کتاب «بررسی تحول و تکامل نقوش هنر تذهیب در ایران» تألیف اردشیر مجرد تاکستانی است. این اثر پژوهشی ارزشمند، بهطور جامع به تحلیل تحول، تطور و سیر تکاملی نقوش و طرحهای تزئینی در هنر تذهیب ایرانی میپردازد. نویسنده در این کتاب، با رویکردی تاریخی و زیباییشناختی، روند دگرگونی، تغییر و رشد هنر تذهیب، نگارگری و تزئینات سنتی ایران را از دوران باستان تا دورههای اسلامی بررسی میکند. این کتاب یکی از منابع مهم در حوزهی هنرهای سنتی، تزیینات دستساز، و نقشپردازی ایرانی محسوب میشود و جایگاه ویژهای در مطالعات تاریخ هنر ایران دارد.
این کتاب به بررسی تاریخی و تحلیلی روند تحول نقوش تذهیب در ادوار مختلف ایران از دوران پیش از اسلام تا دورهی معاصر میپردازد و با نمونههای تصویری متعدد از نسخههای خطی، قرآنها، و آثار هنری همراه است.
1. مقدمه و کلیات
در آغاز کتاب، نویسنده به تعریف «تذهیب» میپردازد و آن را بهعنوان هنر آراستن صفحات کتاب، بهویژه قرآن، با نقوش هندسی، اسلیمی و ختایی معرفی میکند. او تذهیب را یکی از جلوههای معنوی و بصری تمدن ایرانی میداند که ریشه در زیباییشناسی ایرانی و باورهای عرفانی دارد.
نکات مهم کتاب:
مفهوم زیبایی در هنر ایرانی با معنویت درآمیخته است.
تذهیب در اصل زینتبخش «کلام الهی» بوده است.
نقوش تذهیبی پیوندی میان هنر، ایمان و نظم کیهانی برقرار میکنند.
۲. پیشینه تاریخی و ریشههای تذهیب پیش از اسلام
نویسنده ریشههای نقشپردازی ایرانی را در دوران هخامنشی، اشکانی و ساسانی جستجو میکند.
وی با تحلیل نقوش برجسته و تزئینات معماری، نشان میدهد که بسیاری از عناصر تزئینیِ بعدی در تذهیب مانند اسلیمیها، ختاییها و نقوش گیاهی تکرارشونده از همان دوران سرچشمه گرفتهاند.
ویژگیهای کتاب:
استفاده از نقوش گیاهی و هندسی با نظم هندسی دقیق.
توجه به تقارن و ریتم بصری.
انتقال مفاهیم آیینی از طریق نقش.
۳. تذهیب در دوران اسلامی
در این بخش، مؤلف نشان میدهد که پس از ورود اسلام، هنر ایرانی در قالبی تازه ادامه یافت و تذهیب بهعنوان یکی از هنرهای وابسته به کتابت قرآن شکوفا شد.
بررسی تاریخی دورهها:
دوران سلجوقی: آغاز تثبیت ساختار هندسی در تذهیب.
دوران ایلخانی: نفوذ عناصر چینی، بهویژه گلهای ختایی.
دوران تیموری: اوج شکوه تذهیب ایرانی (اصفهان و هرات).
دوران صفوی: هماهنگی کامل رنگ، نقش و ترکیب؛ پدید آمدن نقوش اسلیمی متکامل.
دوران قاجار: رواج رنگهای تند و تزئینات پرکار، اما کاهش ظرافت ساختاری.
اسلیمی، یکی از مهمترین نقوش و آرایههای ایرانی-اسلامی و از جلوههای درخشان نگار هنر ایران است. هنرمندان ایرانی با قوسها و منحنیهای نرم و هماهنگ، نقشمایههای سنتی را میآفرینند و جلوهای از هنر اسلیمی را در معماری، سفال و کاشیکاری ایرانی زنده میکنند. نقوش اسلیمی گاه بهعنوان طرح اصلی تزئینی و گاه در کنار دیگر نقوش تذهیبی، نگارگری ایرانی، کتابآرایی، فرشبافی و هنرهای سنتی اسلامی بهکار میرود. این طرحهای اسلیمی و arabesque ایرانی بیانگر پیوند عمیق میان زیباییشناسی ایرانی و معنویت اسلامی در سیر تحول هنر ایرانزمین هستند.
تعریف اسلیمی
زبانشناسان معتقدند که ریشه واژه «اسلیمی» از کلمه «اِسْلیم» گرفته شده و این کلمه نیز از «اسلام» مشتق شده است. به همین دلیل، برخی افراد «اسلیمی» را به عنوان شکل هنری «اسلامی» مطرح میکنند. «لغتنامه دهخدا» این واژه را به طرح یا شکلی با پیچوخمها و نقشهای خاص اسلیمی تعریف کرده است.
هنرمندان خطوط پیچیده، منحنیها و قوسهای دورانی گوناگون را طراحی و ترسیم میکنند و نقوش اسلیمی را برای تزئین سفال، کاشی، فرش، معماری، کتابآرایی و صنایع فلزی به کار میگیرند.
طرح اسلیمی و مفهوم درخت زندگی در هنر تذهیب
اسلیمی نمودار تجریدی «درخت زندگی» یا صورت عام درخت، بهویژه درخت تاک را نشان میدهد. طرحی که شاخههای آن با برگها، نیمبرگها و گرهها آراسته شده و بهصورت پیدرپی و هماهنگ میپیچند و میگردند، از پایهای به نام «بند اسلیمی» رشد کرده و با نظمی خاص و شکلی جذاب میان اجزای خود، تصویری منحصربهفرد از درخت خلق میکند.
تمام منحنیهای اسلیمی جهتی به درون و جهتی به بیرون دارند که جزء ذات اسلیمی است که این گرایش به بینهایت بودن خداوند دارد و نشان از جاودانگی پروردگار عالم بهشمار میرود.
اسلیمی طرحی است متشکل از قوسهای دورانی زیبا که با چنگها، ماهیچهها، سرچنگها، گرهها و انشعابهای مناسب کامل میشود و زیبایی و شکوه خاصی را دربر میگیرد.
الهام طبیعت در نقوش اسلیمی؛ از تاک تا عشقه در هنر ایرانی
نقاشان و مذهّبان ایرانی با الهام از تاکهای انبوه و پرپیچوخم، نقوش اسلیمی را طراحی کردهاند؛ زیرا درخت تاک با شاخهها و برگهای درهمتنیدهاش همان پیچیدگی و حرکت را دارد که در نقش اسلیمی مشاهده میشود.
هم میتوان گفت که مذهّب و نقاش ایرانی در طراحی نقش اسلیمی گیاهی احتمالاً از دیدن گیاه زیبای عَشَقه (عشقه پیچان) الهام گرفتهاند. این گیاه در ایران فراوان میروید و حتی ذهن عارفان را به تبیین مفهوم «عشق» معطوف کرده است. عشقه پیچان حالت پیچاپیچ دارد و با همه پیچوخمها به سوی بالا رشد میکند. به همین ترتیب، نقش اسلیمی گیاهی نیز معمولاً به سمت بالا ترسیم میشده است.
ریشههای گیاهی نقوش اسلیمی در هنر ایرانزمین
میتوان گفت که مذهّب و نگارگر ایرانی با الهام از طبیعت، نقشمایه اسلیمی گیاهی طراحی کرده است. این نقش از جلوههای درخشان نگار هنر ایران و یکی از اصیلترین نقوش تزیینی و آرایههای ایرانی-اسلامی بهشمار میآید.به احتمال زیاد، الهام آن را از تماشای گیاه زیبای عَشَقه (عشقه پیچان) گرفتهاند.
این گیاه در طبیعت ایران بهوفور میروید. پیچوتابهای آن یادآور خطوط منحنی و قوسهای دورانی اسلیمی است. این عناصر در تذهیب، نگارگری، کاشیکاری و طرحهای سنتی ایرانی نمود پیدا میکنند.
همچنانکه عشقه پیچان با تمام پیچوخمها بهسوی بالا رشد میکند، نقوش اسلیمی گیاهی نیز در هنر ایرانی-اسلامی به صورت صعودی ترسیم میشدهاند. این نقشها با حرکتهای نرم و پیوسته، عشق، تعالی و زیبایی معنوی را در هنر ایرانزمین نمایان میکنند.
تکرار و گردش در تذهیب ایرانی، نمونهای از نقوش اسلیمی در نگار هنر ایران
ریتم و تکرار در نقوش اسلیمی ایرانی–اسلامی
این نقوش اسلیمی و آرایههای ایرانی-اسلامی با تکرار مداوم و بیپایان خطوط ایجاد میشوند. این تکرار، نوعی ریتم بصری و هماهنگی در طراحی سنتی ایرانی پدید میآورد. چنین جلوهای در تذهیب، نگارگری و دیگر هنرهای تزئینی ایرانی به خوبی مشاهده میشود.
در این نقشمایه ایرانی، تکرار و پیچوخمهای مکرر وجود دارد. این عناصر اگرچه قرینهسازی کمّی و هندسی معمول ندارند، اما نظمی درونی و معنوی ایجاد میکنند. نتیجه، قرینهای کیفی و نمادین است. این قرینه بازتابی از زیباییشناسی هنر ایرانی-اسلامی و روح بیپایان آن در طرحهای اسلیمی بهشمار میآید.
ریشههای نقوش اسلیمی و طرحهای گیاهی در هنر ایران باستان
آثار بر جای مانده از دوره اشکانی میتوان نقشهای گیاهی را دید. برخی از نقوش این دوره را میتوان پیشینه طرحهای گیاهی در ایران به شمار آورد و به نمونههای بسیار استادانه از طرحهای گیاهی بر سنگنگارهها، گچبریها و اشیاء فلزی برمیخوریم. در آثار این دوره همچون گذشته، اسلیمی گاه به صورت نقش اصلی و گاهی به جای حاشیه تزیینی بهکار رفته است.
هنرمندان ایرانی در دوره ساسانی نقشهای گیاهی را بیشتر در حجاریها و گچبریها بهکار بردند و با این آثار، چیرهدستی خود را در معماری نشان دادند.
نقشهای گیاهی دوره ساسانی، پیشزمینهای برای اسلیمی و نگار هنر ایران
تحول نگار هنر ایران؛ از تصویرگری تا پیدایش نقوش اسلیمی
هنرمندان مسلمان ایرانی بهدلیل محدودیتهای شرعی در استفاده از نقوش انسانی و حیوانی، بهسوی آفرینش نقوش گیاهی و طرحهای اسلیمی گرایش یافتند. این تحول، نقطهی عطفی در سیر تکامل نگار هنر ایران و پیدایش آرایههای ایرانی-اسلامی و نقشمایههای تزیینی سنتی بهشمار میآید.
تجلی زیبایی و هویت ایرانی در نقوش اسلیمی
هنرمندان با الهام از طبیعت و با بهکارگیری خطوط منحنی، پیچان و دورانی، نقوش اسلیمی را پدید آوردند. آنان با این کار جلوهای بینظیر به هنر نگارگری ایران بخشیدند و ظرافتهای فراوانی را در تذهیب، کاشیکاری و قالیبافی ایرانی ایجاد کردند. این هنرمندان، نقشمایههایی را آفریدند که زیباییشناسی غنی، عمق معنایی و هویت فرهنگی هنر ایرانزمین را آشکار میکنند و در بستر هنرهای اسلامی جلوهای جاودان به وجود میآورند.
با گذر زمان و پیشرفت تمدن اسلامی، هنرمندان ایرانی طرحهای ساده گیاهی ساسانی را به نقوش اسلیمی پیچیده و ظریف تبدیل کردند و نگارگری ایران را به شکلی نوین و برجسته ارائه کردند.
میتوان این تحول هنری را در جلوههای گوناگون هنر ایرانی و هنرهای اسلامی، مانند تذهیب، نگارگری، کاشیکاری، معماری، فرشبافی و کتابآرایی ایرانی مشاهده کرد؛ آثاری که پیوند عمیق میان زیباییشناسی ایرانی و معنویت اسلامی را نشان میدهند.
روند گسترش و تحول نقوش اسلیمی پس از اسلام
هنرمندان اسلامی نقش اسلیمی را بهعنوان طرحی تزیینی باستانی خلق کردند و در طراحی آن از پیچشها و انحناهای گیاهی و گاهی حیوانی الهام گرفتند. آنها این نقش را در هنرهای گوناگون مانند کتابآرایی، تذهیب، کاشیکاری، قالیبافی و معماری بهکار بردند. این نقش پس از اسلام و به ویژه در دوره اسلامی، با تغییراتی در حاکمیتها و تاکید بر تزیینات کتب مقدس و متون ادبی، گسترش و تکامل بیشتری پیدا کرد و به یکی از عناصر اصلی هنرهای اسلامی تبدیل شد.
