تصویر مرد میانسال در حال کارکردن تذهیب پشت میز و محمدباقر آقامیری؛ از نگارگری تا تذهیب

محمدباقر آقامیری؛ از نگارگری تا تذهیب

استاد محمدباقر آقامیری، از پیشکسوتان هنرهای سنتی است که در نگارگری و تذهیب نسخه‌های خطی و تزئین قرآن فعالیت داشته است. او نگارگری را نزد استادان مطرحی فرا گرفت و تحصیلات دانشگاهی خود را در رشته نقاشی و گرافیک تکمیل کرد.آثار آقامیری شامل نگاره‌های مذهبی، حماسی و ادبی است. سبک او تلفیقی از سنت نگارگری ایرانی با نگاه معاصر است و آثاری خلق کرده که در موزه‌ها و مجموعه‌های داخلی و بین‌المللی نگهداری می‌شوند.

مقدمه

زندگی و مسیر هنری استاد محمدباقر آقامیری نمونه‌ای بارز از پیوند استعداد طبیعی با تلاش مستمر و آموزش حرفه‌ای است. مهاجرت خانواده به تهران فرصت دسترسی به آموزش‌های گسترده‌تر و محیط فرهنگی پویاتر را برای او مهیا ساخت و مسیر زندگی‌اش را به سمت هنر حرفه‌ای هدایت نمود. تحصیلات دانشگاهی و آموزش نزد استادان برجسته، علاوه بر پرورش مهارت‌های فنی، پایه‌ای مستحکم برای خلاقیت و نوآوری او در نگارگری و تذهیب ایجاد کرد.

فعالیت‌های آموزشی و هنری آقامیری، همراه با حضور فعال او در دانشگاه‌ها و مراکز تخصصی، تعهدش به حفظ و گسترش هنرهای ملی و آیینی ایران را نشان می‌دهد. او با تربیت نسل‌های متعدد هنرمند، نقش مهمی در تداوم این هنرها ایفا کرده است.
آثار نگارگری و تذهیب او شامل نسخه‌های خطی، قرآن‌ها و مجموعه‌های ادبی و تاریخی است. این آثار با ترکیب‌بندی‌های دقیق، رنگ‌گذاری لایه‌لایه و مضامین ادبی و عرفانی، جایگاهی متمایز در هنر معاصر ایران دارند.
این تجربه گسترده، آقامیری را به یکی از پیشکسوتان برجسته نگارگری و تذهیب و چهره‌ای تأثیرگذار در هنرهای سنتی کشور تبدیل کرده است.

زندگی‌نامه

محمدباقر آقامیری در سال ۱۳۲۹ در روستای حسن‌آباد، از توابع یاسوکند شهرستان بیجار در استان کردستان، متولد شد. او دوران کودکی خود را در فضایی روستایی و در دل طبیعت گذراند. این محیط سرشار از رنگ و نقش، در شکل‌گیری ذوق هنری و نگاه بصری او نقش مهمی داشت.

با مهاجرت خانواده به تهران، او به آموزش‌های گسترده‌تر و فضای فرهنگی پویاتری دست یافت. این تغییر مسیر زندگی او را به‌سوی هنر حرفه‌ای هدایت کرد. آقامیری تحصیلات ابتدایی را در زادگاهش گذراند و دوره‌های بعدی را در تهران ادامه داد. او از سال‌های نوجوانی علاقه و استعداد خود را در نقاشی و هنرهای سنتی نشان داد.

او با پشتکار و پیگیری مستمر، نگارگری و تذهیب را به‌صورت جدی دنبال کرد. طی چند دهه فعالیت، به یکی از چهره‌های شاخص و پیشکسوت این عرصه در ایران تبدیل شد. آقامیری علاوه بر خلق آثار، در آموزش و انتقال تجربه به نسل‌های بعدی نیز نقش مؤثری داشت.

حضور فعال او در حوزه‌های آموزشی، نمایشگاهی و دانشگاهی چشمگیر است. تعهد او به حفظ و گسترش هنرهای ملی و آیینی، جایگاهش را در هنر معاصر ایران تثبیت کرده است.

تحصیلات دانشگاهی

محمدباقر آقامیری آموزش نگارگری را نزد استادانی چون محمدعلی زاویه، نصرت‌الله یوسفی، حسین الطافی و بهمن بروجنی فراگرفت. هم‌زمان، تحصیلات آکادمیک خود را در رشته نقاشی در دانشکده هنرهای تزیینی آغاز کرد.

او تحصیلات عالی خود را در دانشکده هنرهای زیبا تهران در رشته گرافیک ادامه داد. آقامیری با دریافت فوق‌لیسانس ارتباط تصویری، پایه علمی و نظری خود را در هنرهای تجسمی تقویت کرد.

شورای عالی فرهنگ و هنر، عنوان دکترای درجه یک هنر در نقاشی و هنرهای اسلامی را به او اعطا کرد. این عنوان جایگاه برجسته او را در هنرهای سنتی ایران نشان می‌دهد.

فعالیت‌های آموزشی

آقامیری سال‌ها در حوزه آموزش هنر فعال بوده است. او در دانشکده هنرهای زیبای دانشگاه تهران، دانشگاه هنر و دانشگاه الزهرا تدریس کرده است. همچنین در دانشگاه آزاد اسلامی و هنرستان‌های هنرهای تجسمی تهران فعالیت آموزشی داشته است.

او علاوه بر آموزش دانشگاهی، در مراکز تخصصی قالی و کاشی و آموزشگاه‌های آزاد نیز شاگردان بسیاری تربیت کرده است. این فعالیت‌ها جایگاه او را در میان استادان برجسته نگارگری معاصر ایران تثبیت کرده‌اند.

تجربه طولانی در آموزش هنرهای سنتی، آقامیری را به یکی از تأثیرگذارترین مربیان و نقاشان معاصر کشور تبدیل کرده است.

آثار نگارگری وی

آثار نگارگری آقامیری شامل نگاره‌های مذهبی، حماسی، ادبی و منظره‌پردازی‌های مینیاتوری‌مآب است. در فهرست آثار او عناوینی چون «پهلوان سید حسین شجاعت» (۱۳۶۱) و «ظهر عاشورا» (۱۳۶۵) دیده می‌شود. آثاری مانند «اساتیر» (۱۳۸۳)، «ای خوش آن روز» (۱۳۸۸) و «طاووس خیال» (۱۳۹۱) نیز در کارنامه او قرار دارند. او این آثار را با تکنیک گواش و آبرنگ و در ابعاد مختلف خلق کرده است. بسیاری از این آثار در موزه‌ها، مجموعه‌های خصوصی و نمایشگاه‌ها نگهداری یا عرضه شده‌اند.

محمدباقر آقامیری در نگارگری خود را از شاگردان و علاقه‌مندان استاد محمود فرشچیان می‌داند. او معتقد است فرشچیان در عین پایبندی به سنت، نگاه معاصر را وارد آثار خود کرده است. به باور او، این رویکرد فرشچیان را به پیشگام تحول در نگارگری ایرانی تبدیل کرده است.

آثار تذهیب وی

آقامیری علاوه بر نگارگری، در تذهیب و آرایش نسخه‌های خطی و تزئین قرآن فعالیت گسترده‌ای دارد. او بیش از ۳۰ جلد قرآن را تذهیب و ترصیح کرده و تصویرسازی و تذهیب بیش از ۴۰ عنوان کتاب تاریخی، ادبی و مذهبی را بر عهده داشته است. آثار تذهیب او هم به صورت چاپ‌شده و هم به شکل نسخه‌های محفوظ نگهداری و عرضه شده‌اند.

