموزشی نیز بود. هنرمندان با طراحی دقیق و استفاده از رنگهای خاص، اصول هندسه و طراحی را به هنرجویان منتقل میکردند. این روش آموزشی باعث شد نسلهای بعدی نیز با دقت و مهارت به این هنر آشنا شوند و آن را ادامه دهند.
جمعبندی
تذهیب صفحه فال قرآن در دوره صفویه نمونهای برجسته از هنر ایرانی-اسلامی است. این اثر هنری نفیس، جلوهای از ذوق، مهارت و ایمان هنرمندان ایرانی را به نمایش میگذارد. نقوش اسلیمی، ختایی و هندسی در کنار رنگهای طلایی، لاجوردی، فیروزهای و سبز زمردی، جلوهای از بهشت و کمال الهی ایجاد میکنند.
هنرمندان با تلفیق زیبایی و معنویت، صفحه قرآن را به تجربهای روحانی و بصری تبدیل کردهاند. تذهیب، هم نماد احترام به متن مقدس است و هم یادآور تاریخ و هویت فرهنگی ایران. آثار صفوی الهامبخش هنرمندان معاصر هستند و تداوم این هنر را در دورههای بعد تضمین کردهاند.
با توجه به اهمیت تذهیب، مطالعه و پژوهش در این حوزه برای شناخت بهتر هنر ایرانی و پیوند آن با فرهنگ اسلامی ضروری است. این هنر، نه تنها به زیبایی آثار کمک کرده، بلکه نقش مهمی در انتقال ارزشهای معنوی و فرهنگی به نسلهای آینده دارد.
این متن برگرفته از فصل ششم کتاب «شیوه تذهیب» اثر استاد اردشیر مجرد تاکستانی با عنوان «مذهبان نامدار» بازنویسی شده و به بررسی «مُذهبان قدیم ایران» و مشاهیر تذهیب در دورههای مختلف تاریخی میپردازد.
مذهبان سدۀ دوم هجری قمری
در سدۀ دوم هجری قمری، تعدادی از هنرمندان و مذهبان ایرانی فعالیت داشتند که برخی از آنها عبارتند از: یقطینی، ابراهیم صغیر، ابو موسیبن عمار، ابن سقطی، محمد و فرزندانش و ابو عبدالله خزیمی و فرزندانش. این هنرمندان پایههای هنر تذهیب در ایران را بنا نهادند و مسیر را برای نسلهای بعدی هموار کردند.
مذهبان سدۀ چهارم هجری قمری
در سدۀ چهارم هجری قمری، ابوبکر محمدبن حسن نقاش از جمله هنرمندان این دوره است. تاکنون آثار وی به طور قطعی شناسایی نشده است، اما ممکن است برخی آثارش موجود باشد که بدون رقم نقاش بر آنها باقی ماندهاند. در عهد پادشاهان غزنوی، نقاشان و هنرمندان بسیاری فعالیت داشتند که نامشان به دلایل مختلف از بین رفته است. با این حال، میتوان به عثمان وراق، خوشنویس و استاد تذهیب، و ابو نصر نقاش و صورتگر مشهور اشاره کرد. همچنین عبدالمک، نقاش و مهندس دربار سلطان مسعود، از نقاشان برجسته این دوره بود.
مذهبان سدۀ پنجم هجری قمری
عبدالرحمان محمد دامغانی، یکی از مذهبان مشهور سدۀ پنجم هجری قمری، در هنر تذهیب و تزیین کتابهای مذهبی مهارت بسیاری داشت. آثار او نمونهای از ظرافت و دقت هنرمندان این قرن است.
مذهبان سدههای ششم و هفتم هجری قمری
در اواخر سدۀ ششم هجری قمری، عبدالعزیز مذهّب به عنوان هنرمندی زبردست و نازکقلم شناخته میشد. آثار قرآنی او نشاندهنده قدرت و چابکی قلم و دقت بینظیر در تذهیب است. زینالدین خطاط و جمالالدین نقاش اصفهانی، پدر کمال اسماعیل شاعر، از نقاشان دوره سلجوقی بودند و همزمان با طغرلبن ارسلان فعالیت داشتند.
فخرالدین حسینبن بدیع و شیخ بدرالدین نیز از دیگر نقاشان سدههای ششم و هفتم بودند. حسینبن بدیع در سال ۶۷۲ هجری قمری، همزمان با وفات خواجه نصیرالدین طوسی، درگذشت. همچنین هنرمندانی چون محمدبن عون، احمدبن ابینصر عتیق و محمدبن مسعود ابهر نیز در این دوران آثار برجستهای از خود به جای گذاشتند.