اسلیمی در این دوران، به عنوان یک نقش تزیینی با اهمیت در کتابآرایی و سایر هنرها مطرح شد. هنرمندان اسلامی از اسلیمی در حوزههای مختلفی مانند تذهیب (تزیین کتب و اوراق)، خوشنویسی، کاشیکاری، قالیبافی و معماری استفاده کردند. در دورههای مختلف اسلامی، به ویژه در دوره صفویه، اسلیمی به اوج تکامل و ظرافت خود رسید و در آثار هنری متنوعی به کار رفت.
کاربردهای اسلیمی در هنرهای مختلف
1.نقوش اسلیمی؛ جلوهای از زیبایی و معنویت در سفالگری ایرانی
هنرمندان ایرانی نیز در دوره اسلامی طرحهای اسلیمی را زینتبخش دست آفریدههای هنری خود ساختند، و به نوآوریهایی نیز پرداختهاند. رونق و گسترش سفالگری و کاربرد روزافزون سفالینه، اسلیمی را از نخستین سدههای هجری به نگاره سفالینه تبدیل کرد.
نقوش اسلیمی بهعنوان یکی از اصلیترین و زیباترین نقشمایههای تزیینی در نگار هنر ایران، جایگاهی ویژه در هنر سفالگری ایرانی دارند. این آرایههای ایرانی-اسلامی که در تزئین ظروف، کاشیها و اشیای سفالی بهکار رفتهاند، جلوهای از زیباییشناسی هنر ایرانی و روح هنر اسلامی را نشان میدهند.
هنرمندان ایرانی با بهرهگیری از طرحهای اسلیمی و خطوط منحنی، چرخان و پیچیده، ظرافت و نظم را به آثار خود میبخشند و هنر خود را بر اساس سنت غنی تذهیب، نگارگری و آرایههای تزئینی ایرانزمین پایهگذاری میکنند. آنان این نقوش را نهتنها دارای جنبهی زیباشناختی میدانند، بلکه آنها را بازتابی از هویت فرهنگی و نمادهای عرفانی هنر ایرانی تلقی میکنند.
شکوفایی نقوش اسلیمی در هنر سفالگری دوران سلجوقی و صفوی
نقوش اسلیمی در سفالگری شامل خطوط منحنی و پیچیدهای است که از ترکیب عناصر گیاهی و هندسی به وجود میآیند. این نقوش اغلب شامل طرحهایی مانند پیچکها، برگها، گلها و ساقههای گیاهی هستند که به صورت منظم و متقارن در کنار هم قرار میگیرند. نقوش اسلیمی در سفالگری برای تزئین انواع ظروف مانند بشقاب، کاسه، کوزه، و همچنین کاشیهای دیواری و لعابدار به کار میروند.
در دوران اسلامی، به ویژه سلجوقی و صفوی، این نقوش به اوج شکوفایی رسیدند و گسترده در تزئین سفالها استفاده شدند.
نقوش اسلیمی در سفالینههای صفوی، جلوهای از نگار هنر ایران و آرایههای ایرانی–اسلامی
2.نقوش اسلیمی؛ جلوهای از ظرافت و زیبایی در تذهیب ایرانی
از سده پنجم هجری قمری، نقوش اسلیمی در حوزهی نگار هنر ایران و بهویژه در هنر کتابآرایی و تذهیب ایرانی جایگاهی برجسته یافتند. در این دوران، هنرمندان ایرانی با بهکارگیری طرحهای اسلیمی ظریف و پیچیده در شمسهها، ترنجها و حاشیههای آثار خطی، زیبایی نگارگری ایران را برجسته ساختند.
نقشمایههای اسلیمی با ظرافتی کمنظیر، زیبایی هنر ایرانی و روح هنر اسلامی را در آثار مکتوب و مذهبی نشان دادند و نقش ماندگاری در تاریخ هنر ایرانی-اسلامی داشتند.
نقوش اسلیمی یکی از عناصر تزیینی مهم در کتابآرایی هستند که از دوران اسلامی به بعد به طور گسترده در این هنر به کار رفتهاند. این نقوش که شامل پیچشها و منحنیهای گیاهی و هندسی هستند، زیبایی و جذابیت خاصی به صفحات کتابها میبخشند. به طوری که تذهیبکاران و نگارگران ایرانی این نقوش را در حاشیهی قطعههای خط و تصویر، در زمینهی سرلوحهها و سرسورههای قرآنِ به خط نسخ، و همچنین در شمسهها، لچکیها و کتیبههای جلدهای ضربی و معرق کتابها بهکار بردهاند.
نقوش اسلیمی در کتابآرایی ایرانی؛ زیبایی، تداوم و هماهنگی آثار مذهبی و ادبی
نقوش اسلیمی در کتابآرایی به اشکال مختلفی از جمله اسلیمی ساده، اسلیمی ماری، اسلیمی خاتمکاری و … به کار رفتهاند. این نقوش معمولاً در حاشیه صفحات، سرلوحهها، ترنجها، و سایر فضاهای خالی کتاب به کار میروند تا زیبایی و جذابیت بیشتری به کتاب ببخشند. اسلیمی اغلب با سایر نقوش مانند خطوط کوفی و ثلث، گلها و برگها، و نقوش هندسی ترکیب میشود تا یک اثر هنری کامل و هماهنگ ایجاد شود.
هنرمندان نقوش اسلیمی را در کتابآرایی به کار میبرند تا علاوه بر ایجاد زیبایی بصری، تأثیر عمیقی بر مخاطب بگذارند و او را به تفکر و تأمل در معانی و مفاهیم عمیقتر سوق دهند. نقوش با ماهیت پیوسته و دایرهای خود، نماد تداوم و استمرار هستند و هنرمندان آنها را بهعنوان عناصری تزیینی و پایدار در کتابها به کار میبرند.
نقوش اسلیمی در تزیین قرآنها به وفور به کار رفتهاند و به عنوان یکی از عناصر اصلی تزیینی در این کتاب مقدس شناخته میشوند. هنرمندان ایرانی این نقوش را در شاهنامهها و کتابهای ادبی، علمی و مذهبی برای تزیین صفحات و تصاویر به کار بردهاند و با این کار، به زیبایی و جذابیت این کتابها افزودهاند؛ این امر نشاندهندهی اهمیت این نقوش در فرهنگ و هنر اسلامی است.
نقش اسلیمی در دیباچه مذهب عهد تیموری، نمونهای از هنر تذهیب و نگار هنر ایران
3.کاربرد نقوش اسلیمی در هنر قالیبافی ایرانی–اسلامی
نقوش اسلیمی که یکی از اصلیترین و ماندگارترین نقشمایههای تزیینی هنر ایران به شمار میرود، به هنر قالیبافی ایرانی راه یافته و جایگاهی ویژه پیدا کرده است. هنرمندان ایرانی با الهام از پیچوتاب ساقهها، برگها و فرمهای گیاهی، و با بهرهگیری از خطوط منحنی، چرخان و دورانی، طرحهایی پیچیده، ظریف و هماهنگ بر فرشهای ایرانی ایجاد میکنند که آرایههای ایرانی–اسلامی ریشهدار در هنر باستانی ایران را بازتاب میدهد.
چنین طرحهای اسلیمی سنتی، بازتابی از زیباییشناسی هنر ایرانی و جلوهای از پیوند میان طبیعت، معنا و روح عرفانی هنر ایرانی-اسلامی هستند که در نگارگری، تذهیب و دیگر هنرهای تزئینی ایران نیز تداوم یافتهاند.
دوران باستان، نقوش فرش بیشتر جنبههای مذهبی و فرهنگی داشتند و شامل نقوش گل، پرندگان، حیوانات و اشکال هندسی بودند. صنعتگران ایرانی در دوران هخامنشیان فرش پازیریک را که قدمت آن به قرن پنجم پیش از میلاد میرسد، بافتهاند.
زیبایی و تنوع اسلیمی در طراحی فرش ایرانی
خطوط منحنی و گردشی، نقوش اسلیمی را طراحی کرده و طرحهای پیچیده و ظریف ایجاد میکنند که زیبایی خاصی به فرش میبخشند. طراحان اسلیمیها را اغلب با نقوش دیگر مانند ختایی، گلهای شاه عباسی و… ترکیب میکنند تا طرحهای پیچیدهتر و زیباتری به وجود آورند. اسلیمیها میتوانند در متن فرش، حاشیه، لچک و ترنج به کار روند و طرح های متنوعی را ایجاد کنند.
قالیها و قالیچههای بازمانده از سده نهم هجری قمری با طرحهای اسلیمی بر متن و حاشیه، نشان از گسترش کاربرد این طرح در هنر قالیبافی دارد. دوران صفویه، به عنوان اوج هنر فرشبافی ایران شناخته میشود. در این دوره، افراد کارگاههای سلطنتی را تأسیس کردند و طرحهای پیچیدهای مانند لچکترنج، گلهای شاهعباسی و شکارگاه را در فرشها به کار بردند.
نقوش اسلیمی در فرشبافی صفویه، بازتاب زیباییشناسی نگار هنر ایران
4.کاشیکاری ایرانی؛ آمیزهای از هنر، معنویت و نقوش اسلیمی
کاشیکاری ایرانی یکی از جلوههای درخشان نگار هنر ایران و از اصیلترین هنرهای سنتی ایرانی-اسلامی است و پیشینهای کهن در معماری ایرانی دارد. این هنر از دوران باستان رواج داشت و در عصر اسلامی با نقوش اسلیمی و آرایههای ایرانی به اوج رسید.
در کاشیکاری سنتی ایران، طرحهای اسلیمی، ختایی و هندسی جایگاهی برجسته در میان آرایههای ایرانی-اسلامی و جلوههای گوناگون نگار هنر ایران دارند. این نقوش اسلیمی و نقشمایههای تزیینی ایرانی، بیانگر پیوند ژرف میان زیباییشناسی هنر ایرانی و معنویت هنر اسلامی هستند.
در میان انواع کاشیهای معرق، هفترنگ، معقلی و مقرنس، نقوش و رنگآمیزی اسلیمی جلوهای هماهنگ و نمادین به فضاهای معماری ایرانی-اسلامی میبخشد. این هماهنگی میان فرم، رنگ و معنا در هنر کاشیکاری ایرانی، تجلی کامل روح هنر اسلیمی و نگار هنر ایران است.
نمونههای اولیه کاشیکاری در ایران به دوران پیش از اسلام و به خصوص در دوره هخامنشیان (تخت جمشید و شوش) و ساسانیان بازمیگردد. با ورود اسلام به ایران، هنر کاشیکاری به اوج شکوفایی خود رسید و در تزئین مساجد، مدارس، کاخها و دیگر بناهای مذهبی و غیرمذهبی به کار رفت.
زیبایی و تکرار طبیعت در اسلیمیهای کاشیکاری
اسلیمی در کاشیکاری به طرحها و نقوش گیاهی و هندسی پیچیدهای اطلاق میکنند که هنرمندان اسلامی، بهویژه کاشیکاران ایرانی، از آنها به شکل گسترده استفاده میکنند. این طرحها با الهام از پیچیدگی و تکرار موجود در طبیعت، جلوهای زیبا و چشمنواز به بناها میبخشند. این نقوش اغلب به صورت تکرارشونده و متقارن در کنار هم قرار میگیرند و یادآور پیچیدگی و زیبایی طبیعت هستند.
اسلیمیها به عنوان یکی از اصلیترین عناصر تزئینی در کاشیکاری مساجد، بناهای تاریخی و حتی فضاهای مدرن به کار میروند. طرحهای اسلیمی بسیار متنوع هستند و میتوانند شامل انواع گلها، برگها، شاخهها و پیچیدگیهای هندسی باشند.
استفاده از نقوش اسلیمی در کاشیکاری باعث ایجاد فضایی روحانی، زیبا و پر نقش و نگار میشود و به بنا جلوهای خاص و منحصر به فرد میبخشد. مساجد تاریخی با کاشیهای اسلیمی، کافهها و رستورانهای سنتی با طرحهای اسلیمی، و حتی فضاهای مسکونی با استفاده از کاشیهای اسلیمی، نمونههایی از کاربرد این هنر زیبا هستند.
در دوران سلجوقیان، شاهد خلق آثار بینظیری از کاشیکاری هستیم، در دوره صفویه، کاشیکاری هفترنگ در اصفهان به تکامل رسید و در دوره قاجار، شاهد استفاده از کاشیهای لعابدار با نقوش متنوع در بناها هستیم.
نقوش اسلیمی در کاشیکاریهای صفویه، از جلوههای ماندگار نگار هنر ایران
گستره جهانی نقوش اسلیمی و تأثیر آن بر هنر اسلامی و اروپایی
گستره اسلیمی در تاریخ تمدن اسلامی و همچنین زیبایی و دلنشینی این نقش، وجهه جهانی یافته است. به عبارتی اسلیمی در هنر اسلامی به حدی گسترش یافت که در تزئینات بناها و کتب خطی در اروپا نیز نفوذ کرد.
زمانی که اروپاییان نقش اسلیمی را شناختند، به قدری به این نقوش علاقهمند شدند که نقاشانشان با کار بر روی آن، سبکی جدید در میان خود ایجاد کردند. چون اروپاییان هنر اسلامی را به نام هنر عربی میدانستند، سبکی که از پیروی نقشهای اسلیمی شکل گرفت، آرابسک یا عربانه نامگذاری کردند.