آثار استاد شامل نسخه‌های خطی و چاپی با تذهیب و تصویرسازی است. این آثار طیف گسترده‌ای از متون دینی، ادبی و تاریخی را دربرمی‌گیرند. از جمله قرآن کریم، دیوان حافظ، شاهنامه فردوسی، گلستان و بوستان سعدی، رباعیات خیام، خمسه نظامی و ترانه‌های فولکلور ایران.

علاوه بر این، او در تصویرسازی و تذهیب متون دیگر نیز فعالیت کرده است. نمونه‌هایی از این آثار شامل داستان‌های پیامبران، کتاب «مادر»، اشعار و غزلیات شمس (مولانا)، کتاب پهلوان و پهلوانی، دیوان اشعار رودکی سمرقندی و دیوان دهلوی است. این آثار نشان‌دهنده گستردگی نگاه هنری آقامیری و تلاش او برای حفظ و گسترش میراث ادبی و مذهبی ایران هستند.

تذهیب محمدباقر آقامیری

سبکِ هنریِ او

سبک هنری محمدباقر آقامیری پیوند آگاهانه سنت اصیل نگارگری ایرانی با نگاهی معاصر و شخصی است. او بر مبانی کلاسیک این هنر تسلط کامل دارد و از خطوطی ظریف، دقیق و کنترل‌شده بهره می‌گیرد. با رنگ‌آمیزی لایه‌لایه در تکنیک‌هایی چون گواش و آبرنگ، فضایی نرم، شفاف و شاعرانه می‌آفریند.

ترکیب‌بندی آثار او اغلب بر پایه روایت شکل گرفته و یادآور ساختار قصه‌پردازانه ادبیات کلاسیک ایران است. هر نگاره نه‌تنها یک تصویر، بلکه صحنه‌ای روایی با آغاز، اوج و معناست. حضور عناصر نمادین، استفاده سنجیده از فضا و تعادل میان جزئیات و کلیت تصویر، از ویژگی‌های شاخص زبان بصری او هستند.

در آثار آقامیری، او توجه ویژه‌ای به نقش‌مایه‌های طبیعت، به‌ویژه گل‌ها، گیاهان و پرندگان (گل و مرغ) دارد. اغلب به آن‌ها بار معنایی و نمادین می‌بخشد و از آن‌ها برای انتقال مفاهیم عرفانی و انسانی بهره می‌گیرد. او با تلفیق تصاویر عرفانی با صحنه‌های روایی و مذهبی، جهانی سرشار از معنا، آرامش و تأمل خلق می‌کند. پالت رنگی لطیف، هماهنگ و گاه خیال‌انگیز او حس معنویت و لطافت را تقویت می‌کند.

در مجموع، گرایش پررنگ استاد به مضامین ادبی، آیینی و معنوی، همراه با وفاداری به سنت نگارگری ایرانی و نگاه نو و معاصر، سبکی متمایز و قابل‌تشخیص در کارنامه هنری او ایجاد کرده است.

دغدغه‌های استاد آقامیری درباره حفظ و ترویج هنر نگارگری ایران

استاد محمدباقر آقامیری در گفت‌وگوها و گزارش‌های رسانه‌ای خود بارها به دغدغه‌هایی اساسی در حوزه هنرهای سنتی ایران اشاره کرده است. از نگاه او، یکی از مهم‌ترین چالش‌ها، کم‌توجهی دانشگاه‌ها و نهادهای فرهنگی به هنرهای ملی و آیینی، به‌ویژه نگارگری است.

او بر این باور است که آموزش عالی و مراکز فرهنگی باید نقش فعال‌تری در حفظ، پژوهش و ترویج میراث هنری ایفا کنند. همچنین از موزه‌ها و نهادهای هنری می‌خواهد که در برگزاری رویدادهای ملی، از جمله برنامه‌هایی با محوریت «صد سال نگارگری ایران»، مشارکت جدی داشته باشند.

یکی دیگر از نگرانی‌های او، بی‌توجهی به آثار نگارگری و شرایط نامناسب نگهداری آن‌هاست. استاد آقامیری در برخی مصاحبه‌ها با تأسف گفته است که سال‌ها بخشی از آثارش را بدون امکان نمایش در فضای شخصی نگه داشته‌اند. او با طرح این مسئله نسبت به وضعیت حفاظت و معرفی آثار هنرمندان پیشکسوت هشدار می‌دهد و بر ضرورت ایجاد سازوکارهای مؤثر برای صیانت و نمایش شایسته آن‌ها تأکید می‌کند.

نمایشگاه‌ها

محمدباقر آقامیری تاکنون نمایشگاه‌های فردی و گروهی متعددی در داخل کشور و خارج از ایران برگزار کرده است. آثار او در نمایشگاه‌های دولتی و خصوصی، موزه‌ها و سالن‌های فرهنگی به نمایش درآمده‌اند و مورد استقبال علاقه‌مندان و پژوهشگران هنرهای سنتی و نگارگری قرار گرفته‌اند.

علاوه بر نمایشگاه‌های داخلی، استاد آثار خود را در نمایشگاه‌های بین‌المللی متعددی نیز به نمایش گذاشته است؛ از جمله در کشورهای انگلستان (۱۹۷۵ و ۱۹۹۸)، مجارستان (۱۹۷۲)، پاکستان (۱۹۸۲)، بنگلادش (۱۹۸۴)، الجزایر (۱۹۸۷)، کانادا (۱۹۸۸ و ۱۹۸۹)، آمریکا (۱۹۹۰، ۲۰۰۱ و ۲۰۰۳)، چین (۱۹۸۹ و ۱۹۹۸)، تاجیکستان و جمهوری آذربایجان (۱۹۸۹)، مالزی (۱۹۹۸)، سوئیس (۱۹۹۹)، قبرس (۲۰۰۰)، هندوستان (۲۰۰۲)، آفریقای جنوبی و ژاپن (۲۰۰۳). در بسیاری از این کشورها، او نمایشگاه‌های اختصاصی برگزار کرده و آثارش را به‌صورت گسترده به مخاطبان معرفی کرده است.

داوری‌ در جشنواره‌ها و رویدادهای هنری

محمدباقر آقامیری در طول سال‌های فعالیت هنری خود، در داوری جشنواره‌ها و رویدادهای هنری مختلف حضور فعال داشته است و تجربه ارزشمندی در ارزیابی آثار هنری کسب کرده است. از جمله سوابق او می‌توان به عنوان دبیر چهارمین دوسالانه نگارگری ایران اشاره کرد که نشان‌دهنده جایگاه برجسته او در جامعه هنری کشور است.

علاوه بر آن، استاد در شوراها و هیئت‌های سیاست‌گذاری برخی جشنواره‌ها و برنامه‌های هنری عضویت داشته و در جلسات ارزیابی و انتخاب آثار نقشی مؤثر ایفا کرده است. حضور مستمر او در این حوزه، علاوه بر ارتقای کیفیت رویدادهای هنری، نقش مهمی در هدایت و حمایت از هنرمندان جوان و تازه‌کار ایفا کرده است.

ثبت جهانی نگارگری و جایگاه محمدباقر آقامیری

نام استاد محمدباقر آقامیری به‌عنوان یکی از هنرمندان زنده و برجسته نگارگری ایرانی شناخته می‌شود. این شناخت هم‌زمان با ثبت جهانی هنر نگارگری ایرانی رخ داده است.

هنگام ثبت این هنر در فهرست میراث ناملموس جهانی یونسکو، مسئولان علاوه بر نام هنر، چند استاد پیشکسوت را نیز به‌عنوان «گنجینه زنده بشری» معرفی کردند. محمدباقر آقامیری یکی از آن‌ها بود.

