تذهیبکاران ایران در متون کهن عمدتاً در میان گزارشهای ادبی، تاریخی و تذکرههای هنری معرفی شدهاند؛ آثاری که نهتنها به شاعران و خوشنویسان میپردازند، بلکه در لابهلای زندگینامهها از نام مذهّبان و هنرمندان کتابآرایی نیز یاد کردهاند. این متون، بهویژه در دوره صفویه و قاجار، نقش مهمی در ثبت هویت هنرمندانی داشتهاند که آثارشان در نسخههای خطی باقی مانده اما نامشان کمتر در تاریخ رسمی هنر آمده است.
مقدمه
تذکرهها و منابع مکتوب فارسی از مهمترین راههای شناخت تاریخ هنر کتابآرایی و بهویژه تذهیب در ایران هستند. بسیاری از اطلاعات ما درباره هنرمندانِ کمتر شناختهشده مانند مذهّبان، صحّافان، کاتبین و کارگاههای سلطنتی از خلال همین تذکرهها به دست میآید؛ چرا که تاریخنگاران غالباً توجه بیشتری به پادشاهان، جنگها و رویدادهای سیاسی داشتهاند و نام هنرمندان در حاشیه میمانده است. در این میان، چندین تذکره برجسته، نقش کلیدی در معرفی تذهیبکاران ایران بهویژه در دوره صفویه و پس از آن داشتهاند که در ادامه بهتفصیل معرفی میشوند.
۱. تذکره هفت اقلیم: نوشته امین احمد رازی (قرن دهم هجری قمری)
این اثر یکی از نخستین منابع گسترده درباره هنرمندان ایرانی در دوره صفویه بهشمار میرود. هفت اقلیم علاوه بر ذکر زندگینامه حکیمان، شاعران و اهل فضل، اشارات پراکنده اما ارزشمندی به هنرمندان هنرهای کتابی دارد. اهمیت آن در این است که اطلاعاتی درباره مذهبباشیهای دربار صفوی در شهرهایی چون قزوین و اصفهان ارائه میدهد؛ کسانی که وظیفه نظارت بر گروه مذهّبان در کتابخانه سلطنتی را برعهده داشتند. این اثر هرچند در جزئیات فنی تذهیب گسترده نیست، اما از آنجا که نام برخی هنرمندان را در دورهای قدیمیتر ثبت کرده است، ارزش تاریخی فراوان دارد.
۲. گلستان هنر: تألیف قاضی احمد منشی قمی (حدود ۱۰۰۵ هجری قمری)
گلستان هنر مهمترین و معتبرترین تذکره برای شناخت هنرمندان مکتب صفوی محسوب میشود. قاضی احمد، خود از نزدیک در دربار حضور داشته و اطلاعاتش مبتنی بر مشاهده و روایت مستقیم است. او در این کتاب افزون بر معرفی نقاشان و نگارگران برجسته، به صراحت نام چندین مذهبکار را ذکر میکند.
از جمله به «محمدی مذهب» و «میرعماد مذهب» اشاره میکند. میرعماد هنرمندی چندوجهی و جامع مهارتها بود. همچنین نام تذهیبکاران قرآنها و دیوانهای نفیس کتابخانه شاه عباس آمده است. این اثر یکی از معدود منابعی است که فرآیند تولید کتاب در دربار را با ذکر نقشهای تخصصی توضیح میدهد. نقشهایی چون نقاش، مذهّب، جلدساز و کاتب در آن ثبت شدهاند. بنابراین این کتاب برای پژوهشگران تاریخ تذهیب بسیار ارزشمند است.
۳. تحفه ناصری: نوشته محمدطاهر نصرآبادی (قرن یازدهم هجری)
تحفه ناصری در اصل تذکره شاعران است. بسیاری از شاعران آن دوره علاوه بر شاعری، در خوشنویسی یا هنرهای وابسته به کتاب فعالیت میکردند. نویسنده اطلاعاتی درباره تذهیب نیز در این کتاب ارائه میدهد. نصرآبادی گاه اشاره میکند که برخی خوشنویسان در آراستن کتب خود نقش داشته و خود صفحات را تذهیب میکردند. این نکته نشان میدهد که تذهیبکاران ایران در متون کهن همواره بخشی از جریان فرهنگی و هنری کشور بودهاند. ارزش این اثر در آشکار کردن پیوند میان هنر شعر و هنر کتابآرایی است. این سنت در فرهنگ ایرانی سابقهای طولانی دارد.