نقوش اسلیمی، با پیچیدگی و ظرافت خود، تأثیر قابل توجهی بر نقاشان اروپایی در طول تاریخ داشتهاند. تأثیر این موضوع در زمینههای مختلفی از جمله استفاده از نقوش انتزاعی، ترکیببندیهای پیچیده و بهرهگیری از رنگهای خاص قابل مشاهده است.
نقوش اسلیمی؛ پلی میان زیباییشناسی هنر ایرانی و نوآوری در هنر اروپایی
نقوش اسلیمی به عنوان نقوش انتزاعی و تزئینی، الهامبخش هنرمندان اروپایی برای خلق آثار انتزاعی خود شدند. هنرمندان با الهام از این نقوش، به جای تقلید صرف، از روح و جوهره آنها برای خلق آثار جدید استفاده کردند.
هنرمندان اغلب نقوش اسلیمی را طراحی میکنند و آنها را به ترکیببندیهای پیچیده و متقارن تبدیل میکنند. همچنین نقاشان اروپایی این ویژگی را در آثار خود نمایش دادهاند و با بهکارگیری این الگوها، تعادل و هارمونی خلق کردهاند. این نقوش الهامبخش هنرمندان اروپایی در تزئین بناها و آثار هنری خود شدند.
اروپائیان از دوره رنسانس تحت تأثیر نقوش اسلیمی قرار گرفتند و با تبادلات فرهنگی، این نقوش را در آثار گوتیک به کار بردند.
ضمناً نقوش اسلیمی همچنان الهامبخش هنرمندان معاصر اروپایی هست و در آثار هنری مختلفی از جمله نقاشی، طراحی و مجسمهسازی استفاده میشود. بنابراین، نقوش اسلیمی با تأثیرات خود بر نقاشان اروپایی، زمینهساز نوآوریها و تحولات مهمی در هنر اروپا شدهاند. تأثیرات در نقوش انتزاعی، ترکیببندیهای پیچیده و رنگهای خاص دیده میشوند.
انواع طرحهای اسلیمی در نگار هنر ایران
طرحهای اسلیمی انواع گوناگون دارد: «اسلیمی ساده»، «اسلیمی توپُر»، «اسلیمی توخالی»، «دهن اژدری»، «خرطوم فیلی»، «ماری»، «اسلیمی پیچک» و انواع دیگر.
1.اسلیمی ساده
نقوش اسلیمی ساده به طرحی می گویند که بدون تزئینات اضافی و در سادهترین شکل خود ارائه میشود. این نقوش معمولاً شامل خطوط منحنی و پیچیدهای هستند که از ترکیب آنها با یکدیگر، طرحهای گیاهی و انتزاعی ایجاد میشود. اسلیمی ساده به عنوان پایه و اساس سایر طرحهای اسلیمی پیچیدهتر نیز به شمار میرود.
2.اسلیمی توپُر
طرح اسلیمی توپر نوعی طرح اسلیمی است که در آن خطوط پیچکهای گیاهی و منحنیها به صورت توپر و ضخیم ترسیم میشوند. اسلیمی توپر، با تأکید بر پر بودن و ضخامت خطوط، این زیبایی را به شکل متفاوتی به نمایش میگذارد.
3.اسلیمی توخالی
طرح اسلیمی توخالی نوعی از نقوش اسلیمی است که با سادگی و پرهیز از جزئیات زیاد، در تزیینات به کار میرود. این طرح به دلیل سرعت بیشتر در اجرا نسبت به انواع دیگر اسلیمی، مورد استقبال هنرمندان قرار گرفته است. در این طرح، خطوط و منحنیهای اصلی اسلیمی حفظ میشوند، اما از تزیینات اضافی و جزئیات پیچیده کاسته میشود.
4.اسلیمی دهن اژدری
طرح اسلیمی دهن اژدری، نوعی از طرح اسلیمی است که در آن، انتهای یکی از شاخههای اسلیمی، به شکل سر و دهان اژدها طراحی میشود و اغلب دو شاخه اسلیمی کوچکتر به صورت قرینه از دهان اژدها بیرون میآیند. این طرح در هنرهای اسلامی به ویژه در تذهیب و قالیبافی کاربرد فراوانی دارد.
5. اسلیمی خرطوم فیلی
طرح اسلیمی خرطومی، نوعی از طرحهای اسلیمی است که در آن انتهای نقش اسلیمی به شکل خرطوم فیل طراحی میشود. این طرح، به گونهای طراحی شده است که پیچ و تابهای خاص آن به شکل خرطوم فیل درآیند. این نوع طرح، علاوه بر داشتن پیچشهای ویژه، عناصر دیگری مانند سرچنگ، گره و انشعابات مختلف را نیز شامل میشود. این عناصر، به طرح زیبایی و پیچیدگی بیشتری میبخشند.
6.اسلیمی ماری
طرح اسلیمی ماری با الهام از حرکات و پیچ و تابهای مار طراحی میشود. این طرحها با فرمهای گردان و حلزونی، شباهت زیادی به بدن مار در حال خزیدن دارند. این طرحها معمولاً آزادانهتر از سایر انواع اسلیمی اجرا میشوند و بند و سربند در آنها کمتر به کار میرود. این نوع اسلیمی در تزئینات هنری به ویژه در تذهیب و هنرهای سنتی کاربرد زیادی دارد.
7. اسلیمی پیچک
هنرمندان طرح اسلیمی پیچک را، با الهام از خطوط منحنی و پیچیده ساقهها و برگهای گیاهان، طراحی کردهاند و این طرح بهصورت گسترده در هنر ایرانی-اسلامی به کار میرود. این طرح با تکرار و در هم تنیدگی الگوهای گیاهی، زیبایی و ظرافت خاصی را به وجود میآورد و در تزئینات مختلفی از جمله معماری، فرش، کتابآرایی و دیگر هنرهای تجسمی کاربرد دارد.
این نوع طرح، ساختاری پویا و سیال را با بهرهگیری از خطوط منحنی و در هم تنیده طراحی میکند. اسلیمی پیچک از نقوش گیاهی مانند برگها، ساقهها و گلها الهام میگیرد و آنها را به شکلی انتزاعی و تزیینی به کار میبرد. اسلیمی پیچک معمولاً دارای تقارن و تعادل است که به آن زیبایی و هماهنگی میبخشد.
یکی از ویژگیهای بارز اسلیمی پیچک، عدم وجود ابتدا و انتهای مشخص در طرح است که این امر به آن حس بی نهایت و جاودانگی میبخشد.
هنر تذهیب ایرانی یکی از برجستهترین نمودهای هنر اسلامی و ایرانی است که استادان چیرهدست طی قرون با دقت و ظرافت آن را به نسلهای بعدی منتقل کردهاند. مهارت این هنرمندان نه تنها در تزئین حاشیههای قرآنها و نسخههای خطی، بلکه در آثار ادبی و نگارگریها نیز جایگاه ویژهای پیدا کرده است. بررسی و معرفی این استادان برجسته و شاهکارهای آنان به ترویج ارزشهای هنری و فراهمآوردن دیدگاهی عمیقتر درباره تاریخ هنر ایران و موقعیت تذهیب در فرهنگ و هنر اسلامی کمک شایانی میکند.
مقدمه
هنر تذهیب ایرانی همواره یکی از جلوههای برجستهی هنر اسلامی و فرهنگ ایرانی بوده است؛ هنری که با ظرافت، دقت و خلاقیت، روح و زیبایی را در نسخههای خطی، قرآنها، دیوانها و آثار ادبی منعکس میکند. استادان بزرگ مُذهَّب این هنر فاخر را شکل و به تکامل رساندهاند. استادانی که با عناوینی همچون مذهبان قدیمی، مُذَهَّبان برجسته، استادان صاحبنام تذهیب و معروفترین استادان مُذهَّب ایرانی در تاریخ هنر ایران شناخته شدهاند.
این هنرمندان با بهرهگیری از زر ناب، رنگهای طبیعی و نقشهای اسلیمی، ختایی و ترنجی، حاشیهها و صفحات آثار خطی را به شاهکارهای درخشان تبدیل کردند. هنر آنان نه تنها به عنوان تزیین بصری، بلکه به عنوان نشانهای از ذوق، خلاقیت و مهارت حرفهای آنها شناخته میشود. آشنایی با استادان مُذهَّب نامدار و بررسی آثارشان، زیبایی و پیچیدگی هنر تذهیب را نشان میدهد و تاریخچهی غنی هنر ایران و روند تحول آن از دوران باستان تا قاجار را به تصویر میکشد.
به همین دلیل، شناخت و معرفی استادان بزرگ مُذهَّب ایرانی و بررسی آثار برجستهی آنان اهمیت ویژهای دارد. این کار کمک میکند تا علاقهمندان هنر و پژوهشگران تاریخ هنر زیبایی تذهیب را همراه با فلسفه و ارزشهای فرهنگی نهفته در آن بهتر بشناسند.
تعریف کلمه مُذهَّب
افرادی که در حوزه تذهیب فعالیت داشتند را مُذَهَّب مینامیدند. لغتنامه دهخدا اصطلاح مُذَهَّبکاری را به معنای «عمل تذهیب» تعریف کرده است. لذا هنرمندان این هنر ظریف از گذشته تا کنون مُذَهَّب یا تذهیبکار نامیده شدهاند.
تعریف مُذَهَّب و مُذَهَّبان
مُذَهَّب به معنای «آمیخته با طلا» یا «تزئینشده با طلا» گفته میشود. در عرصه هنر، این واژه به فردی اشاره دارد که با بهرهگیری از طلا، رنگها و نقشهای ظریف، حاشیهها و صفحات آثار خطی، نگارگریها، قرآنها و نسخههای ارزشمند را میآراید و تزئین میکند. شکل جمع آن مُذَهَّبان است، یعنی افرادی که در زمینه هنر تذهیب فعالیت دارند.
وظایف و هنر مُذَهَّبان
مذهبکاران معمولاً با همکاری خوشنویسان و نگارگران کار میکردند. وظیفهی آنها شامل:
طراحی و اجرای حاشیههای طلایی و رنگی پیرامون متن؛
استفاده از نقوش اسلیمی، ختایی، و ترنجی برای تزیین صفحات؛
آمادهسازی و کاربرد زرّ ناب (طلای آبداده) برای بخشهای درخشان و روحبخش آثار.
پیشینه تاریخی
در ایران، هنر تذهیب با ریشههایی از دوران ساسانیان آغاز شد، اما در دوره اسلامی، بهویژه بین قرون هفتم تا دهم هجری، به اوج شکوفایی خود رسید. در زمان تیموریان و صفویان، هنرمندان برجستهای همچون سلطانعلی مشهدی و غیاثالدین نقاش در این عرصه فعالیت میکردند. آثار تذهیب معمولاً به عنوان بخشی مکمل برای هنر خوشنویسی و نگارگری به کار میرفت، به ویژه در خلق قرآنهای مزین و نسخههای نفیس ادبی نظیر شاهنامهها و دیوانها.
ابزار و مواد مورد استفاده در تذهیب
طلای آبداده (زر) یا پودر طلا
قلمموهای بسیار ظریف
رنگهای معدنی و گیاهی
کاغذ آهارمهرهشده
و وسایل طراحی مانند پرگار، خطکش و گونیا
معروفترین استادان مُذَهَّب ایرانی
مُذَهَّبان (تذهیبکاران) برجسته و ظریفکار ایران در طول تاریخ، هنری خلق کردهاند که در نسخههای خطی، قرآنهای نفیس، و آثار نگارگری ماندگار شده است. در ادامه، چند تن از مشهورترین مُذَهَّبان ایرانی را معرفی میکنم:
۱. جلالالدین اسماعیل مذهب (قرن ۸ هجری)
از نخستین مُذَهَّبان بزرگ دورهی تیموری است. آثار او در کتابخانههای بخارا و هرات دیده میشود. او در تذهیب قرآنهای نفیس برای دربار تیموری نقش داشت و سبک خاصی در استفاده از رنگ آبی لاجوردی و زرّ آبداده ایجاد کرد.
از هنرمندان نامدار دربار تیموریان بود. علاوه بر نقاشی و طراحی، در تذهیب و آرایش نسخههای خطی نیز مهارت فراوان داشت. او استادِ بسیاری از هنرمندان هرات به شمار میرود.
هرچند بیشتر به عنوان خوشنویس نستعلیق معروف است، اما در تذهیب و طراحی حواشی نسخههای خود نیز مهارت بالایی داشت و شاگردانش این هنر را ادامه دادند. بسیاری از قرآنها و دیوانهای نفیس به دست او یا زیر نظر او تذهیب شدهاند.
از مُذَهَّبان برجستهی دوران صفوی که در شهر هرات میزیست. آثار او به ظرافت فوقالعاده در طرحهای اسلیمی و ترنجی معروف است. برخی از نسخههای تذهیبشدهی او اکنون در موزهی توپقاپی استانبول نگهداری میشود.