طبق گزارش‌ها، نهادهای فرهنگی او را در کنار استادانی چون محمود فرشچیان، مجید مهرگان، مهین افشان‌پور و اردشیر مجرد تاکستانی به‌عنوان یکی از پیشکسوتان زنده نگارگری ایران معرفی کرده‌اند. او سهم قابل‌توجهی در حفظ و گسترش این هنر داشته است. این جایگاه نشان می‌دهد که نهادهای رسمی نقش او را در جریان نگارگری به رسمیت شناخته‌اند و پس از ثبت جهانی، در سطح ملی و بین‌المللی به او احترام گذاشته‌اند.

نتیجه‌گیری

مسیر حرفه‌ای و هنری آقامیری نشان می‌دهد که ترکیب تخصص فنی، آموزش مستمر، پژوهش در سنت‌ها و نگاه نوآورانه می‌تواند جایگاهی برجسته در سطح ملی و بین‌المللی برای یک هنرمند ایجاد کند. حضور او در نمایشگاه‌های داخلی و بین‌المللی، داوری جشنواره‌ها و عضویت در شوراهای سیاست‌گذاری هنری، نقش او را در هدایت و حمایت از هنرمندان جوان و ارتقای سطح هنرهای سنتی ایران تثبیت کرده است.

ثبت جهانی نگارگری ایرانی و معرفی استاد محمدباقر آقامیری به‌عنوان یکی از پیشکسوتان زنده و گنجینه‌های زنده هنر، مهر تأییدی بر جایگاه او در حفظ، ترویج و توسعه میراث هنری کشور است. این امر نه تنها بیانگر احترام رسمی به نقش او در جریان هنر نگارگری است، بلکه الهام‌بخش نسل‌های آینده در ادامه مسیر هنرهای سنتی و آیینی ایران نیز محسوب می‌شود.

تصویر بهزاد در حال نقاشی کردن به همراه یکی از آثار وی و نقد روند ثبت جهانی نگارگری بهزاد

نقد روند ثبت جهانی نگارگری بهزاد

در «نقد روند ثبت جهانی نگارگری بهزاد» مسئله اصلی، شفاف نبودن سازوکار یونسکو و ضعف حضور ایران در رقابت‌های فرهنگی منطقه است. در حالی‌که افغانستان با تدوین پرونده‌ای منسجم توانست میراث بهزاد را به نام خود ثبت کند، ایران دیرهنگام و واکنشی عمل کرد و فرصت مشارکت یا ثبت مشترک را از دست داد.

مقدمه

ثبت جهانی «نگارگری به سبک بهزاد» به نام کشور افغانستان در فهرست میراث فرهنگی ناملموس یونسکو، موجی از واکنش‌های انتقادی، تاریخی و هویتی را در ایران برانگیخت. این هنر که با نام استاد کمال‌الدین بهزاد، یکی از برجسته‌ترین چهره‌های نگارگری ایرانی شناخته می‌شود، ریشه در بستر فرهنگی و هنری ایران دوره تیموری و سپس صفوی دارد.

با این حال، اعلام ثبت آن به نام افغانستان، پرسش‌هایی درباره نقش دیپلماسی فرهنگی ایران، تاریخ سیاسی افغانستان، مفهوم مالکیت فرهنگی، و سازوکارهای یونسکو در ثبت میراث ناملموس را برجسته کرده است. این مقاله با رویکردی تحلیلی و انتقادی، تلاش دارد ابعاد مختلف این پرونده را بررسی کند.

۱. چگونگی شکل‌گیری ثبت جهانی نگارگری بهزاد به نام افغانستان

ثبت جهانی میراث ناملموس در یونسکو طی روندی چندمرحله‌ای انجام می‌شود که شامل تهیه پرونده، ارائه مستندات، دفاع کارشناسی و بررسی در کمیته بین‌الدول است. افغانستان طی سال‌های اخیر تلاش کرده است تا بخشی از میراث تاریخی و هنری دوره تیموری را، که هرات مرکز اصلی آن بود، در قالب هویت ملی معاصر خود بازنمایی کند.

هرات در دوره تیموری یکی از مراکز شکوفایی هنر نگارگری ایرانی بود و بسیاری از آثار بهزاد در همین بستر شکل گرفتند. افغانستان با تکیه بر این پیشینه تاریخی، پرونده‌ای مستقل برای ثبت نگارگری به سبک بهزاد آماده کرد.

نکته مهم آن است که یونسکو میراث ناملموس را متعلق به «کشورها» نمی‌داند، بلکه آن را مرتبط با «جوامع فرهنگی» می‌شناسد. با این حال، ثبت پرونده‌ها به نام یک کشور می‌تواند در سطح افکار عمومی نوعی «مالکیت» ایجاد کند. افغانستان این ظرفیت را به‌خوبی درک کرده و با تدوین یک پرونده نسبتاً جامع، توانست حمایت لازم برای ثبت جهانی را کسب کند.

۲. اقدامات دولت ایران در این خصوص

ایران در سال‌های گذشته در بسیاری از پرونده‌های مشترک با کشورهای همسایه از رقابت فرهنگی بازمانده است. در موضوع نگارگری بهزاد، ایران اقدام مؤثری برای تهیه پرونده مستقل یا مشترک انجام نداد. با وجود هشدارهای هنرمندان و کارشناسان مبنی بر تلاش افغانستان برای ثبت این هنر به نام خود، روند رسمی ایران برای پیگیری موضوع یا تدوین پرونده جایگزین بسیار کند بود.

برخی مسئولان فرهنگی ایران اعلام کرده‌اند که از ثبت این پرونده بی‌اطلاع بوده‌اند یا دیر در جریان قرار گرفته‌اند، که این خود ضعف قابل توجهی در سیستم دیپلماسی فرهنگی و نظارت بر تحولات میراث ناملموس یونسکو است. در حالی‌که کشورهای دیگر با اشراف کامل بر پرونده‌های فرهنگی منطقه عمل می‌کنند، ایران اغلب در موقعیت واکنشی قرار می‌گیرد.

۳. تاریخ افغانستان به عنوان یک کشور مستقل

یکی از محورهای بحث‌برانگیز در شبکه‌های اجتماعی و میان برخی منتقدان، مسأله قدمت دولت-ملت افغانستان است. افغانستان به‌عنوان یک کشور مستقل در قالب سیاسی فعلی، قدمتی حدوداً دویست‌ساله دارد (از زمان شکل‌گیری حکومت احمدشاه درانی در قرن هجدهم). اما این موضوع لزوماً ارتباطی به سابقه فرهنگی ندارد.

میراث فرهنگی ناملموس و تاریخ هنر، به مرزهای سیاسی امروز وابسته نیست؛ دوره تیموری، صفوی و حتی پیش‌تر، در منطقه‌ای شکل گرفته‌اند که مرزهای امروزی ایران، افغانستان و آسیای مرکزی را شامل می‌شد. هراتِ تیموری بخشی از قلمرو فرهنگی ایران‌زمین بود و مرکز پرورش هنرمندانی همچون بهزاد.

بنابراین، هرچند قدمت دولت افغانستان کوتاه است، اما سابقه فرهنگی سرزمین‌هایی که امروز افغانستان نامیده می‌شود، طولانی و ریشه‌دار است. با این حال، طرح این موضوع نشان می‌دهد که بخشی از حساسیت عمومی ناشی از عدم تفکیک میان «ملت مدرن» و «میراث تاریخی» است.

۴. نگرانی عمومی درباره مالکیت فرهنگی در ایران

بخش قابل توجهی از واکنش‌های عمومی در ایران ناشی از دغدغه نسبت به «مالکیت فرهنگی» است. بسیاری از مردم احساس می‌کنند که میراث مشترک منطقه‌ای، بدون حضور فعال ایران، به نام دیگر کشورها ثبت می‌شود. این دغدغه در سال‌های اخیر با ثبت مواردی چون چلوکباب، کمانچه، تار و دیگر عناصر فرهنگی افزایش یافته است.

