استادان بزرگ مُذهَّب

استادان بزرگ مُذهَّب

هنر تذهیب ایرانی یکی از برجسته‌ترین نمودهای هنر اسلامی و ایرانی است که استادان چیره‌دست طی قرون با دقت و ظرافت آن را به نسل‌های بعدی منتقل کرده‌اند. مهارت این هنرمندان نه تنها در تزئین حاشیه‌های قرآن‌ها و نسخه‌های خطی، بلکه در آثار ادبی و نگارگری‌ها نیز جایگاه ویژه‌ای پیدا کرده است. بررسی و معرفی این استادان برجسته و شاهکارهای آنان به ترویج ارزش‌های هنری و فراهم‌آوردن دیدگاهی عمیق‌تر درباره تاریخ هنر ایران و موقعیت تذهیب در فرهنگ و هنر اسلامی کمک شایانی می‌کند.

مقدمه

هنر تذهیب ایرانی همواره یکی از جلوه‌های برجسته‌ی هنر اسلامی و فرهنگ ایرانی بوده است؛ هنری که با ظرافت، دقت و خلاقیت، روح و زیبایی را در نسخه‌های خطی، قرآن‌ها، دیوان‌ها و آثار ادبی منعکس می‌کند. استادان بزرگ مُذهَّب این هنر فاخر را شکل و به تکامل رسانده‌اند. استادانی که با عناوینی همچون مذهبان قدیمی، مُذَهَّبان برجسته، استادان صاحب‌نام تذهیب و معروف‌ترین استادان مُذهَّب ایرانی در تاریخ هنر ایران شناخته شده‌اند.

این هنرمندان با بهره‌گیری از زر ناب، رنگ‌های طبیعی و نقش‌های اسلیمی، ختایی و ترنجی، حاشیه‌ها و صفحات آثار خطی را به شاهکارهای درخشان تبدیل کردند. هنر آنان نه تنها به عنوان تزیین بصری، بلکه به عنوان نشانه‌ای از ذوق، خلاقیت و مهارت حرفه‌ای آن‌ها شناخته می‌شود. آشنایی با استادان مُذهَّب نامدار و بررسی آثارشان، زیبایی و پیچیدگی هنر تذهیب را نشان می‌دهد و تاریخچه‌ی غنی هنر ایران و روند تحول آن از دوران باستان تا قاجار را به تصویر می‌کشد.

به همین دلیل، شناخت و معرفی استادان بزرگ مُذهَّب ایرانی و بررسی آثار برجسته‌ی آنان اهمیت ویژه‌ای دارد. این کار کمک می‌کند تا علاقه‌مندان هنر و پژوهشگران تاریخ هنر زیبایی تذهیب را همراه با فلسفه و ارزش‌های فرهنگی نهفته در آن بهتر بشناسند.

تعریف کلمه مُذهَّب

افرادی که در حوزه تذهیب فعالیت داشتند را مُذَهَّب می‌نامیدند. لغت‌نامه دهخدا اصطلاح مُذَهَّب‌کاری را به معنای «عمل تذهیب» تعریف کرده است. لذا هنرمندان این هنر ظریف از گذشته تا کنون مُذَهَّب یا تذهیب‌کار نامیده شده‌اند.

تعریف مُذَهَّب و مُذَهَّبان

مُذَهَّب به معنای «آمیخته با طلا» یا «تزئین‌شده با طلا» گفته می‌شود. در عرصه هنر، این واژه به فردی اشاره دارد که با بهره‌گیری از طلا، رنگ‌ها و نقش‌های ظریف، حاشیه‌ها و صفحات آثار خطی، نگارگری‌ها، قرآن‌ها و نسخه‌های ارزشمند را می‌آراید و تزئین می‌کند. شکل جمع آن مُذَهَّبان است، یعنی افرادی که در زمینه هنر تذهیب فعالیت دارند.

وظایف و هنر مُذَهَّبان

مذهب‌کاران معمولاً با همکاری خوشنویسان و نگارگران کار می‌کردند. وظیفه‌ی آن‌ها شامل:

  • طراحی و اجرای حاشیه‌های طلایی و رنگی پیرامون متن؛
  • استفاده از نقوش اسلیمی، ختایی، و ترنجی برای تزیین صفحات؛
  • آماده‌سازی و کاربرد زرّ ناب (طلای آبداده) برای بخش‌های درخشان و روح‌بخش آثار.

پیشینه تاریخی

در ایران، هنر تذهیب با ریشه‌هایی از دوران ساسانیان آغاز شد، اما در دوره اسلامی، به‌ویژه بین قرون هفتم تا دهم هجری، به اوج شکوفایی خود رسید. در زمان تیموریان و صفویان، هنرمندان برجسته‌ای همچون سلطان‌علی مشهدی و غیاث‌الدین نقاش در این عرصه فعالیت می‌کردند. آثار تذهیب معمولاً به عنوان بخشی مکمل برای هنر خوشنویسی و نگارگری به کار می‌رفت، به ویژه در خلق قرآن‌های مزین و نسخه‌های نفیس ادبی نظیر شاهنامه‌ها و دیوان‌ها.

ابزار و مواد مورد استفاده در تذهیب

  • طلای آبداده (زر) یا پودر طلا
  • قلم‌موهای بسیار ظریف
  • رنگ‌های معدنی و گیاهی
  • کاغذ آهارمهره‌شده
  • و وسایل طراحی مانند پرگار، خط‌کش و گونیا

معروف‌ترین استادان مُذَهَّب ایرانی

مُذَهَّبان (تذهیب‌کاران) برجسته و ظریف‌کار ایران در طول تاریخ، هنری خلق کرده‌اند که در نسخه‌های خطی، قرآن‌های نفیس، و آثار نگارگری ماندگار شده است. در ادامه، چند تن از مشهورترین مُذَهَّبان ایرانی را معرفی می‌کنم:

۱. جلال‌الدین اسماعیل مذهب (قرن ۸ هجری)

از نخستین مُذَهَّبان بزرگ دوره‌ی تیموری است. آثار او در کتابخانه‌های بخارا و هرات دیده می‌شود. او در تذهیب قرآن‌های نفیس برای دربار تیموری نقش داشت و سبک خاصی در استفاده از رنگ آبی لاجوردی و زرّ آبداده ایجاد کرد.