از هنرمندان نامدار عصر شاه سلیمان صفوی. او علاوه بر نگارگری، در تذهیب قرآن و دیوان حافظ مهارت داشت و از پیشگامان ترکیب تذهیب ایرانی با عناصر اروپایی به شمار میرود.
در زمان افشاریه و زندیه میزیست. به عنوان یکی از آخرین مُذَهَّبان بزرگ سنتی شناخته میشود که سبک اصفهان را به اوج رساند. رنگهای زنده، نقوش ختایی و هماهنگی طلایی از ویژگیهای آثار اوست.
نتیجه
تذهیب ایرانی از سادگی هندسی آغاز شد و به اوج پیچیدگی و ظرافت در دورهی تیموری و صفوی رسید. در نتیجه میتوان گفت که هنر تذهیب ایرانی، جلوهای درخشان از ذوق، خلاقیت و روح ایرانی-اسلامی است که با تلاش استادان بزرگ مُذهَّب به کمال رسیده است. این هنرمندان با بهرهگیری از طلا، رنگ و طرحهای اسلیمی و ختایی، آثار ماندگاری پدید آوردند که هم جنبهی تزئینی دارد و هم بار فرهنگی و معنوی.
مُذَهَّبان ایرانی نهتنها تزیینکنندهی کتابها، بلکه نگهبانان روح لطیف هنر ایرانی بودند. بررسی زندگی و آثار این استادان، نه تنها ما را با سیر تحول هنر تذهیب آشنا میسازد، بلکه اهمیت نقش آنان در اعتلای هنر ایرانی را آشکار میکند. حفظ و بازشناسی میراث هنری آنان میتواند الهامبخش نسلهای امروز و فردا باشد تا این هنر اصیل همچنان زنده و پویا بماند.
قرآن منتسب به امام جعفر صادق (ع)، یکی از قرآنهای گرانبهای مجموعه آستان قدس رضوی است. این قرآن متعلق به قرن نهم هجری و در شیراز مرمت گردیده است. این نسخه به امام جعفر صادق (ع) منسوب است. این نسخه در دوره صفوی به حرم امام رضا (ع) وقف گردیده است.
مقدمه:
حرم امام رضا (ع) بهعنوان تنها مزار امام معصوم در ایران، مسلمانان در طول تاریخ آثار هنری ارزندهای را به این مکان وقف کردهاند. یکی از بخشهای مهم این اوقاف، نسخههای ارزشمند قرآنی است که به دلیل نیاز مداوم به استفاده برای قرائت، همواره نسخههای جدیدی اضافه میشود.
یکی از گروههای خاص این نسخهها که در آستان قدس رضوی نگهداری میشود، قرآنهایی است که به ائمه اطهار (ع) منسوب شدهاند. اما تقدسی که این نسخهها نزد مردم و کتابداران یافتهاند، جایگاه آنها را از منظر تاریخی و معنوی مهمتر کرده است.
این قرآن در نیمه نخست سده نهم هجری مرمت و جلدسازی گردیده و انتهای این قرآن، یادداشتی در انتساب آن به امام جعفر صادق (ع) ذکر گردیده است.
قرآن منتسب به امام جعفر صادق (ع) از شاخصترین نمونههای قرآنهای جامع به شمار میرود و ویژگیهای تذهیب و آرایش آن میتواند بخشی از سنتهای هنر قرآنی در آن دوره را آشکار کند.
انتساب قرآن به امام جعفر صادق (ع)
دستگاه ابراهیم سلطان تیموری در نیمه نخست سده نهم هجری، این قرآن را مرمت و جلدسازی کرده است. در انتهای این نسخه، یادداشتی را در انتساب آن به امام جعفر صادق (ع) ذکر کردهاند. محتوای یادداشت به شرح زیر است:
«هذا / کلام الله/ المجید بخط الامام الناطق / جعفر بن محمدالصادق رضی / الله عنه و قد وفق به ابرهیم سلطان بن شاهرخ عفا الله عنهما فی حجة / احدی و ثلثین و ثمانمئه».
تصویر 1:ترنج آغاز قرآن شامل یادداشتی است که در آن هنرمندان کارگاه ابراهیم سلطان تیموری، زمان مرمت و تجلید نسخه را ذکر کردهاند.
تذهیب این نسخه یادآور قرآنهای سبک غزنوی است، بهویژه قرآنی که علی غزنوی در سال 485 قمری کتابت کرده است.
تذهیب در قرآن امام جعفر صادق (ع)
یکی از عناصر کلیدی در نسخههای خطی تذهیب است که نقش مهمی در بررسی و تحلیل ویژگیهای یک نسخه دارد. بخشهای اصلی تذهیب شامل ترنج تقدیمیه، الواح آغازین، عناصر موجود در صفحات افتتاحیه مانند لوحهای صدر و ذیل، کمند و سایر اجزا، از مهمترین بخشهای تزئینی یک قرآن محسوب میشوند.
هنرمندان (یا مذَهِّبان) در قرآن منتسب به امام جعفر صادق (ع)، از دو نوع تذهیب بهره گرفتهاند. تذهیب بخشهای اصیل و تذهیب افزوده دوره تیموری.
تذهیب سنتی نسخه الواح شامل بخشهایی از صفحات افتتاح، سرسورهها، شمارههای آیات و تزئینات حاشیهای است. این تزئینات معمولاً با نقشهایی به رنگ طلایی، قلمگیری قهوهای و زمینهای لاجوردی همراه هستند. اما به دلیل فرسودگی و کمرنگ شدن این نقوش، ارزیابی دقیق جزئیات آنها امکانپذیر نیست.
تذهیب صفحات افتتاح قرآن
صفحات افتتاح دارای دو لوح در قسمت بالا هستند که هر لوح شامل یک نقش بادامی در مرکز و دو دایره در طرفین میباشد. هنرمندان (یا تذهیبکاران)، طرح گل و برگهای پیچان را روی زمینهای لاجوردی با نقش بادامی میانی تزئین کردهاند. در پیرامون این نقش، دوایری قرار دارند که همان طرحها روی زمینه طلایی اجرا شدهاند. درون نقش بادامی و هر دایره، کلماتی به ترتیب نوشته شدهاند.
«سوره»، «فاتحه»، «الکتاب»، «…؟»، «سبع»، «آیه». نقش سرترنج در کنار این لوح به عنوان نماد سر سوره نمایان است. (تصویر 3).
تصویر 3. شيوه درج سرسوره در الواح صدر صفحات افتتاح قرآن منتسب به امام جعفر صادق(ع)
در پایین صفحات افتتاح، دو لوح باریک قرار دادهاند که داخل آنها نقوش برگ پنجپر بر پایه قوسهای حلزونی اجرا کردهاند. این نقوش که هم در بخش لوحهای پایینی و هم درون ترنجهای بادامی لوحهای بالایی مشاهده میشوند، به طور گسترده در قرآنها و تزئینات معماری شرق ایران، بهویژه دوره غزنوی، رایج بودهاند. در قرآن عثمان بن حسین وراق، که اکنون در کتابخانه آستان قدس رضوی نگهداری میشود، نیز از این تذهیب استفاده کردهاند.
لوحهای بالایی و پایینی صفحات از طریق دو نوار عمودی با نقش زنجیری و حاشیهای لاجوردی به یکدیگر متصل شدهاند و فضای میان این دو را قسمت اصلی صفحه تشکیل میدهد. در مرکز صفحه سمت راست نیز طراح، سرسوره «بقره» را به صورت یک مستطیل با کتیبهای زرین قرار داده است.
سر سورههای صفحات میانی قرآنسر سورههای درجشده در صفحات میانی طراحی سادهتری دارند و با عرض کمتر و تزئیناتی محدود ارائه شدهاند. پسزمینه این سرسورهها به رنگ قرمز شنگرف بوده و با نقوش گلبرگ پنجلبهی پیچان تزئین شدهاند. در وسط قاب، برخی از این سرسورهها، مانند سوره هود، یک کادر با زمینهای طلایی قرار دادهاند و روی آن متن سرسوره را با رنگ شنگرف و حاشیه سفید خوشنویسی کردهاند.
تصویر 4. دو نمونه از سرسورههای قرآن منتسب به امام جعفر صادق(ع) و ساختار آرایههای آن.
نشانههای فصل آیات قرآن با اشکال متفاوت
طراح نشان فصل آیات گل هشتپر طلایی با نقطههای سرخ پیرامونی را طراحی کرد و آن را بر آخرین کلمه هر آیه قرار داد. بسمله این نشان را ندارد و به همین دلیل، برخلاف قرآنهای قرون اول و دوم هجری، بهعنوان آیهای مستقل محسوب نشده است. همچنین، عبارات «الم» در آغاز سورههای سجده و لقمان و عبارت «حم» در شروع سورههای مؤمن، فصلت و جاثیه نیز بهصورت آیهای مستقل محسوب نشدهاند.
طراحان پنجآیهای (تخمیس) را بهصورت طرح سرترنجی شبیه سرو طراحی کردهاند، سپس آن را با طلا تزئین کرده و دورگیری لاجوردی به طرح افزودهاند.طراحان نشان دهآیهای (تعشیر) را به صورت دایرهای طلایی با تقسیمبندی هشتبخشی طراحی کردهاند و آیات را با خط کوفی شمارهگذاری کرده و حواشی صفحات را با دورگیری لاجوردی تزئین کردهاند.
تصویر 5. نشانه ای فصل آیات، تخميس، تعشير، سجده و تقسيمات قرآن.
این نشانها در بسیاری از قرآنهای سده ششم هجری مورد استفاده قرار گرفتهاند و بیانگر یک سبک منحصربهفرد در همان دوره هستند. به عنوان مثال، در قرآن سیپارهای که جوهرنسب بنت محمود بن ملکشاه در سال 540 هجری قمری برای حرم امام رضا (ع) وقف کرده است، همین نشانها برای فصلبندی، تخمسی و تعشیر به کار رفتهاند. بخش دوم این مصحف هماکنون در کتابخانه آستان قدس رضوی نگهداری میشود.
جلد قرآن منتسب به امام جعفر صادق (ع)
جلد بسیار نفیس این قرآن، با الهام از سبک و فن ساخت جلدهای برجسته دوره تیموریان طراحی گردیده است. در آن زمان، معمولاً از چرمهای درجهیک مانند تیماج و در برخی موارد از چرمهای درجه دوم نظیر میشن یا ساغری استفاده میشد. برای ایجاد نقش و نگار روی چرم، از قالبهای فلزی بهره میبردند.
این فنون که ریشه در گذشته داشتند، در دوران تیموری با ظرافت بیشتری در نقوش و دقت بالاتر در اجرا تکامل یافتند. یکی از ویژگیهای برجسته این دوره، ابداع دو روش معرق و سوخت، بهخصوص ترکیب آنها با یکدیگر بود. در برخی مواقع، سازندگان جلد نسخههای نفیس تماماً آن را با طلا میپوشاندند. همچنین در این دوره، مقدمات ظهور جلد روغنی نیز فراهم شد.
طرح ترنج در پس زمینه جلد قرآن
جلد قرآنی که امام جعفر صادق (ع) به آن منسوب کردهاند، از نوع طبلهدار بوده و تزئینات آن را با روش سوخت طلاپوش اجرا کردهاند. طراحی روی جلد شامل متن و حاشیه است. در بخش متن، پنج ترنج بر پسزمینهای از نقش اسلیمی ماری قرار دارد و حاشیه شامل تکرار ترنجهای بازوبندی با نقوش ساقه ختایی و بند اسلیمی ماری است. طراحان ترنجهای متن و حاشیه را کاملاً با طلا پوشاندهاند و اطراف متن و حاشیه نیز نوار زنجیرهای طلایی قرار دادهاند. تزئینات بخش طبله نیز از همین الگوی کلی پیروی میکند (تصویر6).
تصویر 6. روی جلد قرآن منتسب به امام جعفر صادق (ع).
هنرمند یا سازنده، کتیبهای به قلم ثلث حاوی آیه 115 سوره انعام را بر عطف لبه جلد، در محلی که به طبله پیوسته است، قرار داده است. همچنین این کتیبه را به همان سبک آرایههای ضربی زرپوش روی جلد طراحی کرده است.
آرایههای داخلی جلد، از تنوع و جزئیات بیشتری برخوردار هستند، چرا که این قسمت کمتر در معرض آسیب و فرسایش قرار دارد و فرصت بیشتری برای تزئین فراهم میشود. در ساخت این بخش، هنرمندان از تکنیکهای زرکوب ضربی، معرق و مشبک استفاده کرده اند. آرایههای اصلی به شکل لچک-ترنج طراحی و با دو حاشیه محدود شده است.