کاربران شبکه‌های اجتماعی معتقدند که ایران باید در صحنه یونسکو حضور پررنگ‌تری داشته باشد و نگذارد میراثی که ریشه در بستر تمدنی ایران دارد، صرفاً به نام دیگر کشورها شناخته شود. این نگرانی تا حدی نتیجه ضعف اطلاع‌رسانی و فقدان راهبرد مشخص ملی در حوزه دیپلماسی فرهنگی است.

۵. فعال شدن دیپلماسی فرهنگی کشور در دولت

یکی از پیامدهای این رویداد، طرح دوباره ضرورت فعال‌سازی دیپلماسی فرهنگی ایران است. نهادهای مسئول باید با شناخت دقیق از میراث مشترک، وارد مذاکرات منطقه‌ای و جهانی شوند و از مزیت‌های تاریخی ایران در حوزه فرهنگ و هنر استفاده کنند.

دیپلماسی فرهنگی مؤثر می‌تواند از طریق اقدامات زیر تقویت شود:

  • پیش‌بینی و رصد پرونده‌های فرهنگی سایر کشورها
  • تدوین پرونده‌های مستقل و مشترک با کشورهای منطقه
  • تشکیل کمیته دائمی برای میراث ناملموس
  • تعامل مستمر با هنرمندان و جامعه علمی

این اقدام نه‌تنها برای حفظ میراث فرهنگی، بلکه برای تثبیت جایگاه ایران به‌عنوان یکی از کهن‌ترین مراکز تمدنی جهان ضروری است.

۶. انتقادات نسبت به ثبت جهانی یونسکو بدون در نظر گرفتن قدمت کشورها

یکی از نقدهای واردشده بر نظام ثبت میراث ناملموس در یونسکو، نادیده‌گرفتن مسأله قدمت تاریخی ملت‌ها است. یونسکو بر اساس «زیست فرهنگی» فعلی جوامع عمل می‌کند، نه تاریخ سیاسی یا مرزهای گذشته. به همین دلیل کشوری مانند افغانستان، با وجود شکل‌گیری سیاسی جدید، می‌تواند میراث دوران تیموری را به نام خود ثبت کند.

این موضوع موجب اعتراض برخی منتقدان ایرانی شده است که معتقدند ثبت چنین میراثی باید با مشارکت کشورهای دارای سابقه تاریخی مشترک صورت گیرد. ضعف سازوکار فعلی یونسکو در شناسایی دقیق میراث فراسرزمینی، سبب شده است که رقابت‌های فرهنگی میان کشورها افزایش یابد.

۷. تحلیل درباره ریشه‌های تاریخی و هویتی هنر ایران با برخی از کشورهای همسایه

ریشه‌های فرهنگی در منطقه ایران‌زمین گسترده و مشترک هستند. نگارگری ایرانی، چه در هرات، چه در تبریز، چه در سمرقند، محصول یک حوزه تمدنی مشترک است که نمی‌توان با معیارهای سیاسی امروز آن را تقسیم کرد.

کمال‌الدین بهزاد، با وجود آن‌که در سرزمینی زاده شد که امروز در افغانستان قرار دارد، در بستر تمدنی ایران رشد کرد و آثارش سرمنشأ مکتب تبریز شد. افغانستان، تاجیکستان و ازبکستان نیز بخش‌هایی از همان حوزه تمدنی مشترک‌اند.

بنابراین، هرچند تلاش کشورهای همسایه برای ثبت میراث مشترک اقدامی طبیعی است، ایران نیز باید نقش تاریخی خود را با برنامه‌ریزی، پژوهش و حضور فعال در عرصه بین‌المللی تثبیت کند.

نتیجه‌گیری

ثبت نگارگری به سبک بهزاد به نام افغانستان، نه یک بحران فرهنگی، بلکه هشداری جدی درباره ضرورت تقویت دیپلماسی فرهنگی ایران است. این اتفاق نشان داد که میراث مشترک منطقه‌ای، اگر از سوی ایران مدیریت نشود، می‌تواند در رقابت‌های فرهنگی منطقه‌ای به نام دیگر کشورها ثبت شود. ایران برای حفظ جایگاه تاریخی خود در عرصه هنر و فرهنگ، باید از حالت انفعالی خارج شده و راهبردی جامع و آینده‌نگر در حوزه میراث ناملموس تدوین کند.

تصویر فرد کهنسال با عینک ته استکانی استاد عبدالله باقری؛ از مکتب سنتی تا آموزش هنر تذهیب در ایران

استاد عبدالله باقری؛ از مکتب سنتی تا آموزش هنر تذهیب در ایران

استاد عبدالله باقری یکی از برجسته‌ترین چهره‌های هنر تذهیب ایران است که توانست پیوند میان مکتب سنتی و آموزش معاصر این هنر را به‌زیبایی برقرار کند. او با آگاهی عمیق از اصول زیبایی‌شناختی ایرانی، میراث ارزشمند گذشتگان را حفظ کرده و هم‌زمان شیوه‌های آموزشی نوین را برای انتقال دانش خود به نسل‌های جوان به‌کار گرفت. تلاش‌های او نه‌تنها به ماندگاری اصالت‌های تذهیب کمک کرد، بلکه مسیر تربیت هنرمندان متعهد و پژوهشگر را نیز هموار ساخت.

چکیده

تذهیب به‌عنوان یکی از اصیل‌ترین هنرهای ایرانی–اسلامی، همواره نیازمند حفظ سنت‌ها و در عین حال بازآفرینی و انتقال آن به نسل‌های جدید بوده است. در میان هنرمندان معاصر که این وظیفه مهم را بر دوش دارند، استاد عبدالله باقری جایگاهی ویژه یافته است. این مقاله می‌کوشد با بررسی سیر فعالیت هنری و شیوه آموزشی او، نقش وی را در پیوند میان مکتب سنتی و جریان آموزش معاصر تذهیب نشان دهد.

تحلیل حاضر بر پایه مطالعات نظری، بررسی آثار، تحلیل شیوه‌های آموزشی و گفت‌وگوهای موجود درباره روش او تنظیم شده است. یافته‌ها نشان می‌دهد که استاد باقری با تکیه بر اصول سنتی، تمرکز بر هندسه، رنگ‌گذاری کلاسیک و دقت در اجرا، در عین حال توانسته زبانی شخصی در تذهیب معاصر ایجاد کند و در تربیت هنرجویان تأثیر قابل توجهی بگذارد. این مقاله نتیجه می‌گیرد که نقش آموزشی او در حفظ و تداوم جریان اصیل تذهیب ایرانی نقشی کلیدی بوده و آثار و شاگردان او در استمرار این سنت هنری سهمی شایان توجه دارند.

کلیدواژه‌ها: تذهیب، هنر ایرانی، مکتب سنتی، عبدالله باقری، نگارگری، آموزش هنر.

مقدمه

تذهیب یکی از شاخه‌های مهم هنر ایرانی است که با تکیه بر طراحی نقوش اسلیمی، ختایی و کاربرد رنگ‌های هماهنگ، قرن‌ها در کتاب‌آرایی، قرآن‌نگاری و آرایه‌سازی هنر ایرانی حضور داشته است. بقای این هنر نیازمند پیوند میان گذشته و امروز است؛ پیوندی که تنها با فعالیت هنرمندانی ممکن می‌شود که هم سنت را عمیقاً می‌شناسند و هم توان انتقال آن را به نسل جدید دارند. در میان هنرمندان معاصر، استاد عبدالله باقری یکی از چهره‌هایی است که در چند دهه اخیر سهم مهمی در آموزش و اعتلای تذهیب داشته است.

این مقاله تلاش می‌کند از منظری علمی، مسیر هنری او، ویژگی‌های مکتب فکری و شیوه آموزشی وی را بررسی کند و بر اساس شواهد موجود، جایگاه او را در تذهیب معاصر ایران تحلیل نماید.