۲. غیاث‌الدین نقاش (قرن ۹ هجری)

از هنرمندان نامدار دربار تیموریان بود. علاوه بر نقاشی و طراحی، در تذهیب و آرایش نسخه‌های خطی نیز مهارت فراوان داشت. او استادِ بسیاری از هنرمندان هرات به شمار می‌رود.

۳. سلطان‌علی مشهدی (۸۴۱–۹۲۶ هـ.ق)

هرچند بیشتر به عنوان خوشنویس نستعلیق معروف است، اما در تذهیب و طراحی حواشی نسخه‌های خود نیز مهارت بالایی داشت و شاگردانش این هنر را ادامه دادند. بسیاری از قرآن‌ها و دیوان‌های نفیس به دست او یا زیر نظر او تذهیب شده‌اند.

۴. محمد شفیع هروی (قرن ۱۰ هجری)

از مُذَهَّبان برجسته‌ی دوران صفوی که در شهر هرات می‌زیست. آثار او به ظرافت فوق‌العاده در طرح‌های اسلیمی و ترنجی معروف است. برخی از نسخه‌های تذهیب‌شده‌ی او اکنون در موزه‌ی توپ‌قاپی استانبول نگهداری می‌شود.

۵. محمد زمان مذهب (قرن ۱۱ هجری)

از هنرمندان نامدار عصر شاه سلیمان صفوی. او علاوه بر نگارگری، در تذهیب قرآن و دیوان حافظ مهارت داشت و از پیشگامان ترکیب تذهیب ایرانی با عناصر اروپایی به شمار می‌رود.

۶. زین‌العابدین مذهب اصفهانی (قرن ۱۲ هجری)

در زمان افشاریه و زندیه می‌زیست. به عنوان یکی از آخرین مُذَهَّبان بزرگ سنتی شناخته می‌شود که سبک اصفهان را به اوج رساند. رنگ‌های زنده، نقوش ختایی و هماهنگی طلایی از ویژگی‌های آثار اوست.

نتیجه

تذهیب ایرانی از سادگی هندسی آغاز شد و به اوج پیچیدگی و ظرافت در دوره‌ی تیموری و صفوی رسید. در نتیجه می‌توان گفت که هنر تذهیب ایرانی، جلوه‌ای درخشان از ذوق، خلاقیت و روح ایرانی-اسلامی است که با تلاش استادان بزرگ مُذهَّب به کمال رسیده است. این هنرمندان با بهره‌گیری از طلا، رنگ و طرح‌های اسلیمی و ختایی، آثار ماندگاری پدید آوردند که هم جنبه‌ی تزئینی دارد و هم بار فرهنگی و معنوی.

مُذَهَّبان ایرانی نه‌تنها تزیین‌کننده‌ی کتاب‌ها، بلکه نگهبانان روح لطیف هنر ایرانی بودند. بررسی زندگی و آثار این استادان، نه تنها ما را با سیر تحول هنر تذهیب آشنا می‌سازد، بلکه اهمیت نقش آنان در اعتلای هنر ایرانی را آشکار می‌کند. حفظ و بازشناسی میراث هنری آنان می‌تواند الهام‌بخش نسل‌های امروز و فردا باشد تا این هنر اصیل همچنان زنده و پویا بماند.

 

تصویر محمدعلی نعیمی هنگام ضبط پادکست اسامی مُذهَّبان قدیمی

اسامی مُذَهَّبان قدیمی

اسامی مُذهَّبان قدیمی دروازه‌ای است برای بازشناسی ریشه‌ها و روایت هنرمندانی که هنر تذهیب را در تاریخ ایران ماندگار کرده‌اند. اینجا پادکست هنر تذهیب است؛ صدای قلم‌مو در آب، لمس رنگ طلایی و تماشای رنگ‌های شفاف بر کاغذ، ما را به سفری عمیق در تاریخ و ظرافت‌های هنر تذهیب ایرانی می‌برد.

سلام برشنوندگان عزیز و همراهان گرامی، من محمدعلی نعیمی هستم و با شما در پادکستی متفاوت همراه خواهم بود، سفری به عمق تاریخ هنر، به جهان نازک نقشی‌ها و قلم‌گیری‌های فاخر، به دنیای مُذهَّبان و تذهیب‌کاران ایرانی که با مهارت و حوصله، نور و رنگ را بر صفحات کتاب و کاغذ و پوست آمیختند.

در این قسمت اسامی هنرمندان بزرگ تذهیب را بر اساس دوره‌های تاریخی مرور می‌کنیم و تلاش خواهیم کرد با ذکر نمونه‌ها، چهره‌ای روشن از دست اندرکاران این هنر خیره کننده و دیرپای ایرانی ارائه دهیم.

قرن دوم هجری قمری

در سده دوم هجری، هنوز تذهیب جوان بود و دل‌های هنرمندان، زودتر از چشم‌ها، زیبایی را می‌دید. در این دوران، مردانی و زنانی از تبار رنگ و قلم  به دنیا آمدند، که پایه‌های این هنر را بنا کردند.

یقطینی، که با ظرافت قلم، خطوط و نگاره‌ها را زینت داد. ابراهیم صغیر، استاد دستان ماهر و قلم نازک. ابوموسی بن عمار و ابن سقطی، که نقش و رنگ را با روح و جان خود پیوند زدند. محمد و فرزندانش، و همچنین ابوعبدالله خزیمی و فرزندانش، که شاخه‌های این هنر را در نسل‌های بعدی ریشه‌دار ساختند. اینان آغازگر راهی بودند که نور و رنگ را بر صفحات کتاب‌ها جاری کردند و تذهیب را به هنر جاودانه‌ای بدل ساختند.