ترنج مرکزی و لچکها، همراه با ترنجهای حاشیه بیرونی، با طرحهای اسلیمی ظریف و پیچیده زینت داده شدهاند که بهوسیله هنر معرق و مشبک طلایی بر زمینهای سبز و لاجوردی اجرایی شده است همچنین، بخش دوم طرح متن شامل نقوش اسلیمی مارپیچی و کتیبههای زراندود در حاشیه داخلی است. آیتالکرسی در ترنجهای تکراری حاشیه داخلی کتیبه به خط ثلث نوشته شده است.
آرایههای داخلی طبله جلد نیز مشابه همین ساختار طراحی شدهاند، با این تفاوت که متن کتیبه آن، آیه 56 از سوره احزاب با مضمون صلوات بر پیامبر میباشد (تصویر 7).
تصویر 7. درون جلد قرآن منتسب به امام جعفر صادق(ع) با نقش لچک-ترنج و كتيبه آیه الکرسی
نتیجه
قرآن منسوب به امام جعفر صادق (ع)، بر اساس سبک قلم کوفی شرقی و تذهیب، متعلق به سده ششم هجری در ایران است. یادداشتی در برگ آخر این نسخه، احتمالاً به خط ابراهیم سلطان، شاهزاده تیموری و حاکم وقت فارس، وجود دارد که مبنای این انتساب است. این مسئله نشاندهنده آگاهی محدود کتابتپردازان سده نهم هجری نسبت به شیوههای کهن نگارش قرآن است. ازاینرو، انتساب این نسخه به امام صادق (ع) یا سایر ائمه اطهار (ع) از لحاظ تاریخی بعید به نظر میرسد.
بررسی تذهیب نسخه حتی بیش از بررسی خط آن، میتواند در تاریخگذاری این اثر مؤثر باشد. استفاده از خط کوفی شرقی در سرسورهها، سرسورههای باریک، و شکل سادهشده نشانههای تخمیس و تعشیر از ویژگیهای تذهیب قرآنهای جامع متعلق به اواخر سده پنجم و سده ششم هجری به شمار میآید.
اسامی مُذهَّبان قدیمی دروازهای است برای بازشناسی ریشهها و روایت هنرمندانی که هنر تذهیب را در تاریخ ایران ماندگار کردهاند. اینجا پادکست هنر تذهیب است؛ صدای قلممو در آب، لمس رنگ طلایی و تماشای رنگهای شفاف بر کاغذ، ما را به سفری عمیق در تاریخ و ظرافتهای هنر تذهیب ایرانی میبرد.
سلام برشنوندگان عزیز و همراهان گرامی، من محمدعلی نعیمی هستم و با شما در پادکستی متفاوت همراه خواهم بود، سفری به عمق تاریخ هنر، به جهان نازک نقشیها و قلمگیریهای فاخر، به دنیای مُذهَّبان و تذهیبکاران ایرانی که با مهارت و حوصله، نور و رنگ را بر صفحات کتاب و کاغذ و پوست آمیختند.
در این قسمت اسامی هنرمندان بزرگ تذهیب را بر اساس دورههای تاریخی مرور میکنیم و تلاش خواهیم کرد با ذکر نمونهها، چهرهای روشن از دست اندرکاران این هنر خیره کننده و دیرپای ایرانی ارائه دهیم.
قرن دوم هجری قمری
در سده دوم هجری، هنوز تذهیب جوان بود و دلهای هنرمندان، زودتر از چشمها، زیبایی را میدید. در این دوران، مردانی و زنانی از تبار رنگ و قلم به دنیا آمدند، که پایههای این هنر را بنا کردند.
یقطینی، که با ظرافت قلم، خطوط و نگارهها را زینت داد. ابراهیم صغیر، استاد دستان ماهر و قلم نازک. ابوموسی بن عمار و ابن سقطی، که نقش و رنگ را با روح و جان خود پیوند زدند. محمد و فرزندانش، و همچنین ابوعبدالله خزیمی و فرزندانش، که شاخههای این هنر را در نسلهای بعدی ریشهدار ساختند. اینان آغازگر راهی بودند که نور و رنگ را بر صفحات کتابها جاری کردند و تذهیب را به هنر جاودانهای بدل ساختند.
قرن چهارم هجری قمری
در این دوران، ابوبکر محمدبن حسن نقاش میزیست، مردی که آثارش تاکنون کمتردیده شده است. اما شاید تذهیبهایی از او بینام نشان، همچنان در گوشههای نسخههای خطی پنهان باشند. هنر همچنان در مسیر رشد بود. و نقاشان ناشناس زیادی در گوشه و کنار جهان هنر، در سکوت و تلاش، آثار زیبایی آفریدند.
دوره غزنوی
در عهد پادشاهان غزنوی، هنر و مهارت در قلم و رنگ به اوج رسید. نقاشان و خوشنویسان بسیاری در دربار سلطان محمود و سلطان مسعود میزیستند. از میان آنها میتوان به چند چهره شاخص اشاره کرد؛ عثمان وراق، خوشنویسی که استاد تذهیب نیز بود و با قلمش، خطوط و حاشیهها را زینت میداد. ابونصر نقاش، صورتگر برجستهای که نگارهها را باظرافت و زیبایی تمام آفرید. عبدالملک، نقاش و مهندس دربار سلطان مسعود، که ابوالفضل بیهقی اورا از نقاشان معروف دوره غزنوی دانسته است. در این دوره تذهیب به شکل رسمیتری در دربار رشد کرد و نشانههای آن هنوز در نسخههای باقی مانده دیده میشود.
قرن پنجم هجری قمری
عبدالرحمن محمد دامغانی، تذهیبکاری که در این قرن به شهرت رسید و آثارش گواه مهارت و دقت اوست. در این دوران، تذهیب یک شعر نانوشته، یک قصه رنگین و یک حس زنده از زیبایی در خود داشت.
سده ششم و هفتم هجری قمری
در این دوران تذهیب به اوج ظرافت و نازک نقشی رسید. هنرمندان بزرگ و شیرین قلمی میزیستند که هنرشان همچون باد لطیف بر صفحه کتاب میوزید.
عبدالعزیز، تذهیبکار زبردست و استاد نازک قلم، زینالدین خطاط و جمال الدین نقاش اصفهانی، همان جمالالدین عبدالرزاق، پدر کمال اسماعیل شاعر. فخرالدین حسینبن بدیع و شیخ بدرالدین نقاش، معاصران خواجه نصرالدین طوسی و مولوی. آثار این هنرمندان، همچون شعری از نور و رنگ، خطوط قرآن و کتابهای مصور را زینت بخشیده و نامشان در تاریخ هنر ایران باقی مانده است.
سده هشتم، نهم و دهم هجری
در عهد سلطان محمد اولجایتو و ابوسعید، تذهیب و نقاشی مورد توجه بزرگان بود. از هنرمندان شاخص این دوران؛ محمدبن ایبک و حمزهبن محمد علوی، اوایل قرن هشتم هجری قمری میزیستند و از مُذهَّبان معروف زمان خود بودند. محمدبن محمدعلی طوسی که در سال 734 هجری قمری حیات داشت وی را به نقاشی ستودهاند.
احمد موسی، از دیگر استادان نقاشی و تذهیب بود که نقاشی را نزد پدر فراگرفت. سلطان احمدبن اویس جلایر استاد در انواع هنرها چون نقاشی، تذهیب، خوشنویسی، موسیقی و شعر بود. در نقاشی شاگرد استاد عبدالحی بود.
میرک المذهب و فرزندش قوام الدین مسعود از هنرمندان بنام سلطان حسین میززا بایقرا بودند. عبدالوهاب شیرازی، محمد امین خطاط، میرمصور و استاد مولانا محسن مجلد از تذهیبکاران دوره اول صفویه بودند.
حافظ ملا مسیح الله، مذهب گمنام و نازک قلم بود که در اواخر دوره تیموری می زیست. خواجه میرک در علم تصویر و تذهیب نظیر نداشت و در فن کتابنویسی بیمانند بود. مولانا حاجی محمد نقاشی، عبدالعزیز، علی جان تبریزی، شیخی مُذهَّب، حسین مذهب و حسن بغدادی از دیگر تذهیبکاران این عصر بودند. این هنرمندان، گنجینهای از رنگ و نور در دل کتابها خلق کردند، که هنوز چشم ما را خیره میسازد.
سده یازدهم، دوازدهم و سیزدهم هجری قمری
صالح مُذهَّب، شرف الدین علی مُذهَّب، علینقی مُذهَّب از تذهیبکاران دوره افشاری و زندیه بودند. علی محمد مُذهَّب، طالب مُذهَّب، سید جعفر مُذهَّب، میرزا اسدالله مُذهَّب شیرازی، اسدالله مُذهَّب مشهدی، علی اصغر مُذهَّب، میرزا عبدالعلی مُذهَّب، عبدالوهاب مُذهَّب باشی شیرازی، میرزا شکرالله مُذهَّب، تذهیبی اصفهانی از تذهیبکاران این دوران هستند. در این دوران، هنر تذهیب به اوج نازک کاری، تشعیر و حلکاری رسید و هر تذهیبکار، شاعری خاموش بود که با رنگ و طلا شعر میسرود.
و اکنون به عصر حاضر می آییم و نمونه ایی زنده از تذهیب معاصر را معرفی می کنیم؛ تابلوی تذهیب شمسه با نام «پارسه» که در سایت هنر تذهیب با آدرس Tazhibart.com موجود است. این اثر، جلوهای ا استمرار و حیات هنر تذهیب در زمان ماست و با الهام از سنتهای کهن، رنگ و نور را به زیبایی تمام در کنار هم نشان میدهد.
این پادکست توسط محمدعلی نعیمی تولید شده است. سپاس از همراهی شما و پاینده باد هنر ایران.
کتاب «کتاب آرایی» نوشته دکتر زهرا رهنورد، مروری جامع بر تاریخ هنر ایران در دوره اسلامی است. این اثر در ۳۳۲ صفحه توسط انتشارات سمت منتشر شده و به بررسی نقش کتابآرایی و تذهیب در آثار هنری ایرانی میپردازد. مطالعه این کتاب برای علاقهمندان به نگارگری، هنر اسلامی و زیباییهای بصری کتابهای ایرانی بسیار ارزشمند است.
مطالب نوشته شده در کتاب آرایی
مقدمه
فصل اول:
هنر کتاب آرایی از آغاز اسلام در ایران تا پایان دوره سلجوقی
هنر کتاب آرایی در قرون اولیۀ اسلام تا آغاز دوره سلجوقی
کتاب آرایی در دورۀ غزنوی و سلجوقی
معرفی شیوۀ تزئین کتاب از قرون اولیه اسلام تا پایان دورۀ سلجوقی
نسخه خطی از قرآن کریم در کتابخانۀ مجلس شورای اسلامی مربوط به قرن چهارم
فصل دوم: دوره مغول
کتاب آرایی در دوره ایلخانان تا ظهور تیمور
شیوۀ تزئین کتاب در دورۀ مغول تا ظهور تیمور
معرفی چند نسخه خطی از دوره مغول
صحاح اللغه از ابونصر اسماعیل بن جمادالجوهر الفارابی
منتخب دیوان ها
کلیات عطار نیشابوری
نهج البلاغه
فصل سوم: دوره تیموری
توجه امرای تیموری به هنرکتاب آرایی و هنرمندان آن
توجه تیمور به هنر کتاب آرایی
فرزندان و نوادگان تیمور و هنر کتاب آرایی
سلطان حسین بایقرا و ترکمانان
تحولات کتاب آرایی در دوره تیموری از لحاظ فرم و تزئین صفحات
معرفی چند نسخۀ خطی از دوره تیموری
شاهنامه فردوسی معروف به بایسنقر
مثنوی مولوی
کلیات سعدی
خمسه نظامی و امیرخسرو دهلوی
قرآن مجید
کلیات کتاب آرایی در دوره تیموری
فصل چهارم: دورۀ صفوی
توجه پادشاهان صفوی به هنر کتاب آرایی
تحولات کتاب آرایی در دوره صفویه و پس از آن تا دوره قاجار
معرفی چند نسخطه خطی از دوره صفوی و زند
خمسۀ جامی
ظفرنامه تیموری
دیوان امیرشاهی سبزواری
دیوان حافظ
کلیات سعدی
خمسۀ نظامی
دیوان خطائی
خمسۀ نظامی
کلیات سعدی
فصل پنجم: دوره قاجار
با آغاز حکومت قاجار، بهتدریج توجه پادشاهان به هنر کتابآرایی افزایش یافت.
زمانی که حکومت قاجار آغاز شد، شاهان اهمیت ویژهای به هنر کتابآرایی دادند.
دوران فتحعلی شاه قاجار، توجه ویژهای به هنر کتابآرایی معطوف شد و این هنر بهتدریج در آثار سلطنتی گسترش یافت.
در حکومت محمد شاه، توجهی به هنر کتابآرایی شد
زمان حکومت ناصرالدین شاه، وضعیت کتابآرایی با تغییراتی مواجه شد و پس از آن، تحولات مهمی در شکل و تزئین صفحات کتابها در دوره قاجار رخ داد.