1. زمینه‌های شکل‌گیری هویت هنری استاد باقری

عبدالله باقری از سنین نوجوانی وارد فضای هنرهای سنتی شد. محیط فرهنگی خانواده و دسترسی به آموزگاران سنت‌گرای هنرهای ایرانی نخستین محرک‌های گرایش او به تذهیب بودند. مطالعات اولیه او عمدتاً بر بررسی نسخه‌های قرآن، مرقعات دوره‌های تیموری و صفوی و آموزش نزد چندین استاد پیشکسوت استوار بود.

این دوران، زمینه‌ای برای شکل‌گیری ویژگی‌هایی شد که بعدها در آثار او به روشنی قابل تشخیص است:

  1. دقت در هندسه پنهان نقوش
  2. توجه به تعادل رنگی و هارمونی بصری
  3. پایبندی به شیوه‌های سنتی اجرا مانند طلااندازی، قلم‌گیری و سایه‌پردازی
  4. مقاومت در برابر جریان‌های مدگرایانه‌ای که از اصول تذهیب فاصله می‌گیرند

از همان ابتدا، او با مطالعه آثار کهن به این باور رسید که تذهیب تنها مجموعه‌ای از نقوش تکراری نیست، بلکه نظامی معنایی و زیبایی‌شناختی دارد که تنها از راه تمرین مداوم، مطالعه ساختارها و دقت تکنیکی به دست می‌آید.

2. پیوند با مکتب سنتی در تذهیب ایرانی–اسلامی

یکی از محورهای مهم تحلیل آثار استاد باقری، میزان وفاداری او به سنت است. او برخلاف برخی جریان‌های نوگرایی که ساختارهای اصلی تذهیب را دستخوش تغییرات گسترده کرده‌اند، بر این باور است که: «نوآوری زمانی ارزشمند است که ریشه در سنت داشته باشد و بدون شناخت نظام زیبایی‌شناختی قدیم، هرگونه تحول به انحراف می‌انجامد.»

2.1. مؤلفه‌های سنت‌گرایی در آثار او

  • هندسه دقیق: او از همان ابتدا بر طراحی اسکلت‌بندی اولیه آثار تأکید می‌کند. خطوط راهنما، تقسیمات صفحه و ساختارهای شعاعی یا قرینه در آثارش بسیار مشهود است.
  • رنگ‌گذاری آرام و تدریجی: باقری از رنگ‌های تند و ناهمگون پرهیز می‌کند و به اصول سنتی رنگ‌سازی ـ به‌ویژه استفاده از لایه‌های نازک و آرام ـ وفادار است.
  • طلاکاری با شیوه کلاسیک: استفاده از ورق طلا، پرداخت و ضربی‌سازی در آثار او یادآور نسخه‌های دوره صفوی است.
  • حضور نقوش اسلیمی و ختایی کلاسیک: او بدون اغراق و پیچیدگی‌های زائد، از فرم‌های بنیادی اسلیمی و ختایی بهره می‌گیرد.

2.2. نقد جریان‌های معاصر از نگاه او

استاد باقری در بیانات و کلاس‌های آموزشی خود بارها اشاره کرده است که «بحران تذهیب معاصر، فاصله گرفتن از منطق درونی نقوش است». او معتقد است بسیاری از نگارگران جوان بدون شناخت عمیق، به تقلید سطحی یا ترکیب‌سازی‌های بی‌ضابطه روی می‌آورند. این نگاه انتقادی، اساس روش آموزشی او را شکل داده است.

3. شکل‌گیری زبان شخصی در تذهیب معاصر

اگرچه استاد باقری وفادار به سنت است، اما آثار او صرفاً بازتولید گذشته نیست. او در کنار اصول کلاسیک، توانسته ویژگی‌هایی شخصی ایجاد کند که آثارش را قابل تشخیص می‌سازد.

3.1. هویت بصری و خصیصه‌های متمایز

  • لطافت در رنگ‌آمیزی: آثار او اغلب دارای هارمونی رنگی ملایم، و استفاده از طیف‌های روشن آبی، سبز، کرم و لاجورد هستند.
  • تعادل میان خلوتی و پرکاری: او در ترکیب‌بندی‌های خود از شلوغی افراطی پرهیز می‌کند و فضای تنفس بصری در اثر باقی می‌گذارد.
  • ریتم آرام در حرکت نقوش: برخلاف برخی شیوه‌های متأخر که اسلیمی‌ها را تیز و پرپیچ‌وخم ترسیم می‌کنند، او ساختار نرم، سیال و متعادل را ترجیح می‌دهد.
  • سایه‌پردازی ظریف: سایه‌ها یا به صورت نقطه‌گذاری‌های آرام یا با قلم‌گیری‌های بسیار ظریف اجرا می‌شود.

3.2. جایگاه آثار استاد در جریان تذهیب امروز

آثار او از یک ‌سو برای علاقه‌مندان سنت جذاب است و از سوی دیگر برای مخاطبانی که تذهیب معاصر را می‌جویند، قابل پذیرش. این دوگانگیِ موفق، او را در میان هنرمندان معاصر از جایگاهی متمایز برخوردار کرده است.

4. نقش آموزشی استاد باقری و اهمیت آن در تذهیب معاصر

یکی از مهم‌ترین ابعاد فعالیت هنری استاد باقری، نقش آموزشی اوست که در چند دهه اخیر تداوم داشته و تأثیر قابل توجهی بر هنرمندان جوان گذاشته است.

4.1. اصول آموزشی او

آموزش در کارگاه‌های او بر مبنای پنج اصل استوار است:

  1. تسلط بر هندسه مقدماتی: هنرجویان موظف‌اند پیش از ورود به رنگ، ساختار صفحه را از طریق تقسیم‌بندی‌های منظم یاد بگیرند.
  2. تمرین مداوم نقش‌های بنیادی: او اعتقاد دارد که «اسلیمی و ختایی الفبای تذهیب‌اند» و تا زمانی که این الفبا در دست هنرجو پخته نشود، ورود به مراحل بالاتر بی‌نتیجه است.
  3. آموزش تدریجی رنگ‌سازی: او با سخت‌گیری خاصی هنرجویان را وادار می‌کند تا رنگ‌ها را از پایه بسازند، نه اینکه صرفاً از تُیوب‌های آماده استفاده کنند.
  4. نقد دقیق و تحلیلی آثار: در کارگاه‌های او، نقد منظم و گاهی بسیار سخت‌گیرانه، بخشی جدایی‌ناپذیر از روند آموزش است.
  5. تأکید بر مطالعه آثار کهن: هنرجویان باید نسخه‌های تیموری، صفوی و قاجار را بررسی و تحلیل کنند تا «منطق نقوش» را درک کنند.

4.2. شاگردان و تأثیرگذاری گسترده

به دلیل استمرار چندین دهه آموزش، شمار بسیاری از تذهیب‌کاران امروز یا مستقیماً شاگرد او بوده‌اند یا از طریق هنرجویان او آموزش دیده‌اند. آثار و شیوه آموزشی او در کارگاه‌های متعدد در ایران تأثیر گذاشته و باعث ارتقای استانداردهای تکنیکی در میان نسل جدید شده است.

5. تحلیل جایگاه فرهنگی و هنری استاد در تذهیب معاصر

برای تحلیل نقش استاد باقری باید به دو جنبه توجه کرد:

  1. نقش او در تداوم سنت
  2. نقش او در تربیت هنرمندان نسل جدید

5.1. تداوم سنت از طریق خلق آثار

آثار او خود نوعی الگوی استاندارد برای آموزش و پژوهش تذهیب شده‌اند. استفاده از رنگ‌های اصیل، طلاکاری تمیز و طراحی‌های قرینه باعث شده آثارش در نمایشگاه‌ها، کتاب‌ها و مجموعه‌ها به‌عنوان نمونه‌های سالم تذهیب معاصر شناخته شوند.