قرن چهارم هجری قمری

در این دوران، ابوبکر محمدبن حسن نقاش می‌زیست، مردی که آثارش تاکنون کم‌تردیده شده است. اما شاید تذهیب‌هایی از او بی‌نام نشان، همچنان در گوشه‌های نسخه‌های خطی پنهان باشند. هنر همچنان در مسیر رشد بود. و نقاشان ناشناس زیادی در گوشه و کنار جهان هنر، در سکوت و تلاش، آثار زیبایی آفریدند.

دوره غزنوی

در عهد پادشاهان غزنوی، هنر و مهارت در قلم و رنگ به اوج رسید. نقاشان و خوشنویسان بسیاری در دربار سلطان محمود و سلطان مسعود می‌زیستند. از میان آن‌ها می‌توان به چند چهره شاخص اشاره کرد؛ عثمان وراق، خوشنویسی که استاد تذهیب نیز بود و با قلمش، خطوط و حاشیه‌ها را زینت می‌داد. ابونصر نقاش، صورتگر برجسته‌ای که نگاره‌ها را باظرافت و زیبایی تمام آفرید. عبدالملک، نقاش و مهندس دربار سلطان مسعود، که ابوالفضل بیهقی اورا از نقاشان معروف دوره غزنوی دانسته است. در این دوره تذهیب به شکل رسمی‌تری در دربار رشد کرد و نشانه‌های آن هنوز در نسخه‌های باقی مانده دیده می‌شود.

قرن پنجم هجری قمری

عبدالرحمن محمد دامغانی، تذهیب‌کاری که در این قرن به شهرت رسید و آثارش گواه مهارت و دقت اوست. در این دوران، تذهیب یک شعر نانوشته، یک قصه رنگین و یک حس زنده از زیبایی در خود داشت.

سده ششم و هفتم هجری قمری

در این دوران تذهیب به اوج ظرافت و نازک نقشی رسید. هنرمندان بزرگ و شیرین قلمی می‌زیستند که هنرشان همچون باد لطیف بر صفحه کتاب می‌وزید.

عبدالعزیز، تذهیب‌کار زبردست و استاد نازک قلم، زین‌الدین خطاط و جمال الدین نقاش اصفهانی، همان جمال‌الدین عبدالرزاق، پدر کمال اسماعیل شاعر. فخرالدین حسین‌بن بدیع و شیخ بدرالدین نقاش، معاصران خواجه نصرالدین طوسی و مولوی. آثار این هنرمندان، همچون شعری از نور و رنگ، خطوط قرآن و کتاب‌های مصور را زینت بخشیده و نامشان در تاریخ هنر ایران باقی مانده است.

سده هشتم، نهم و دهم هجری

در عهد سلطان محمد اولجایتو و ابوسعید، تذهیب و نقاشی مورد توجه بزرگان بود. از هنرمندان شاخص این دوران؛ محمدبن ایبک و حمزه‌بن محمد علوی، اوایل قرن هشتم هجری قمری می‌زیستند و از مُذهَّبان معروف زمان خود بودند. محمدبن محمدعلی طوسی که در سال 734 هجری قمری حیات داشت وی را به نقاشی ستوده‌اند.

احمد موسی، از دیگر استادان نقاشی و تذهیب بود که نقاشی را نزد پدر فراگرفت. سلطان احمدبن اویس جلایر استاد در انواع هنرها چون نقاشی، تذهیب، خوشنویسی، موسیقی و شعر بود. در نقاشی شاگرد استاد عبدالحی بود.

میرک المذهب و فرزندش قوام الدین مسعود از هنرمندان بنام سلطان حسین میززا بایقرا بودند. عبدالوهاب شیرازی، محمد امین خطاط، میرمصور و استاد مولانا محسن مجلد از تذهیب‌کاران دوره اول صفویه بودند.

حافظ ملا مسیح الله، مذهب گمنام و نازک قلم بود که در اواخر دوره تیموری می زیست. خواجه میرک در علم تصویر و تذهیب نظیر نداشت و در فن کتاب‌نویسی بی‌مانند بود. مولانا حاجی محمد نقاشی، عبدالعزیز، علی جان تبریزی، شیخی مُذهَّب، حسین مذهب و حسن بغدادی از دیگر تذهیب‌کاران این عصر بودند. این هنرمندان، گنجینه‌ای از رنگ و نور در دل کتاب‌ها خلق کردند، که هنوز چشم ما را خیره می‌سازد.

سده یازدهم، دوازدهم و سیزدهم هجری قمری

صالح مُذهَّب، شرف الدین علی مُذهَّب، علینقی مُذهَّب از تذهیب‌کاران دوره افشاری و زندیه بودند. علی محمد مُذهَّب، طالب مُذهَّب، سید جعفر مُذهَّب، میرزا اسدالله مُذهَّب شیرازی، اسدالله مُذهَّب مشهدی، علی اصغر مُذهَّب، میرزا عبدالعلی مُذهَّب، عبدالوهاب مُذهَّب باشی شیرازی، میرزا شکرالله مُذهَّب، تذهیبی اصفهانی از تذهیب‌کاران این دوران هستند. در این دوران، هنر تذهیب به اوج نازک کاری، تشعیر و حلکاری رسید و هر تذهیب‌کار، شاعری خاموش بود که با رنگ و طلا شعر می‌سرود.

و اکنون به عصر حاضر می آییم و نمونه ایی زنده از تذهیب معاصر را معرفی می کنیم؛ تابلوی تذهیب شمسه با نام «پارسه» که در سایت هنر تذهیب با آدرس Tazhibart.com موجود است. این اثر، جلوه‌ای ا استمرار و حیات هنر تذهیب در زمان ماست و با الهام از سنت‌های کهن، رنگ و نور را به زیبایی تمام در کنار هم نشان می‌دهد.