معرفی چند نسخۀ خطی دورۀ قاجار
شاهنامه فردوسی
مثنوی مولوی
کلیات سعدی
خمسه نظامی
قرآن مجید
تاریخ ورود چاپ سربی و سنگی به ایران در دوره قاجاریه
معرفی نسخه چاپ سنگی از دورۀ قاجار
نسخۀ شاهنامۀ فردوسی
نسخۀ دیوان حافظ
نسخۀ کلیات سعدی
نسخۀ خمسه نظامی
نسخۀ قرآن کریم
کلیات کتاب آرایی در دوره قاجار
فصل ششم: مروری بر تحول صفحه آرایی در مینیاتورهای نسخ خطی از قدیمترین نسخ تا دوره قاجار
تصاویر: این کتاب حاوی 168 تصویر رنگی از میناتورها، تذهیبها و نوشتهها با خطوط مختلف در حیطۀ کتاب آرایی ایران است.
تذهیب صفوی جلد قرآن که در موزه هنر والترز نگهداری میشود، دارای تذهیبی بر روی چرم با طرح لچکترنج است. هنرمندان این اثر را با رنگهای چشمنواز لاجورد، شنگرف، طلایی و مشکی تزئین کردند و خوشنویسان آیتالکرسی را به خط نسخ در کادربندی فضای بیرونی تذهیب نقش بستند. همچنین، در قسمت بیرونی جلد، آنها صلوات بر پیامبر اکرم (ص) را با خط نسخ به صورت برجسته اجرا کردند. این جلد تذهیب ارزشمند متعلق به دوره صفوی میباشد.
در دوران صفویه ایران، هنرمندان این نسخه از تذهیب صفوی جلد قرآن را در قرن یازدهم هجری ساختند و اکنون در موزه والترز نگهداری میشود. هنرمندان جلد قرآن را از چرم سیاه تهیه کردند و آن را با طرح «لچک ترنج» تزئین کردند. آنها طرح مرکزی روی جلد را به شکل ترنج قرار دادند و با دو سرترنج در بالا و پایین تکمیل کردند، که جلوهای باشکوه و هماهنگ به اثر بخشید.
تذهیب رنگین و نقوش اسلیمی با خط نسخ در جلد قرآن
هنرمندان این تذهیب را روی چرم با استفاده از رنگهای لاجورد، شنگرف، طلایی و مشکی طراحی کردند. آنها پسزمینه داخلی طرح را به رنگ طلایی همراه با نقوش اسلیمی اجرا کردند، که خود نیز جذابیت بیشتری به اثر بخشید. برخی از گلهای موجود در این اسلیمی داخلی را با تزئینات سنتی دندانهدار و رنگ لاجورد به زیبایی آراستند. در قاب بیرونی تذهیب صفوی جلد قرآن، هنرمندان حاشیه طلایی برجسته را با کادربندی دقیق تقسیمبندی کردند و خوشنویسان متن آیتالکرسی را با خط نسخ ظریف در هر کادر حک کردند، که با این کار هنر خوشنویسی و تذهیب را در هم آمیختند و جلوهای بصری جذاب ایجاد کردند. آنها رنگهای لاجورد، شنگرف، طلایی و مشکی را به طرح افزودند و نقوش اسلیمی و گلهای دندانهدار را به زیبایی آراستند، که جلوهای چشمنواز و خاص ایجاد کرده است.
متن آیتالکرسی از بخش بالایی و قسمت میانی جلد آغاز میکند و تا کادر بالایی سمت چپ ادامه میدهد.
لبه برگردان جلد قرآن و آیه صلوات با خط نسخ در کادربندی طلایی
هنرمندان در بخش لبه برگردان جلد قرآن نیمهطرح، همان طراحی را پیاده کردند. در فضای بیرونی «لچک ترنج»، هنرمندان حاشیه طلایی برجسته را همانند قبل اجرا کردند، و خوشنویسان آیه ۵۶ از سوره احزاب، معروف به آیه صلوات بر پیامبر (ص)، را به خط نسخ و بهصورت جداگانه در کادربندی درج کردند.
إِنَّ اللَّهَ وَمَلَائِكَتَهُ
يُصَلُّونَ عَلَى النَّبِيِّ يَا أَيُّهَا
الَّذِينَ آمَنُوا صَلُّوا عَلَيْهِ
وَسَلِّمُوا تَسْلِيمًا
این متن با خط نسخ از پایین روی جلد آغاز شده و در بخش بالا به پایان میرسد.
کادربندی و نقشهای تذهیب در مستطیل و دایره جلد قرآن
در فضای بیرونی کادر نوشته صلوات بر پیامبر (ص)، کادربندی کوچکتری با طرحهای تذهیب مشاهده میشود. هنرمندان کادر را به شکل مستطیل کشیده با لبههای گرد طراحی کردند و به آن ظاهری منحصربهفرد بخشیدند. آنها همچنین میان این مستطیلها یک دایره قرار دادند که ترکیب هندسی، جلوهای ویژه به کل طرح داده است.
لبههای طلایی مستطیلها با طراحی دایره طلایی بهطور هماهنگ و هنرمندانه در هم آمیختهاند. هنرمندان داخل این مستطیل و دایره نقشهای اسلیمی ساده را به رنگ طلایی تزئین کردند و با این کار زیبایی و جذابیت بیشتری به طرح بخشیدند.
هنرمندان پسزمینه داخل مستطیل را با رنگ لاجوردی رنگآمیزی کردند و پسزمینه داخلی دایره را به رنگ شنگرف طراحی کردند، که ترکیب این رنگها جلوهای چشمنواز و باشکوه ایجاد کرده است.
استاد عبدالله باقری (فرزانهپور) در سال ۱۲۹۲ خورشیدی در خانوادهای فرهنگی در تهران زاده شد. او در سیزدهسالگی وارد هنرستان صنایع قدیمه و مستظرفه، که امروزه با نام هنرهای زیبا شناخته میشود و به همت حسین بهزاد تأسیس شده بود، شد و تحصیل خود را آغاز کرد. طبق رویه این هنرستان، ابتدا هر کارآموز با تمامی شاخههای هنری آشنا میشد و سپس رشته تخصصی مورد علاقهاش را انتخاب میکرد. استاد باقری هنر تذهیب، طراحی نقش فرش و کاشیکاری را بهعنوان شاخههای تخصصی خود برگزید.
ورود به هنرستان مستظرفه
او که پدری کارمند دولت و مادری آموزگار داشت، تحصیلات ابتدایی خود را در شهر اراک به پایان رساند؛ این امر به دلیل مأموریت اداری پدرش در اراک بود. در سال 1305، خانوادهاش به تهران نقل مکان کرد و او توانست پس از پایان دوران ابتدایی، در سن ۱۳ سالگی وارد هنرستان قدیمه و مستظرفه شود. این هنرستان تحت مدیریت حسین طاهرزاده بهزاد اداره میشد، و او در آنجا به ادامه تحصیل پرداخت.
در این هنرستان، رسم بر این بود که ابتدا هر کارآموز با همهی هنرها آشنا شود و پس از آن رشتهی تخصصی خود را انتخاب کند. استاد عبدالله باقری نیز پس از گذراندن این مرحله، هنرهای نقش قالی، کاشیکاری و تذهیب را به عنوان حوزههای تخصصی خود برگزید.
هنرستان صنايع قديمه، هم اکنون به موزه هنرهای ملی تغییر کاربری داده است.
استادان عبدالله باقری
استاد عبدالله باقری، از چهرههای برجسته در هنر تذهیب و شناختهشده بهعنوان تخصص استاد عبدالله باقری در هنر تذهیب، تخصص استاد عبدالله باقری، در دورهای فعالیت داشت که مرحوم وفای کاشانی بهعنوان استاد نقشپردازی فرش به آموزش هنرجویان مشغول بود. در همان زمان، هادی تجویدی مسئول تدریس مینیاتور در هنرستان بود و علی درودی نیز آموزش تذهیب را بر عهده داشت. سایر اساتید ایشان شامل غلامحسین اسکندری و حمید رهبری بودند.
استادان و هنرمندان مدرسه صنايع قديمه در زمان مديريت طاهرزاده بهزاد، 1318 شمسي
نشسته از راست: محمدعلي رهبري، اسکنداني، ژرفي، علي درودي، حسين طاهرزاده بهزاد، هادي تجويدي، وفا کاشاني، نعمت اللهي و احمد امامي
تربیت شاگردان
استاد عبدالله باقری، هنرمند برجسته و نامآشنا در هنر تذهیب، تخصص استاد عبدالله باقری و تشعیر، بهمحض اتمام دوره هنرستان در سال ۱۳۱۹، امر آموزش و تربیت شاگردان را آغاز کرد. او بخش قابلتوجهی از عمر خود را صرف گسترش هنر تذهیب، تخصص استاد عبدالله باقری کرد و به مدت بیست سال در هنرستانهای سراسر کشور، موزهها و دانشگاهها به تدریس پرداخت. از جمله مراکز آموزشی که استاد در آنها فعالیت داشت، میتوان به هنرستانهای دخترانه و پسرانه تهران و همچنین هنرستان تبریز اشاره کرد. در سالهای پایانی زندگی، به دلیل کهولت سن و بیماری، عمدتاً شاگردان خود را در منزل شخصیاش پذیرایى میکرد. شاگردان استاد عبدالله باقری عبارتند:
مصطفی اخواص
مصطفی اخواص، فرزند غلامعلی، در تاریخ ۳ تیر ماه سال ۱۳۳۱ در شهر اراک چشم به جهان گشود. او با داشتن ۳۵ سال تجربه در زمینههای مختلف هنری همچون خوشنویسی، نگارگری، تذهیب، طراحی سنتی، سوختنگاری، میناسازی، نقاشی روی سفال و کتیبهنگاری، نقش برجستهای در هنرهای سنتی ایفا کرده است.
مصطفی اخواص، پژوهشگر هنرهای سنتی، در پژوهشکده هنرهای سنتی سازمان میراث فرهنگی، صنایعدستی و گردشگری فعالیت میکند. هنر تذهیب را نزد استاد عبدالله باقری آموخت و سپس خوشنویسی خط را نزد استاد غلامحسین امیرخانی در انجمن خوشنویسان ایران ادامه داد. او عملاً از هنر تذهیب بهعنوان راهی برای فراگیری خوشنویسی بهره برد.
داور پروین
استاد داور پروین، متولد سال 1341 در تهران، از سال 1363 به یادگیری هنر تذهیب پرداخت و این مسیر را تحت هدایت زندهیاد استاد عبدالله باقری، یکی از برجستهترین هنرمندان تذهیب ایران، آغاز کرد. او تا زمان درگذشت استاد باقری در سال 1368، از دانش و هنر ایشان بهره فراوان گرفت. حاصل بیش از سه دهه فعالیت هنری استاد پروین، شرکت در بیش از 50 نمایشگاه گروهی در موزههای ایران، برگزاری سه نمایشگاه انفرادی در گالریهای مختلف تهران و کالج فرانسویها در تهران، و همچنین دو نمایشگاه انفرادی در خارج از کشور، شهرهای دهلی نو و جاکارتا بوده است. استاد پروین، با انتخاب خلوت برای خود، مهارت و عشق عمیقش به هنر تذهیب را در آثارش بازتاب داده است.
رهام بابائیان
زادهی سال 1348، فعالیت هنری خود را از سال 1363 در زمینه تذهیب تحت نظر استاد عبدالله باقری آغاز کرد. این آموزشها به صورت خصوصی و در منزل استاد صورت میگرفت. پس از درگذشت استاد عبدالله باقری، او تدریس هنر تذهیب را به صورت خصوصی و همچنین در دانشگاه هنر ادامه داد.
نصرتالله فرزانهپور (باقری)
در سال ۱۳۲۱ در تهران و در خانوادهای فرهنگی دیده به جهان گشود. مادربزرگش، کبری فرزانهپور، از نخستین آموزگاران شهر اراک بود، و پدرش، استاد عبدالله باقری، هنرمندی برجسته در تذهیب و طراحی فرش به شمار میرفت. نصرتالله دوران ابتدایی خود را در دبستان باباطاهر تهران گذراند. در سال ۱۳۳۹، به دلیل مأموریت کاری پدرش، خانواده آنها از تهران به تبریز نقلمکان کردند. او از همان کودکی، به واسطه سفارشهای فراوان آثار تذهیب به پدرش، در کمک به انتخاب و ترکیب رنگهای زمینه مشارکت داشت.
نصرتالله در همان سال ۱۳۳۹ دوران هنرستان خود را در شهر تبریز و در رشته نقاشی آغاز کرد. او در هنرستان هنرهای زیبای میرک مشغول به تحصیل شد و در این محیط هنری، پایههای هنر خود را تقویت نمود.