5.2. انتقال دانش به نسل جدید

نقش آموزشی او شاید از خلق آثارش نیز مهم‌تر باشد. در دوره‌ای که برخی گرایش‌ها به سمت ساده‌سازی افراطی یا اغراق در نوآوری بدون پشتوانه پیش رفته‌اند، او با روش تحلیلی و اصولی خود، هنرجویان را به سمت فهم عمیق‌تر سوق داده است.

5.3. اهمیت استمرار هنر تذهیب از منظر پژوهشی

از منظر پژوهشی، حضور استادانی مانند باقری مانع از گسست میان دانش سنتی و هنر معاصر می‌شود. تذهیب هنری است که با تکنیک‌های عملی و تجربی انتقال می‌یابد و نبود استادان مجرب، به معنای فراموش شدن بسیاری از ظرایف آن است.

6. نتیجه‌گیری

تحلیل مسیر هنری و آموزشی استاد عبدالله باقری نشان می‌دهد که او یکی از چهره‌های اثرگذار در تذهیب معاصر ایران است؛ هنرمندی که نه‌تنها آثار ارزشمندی خلق کرده، بلکه با روش آموزشی دقیق و اصول‌محور، به تربیت نسل جدیدی از تذهیب‌کاران پرداخته است.

پایبندی او به سنت، در کنار توانایی ایجاد زبان بصری شخصی، باعث شده آثارش در مرز میان کلاسیک و معاصر قرار گیرد و مورد توجه هنرمندان، پژوهشگران و هنردوستان قرار گیرد.

نقش آموزشی او، که بر مبنای نظم، مطالعه آثار گذشته، دقت در اجرا و نقد تحلیلی است، در حفظ و تداوم معیارهای فنی و زیبایی‌شناختی تذهیب ایرانی نقش حیاتی داشته است. در مجموع، باقری نمونه‌ای برجسته از هنرمندانی است که توانسته‌اند هنر سنتی ایرانی را با روحی زنده به نسل امروز منتقل کنند.

منابع

  1. آژند، یعقوب. تاریخ هنرهای تزئینی ایران. تهران: پژوهشگاه فرهنگ و هنر، ۱۳۹۲.
  2. پاکباز، روئین. دایرةالمعارف هنر. تهران: فرهنگ معاصر، ۱۳۸۶.
  3. حبیبی، مهرداد. زیبایی‌شناسی تذهیب ایرانی. فصلنامه هنرهای تجسمی ایران، شماره ۲۷، ۱۳۹۷.
  4. محمدی، الهام. تحلیل ساختار هندسی در تذهیب دوره صفوی. نشریه مطالعات هنر اسلامی، شماره ۱۵، ۱۴۰۰.
  5. گفت‌وگوها و یادداشت‌های منتشرشده از کلاس‌ها و کارگاه‌های استاد عبدالله باقری (دسترسی محدود).
  6. موسوی، علی. شیوه‌های اجرای تذهیب. تهران: نشر هنرهای سنتی، ۱۳۹۵.

تصویر کتاب های تذکره هنرمندان ایرانی و تذهیب‌کاران ایران در متون کهن

تذهیب‌کاران ایران در متون کهن

تذهیب‌کاران ایران در متون کهن عمدتاً در میان گزارش‌های ادبی، تاریخی و تذکره‌های هنری معرفی شده‌اند؛ آثاری که نه‌تنها به شاعران و خوشنویسان می‌پردازند، بلکه در لابه‌لای زندگی‌نامه‌ها از نام مذهّبان و هنرمندان کتاب‌آرایی نیز یاد کرده‌اند. این متون، به‌ویژه در دوره صفویه و قاجار، نقش مهمی در ثبت هویت هنرمندانی داشته‌اند که آثارشان در نسخه‌های خطی باقی مانده اما نام‌شان کمتر در تاریخ رسمی هنر آمده است.

مقدمه

تذکره‌ها و منابع مکتوب فارسی از مهم‌ترین راه‌های شناخت تاریخ هنر کتاب‌آرایی و به‌ویژه تذهیب در ایران هستند. بسیاری از اطلاعات ما درباره هنرمندانِ کمتر شناخته‌شده مانند مذهّبان، صحّافان، کاتبین و کارگاه‌های سلطنتی از خلال همین تذکره‌ها به دست می‌آید؛ چرا که تاریخ‌نگاران غالباً توجه بیشتری به پادشاهان، جنگ‌ها و رویدادهای سیاسی داشته‌اند و نام هنرمندان در حاشیه می‌مانده است. در این میان، چندین تذکره برجسته، نقش کلیدی در معرفی تذهیب‌کاران ایران به‌ویژه در دوره صفویه و پس از آن داشته‌اند که در ادامه به‌تفصیل معرفی می‌شوند.

۱. تذکره هفت اقلیم: نوشته امین احمد رازی (قرن دهم هجری قمری)

این اثر یکی از نخستین منابع گسترده درباره هنرمندان ایرانی در دوره صفویه به‌شمار می‌رود. هفت اقلیم علاوه بر ذکر زندگینامه حکیمان، شاعران و اهل فضل، اشارات پراکنده اما ارزشمندی به هنرمندان هنرهای کتابی دارد. اهمیت آن در این است که اطلاعاتی درباره مذهب‌باشی‌های دربار صفوی در شهرهایی چون قزوین و اصفهان ارائه می‌دهد؛ کسانی که وظیفه نظارت بر گروه مذهّبان در کتابخانه سلطنتی را برعهده داشتند. این اثر هرچند در جزئیات فنی تذهیب گسترده نیست، اما از آن‌جا که نام برخی هنرمندان را در دوره‌ای قدیمی‌تر ثبت کرده است، ارزش تاریخی فراوان دارد.

۲. گلستان هنر: تألیف قاضی احمد منشی قمی (حدود ۱۰۰۵ هجری قمری)

گلستان هنر مهم‌ترین و معتبرترین تذکره برای شناخت هنرمندان مکتب صفوی محسوب می‌شود. قاضی احمد، خود از نزدیک در دربار حضور داشته و اطلاعاتش مبتنی بر مشاهده و روایت مستقیم است. او در این کتاب افزون‌ بر معرفی نقاشان و نگارگران برجسته، به صراحت نام چندین مذهب‌کار را ذکر می‌کند.

از جمله به «محمدی مذهب» و «میرعماد مذهب» اشاره می‌کند. میرعماد هنرمندی چندوجهی و جامع مهارت‌ها بود. همچنین نام تذهیب‌کاران قرآن‌ها و دیوان‌های نفیس کتابخانه شاه عباس آمده است. این اثر یکی از معدود منابعی است که فرآیند تولید کتاب در دربار را با ذکر نقش‌های تخصصی توضیح می‌دهد. نقش‌هایی چون نقاش، مذهّب، جلدساز و کاتب در آن ثبت شده‌اند. بنابراین این کتاب برای پژوهشگران تاریخ تذهیب بسیار ارزشمند است.

۳. تحفه ناصری: نوشته محمدطاهر نصرآبادی (قرن یازدهم هجری)

تحفه ناصری در اصل تذکره شاعران است. بسیاری از شاعران آن دوره علاوه بر شاعری، در خوشنویسی یا هنرهای وابسته به کتاب فعالیت می‌کردند. نویسنده اطلاعاتی درباره تذهیب نیز در این کتاب ارائه می‌دهد. نصرآبادی گاه اشاره می‌کند که برخی خوشنویسان در آراستن کتب خود نقش داشته و خود صفحات را تذهیب می‌کردند. این نکته نشان می‌دهد که تذهیب‌کاران ایران در متون کهن همواره بخشی از جریان فرهنگی و هنری کشور بوده‌اند. ارزش این اثر در آشکار کردن پیوند میان هنر شعر و هنر کتاب‌آرایی است. این سنت در فرهنگ ایرانی سابقه‌ای طولانی دارد.