این پادکست توسط محمدعلی نعیمی تولید شده است. سپاس از همراهی شما و پاینده باد هنر ایران.

هنر تذهیب، تخصص استاد عبدالله باقری

هنر تذهیب، تخصص استاد عبدالله باقری

استاد عبدالله باقری (فرزانه‌پور) در سال ۱۲۹۲ خورشیدی در خانواده‌ای فرهنگی در تهران زاده شد. او در سیزده‌سالگی وارد هنرستان صنایع قدیمه و مستظرفه، که امروزه با نام هنرهای زیبا شناخته می‌شود و به همت حسین بهزاد تأسیس شده بود، شد و تحصیل خود را آغاز کرد. طبق رویه این هنرستان، ابتدا هر کارآموز با تمامی شاخه‌های هنری آشنا می‌شد و سپس رشته تخصصی مورد علاقه‌اش را انتخاب می‌کرد. استاد باقری هنر تذهیب، طراحی نقش فرش و کاشی‌کاری را به‌عنوان شاخه‌های تخصصی خود برگزید.

ورود به هنرستان مستظرفه

او که پدری کارمند دولت و مادری آموزگار داشت، تحصیلات ابتدایی خود را در شهر اراک به پایان رساند؛ این امر به دلیل مأموریت اداری پدرش در اراک بود. در سال 1305، خانواده‌اش به تهران نقل مکان کرد و او توانست پس از پایان دوران ابتدایی، در سن ۱۳ سالگی وارد هنرستان قدیمه و مستظرفه شود. این هنرستان تحت مدیریت حسین طاهرزاده بهزاد اداره می‌شد، و او در آنجا به ادامه تحصیل پرداخت.

در این هنرستان، رسم بر این بود که ابتدا هر کارآموز با همه‌ی هنرها آشنا شود و پس از آن رشته‌ی تخصصی خود را انتخاب کند. استاد عبدالله باقری نیز پس از گذراندن این مرحله، هنرهای نقش قالی، کاشی‌کاری و تذهیب را به عنوان حوزه‌های تخصصی خود برگزید.

هنرستان صنايع قديمه، هم اکنون به موزه هنرهای ملی تغییر کاربری داده است.

استادان عبدالله باقری

استاد عبدالله باقری، از چهره‌های برجسته در هنر تذهیب و شناخته‌شده به‌عنوان تخصص استاد عبدالله باقری در هنر تذهیب، تخصص استاد عبدالله باقری، در دوره‌ای فعالیت داشت که مرحوم وفای کاشانی به‌عنوان استاد نقش‌پردازی فرش به آموزش هنرجویان مشغول بود. در همان زمان، هادی تجویدی مسئول تدریس مینیاتور در هنرستان بود و علی درودی نیز آموزش تذهیب را بر عهده داشت. سایر اساتید ایشان شامل غلام‌حسین اسکندری و حمید رهبری بودند.

استادان و هنرمندان مدرسه صنايع قديمه در زمان مديريت طاهرزاده بهزاد، 1318 شمسي

نشسته از راست: محمدعلي رهبري، اسکنداني، ژرفي، علي درودي، حسين طاهرزاده بهزاد، هادي تجويدي، وفا کاشاني، نعمت اللهي و احمد امامي

تربیت شاگردان

استاد عبدالله باقری، هنرمند برجسته و نام‌آشنا در هنر تذهیب، تخصص استاد عبدالله باقری و تشعیر، به‌محض اتمام دوره هنرستان در سال ۱۳۱۹، امر آموزش و تربیت شاگردان را آغاز کرد. او بخش قابل‌توجهی از عمر خود را صرف گسترش هنر تذهیب، تخصص استاد عبدالله باقری کرد و به مدت بیست سال در هنرستان‌های سراسر کشور، موزه‌ها و دانشگاه‌ها به تدریس پرداخت. از جمله مراکز آموزشی که استاد در آن‌ها فعالیت داشت، می‌توان به هنرستان‌های دخترانه و پسرانه تهران و همچنین هنرستان تبریز اشاره کرد. در سال‌های پایانی زندگی، به دلیل کهولت سن و بیماری، عمدتاً شاگردان خود را در منزل شخصی‌اش پذیرایى می‌کرد. شاگردان استاد عبدالله باقری عبارتند:

مصطفی اخواص

مصطفی اخواص، فرزند غلامعلی، در تاریخ ۳ تیر ماه سال ۱۳۳۱ در شهر اراک چشم به جهان گشود. او با داشتن ۳۵ سال تجربه در زمینه‌های مختلف هنری همچون خوشنویسی، نگارگری، تذهیب، طراحی سنتی، سوخت‌نگاری، میناسازی، نقاشی روی سفال و کتیبه‌نگاری، نقش برجسته‌ای در هنرهای سنتی ایفا کرده است.

مصطفی اخواص، پژوهشگر هنرهای سنتی، در پژوهشکده هنرهای سنتی سازمان میراث فرهنگی، صنایع‌دستی و گردشگری فعالیت می‌کند. هنر تذهیب را نزد استاد عبدالله باقری آموخت و سپس خوشنویسی خط را نزد استاد غلامحسین امیرخانی در انجمن خوشنویسان ایران ادامه داد. او عملاً از هنر تذهیب به‌عنوان راهی برای فراگیری خوشنویسی بهره برد.

داور پروین

استاد داور پروین، متولد سال 1341 در تهران، از سال 1363 به یادگیری هنر تذهیب پرداخت و این مسیر را تحت هدایت زنده‌یاد استاد عبدالله باقری، یکی از برجسته‌ترین هنرمندان تذهیب ایران، آغاز کرد. او تا زمان درگذشت استاد باقری در سال 1368، از دانش و هنر ایشان بهره فراوان گرفت. حاصل بیش از سه دهه فعالیت هنری استاد پروین، شرکت در بیش از 50 نمایشگاه گروهی در موزه‌های ایران، برگزاری سه نمایشگاه انفرادی در گالری‌های مختلف تهران و کالج فرانسوی‌ها در تهران، و همچنین دو نمایشگاه انفرادی در خارج از کشور، شهرهای دهلی نو و جاکارتا بوده است. استاد پروین، با انتخاب خلوت برای خود، مهارت و عشق عمیقش به هنر تذهیب را در آثارش بازتاب داده است.