نصرت اله فرزانه پور(باقري) فرزند استاد هنر تذهیب عبدالله باقری
آثار استاد
آثار استاد عبدالله باقری که نمونهای درخشان از هنر تذهیب، تخصص استاد عبدالله باقری بهشمار میآیند، اکنون در سه موزه برجسته یعنی موزه فرش تهران، کاخ موزه توپقاپی استانبول و موزه لوور پاریس نگهداری میشوند. این هنرمند برجسته در طول سالهای فعالیت خود در تبریز، حدود ۲۰ تا ۳۰ طرح قالی خلق کرده است. بنا بر منابع موجود، تعداد آثار او به حدود بیست هزار اثر میرسد که بخش عمدهای از آنها جلوههایی از هنر تذهیب، تخصص استاد عبدالله باقری هستند و در موزههای مختلف جهان قابل مشاهدهاند.
در طول فعالیتهای هنری، دو هزار اثر از کارهای استاد توسط استاد طاهرزاده بهزاد، رئیس هنرستان آن دوران، به ترکیه منتقل شد که امروزه بخش عمدهای از آنها در موزه توپقاپی استانبول نگهداری میشود. همچنین استاد باقری در زمره بزرگترین طراحان فرش قرار دارد، با بیش از ۲۰ هزار اثر که بخش عمدهای از آنها شامل نقشهای تذهیبی است. تعداد محدودی از این طرحهای قالی ابتدا در موزه هنرهای ملی نگهداری میشدند و بعداً به موزه فرش ایران انتقال یافتند؛ برخی نیز توسط قالیبافان روی فرش اجرا شدهاند.
از موزه فرش تا کتاب گلزار باقری؛ مروری بر آثار استاد عبدالله باقری
آثار و طرحهای استاد باقری دو بار، یکبار در اردیبهشت سال ۱۳۶۵ و بار دیگر در اردیبهشت ۱۳۶۸، در نمایشگاههای ویژه موزه فرش ایران به نمایش درآمدند. همچنین کتابی با عنوان “گلزار باقری” که شامل تصاویری از برخی آثار قدیمی اوست، در سال ۱۳۶۶ و به همت شاگردانش چاپ شد. دیگر آثار استاد باقری عبارتند از:
طراحى و نقاشى درها، دیوار و ستونهاى موزهى هنرهاى ملى سابق .
طراحى كاشىهاى بلند كاخ مرمر كه اقتباس شده از گنبد مسجد شیخ لطفالله .
تعدادی تذهیب و حاشیه كه در موزههاى هنرهاى ملى و هنرهاى تزئینى نگهدارى مىشود.
تابلوی «گل و مرغ» در موزهى هنرهاى معاصر نگهدارى مىشود.
حاشیه و تذهیب «خدا را فراموش نكن» با خط «عبدالرسولى».
تذهیب خوشنویسی«خدا را فراموش نكن» با خط «عبدالرسولى» .
حاشیه و تذهیب «بسمالله الرحمن الرحیم» با خط «عبدالرسولى».
تذهیب و حاشیه كتاب عمر خیام اسفندیارى.
تذهیب قرآن با خط سید حسن میرخانى.
ابداع استاد
استاد عبدالله باقری با تکیه بر هنر تذهیب، تخصص استاد عبدالله باقری، تحولی چشمگیر در این عرصه ایجاد کرد و این هنر را از قالبی صرفاً تزئینی به یک جریان هنری مستقل ارتقا داد. در دورانی که تذهیب عمدتاً برای آرایش آثار خوشنویسی یا زیباسازی اشعار شاعران به کار میرفت، او با نگاه خلاقانه خود به هنر تذهیب، تخصص استاد عبدالله باقری هویتی مستقل بخشید. او بر این باور بود که تذهیب میتواند بهعنوان اثری مستقل و قابل ارائه در قالب یک تابلو هنری شناخته شود. به طور کلی، میتوان گفت که پس از دوران صفویه، تلاشهای او و استاد نصرتالله یوسفی باعث شد هنر تذهیب، تخصص استاد عبدالله باقری در ایران بار دیگر جایگاه اصیل خود را بازیابد.
مصاحبه با زنده یاد استاد عبدالله باقری
متن مصاحبهای که از فیلم «مصاحبه با زندهیاد استاد عبدالله باقری» پیادهسازی شده، به بیان داستان زندگی، تلاشها و عشق استاد به هنر ایرانی میپردازد. استاد باقری از کودکی در محیطی فرهنگی رشد کرد؛ مادرش در اراک اولین دبستان دخترانه را تأسیس کرد و او هم به هنر علاقهمند شد. پس از تحصیل در اولین هنرستان صنایع قدیمی ایران، توانست با تلاش و پشتکار به موفقیتهای قابل توجهی دست یابد.
او در کنکور هنر جزء نفرات برتر شد و تحصیلات خود را در رشته نقش قالی و تذهیب که از سختترین رشتهها بود ادامه داد. علاوه بر علاقه عمیقش به هنر، کارهایی همچون مینیاتور، تذهیب و طراحی نقش قالی را با جدیت آغاز کرد. رئیس دانشکده از تلاشهای او بسیار حمایت میکرد و برای تذهیبهایی که خلق میکرد، مبلغی به او پرداخت میکرد که در آن زمان ارزش زیادی داشت.
بعدها، با تغییر وزارت «پیشه و هنر» به «فرهنگ و هنر»، او احساس کرد که نمیتواند با سیستم دولتی هماهنگ شود و تصمیم گرفت تبریز را برای کار انتخاب کند. با وجود مقاومتهای اولیه، توانست به تبریز مهاجرت کند و در این شهر شاگردانی تربیت کند که برخی از آنها بعدها به مقامات بالایی رسیدند یا از ایران خارج شدند.
بازگشت دوباره استاد باقری به هنر پس از رنج بیماری
عشق استاد به وطن و هنر باعث شد در ایران بماند و بیش از 20 سال در پاساژ مظفریان مشغول سفارشگیری و طراحی آثار باشد. اما مشکلات جسمانی مانند آب آوردن چشم باعث شد مدتی خانهنشین شود. با توصیه دوستان هنری و حمایت وزارت وقت، گذرنامهای برای او صادر شد تا جهت درمان به خارج از کشور برود. دکتر ملکی چشمان او را عمل کرد و هیچ هزینهای دریافت نکرد، چراکه معتقد بود چشمان استاد باقری برای هنر ایران بسیار ارزشمند است.
استاد عبدالله باقری؛ آموزگار عاشق و نگهبان هنر ایرانی
او پس از درمان چشم به فعالیتهای هنری بازگشت و در مراکزی مانند موزه تزئینی، موزه فرش، دانشگاه الزهرا، مجتمع هنر و تربیت معلم مشغول آموزش هنرجویان شد. حتی در منزل نیز شاگردانی را تحت تعلیم قرار میداد. هدف اصلی او حفظ و انتقال هنر سنتی ایران بود، نه مادیات. او معتقد بود معنویات مانند پرورش شاگردان از مادیات ارزشمندتر هستند.
زندگی هنری استاد باقری؛ تلفیق خلاقیت، عشق و تعلیم
باقری در طراحیهایش همیشه نوآوری داشت، رنگها و فرمها را تغییر میداد تا طرحهای جدید ارائه دهد. او علاقه داشت آثار هنری را از قالبهای متعارف خارج کند و با الهام از شعرها و موضوعات مختلف، خلاقیتهای بینظیری خلق کند. همچنین برخی آثار ارزشمند همچون تذهیب قرآن استاد حسن میرخانی را به تصویر کشید.
استاد باقری زندگیاش را وقف هنر کرد و تمام تلاشش این بود که این میراث ارزشمند ایرانی را حفظ کند. او بیش از 60 سال برای تربیت شاگردان فعالیت کرد و همیشه برای شاگردانش وقت گذاشت، با آموزش اختصاصی هر هنرجو طبق تواناییها و استعدادهایش. حتی پیشنهاد ریاست هنرستان را رد کرد زیرا اولویت اصلی او آموزش دادن بود؛ نه مدیریت کردن.
زندگی استاد عبدالله باقری شاهکاری است از عشق به کار، تعهد به هنر ایرانی و تلاش برای تربیت نسل آینده هنرمندان. او از معنویات لذت میبرد، شاگردانش سرمایههای اصلی او بودند و همواره کوشید تا هنر اصیل ایرانی را زنده نگه دارد.
پس از تسلط اعراب بر ایران، تصویرسازی و نقاشی کمکم از میان رفت. ایرانیان با ذوق هنری خود، هنر تذهیب را خلق کردند. واژه «تذهیب» از کلمه «ذَهَبَ» به معنای طلا و طلاکاری گرفته شده است. ابتدا، تذهیب در حاشیهها و سرلوح قرآن شکل گرفت و ایرانیان طرحهای این هنر را با الهام از طبیعت طراحی کردند. با گذشت زمان، این هنر برای گروهی خاص همچون اعیان، اشراف و شاهان اختصاص یافت و رشد قابل توجهی کرد.
در دوران صفویه، خوشنویسی و تذهیبکاران برجستهای همچون رضا عباسی در اصفهان فعالیت کردند و به شکلگیری مکتب اصفهان کمک کردند. بخشهایی از این هنر، از جمله طرحهای تذهیب و خوشنویسی، به عناصر معماری نظیر گلدستهها و منارههای مساجد وارد شد. در این میان رابطه نزدیکی بین طرحهای تذهیب و کاشیکاری وجود داشت، چرا که هر دوی آنها بهعنوان عناصر تزئینی نقشی مهم در تزئین فضای مساجد ایفا کردند.
مکتب اصلی تذهیب در دوره صفوی شکل گرفت و در ادامه تکامل یافت. البته مکاتب دیگری مانند مکتب تیموریان نیز وجود داشتند؛ ولی قدرت و نفوذ مکتب صفویه بیشتر بود. با بررسی و مطالعه وضعیت تذهیب در مکاتب مختلف، برخی طرحها با شرایط جدید محرابها و گلدستهها بازآفرینی شد که این نوع آثار به سبک قاجاریه شناخته شد. شاهان قاجار که سفرهای زیادی به اروپا داشتند، تحت تأثیر فرهنگ اروپایی قرار گرفتند و همین امر موجب تغییراتی در هنر ملی ایران شد، تا جایی که واژههایی اروپایی مانند «اسلیمی فرنگی» یا «گل فرنگی» وارد زبان هنری ایران شدند.
استاد عبدالله باقری؛ نمادی از عشق به وطن و وفاداری به هنر تذهیب
با ورود آثار هنری اروپایی به ایران، هنرمندان ایرانی طرحهای وارداتی را تغییر داده و آنها را متناسب با هویت ایرانی بازسازی میکردند، تا بتوانند مکاتب هنری ملی را دوباره احیا کنند. یکی از مکاتب برجسته دیگر در تذهیب، مکتب هرات بود؛ اما این مکتب بعد از دوره صفویه چندان قدرت قابل توجهی پیدا نکرد.
در همین دوره، فرمهای اروپایی به تدریج بازسازی شدند، تا جایی که توجه مخاطبان به آثار تذهیب ایرانی جلب شد و موجب شگفتی آنان گردید. هنر تذهیب در مسیر پیشرفت خود رشد فراوانی کرد. بسیاری از شاگردان برجسته استاد باقری از هنرستانهای پسران و دختران، دانشسرای مقدماتی و همچنین هنرستان کمالالملک تربیت شدند. استاد باقری علاوه بر تدریس دو ساعت روزانه در هنرستان، در منزل نیز به آموزش شاگردان خود ادامه میداد.
یکی از شخصیتهای تأثیرگذار بر هنر تذهیب، طاهرزاده بهزاد بود که نقش بزرگی در دوران جنگ جهانی دوم داشت. او به هنرمندان توصیه میکرد که آثارشان را امضا نکنند. استاد عبدالله باقری اشاره میکرد که بیش از۲۰ هزار اثر هنری خلق کرده است. وقتی طاهرزاده بهزاد به ترکیه سفر کرد، برخی از آثار استاد را با خود برد؛ اکنون بسیاری از همین آثار در موزه توپقاپی استانبول نگهداری میشوند. همچنین بخشی از آثار ایشان به کشورهای دیگر منتقل شدند و امروز تعدادی از آنها در موزه لوور و دیگر موزههای جهان قرار دارند. استاد باقری تاکید داشت که هیچگاه دو اثر مشابه خلق نمیکرد.
وفات استاد
استاد عبدالله باقری پس از یک دوره طولانی مبارزه با بیماری سرطان کبد، در تاریخ ۱۴ خرداد 1368و در سن ۷۶ سالگی در تهران دار فانی را وداع گفت. پیکر ایشان در امامزاده ابنبابویه تهران به خاک سپرده شد.
منبع:
در سوگ مرگ هنرمند فرزانه هنرهای سنتی ایران استاد عبدالله باقری نویسندگان: منصور سلیمانی، فصلنامه هنر 1368 شماره 17
فیلم آپارات با عنوان «مصاحبه با زنده یاد استاد عبدالله باقری»
چکیده: در دوره سلجوقیان، هنر کتابآرایی ایرانی به اوج درخشش خود رسید. در این دوران، تذهیب و مصورسازی نه تنها وسیلهای برای تزئین، بلکه راهی برای بیان معنا و اندیشه بودند. هنرمندان با الهام از طبیعت و عرفان ایرانی، نقوشی چون اسلیمی و ختایی را در ترکیبی از رنگ و نور به کار گرفتند و کتاب را به اثری هنری و روحانی بدل ساختند. این مقاله به بررسی نقوش و تزئینات کتب مصور دوره سلجوقی و تحلیل دقیقتر نقوش، رنگها و ساختار تزئینات آنها و نقش آنها در تکامل هنر تذهیب ایرانی میپردازد.