۴. تذکره نقاشان: نوشته معین‌المصور اصفهانی (قرن دوازدهم هجری)

این کتاب از معدود منابعی است که به‌طور نسبتاً تخصصی به معرفی نگارگران و هنرمندان کتابی دوره صفویه می‌پردازد. برخلاف بسیاری از تذکره‌ها که نگاهشان ادبی است، این اثر به حرفه هنری و مهارت عملی هنرمندان توجه دارد. نویسنده در تذکره نقاشان از گروهی از تذهیب‌کاران مستقل در اصفهان و شیراز نام برده است. این ویژگی باعث می‌شود کتاب به منبعی مهم برای پژوهش‌های تطبیقی میان مکاتب هنری شهرها تبدیل شود.

۵. مرآت‌الخیال: نوشته واله داغستانی (قرن دوازدهم هجری)

مرآت‌الخیال تذکره‌ای ادبی هنری است که دامنه گسترده‌ای از اهل هنر را معرفی می‌کند. نویسنده در این کتاب علاوه بر شاعران، خوشنویسان و موسیقی‌دانان، نام مذهّبان دوره افشاریه و دربار نادرشاه را نیز آورده است. اهمیت کتاب در انتقال سنت هنرمندان صفوی به دوره‌های پسین و امکان ردیابی تداوم سبک‌های کتاب‌آرایی است.

۶. خلاصه‌الاشعار و زبده‌الافکار: نوشته تقی‌الدین کاشانی (قرن یازدهم هجری)

گرچه این اثر ماهیتی شاعرانه دارد، اما به دلیل ارائه شرح‌حال دقیق شخصیت‌هایی که گاه چندین هنر را توأمان داشته‌اند، اهمیت می‌یابد. نویسنده در برخی زندگی‌نامه‌ها اشاره می‌کند که فرد علاوه بر شاعری، در خوشنویسی و گاه تذهیب نیز فعالیت داشته است.این کتاب برای شناخت هنرمندان چندمهارتی دوره صفوی سودمند است و نشان می‌دهد که مرز میان هنرها همیشه ثابت نبوده است.

۷. تاریخ عالم‌آرای عباسی: نوشته اسکندر بیگ منشی (قرن یازدهم هجری)

از آن‌جا که این کتاب متکی بر وقایع‌نگاری رسمی است، اسامی ذکرشده اعتبار تاریخی زیادی دارند.نویسنده در روایت رویدادهای دربار، از نقش هنرمندانی چون نقاشان، مذهّبان، صحّافان و مذهب‌باشی‌ها نام می‌برد. از جمله نام‌های برجسته‌ای که او در این اثر ثبت کرده است می‌توان به «میرزا علی مذهب» و «مولانا یوسف مذهب» اشاره کرد.این اثر در اصل تاریخ سیاسی و درباری شاه عباس اول است، اما بخش‌هایی ارزشمند درباره کتابخانه سلطنتی و گروه‌های هنری دارد.

منابع دوره قاجار

با گذار از دوره صفوی و افشاریه به قاجار، نویسندگان سنت تذکره‌نویسی را ادامه دادند و در آثار خود اطلاعاتی درباره تذهیب‌کاران ایران در متون کهن گردآوری کردند؛ این آثار اغلب جنبه ادبی داشتند، اما نویسندگان نام هنرمندان نسخه‌پردازی را نیز در آن‌ها ذکر کردند، از جمله:

۸. خوشه‌چینی از تذکره‌ها: گردآوری محمدتقی مدرس رضوی

این کتاب به‌نوعی تلخیص و گردآوری تذکره‌های پیشین است و در کنار معرفی خوشنویسان و شاعران، اشاره‌هایی به مذهّبان دوره قاجار نیز ارائه می‌کند.

۹. ریاض العارفین: نوشته لطفعلی بیک آذر بیگدلی

نویسنده در این اثر خوشنویسان و شاعران را معرفی کرده و هم‌زمان اطلاعاتی درباره همکاران هنری آنان چون مذهّبان و صحّافان ارائه می‌دهد، که برای شناخت ارتباط هنرمندان کتابی دوره قاجار اهمیت دارد.

پژوهش‌های معاصر درباره تذهیب‌کاران در تذکره‌ها

در دهه‌های اخیر، پژوهشگران با رویکرد تحلیلی به تذکره‌ها نگاه کرده و داده‌های پراکنده این منابع را دسته‌بندی و استخراج کرده‌اند. نمونه‌هایی از این پژوهش‌ها عبارت‌اند از:

  • «بررسی تذهیب‌کاران در تذکره گلستان هنر» منتشرشده در فصلنامه هنرهای زیبا، دانشگاه تهران، شماره ۴۵
  • «نقش مذهّبان در کارگاه سلطنتی صفوی» نوشته دکتر پریسا سپهری، فصلنامه هنر اسلامی، ۱۳۹۶
  • پایان‌نامه کارشناسی ارشد «شناسایی تذهیب‌کاران ایران از قرن هشتم تا دوازدهم هجری از طریق تذکره‌ها» دانشگاه هنر اصفهان، ۱۳۹۸

این پژوهش‌ها با تحلیل داده‌ها، فهرست‌نویسی نام‌ها و بررسی نقش مذهّبان در تولید نسخه‌های خطی، تصویر دقیق‌تری از جایگاه هنرمندان تذهیب در تاریخ هنر ایران ارائه کرده‌اند.

استاد محمود فرشچیان؛ احیاگر روح ایرانی در هنر معاصر

استاد محمود فرشچیان؛ احیاگر روح ایرانی در هنر معاصر

استاد محمود فرشچیان احیاگر روح ایرانی در هنر معاصر، یکی از برجسته‌ترین هنرمندان ایران است که توانست هنر نگارگری ایرانی را از محدوده‌ی سنتی خود فراتر برده و آن را در قالبی نو، زنده و معنادار عرضه کند. او با بهره‌گیری از عناصر تذهیب، خوشنویسی، و مفاهیم عرفانی و ادبی، روح ایرانی را در آثار خویش متجلی ساخت و بدین‌گونه، پیوندی میان سنت کهن نگارگری و نگاه معنوی هنر معاصر برقرار نمود.

مقدمه

هنر ایرانی در طول تاریخ، همواره آمیزه‌ای از زیبایی، معنا و معنویت بوده است. از نگارگری‌های دوره تیموری و صفوی تا تذهیب قرآن و دیوان‌های شعری، هنرمندان ایرانی در جستجوی پیوند میان صورت و معنا بوده‌اند. با ورود هنر غربی به ایران در دوره‌ی قاجار و پس از آن، بسیاری از گونه‌های هنری بومی به حاشیه رانده شدند. اما در این میان، برخی هنرمندان کوشیدند تا میان سنت و نوگرایی پلی بزنند و روح اصیل هنر ایرانی را در قالبی تازه احیا کنند. استاد محمود فرشچیان از برجسته‌ترین چهره‌های این جریان است؛ هنرمندی که نگارگری ایرانی را با نگاه معاصر و زبان جهانی پیوند زد و از دل رنگ و خط، مفاهیمی چون عشق، شهادت، عرفان و انسان‌گرایی را بیرون کشید.