۴. تذکره نقاشان: نوشته معینالمصور اصفهانی (قرن دوازدهم هجری)
این کتاب از معدود منابعی است که بهطور نسبتاً تخصصی به معرفی نگارگران و هنرمندان کتابی دوره صفویه میپردازد. برخلاف بسیاری از تذکرهها که نگاهشان ادبی است، این اثر به حرفه هنری و مهارت عملی هنرمندان توجه دارد. نویسنده در تذکره نقاشان از گروهی از تذهیبکاران مستقل در اصفهان و شیراز نام برده است. این ویژگی باعث میشود کتاب به منبعی مهم برای پژوهشهای تطبیقی میان مکاتب هنری شهرها تبدیل شود.
۵. مرآتالخیال: نوشته واله داغستانی (قرن دوازدهم هجری)
مرآتالخیال تذکرهای ادبی هنری است که دامنه گستردهای از اهل هنر را معرفی میکند. نویسنده در این کتاب علاوه بر شاعران، خوشنویسان و موسیقیدانان، نام مذهّبان دوره افشاریه و دربار نادرشاه را نیز آورده است. اهمیت کتاب در انتقال سنت هنرمندان صفوی به دورههای پسین و امکان ردیابی تداوم سبکهای کتابآرایی است.
۶. خلاصهالاشعار و زبدهالافکار: نوشته تقیالدین کاشانی (قرن یازدهم هجری)
گرچه این اثر ماهیتی شاعرانه دارد، اما به دلیل ارائه شرححال دقیق شخصیتهایی که گاه چندین هنر را توأمان داشتهاند، اهمیت مییابد. نویسنده در برخی زندگینامهها اشاره میکند که فرد علاوه بر شاعری، در خوشنویسی و گاه تذهیب نیز فعالیت داشته است.این کتاب برای شناخت هنرمندان چندمهارتی دوره صفوی سودمند است و نشان میدهد که مرز میان هنرها همیشه ثابت نبوده است.
۷. تاریخ عالمآرای عباسی: نوشته اسکندر بیگ منشی (قرن یازدهم هجری)
از آنجا که این کتاب متکی بر وقایعنگاری رسمی است، اسامی ذکرشده اعتبار تاریخی زیادی دارند.نویسنده در روایت رویدادهای دربار، از نقش هنرمندانی چون نقاشان، مذهّبان، صحّافان و مذهبباشیها نام میبرد. از جمله نامهای برجستهای که او در این اثر ثبت کرده است میتوان به «میرزا علی مذهب» و «مولانا یوسف مذهب» اشاره کرد.این اثر در اصل تاریخ سیاسی و درباری شاه عباس اول است، اما بخشهایی ارزشمند درباره کتابخانه سلطنتی و گروههای هنری دارد.
منابع دوره قاجار
با گذار از دوره صفوی و افشاریه به قاجار، نویسندگان سنت تذکرهنویسی را ادامه دادند و در آثار خود اطلاعاتی درباره تذهیبکاران ایران در متون کهن گردآوری کردند؛ این آثار اغلب جنبه ادبی داشتند، اما نویسندگان نام هنرمندان نسخهپردازی را نیز در آنها ذکر کردند، از جمله:
۸. خوشهچینی از تذکرهها: گردآوری محمدتقی مدرس رضوی
این کتاب بهنوعی تلخیص و گردآوری تذکرههای پیشین است و در کنار معرفی خوشنویسان و شاعران، اشارههایی به مذهّبان دوره قاجار نیز ارائه میکند.
۹. ریاض العارفین: نوشته لطفعلی بیک آذر بیگدلی
نویسنده در این اثر خوشنویسان و شاعران را معرفی کرده و همزمان اطلاعاتی درباره همکاران هنری آنان چون مذهّبان و صحّافان ارائه میدهد، که برای شناخت ارتباط هنرمندان کتابی دوره قاجار اهمیت دارد.
پژوهشهای معاصر درباره تذهیبکاران در تذکرهها
در دهههای اخیر، پژوهشگران با رویکرد تحلیلی به تذکرهها نگاه کرده و دادههای پراکنده این منابع را دستهبندی و استخراج کردهاند. نمونههایی از این پژوهشها عبارتاند از:
- «بررسی تذهیبکاران در تذکره گلستان هنر» منتشرشده در فصلنامه هنرهای زیبا، دانشگاه تهران، شماره ۴۵
- «نقش مذهّبان در کارگاه سلطنتی صفوی» نوشته دکتر پریسا سپهری، فصلنامه هنر اسلامی، ۱۳۹۶
- پایاننامه کارشناسی ارشد «شناسایی تذهیبکاران ایران از قرن هشتم تا دوازدهم هجری از طریق تذکرهها» دانشگاه هنر اصفهان، ۱۳۹۸
این پژوهشها با تحلیل دادهها، فهرستنویسی نامها و بررسی نقش مذهّبان در تولید نسخههای خطی، تصویر دقیقتری از جایگاه هنرمندان تذهیب در تاریخ هنر ایران ارائه کردهاند.


دیدگاه شما چیست؟