کلیدواژهها: تذهیب سلجوقی، هنر کتابآرایی، نقوش اسلیمی، نگارگری ایرانی، کتاب مصور
مقدمه هنر کتابآرایی در دوره سلجوقی
در دوران سلجوقی، هنر مصورسازی ایران با رشد چشمگیر و بینظیر همراه بود. محدودیت صورتسازی در هنر اسلامی موجب شد هنرمندان، کتابها و اوراق آنها را به عنوان بستر مناسبی برای تجلی خلاقیت خود انتخاب کنند. برای شناخت بهتر نقوش و تزئینات این دوره، بررسی نسخ خطی مصور و فنون تذهیب و تشعیر آنها ضروری است.
ویژگیهای مصورسازی و تذهیب در کتب سلجوقی
نقوش اسلیمی و ختایی
هنرمندان سلجوقی از نقوش اسلیمی و ختایی به فراوانی استفاده میکردند. این نقوش غالباً در حاشیه کتابها، دور سطرها و در سرلوح صفحات دیده میشوند و الهام گرفته از طبیعت و گیاهان بودهاند.
استفاده از رنگ و نور در تذهیب
رنگ طلایی در قرآنها و کتابهای مذهبی، نماد نور و تقدس بوده و غالباً با تحریر مشکی ترکیب میشده است. در آثار غیرمذهبی نیز رنگهای قرمز، آبی و سبز به کار میرفته و ترکیب رنگها باعث جلوه بصری بیشتر میشده است.
تاثیر خطوط نسخ و کوفی
خط نسخ در این دوره به اوج شکوفایی خود رسید و در تزئینات کتابها نقش برجسته داشت. خط کوفی نیز در بعضی آثار همچنان به چشم میخورد، اما بیشتر به حاشیهها و سرلوحها محدود بود.
نقش طبیعت و الهام از گیاهان و حیوانات
طبیعت و گیاهان به عنوان منبع الهام، نقش مهمی در طراحی نقوش داشتهاند. این الهام در ترکیببندیها و جزئیات تذهیب و مصورسازی به وضوح دیده میشود.
تقسیمبندی کتب مصورسازی شده: مذهبی و غیرمذهبی
کتب مذهبی
کتابهای مذهبی شامل قرآنهای فارسی و نسخههای خطی مذهبی بودند که در صفحات پایانی اطلاعاتی درباره نویسنده، محل کتابت و منشاء نسخه ارائه میدادند. نقوش غالباً اسلیمی و طلایی بودند و در سرلوحها، گل آیهها و حاشیهها مشاهده میشدند.
کتب غیرمذهبی
نسخ غیرمذهبی شامل آثار ادبی و علمی مانند کتاب الأغانی، شاهنامه کاما و التریاق بودند. این کتابها ترکیبی از نقوش اسلیمی، گیاهی و انسانی داشتند و رنگآمیزی آنها با ظرافت و دقت انجام شده بود.
تحلیل و مقایسه نقوش در آثار دوره سلجوقی
نمونه آثار و تصویرسازیها
تصاویر برگرفته از کتب مذهبی و غیرمذهبی نشاندهنده تنوع نقوش، استفاده از رنگ و ترکیببندی خاص هنرمندان سلجوقی است.
شباهتها و تمایزهای هنری
اکثر آثار دارای نقوش اسلیمی و ختایی مشابه هستند، اما تفاوت در زمینه رنگ، جزئیات لباسها و ترکیببندی صفحه قابل مشاهده است.
بررسی ترکیببندی، رنگ و چیدمان نقوش
رنگ غالب در آثار مذهبی طلایی و در آثار غیرمذهبی غالباً قرمز و آبی بود. چیدمان نقوش با محوریت هاله نور، گلآیهها و خطوط هندسی انجام میشد و هماهنگی بین عناصر بصری در تمام نسخهها مشهود است.
نقش هنرمندان و تاثیر دوره سلجوقی بر هنر تذهیب
حمایت و نقش حاکمان سلجوقی در شکوفایی هنر
سلجوقیان هنرمندان مذهبان را حمایت میکردند و فراهم کردن مواد اولیه مانند طلا، سنگ لاجورد و کاغذ مرغوب را تسهیل میکردند.
نوآوریهای هنرمندان در تذهیب و مصورسازی
هنرمندان سلجوقی با خلاقیت و ترکیببندی نوآورانه، هنر مصورسازی و تذهیب را به سطوح بالاتر رساندند و آن را در آثار غیرمذهبی نیز به کار بردند.
ارتباط با هنرهای دیگر: سفالگری و فلزکاری
نقوش مصورسازی با هنرهای دیگر مانند سفالگری و فلزکاری تطابق داشت و نشاندهنده تأثیر متقابل هنرها در دوره سلجوقی است.
نتیجهگیری
مطالعه کتب مصور دوره سلجوقی نشان میدهد که هنرمندان سلجوقی از نقوش اسلیمی و ختایی الهام گرفتهاند و استفاده از رنگ و ترکیببندی هنری باعث تمایز آثار این دوره شده است. هنر مصورسازی سلجوقیان نه تنها در کتب مذهبی بلکه در آثار غیرمذهبی نیز شکوفا شده و پایهای برای تذهیب و هنر کتابآرایی ایران فراهم کرده است.
منابع و ماخذ
سمیه محمّدزاده مقدم، «بررسی نقوش و تزئینات کتب مصور دوره سلجوقی»، پژوهش هنر، ۱۴۰۴.
وزیری، ۱۳۶۳، تاریخ هنر اسلامی، تهران: انتشارات علمی و فرهنگی.
پاکباز، ۱۳۸۵، تاریخ مصورسازی ایران، تهران: انتشارات فرهنگستان هنر.
حاتم، ۱۳۸۷، سلجوقیان در تاریخ ایران، تهران: انتشارات دانشگاه.
زرینکوب، ۱۳۷۹، تاریخ ایران پس از اسلام، تهران: نشر ثالث.
این متن برگرفته از فصل ششم کتاب «شیوه تذهیب» اثر استاد اردشیر مجرد تاکستانی با عنوان «مذهبان نامدار» بازنویسی شده و به بررسی «مُذهبان قدیم ایران» و مشاهیر تذهیب در دورههای مختلف تاریخی میپردازد.
مذهبان سدۀ دوم هجری قمری
در سدۀ دوم هجری قمری، تعدادی از هنرمندان و مذهبان ایرانی فعالیت داشتند که برخی از آنها عبارتند از: یقطینی، ابراهیم صغیر، ابو موسیبن عمار، ابن سقطی، محمد و فرزندانش و ابو عبدالله خزیمی و فرزندانش. این هنرمندان پایههای هنر تذهیب در ایران را بنا نهادند و مسیر را برای نسلهای بعدی هموار کردند.
مذهبان سدۀ چهارم هجری قمری
در سدۀ چهارم هجری قمری، ابوبکر محمدبن حسن نقاش از جمله هنرمندان این دوره است. تاکنون آثار وی به طور قطعی شناسایی نشده است، اما ممکن است برخی آثارش موجود باشد که بدون رقم نقاش بر آنها باقی ماندهاند. در عهد پادشاهان غزنوی، نقاشان و هنرمندان بسیاری فعالیت داشتند که نامشان به دلایل مختلف از بین رفته است. با این حال، میتوان به عثمان وراق، خوشنویس و استاد تذهیب، و ابو نصر نقاش و صورتگر مشهور اشاره کرد. همچنین عبدالمک، نقاش و مهندس دربار سلطان مسعود، از نقاشان برجسته این دوره بود.
مذهبان سدۀ پنجم هجری قمری
عبدالرحمان محمد دامغانی، یکی از مذهبان مشهور سدۀ پنجم هجری قمری، در هنر تذهیب و تزیین کتابهای مذهبی مهارت بسیاری داشت. آثار او نمونهای از ظرافت و دقت هنرمندان این قرن است.
مذهبان سدههای ششم و هفتم هجری قمری
در اواخر سدۀ ششم هجری قمری، عبدالعزیز مذهّب به عنوان هنرمندی زبردست و نازکقلم شناخته میشد. آثار قرآنی او نشاندهنده قدرت و چابکی قلم و دقت بینظیر در تذهیب است. زینالدین خطاط و جمالالدین نقاش اصفهانی، پدر کمال اسماعیل شاعر، از نقاشان دوره سلجوقی بودند و همزمان با طغرلبن ارسلان فعالیت داشتند.
فخرالدین حسینبن بدیع و شیخ بدرالدین نیز از دیگر نقاشان سدههای ششم و هفتم بودند. حسینبن بدیع در سال ۶۷۲ هجری قمری، همزمان با وفات خواجه نصیرالدین طوسی، درگذشت. همچنین هنرمندانی چون محمدبن عون، احمدبن ابینصر عتیق و محمدبن مسعود ابهر نیز در این دوران آثار برجستهای از خود به جای گذاشتند.
مذهبان سدههای هشتم تا دهم هجری قمری
در عهد سلطان محمد اولجایتو و ابوسعید، نقاشی و تذهیب رونق بسیاری داشت. محمدبن ایبک و حمزهبن محمد علوی، که اوایل قرن هشتم هجری قمری میزیستند، از مذهبان معروف زمان خود بودند. محمدبن محمدعلی طوسی و احمد موسی از استادان برجسته این دوره محسوب میشدند. شاگرد احمد موسی، امیر دولتیار، از غلامان سلطان ابوسعید بود. مولانا ولیالله نیز از نقاشان مشهور این زمان به شمار میرفت.
سلطان احمدبن اویس جلایر، از سلسلۀ آل جلایر، خود در هنرهای مختلفی چون نقاشی، تذهیب و خاتمبندی مهارت داشت. او شعر خوش میسرود، خط نیکو مینوشت و در موسیقی و ادوار استاد بود.
در دورۀ اول صفوی، هنرمندانی چون میرخالمذهب و فرزندش قوامالدین مسعود، عبدالوهاب شیرازی، محمدامین خطاط، میرمصور و مولانا محسن مجلد آثار خود را ارائه کردند. حافظ ملا مسیح الله، مذهّب گمنام و نازکقلم، در اواخر دورۀ تیموری میزیست.
در بغداد، استاد شمسالدین و شاگردان او، عبدالحی و جنید بغدادی، مکتب دوم بغداد را شکل دادند. مکتب تبریز شاخهای از این مکتب بود که بابا حیدر نقاش بدان منسوب است.
علیرضا عباسی، مذهّب و نقاش صفوی، و خواجه میرک، استاد بیهمتای تذهیب و تصویر، از هنرمندان سدۀ دهم هجری قمری بودند. خواجه میرک بیشتر کتابهای عمارات هرات را تذهیب کرده و در زمان سلطۀ محمدخان شیبانی در خراسان وفات یافت.
مذهبان سدههای یازدهم تا سیزدهم هجری قمری
صالح مذهّب، استاد تذهیب و نقاش اواخر سدۀ یازدهم هجری قمری، در تشعیر، حلکاری و تصویرسازی دستی تبحر داشت. شرفالدین علی، مذهّب و استاد شیرینقلم هند، از نقاشان مغولی بود و در تذهیب و تصویرسازی صاحبمهارت بود.
علینقی مذهّب، از نازکقلمترین هنرمندان دوران افشاری و زندیه، آثار پرمایۀ قرآنی با تذهیب برازنده خلق کرده است. علیمحمد مذهّب، نقاش و تذهیبکار دورۀ قاجاریه، به همراه میرزا عبدالوهاب و دیگر شاگردان، در تذهیب کتابهای مصور مانند «الف لیل و لیله» فعالیت میکردند.
سید جعفر مذهّب، استاد تذهیب و نقاش قاجار، در هنر زرنشان و طلاکاری مهارت داشت. اسدالله مذهّب مشهدی نیز از استادان چیرهدست این دوره بود و آثارش در موزۀ گلستان محفوظ است.
از دیگر هنرمندان برجسته این دوره میتوان به علیاصغر مذهّب و میرزا عبدالعلی مذهّب اشاره کرد. میرزا عبدالعلی در تذهیب و تشعیر حاشیههای کتاب «امتحان الفضلا» استاد بود. عبدالوهاب مذهباشی شیرازی، مدهباشی چابکقلم، توسط ناصرالدین شاه قاجار لقب مذهّباشی گرفت و در انواع تذهیب، تشعیر و حلکاری مهارت داشت. همچنین میرزا شکرالله مذهّب، غیاثالدین محمود مذهّب مشهدی و تذهیبی اصفهانی، از دیگر هنرمندان توانمند این دوره بودند که در افشانسازی و ابرسازی مرقعها و کتابها استاد بودند.