رهام بابائیان

زاده‌ی سال 1348، فعالیت هنری خود را از سال 1363 در زمینه تذهیب تحت نظر استاد عبدالله باقری آغاز کرد. این آموزش‌ها به صورت خصوصی و در منزل استاد صورت می‌گرفت. پس از درگذشت استاد عبدالله باقری، او تدریس هنر تذهیب را به صورت خصوصی و همچنین در دانشگاه هنر ادامه داد.

نصرت‌الله فرزانه‌پور (باقری)

در سال ۱۳۲۱ در تهران و در خانواده‌ای فرهنگی دیده به جهان گشود. مادربزرگش، کبری فرزانه‌پور، از نخستین آموزگاران شهر اراک بود، و پدرش، استاد عبدالله باقری، هنرمندی برجسته در تذهیب و طراحی فرش به شمار می‌رفت. نصرت‌الله دوران ابتدایی خود را در دبستان باباطاهر تهران گذراند. در سال ۱۳۳۹، به دلیل مأموریت کاری پدرش، خانواده آن‌ها از تهران به تبریز نقل‌مکان کردند. او از همان کودکی، به واسطه سفارش‌های فراوان آثار تذهیب به پدرش، در کمک به انتخاب و ترکیب رنگ‌های زمینه مشارکت داشت.

نصرت‌الله در همان سال ۱۳۳۹ دوران هنرستان خود را در شهر تبریز و در رشته نقاشی آغاز کرد. او در هنرستان هنرهای زیبای میرک مشغول به تحصیل شد و در این محیط هنری، پایه‌های هنر خود را تقویت نمود.

نصرت اله فرزانه پور(باقري) فرزند استاد هنر تذهیب عبدالله باقری

آثار استاد

آثار استاد عبدالله باقری که نمونه‌ای درخشان از هنر تذهیب، تخصص استاد عبدالله باقری به‌شمار می‌آیند، اکنون در سه موزه برجسته یعنی موزه فرش تهران، کاخ موزه توپ‌قاپی استانبول و موزه لوور پاریس نگهداری می‌شوند. این هنرمند برجسته در طول سال‌های فعالیت خود در تبریز، حدود ۲۰ تا ۳۰ طرح قالی خلق کرده است. بنا بر منابع موجود، تعداد آثار او به حدود بیست هزار اثر می‌رسد که بخش عمده‌ای از آن‌ها جلوه‌هایی از هنر تذهیب، تخصص استاد عبدالله باقری هستند و در موزه‌های مختلف جهان قابل مشاهده‌اند.

در طول فعالیت‌های هنری، دو هزار اثر از کارهای استاد توسط استاد طاهرزاده بهزاد، رئیس هنرستان آن دوران، به ترکیه منتقل شد که امروزه بخش عمده‌ای از آن‌ها در موزه توپ‌قاپی استانبول نگهداری می‌شود. همچنین استاد باقری در زمره بزرگ‌ترین طراحان فرش قرار دارد، با بیش از ۲۰ هزار اثر که بخش عمده‌ای از آن‌ها شامل نقش‌های تذهیبی است. تعداد محدودی از این طرح‌های قالی ابتدا در موزه هنرهای ملی نگهداری می‌شدند و بعداً به موزه فرش ایران انتقال یافتند؛ برخی نیز توسط قالیبافان روی فرش اجرا شده‌اند.

از موزه فرش تا کتاب گلزار باقری؛ مروری بر آثار استاد عبدالله باقری

آثار و طرح‌های استاد باقری دو بار، یک‌بار در اردیبهشت سال ۱۳۶۵ و بار دیگر در اردیبهشت ۱۳۶۸، در نمایشگاه‌های ویژه موزه فرش ایران به نمایش درآمدند. همچنین کتابی با عنوان “گلزار باقری” که شامل تصاویری از برخی آثار قدیمی اوست، در سال ۱۳۶۶ و به همت شاگردانش چاپ شد. دیگر آثار استاد باقری عبارتند از:

  • طراحى و نقاشى درها، دیوار و ستون‏هاى موزه‏ى هنرهاى ملى سابق .
  • طراحى كاشى‏هاى بلند كاخ مرمر كه اقتباس شده از گنبد مسجد شیخ لطف‏الله .
  • تعدادی تذهیب و حاشیه كه در موزه‏هاى هنرهاى ملى و هنرهاى تزئینى نگه‏دارى مى‏شود.
  • تابلوی «گل و مرغ» در موزه‏ى هنرهاى معاصر نگهدارى مى‏شود.
  • حاشیه و تذهیب «خدا را فراموش نكن» با خط «عبدالرسولى».
  • تذهیب خوشنویسی«خدا را فراموش نكن» با خط «عبدالرسولى» .
  • حاشیه و تذهیب «بسم‏الله الرحمن الرحیم» با خط «عبدالرسولى».
  • تذهیب و حاشیه كتاب عمر خیام اسفندیارى.
  • تذهیب قرآن با خط سید حسن میرخانى.

ابداع استاد

استاد عبدالله باقری با تکیه بر هنر تذهیب، تخصص استاد عبدالله باقری، تحولی چشم‌گیر در این عرصه ایجاد کرد و این هنر را از قالبی صرفاً تزئینی به یک جریان هنری مستقل ارتقا داد. در دورانی که تذهیب عمدتاً برای آرایش آثار خوشنویسی یا زیباسازی اشعار شاعران به کار می‌رفت، او با نگاه خلاقانه خود به هنر تذهیب، تخصص استاد عبدالله باقری هویتی مستقل بخشید. او بر این باور بود که تذهیب می‌تواند به‌عنوان اثری مستقل و قابل ارائه در قالب یک تابلو هنری شناخته شود. به طور کلی، می‌توان گفت که پس از دوران صفویه، تلاش‌های او و استاد نصرت‌الله یوسفی باعث شد هنر تذهیب، تخصص استاد عبدالله باقری در ایران بار دیگر جایگاه اصیل خود را بازیابد.