مذهبان سدههای هشتم تا دهم هجری قمری
در عهد سلطان محمد اولجایتو و ابوسعید، نقاشی و تذهیب رونق بسیاری داشت. محمدبن ایبک و حمزهبن محمد علوی، که اوایل قرن هشتم هجری قمری میزیستند، از مذهبان معروف زمان خود بودند. محمدبن محمدعلی طوسی و احمد موسی از استادان برجسته این دوره محسوب میشدند. شاگرد احمد موسی، امیر دولتیار، از غلامان سلطان ابوسعید بود. مولانا ولیالله نیز از نقاشان مشهور این زمان به شمار میرفت.
سلطان احمدبن اویس جلایر، از سلسلۀ آل جلایر، خود در هنرهای مختلفی چون نقاشی، تذهیب و خاتمبندی مهارت داشت. او شعر خوش میسرود، خط نیکو مینوشت و در موسیقی و ادوار استاد بود.
در دورۀ اول صفوی، هنرمندانی چون میرخالمذهب و فرزندش قوامالدین مسعود، عبدالوهاب شیرازی، محمدامین خطاط، میرمصور و مولانا محسن مجلد آثار خود را ارائه کردند. حافظ ملا مسیح الله، مذهّب گمنام و نازکقلم، در اواخر دورۀ تیموری میزیست.
در بغداد، استاد شمسالدین و شاگردان او، عبدالحی و جنید بغدادی، مکتب دوم بغداد را شکل دادند. مکتب تبریز شاخهای از این مکتب بود که بابا حیدر نقاش بدان منسوب است.
علیرضا عباسی، مذهّب و نقاش صفوی، و خواجه میرک، استاد بیهمتای تذهیب و تصویر، از هنرمندان سدۀ دهم هجری قمری بودند. خواجه میرک بیشتر کتابهای عمارات هرات را تذهیب کرده و در زمان سلطۀ محمدخان شیبانی در خراسان وفات یافت.
مذهبان سدههای یازدهم تا سیزدهم هجری قمری
صالح مذهّب، استاد تذهیب و نقاش اواخر سدۀ یازدهم هجری قمری، در تشعیر، حلکاری و تصویرسازی دستی تبحر داشت. شرفالدین علی، مذهّب و استاد شیرینقلم هند، از نقاشان مغولی بود و در تذهیب و تصویرسازی صاحبمهارت بود.
علینقی مذهّب، از نازکقلمترین هنرمندان دوران افشاری و زندیه، آثار پرمایۀ قرآنی با تذهیب برازنده خلق کرده است. علیمحمد مذهّب، نقاش و تذهیبکار دورۀ قاجاریه، به همراه میرزا عبدالوهاب و دیگر شاگردان، در تذهیب کتابهای مصور مانند «الف لیل و لیله» فعالیت میکردند.
سید جعفر مذهّب، استاد تذهیب و نقاش قاجار، در هنر زرنشان و طلاکاری مهارت داشت. اسدالله مذهّب مشهدی نیز از استادان چیرهدست این دوره بود و آثارش در موزۀ گلستان محفوظ است.
از دیگر هنرمندان برجسته این دوره میتوان به علیاصغر مذهّب و میرزا عبدالعلی مذهّب اشاره کرد. میرزا عبدالعلی در تذهیب و تشعیر حاشیههای کتاب «امتحان الفضلا» استاد بود. عبدالوهاب مذهباشی شیرازی، مدهباشی چابکقلم، توسط ناصرالدین شاه قاجار لقب مذهّباشی گرفت و در انواع تذهیب، تشعیر و حلکاری مهارت داشت. همچنین میرزا شکرالله مذهّب، غیاثالدین محمود مذهّب مشهدی و تذهیبی اصفهانی، از دیگر هنرمندان توانمند این دوره بودند که در افشانسازی و ابرسازی مرقعها و کتابها استاد بودند.
گفتوگو با استاد اردشیر مجرد تاکستانی، از شاگردان برجسته استاد فرشچیان، در روز سه شنبه 21 مرداد ماه 1404 توسط خانم ترانه سلطانی خبرنگار روزنامه شرق، تهیه و منتشر شد، به پاس سالها تلاش استاد فرشچیان در جهت اعتلای هنر ایران زمین، این گفتوگو در سایت هنر تذهیب» باز نشر میشود.