مصاحبه با زنده یاد استاد عبدالله باقری

متن مصاحبه‌ای که از فیلم «مصاحبه با زنده‌یاد استاد عبدالله باقری» پیاده‌سازی شده، به بیان داستان زندگی، تلاش‌ها و عشق استاد به هنر ایرانی می‌پردازد. استاد باقری از کودکی در محیطی فرهنگی رشد کرد؛ مادرش در اراک اولین دبستان دخترانه را تأسیس کرد و او هم به هنر علاقه‌مند شد. پس از تحصیل در اولین هنرستان صنایع قدیمی ایران، توانست با تلاش و پشتکار به موفقیت‌های قابل توجهی دست یابد.

او در کنکور هنر جزء نفرات برتر شد و تحصیلات خود را در رشته نقش قالی و تذهیب که از سخت‌ترین رشته‌ها بود ادامه داد. علاوه بر علاقه عمیقش به هنر، کارهایی همچون مینیاتور، تذهیب و طراحی نقش قالی را با جدیت آغاز کرد. رئیس دانشکده از تلاش‌های او بسیار حمایت می‌کرد و برای تذهیب‌هایی که خلق می‌کرد، مبلغی به او پرداخت می‌کرد که در آن زمان ارزش زیادی داشت.

بعدها، با تغییر وزارت «پیشه و هنر» به «فرهنگ و هنر»، او احساس کرد که نمی‌تواند با سیستم دولتی هماهنگ شود و تصمیم گرفت تبریز را برای کار انتخاب کند. با وجود مقاومت‌های اولیه، توانست به تبریز مهاجرت کند و در این شهر شاگردانی تربیت کند که برخی از آن‌ها بعدها به مقامات بالایی رسیدند یا از ایران خارج شدند.

بازگشت دوباره استاد باقری به هنر پس از رنج بیماری

عشق استاد به وطن و هنر باعث شد در ایران بماند و بیش از 20 سال در پاساژ مظفریان مشغول سفارش‌گیری و طراحی آثار باشد. اما مشکلات جسمانی مانند آب آوردن چشم باعث شد مدتی خانه‌نشین شود. با توصیه دوستان هنری و حمایت وزارت وقت، گذرنامه‌ای برای او صادر شد تا جهت درمان به خارج از کشور برود. دکتر ملکی چشمان او را عمل کرد و هیچ هزینه‌ای دریافت نکرد، چراکه معتقد بود چشمان استاد باقری برای هنر ایران بسیار ارزشمند است.

استاد عبدالله باقری؛ آموزگار عاشق و نگهبان هنر ایرانی

او پس از درمان چشم به فعالیت‌های هنری بازگشت و در مراکزی مانند موزه تزئینی، موزه فرش، دانشگاه الزهرا، مجتمع هنر و تربیت معلم مشغول آموزش هنرجویان شد. حتی در منزل نیز شاگردانی را تحت تعلیم قرار می‌داد. هدف اصلی او حفظ و انتقال هنر سنتی ایران بود، نه مادیات. او معتقد بود معنویات مانند پرورش شاگردان از مادیات ارزشمندتر هستند.

زندگی هنری استاد باقری؛ تلفیق خلاقیت، عشق و تعلیم

باقری در طراحی‌هایش همیشه نوآوری داشت، رنگ‌ها و فرم‌ها را تغییر می‌داد تا طرح‌های جدید ارائه دهد. او علاقه داشت آثار هنری را از قالب‌های متعارف خارج کند و با الهام از شعرها و موضوعات مختلف، خلاقیت‌های بی‌نظیری خلق کند. همچنین برخی آثار ارزشمند همچون تذهیب قرآن استاد حسن میرخانی را به تصویر کشید.

استاد باقری زندگی‌اش را وقف هنر کرد و تمام تلاشش این بود که این میراث ارزشمند ایرانی را حفظ کند. او بیش از 60 سال برای تربیت شاگردان فعالیت کرد و همیشه برای شاگردانش وقت گذاشت، با آموزش اختصاصی هر هنرجو طبق توانایی‌ها و استعدادهایش. حتی پیشنهاد ریاست هنرستان را رد کرد زیرا اولویت اصلی او آموزش دادن بود؛ نه مدیریت کردن.

زندگی استاد عبدالله باقری شاهکاری است از عشق به کار، تعهد به هنر ایرانی و تلاش برای تربیت نسل آینده هنرمندان. او از معنویات لذت می‌برد، شاگردانش سرمایه‌های اصلی او بودند و همواره کوشید تا هنر اصیل ایرانی را زنده نگه دارد.

تاریخ تذهیب از دیدگاه استاد عبدالله باقری

پس از تسلط اعراب بر ایران، تصویرسازی و نقاشی کم‌کم از میان رفت. ایرانیان با ذوق هنری خود، هنر تذهیب را خلق کردند. واژه «تذهیب» از کلمه «ذَهَبَ» به معنای طلا و طلاکاری گرفته شده است. ابتدا، تذهیب در حاشیه‌ها و سرلوح قرآن شکل گرفت و ایرانیان طرح‌های این هنر را با الهام از طبیعت طراحی کردند. با گذشت زمان، این هنر برای گروهی خاص همچون اعیان، اشراف و شاهان اختصاص یافت و رشد قابل توجهی کرد.

در دوران صفویه، خوشنویسی و تذهیب‌کاران برجسته‌ای همچون رضا عباسی در اصفهان فعالیت کردند و به شکل‌گیری مکتب اصفهان کمک کردند. بخش‌هایی از این هنر، از جمله طرح‌های تذهیب و خوشنویسی، به عناصر معماری نظیر گلدسته‌ها و مناره‌های مساجد وارد شد. در این میان رابطه نزدیکی بین طرح‌های تذهیب و کاشی‌کاری وجود داشت، چرا که هر دوی آن‌ها به‌عنوان عناصر تزئینی نقشی مهم در تزئین فضای مساجد ایفا کردند.

مکتب اصلی تذهیب در دوره صفوی شکل گرفت و در ادامه تکامل یافت. البته مکاتب دیگری مانند مکتب تیموریان نیز وجود داشتند؛ ولی قدرت و نفوذ مکتب صفویه بیشتر بود. با بررسی و مطالعه وضعیت تذهیب در مکاتب مختلف، برخی طرح‌ها با شرایط جدید محراب‌ها و گلدسته‌ها بازآفرینی شد که این نوع آثار به سبک قاجاریه شناخته شد. شاهان قاجار که سفرهای زیادی به اروپا داشتند، تحت تأثیر فرهنگ اروپایی قرار گرفتند و همین امر موجب تغییراتی در هنر ملی ایران شد، تا جایی که واژه‌هایی اروپایی مانند «اسلیمی فرنگی» یا «گل فرنگی» وارد زبان هنری ایران شدند.

استاد عبدالله باقری؛ نمادی از عشق به وطن و وفاداری به هنر تذهیب

با ورود آثار هنری اروپایی به ایران، هنرمندان ایرانی طرح‌های وارداتی را تغییر داده و آن‌ها را متناسب با هویت ایرانی بازسازی می‌کردند، تا بتوانند مکاتب هنری ملی را دوباره احیا کنند. یکی از مکاتب برجسته دیگر در تذهیب، مکتب هرات بود؛ اما این مکتب بعد از دوره صفویه چندان قدرت قابل توجهی پیدا نکرد.

در همین دوره، فرم‌های اروپایی به تدریج بازسازی شدند، تا جایی که توجه مخاطبان به آثار تذهیب ایرانی جلب شد و موجب شگفتی آنان گردید. هنر تذهیب در مسیر پیشرفت خود رشد فراوانی کرد. بسیاری از شاگردان برجسته استاد باقری از هنرستان‌های پسران و دختران، دانشسرای مقدماتی و همچنین هنرستان کمال‌الملک تربیت شدند. استاد باقری علاوه بر تدریس دو ساعت روزانه در هنرستان، در منزل نیز به آموزش شاگردان خود ادامه می‌داد.

یکی از شخصیت‌های تأثیرگذار بر هنر تذهیب، طاهرزاده بهزاد بود که نقش بزرگی در دوران جنگ جهانی دوم داشت. او به هنرمندان توصیه می‌کرد که آثارشان را امضا نکنند. استاد عبدالله باقری اشاره می‌کرد که بیش از۲۰ هزار اثر هنری خلق کرده است. وقتی طاهرزاده بهزاد به ترکیه سفر کرد، برخی از آثار استاد را با خود برد؛ اکنون بسیاری از همین آثار در موزه توپ‌قاپی استانبول نگهداری می‌شوند. همچنین بخشی از آثار ایشان به کشورهای دیگر منتقل شدند و امروز تعدادی از آن‌ها در موزه لوور و دیگر موزه‌های جهان قرار دارند. استاد باقری تاکید داشت که هیچ‌گاه دو اثر مشابه خلق نمی‌کرد.

وفات استاد

استاد عبدالله باقری پس از یک دوره طولانی مبارزه با بیماری سرطان کبد، در تاریخ ۱۴ خرداد 1368و در سن ۷۶ سالگی در تهران دار فانی را وداع گفت. پیکر ایشان در امامزاده ابن‌بابویه تهران به خاک سپرده شد.

منبع:

در سوگ مرگ هنرمند فرزانه هنرهای سنتی ایران استاد عبدالله باقری نویسندگان: منصور سلیمانی، فصلنامه هنر 1368 شماره 17

فیلم آپارات با عنوان «مصاحبه با زنده یاد استاد عبدالله باقری»

مذهبان قدیم

مُذهبان قدیم ایران

این متن برگرفته از فصل ششم کتاب «شیوه تذهیب» اثر استاد اردشیر مجرد تاکستانی با عنوان «مذهبان نامدار» بازنویسی شده و به بررسی «مُذهبان قدیم ایران» و مشاهیر تذهیب در دوره‌های مختلف تاریخی می‌پردازد.

مذهبان سدۀ دوم هجری قمری

در سدۀ دوم هجری قمری، تعدادی از هنرمندان و مذهبان ایرانی فعالیت داشتند که برخی از آن‌ها عبارتند از: یقطینی، ابراهیم صغیر، ابو موسی‌بن عمار، ابن سقطی، محمد و فرزندانش و ابو عبدالله خزیمی و فرزندانش. این هنرمندان پایه‌های هنر تذهیب در ایران را بنا نهادند و مسیر را برای نسل‌های بعدی هموار کردند.

مذهبان سدۀ چهارم هجری قمری

در سدۀ چهارم هجری قمری، ابوبکر محمدبن حسن نقاش از جمله هنرمندان این دوره است. تاکنون آثار وی به طور قطعی شناسایی نشده است، اما ممکن است برخی آثارش موجود باشد که بدون رقم نقاش بر آن‌ها باقی مانده‌اند.
در عهد پادشاهان غزنوی، نقاشان و هنرمندان بسیاری فعالیت داشتند که نامشان به دلایل مختلف از بین رفته است. با این حال، می‌توان به عثمان وراق، خوشنویس و استاد تذهیب، و ابو نصر نقاش و صورتگر مشهور اشاره کرد. همچنین عبدالمک، نقاش و مهندس دربار سلطان مسعود، از نقاشان برجسته این دوره بود.

مذهبان سدۀ پنجم هجری قمری

عبدالرحمان محمد دامغانی، یکی از مذهبان مشهور سدۀ پنجم هجری قمری، در هنر تذهیب و تزیین کتاب‌های مذهبی مهارت بسیاری داشت. آثار او نمونه‌ای از ظرافت و دقت هنرمندان این قرن است.

مذهبان سده‌های ششم و هفتم هجری قمری

در اواخر سدۀ ششم هجری قمری، عبدالعزیز مذهّب به عنوان هنرمندی زبردست و نازک‌قلم شناخته می‌شد. آثار قرآنی او نشان‌دهنده قدرت و چابکی قلم و دقت بی‌نظیر در تذهیب است.
زین‌الدین خطاط و جمال‌الدین نقاش اصفهانی، پدر کمال اسماعیل شاعر، از نقاشان دوره سلجوقی بودند و همزمان با طغرل‌بن ارسلان فعالیت داشتند.

فخرالدین حسین‌بن بدیع و شیخ بدرالدین نیز از دیگر نقاشان سده‌های ششم و هفتم بودند. حسین‌بن بدیع در سال ۶۷۲ هجری قمری، همزمان با وفات خواجه نصیرالدین طوسی، درگذشت. همچنین هنرمندانی چون محمدبن عون، احمدبن ابی‌نصر عتیق و محمدبن مسعود ابهر نیز در این دوران آثار برجسته‌ای از خود به جای گذاشتند.

مذهبان سده‌های هشتم تا دهم هجری قمری

در عهد سلطان محمد اولجایتو و ابوسعید، نقاشی و تذهیب رونق بسیاری داشت. محمدبن ایبک و حمزه‌بن محمد علوی، که اوایل قرن هشتم هجری قمری می‌زیستند، از مذهبان معروف زمان خود بودند.
محمدبن محمدعلی طوسی و احمد موسی از استادان برجسته این دوره محسوب می‌شدند. شاگرد احمد موسی، امیر دولتیار، از غلامان سلطان ابوسعید بود. مولانا ولی‌الله نیز از نقاشان مشهور این زمان به شمار می‌رفت.

سلطان احمدبن اویس جلایر، از سلسلۀ آل جلایر، خود در هنرهای مختلفی چون نقاشی، تذهیب و خاتم‌بندی مهارت داشت. او شعر خوش می‌سرود، خط نیکو می‌نوشت و در موسیقی و ادوار استاد بود.

در دورۀ اول صفوی، هنرمندانی چون میرخ‌المذهب و فرزندش قوام‌الدین مسعود، عبدالوهاب شیرازی، محمدامین خطاط، میرمصور و مولانا محسن مجلد آثار خود را ارائه کردند. حافظ ملا مسیح الله، مذهّب گمنام و نازک‌قلم، در اواخر دورۀ تیموری می‌زیست.

در بغداد، استاد شمس‌الدین و شاگردان او، عبدالحی و جنید بغدادی، مکتب دوم بغداد را شکل دادند. مکتب تبریز شاخه‌ای از این مکتب بود که بابا حیدر نقاش بدان منسوب است.

علیرضا عباسی، مذهّب و نقاش صفوی، و خواجه میرک، استاد بی‌همتای تذهیب و تصویر، از هنرمندان سدۀ دهم هجری قمری بودند. خواجه میرک بیشتر کتاب‌های عمارات هرات را تذهیب کرده و در زمان سلطۀ محمدخان شیبانی در خراسان وفات یافت.

مذهبان سده‌های یازدهم تا سیزدهم هجری قمری

صالح مذهّب، استاد تذهیب و نقاش اواخر سدۀ یازدهم هجری قمری، در تشعیر، حلکاری و تصویرسازی دستی تبحر داشت.
شرف‌الدین علی، مذهّب و استاد شیرین‌قلم هند، از نقاشان مغولی بود و در تذهیب و تصویرسازی صاحب‌مهارت بود.

علینقی مذهّب، از نازک‌قلم‌ترین هنرمندان دوران افشاری و زندیه، آثار پرمایۀ قرآنی با تذهیب برازنده خلق کرده است.
علی‌محمد مذهّب، نقاش و تذهیبکار دورۀ قاجاریه، به همراه میرزا عبدالوهاب و دیگر شاگردان، در تذهیب کتاب‌های مصور مانند «الف لیل و لیله» فعالیت می‌کردند.

سید جعفر مذهّب، استاد تذهیب و نقاش قاجار، در هنر زرنشان و طلاکاری مهارت داشت. اسدالله مذهّب مشهدی نیز از استادان چیره‌دست این دوره بود و آثارش در موزۀ گلستان محفوظ است.

از دیگر هنرمندان برجسته این دوره می‌توان به علی‌اصغر مذهّب و میرزا عبدالعلی مذهّب اشاره کرد. میرزا عبدالعلی در تذهیب و تشعیر حاشیه‌های کتاب «امتحان الفضلا» استاد بود.
عبدالوهاب مذهباشی شیرازی، مدهباشی چابک‌قلم، توسط ناصرالدین شاه قاجار لقب مذهّباشی گرفت و در انواع تذهیب، تشعیر و حلکاری مهارت داشت.
همچنین میرزا شکرالله مذهّب، غیاث‌الدین محمود مذهّب مشهدی و تذهیبی اصفهانی، از دیگر هنرمندان توانمند این دوره بودند که در افشان‌سازی و ابرسازی مرقع‌ها و کتاب‌ها استاد بودند.

همراهی با استاد محمود فرشچیان در هنر نگارگری

روایتی از همراهی با استاد محمود فرشچیان

گفت‌وگو با استاد اردشیر مجرد تاکستانی، از شاگردان برجسته استاد فرشچیان، در روز سه شنبه 21 مرداد ماه 1404 توسط خانم ترانه سلطانی خبرنگار روزنامه شرق، تهیه و منتشر شد، به پاس سال‌ها تلاش استاد فرشچیان در جهت اعتلای هنر ایران زمین، این گفت‌وگو  در سایت هنر تذهیب» باز نشر می‌شود.