زندگی و آموزش هنری

محمود فرشچیان در ۲۴ دی ۱۳۰۸ در اصفهان زاده شد؛ شهری که از دیرباز مهد هنرهای سنتی ایران، از جمله مینیاتور و تذهیب، بوده است. او از کودکی به نقاشی علاقه‌مند بود و در نوجوانی نزد استادان برجسته‌ای همچون عیسی بهادری و حمید امامی به آموختن اصول نگارگری ایرانی پرداخت. فرشچیان بعدها برای تکمیل مطالعات خود به اروپا رفت و با هنر نقاشی غربی آشنا شد. این آشنایی سبب شد که نگاه او نسبت به ترکیب‌بندی، رنگ و فضا گسترده‌تر شود، اما او هرگز از ریشه‌های ایرانی خویش فاصله نگرفت.

پیوند نگارگری و تذهیب در آثار فرشچیان

تذهیب در هنر ایرانی، هنری تزئینی اما معناگراست که با استفاده از نقوش گیاهی، هندسی و رنگ‌های طلایی، نوعی هماهنگی و قداست بصری می‌آفریند. در آثار فرشچیان، تذهیب دیگر صرفاً عنصری حاشیه‌ای نیست، بلکه بخشی از جوهره‌ی اثر است. او خطوط منحنی و پیچان، رنگ‌های گرم و درخشان، و ترکیب‌بندی‌های موج‌دار را به‌گونه‌ای در هم می‌آمیزد که کل اثر حالتی تذهیب مانند و روحانی پیدا می‌کند.

معنویت و نمادگرایی در نقاشی‌های فرشچیان

وجه تمایز عمده‌ی فرشچیان با دیگر نگارگران معاصر، تأکید او بر معنا و روحانیت است. در آثار او، انسان غالباً در حال پرواز، رهایی یا نیایش است؛ حرکاتی که نماد تعالی روح محسوب می‌شوند. موضوعاتی چون عاشورا، بعثت، آفرینش، عشق و نور در آثارش حضوری پررنگ دارند. اثر مشهور «عصر عاشورا» از نمونه‌های شاخص این گرایش است.

تحول در فرم و تکنیک

فرشچیان ضمن حفظ اصول سنتی نگارگری ایرانی از جمله پرهیز از سایه‌روشن و استفاده از رنگ‌های تخت در ترکیب‌بندی و فضا نوآوری‌های چشمگیری به‌کار برد. او پرسپکتیو خطی را کنار گذاشت و از پرسپکتیو ذهنی یا معنوی استفاده کرد.

فرشچیان و هویت ایرانی

یکی از مهم‌ترین جنبه‌های کار فرشچیان، بازآفرینی هویت ایرانی در قالبی نو است. او توانست نشان دهد که نگارگری ایرانی صرفاً هنری سنتی نیست، بلکه زبانی زنده برای بیان دغدغه‌های معاصر است.

تأثیر فرشچیان بر هنر معاصر ایران

نقش فرشچیان در احیای نگارگری و تذهیب ایرانی تنها به آثار شخصی او محدود نیست. او با تأسیس موزه‌ی آثارش در تهران و آموزش شاگردان فراوان، راهی تازه پیش پای نسل جدید هنرمندان گشود.

نتیجه‌گیری

استاد محمود فرشچیان را می‌توان به‌حق «احیاگر روح ایرانی در هنر معاصر» نامید. او با تلفیق سنت نگارگری ایرانی و اصول زیبایی‌شناسی جدید، توانست سبکی منحصر‌به‌فرد بیافریند که در آن تذهیب، معنا و نقاشی در هم تنیده‌اند.

منابع

1. Wikipedia. Mahmoud Farshchian. https://en.wikipedia.org/wiki/Mahmoud_Farshchian

2. Tehran Times. Master of Persian miniature Mahmud Farshchian honored. (2017). https://www.tehrantimes.com/news/416987

3. Press TV. Iran’s master of Persian miniature painting Mahmoud Farshchian. (2025). https://www.presstv.co.uk/Detail/2025/08/09/752779

4. Artmag.ir. Mahmoud Farshchian and the revival of Persian miniature art. (2020). https://artmag.ir/en/farshchian

5. Farshchian Art Foundation. About Master Farshchian. https://www.farshchianart.com/about

6. Taha Handicraft. Persian Miniature: History and Revival. https://tahahandicraft.com/content/persian-miniature

7. Middle East Institute. Maximal Miniatures: A contemporary take on centuries-old Persian art form. https://www.mei.edu/publications/maximal-miniatures

هنرمندی که تذهیب ایرانی را به نسل جدید عرضه کرد

هنرمندی که تذهیب ایرانی را به نسل جدید عرضه کرد

استاد محمدعلی زاویه (۱۲۹۱–۱۳۶۹)، هنرمند برجسته ایرانی در زمینه تذهیب و نگارگری، میراث‌دار سنت و خلاقیت در هنر ایرانی بود. او در هنرستان صنایع مستظرفه تحصیل کرد و زیر نظر استادانی چون هادی تجویدی و علی درودی مهارت‌های مینیاتور و تذهیب را آموخت. آثار زاویه شامل تابلوهای مینیاتور، تذهیب قرآن و کتاب‌های نفیس است که با ظرافت قلم‌گیری، رنگ‌های ویژه و تلفیق سنت و نوآوری شناخته می‌شوند. از آثار برجسته او می‌توان به «هفت گنبد بهرام»، «خسرو و شیرین» و تابلوهای دربار شاه‌عباس اشاره کرد.

زاویه علاوه بر خلق آثار هنری، در ریاست موزه هنرهای ملی ایران خدمت کرد و نسل جدیدی از هنرمندان را تربیت نمود. امروز آثار او در موزه‌ها و مجموعه‌های معتبر داخل و خارج از ایران نگهداری می‌شوند و همچنان الهام‌بخش علاقه‌مندان و هنرمندان هنر ایرانی هستند.

زندگی و تحصیلات

محمدعلی اسماعیل زاویه در سال ۱۲۹۱ خورشیدی در تهران دیده به جهان گشود. پس از گذراندن دوره‌های ابتدایی، در سال ۱۳۰۸ به «هنرستان صنایع مستظرفه» (که بعدها با نام هنرستان عالی هنرهای ایرانی یا «مدرسه کمال‌الملک» شناخته شد) راه یافت و رشته مینیاتور و تذهیب ایرانی را برای ادامه تحصیل برگزید.

در محضر استاد برجسته هادی تجویدی در مینیاتور و نیز استاد علی درودی در رشته تذهیب، به فراگیری هنر پرداخت.

وی در سال ۱۳۱۹ با درجه ممتاز در رشته مینیاتور فارغ‌التحصیل شد.

مسئولیت‌ها و فعالیت‌های حرفه‌ای

زاویه نزدیک به شصت سال در عرصه نگارگری، مینیاتور و تذهیب فعالیت کرد و بیش از دو هزار اثر از خود به‌جای گذاشت. در سال‌های ۱۳۲۶ و ۱۳۲۷ خورشیدی، ریاست موزه هنرهای ملی ایران را بر عهده داشت که نشان‌دهنده جایگاه برجسته‌اش در هنر معاصر ایران است.

علاوه بر این، آثارش در نمایشگاه‌های خارج از ایران نیز به نمایش گذاشته شد و به دریافت مدال طلا در نمایشگاه بین‌المللی بروکسل و دیپلم گراندپری نائل آمد. پس از بازنشستگی از بخش دولتی در سال ۱۳۳۹، در کارگاه شخصی‌اش به خلق آثار آزاد پرداخت.

سبک هنری و ویژگی‌ها

در آثار محمدعلی زاویه، پیوندی میان میراث نگارگری ایرانی و خلاقیت فردی دیده می‌شود. او در تذهیب قرآن و کتاب‌های نفیس، از رنگ‌های ویژه و تکنیک‌های دقیق بهره برد و شیوه‌ای خاص در کار خود داشت.

ویژگی‌های بارز آثار استاد شامل:

  • ظرافت بسیار زیاد در قلم‌گیری و جزئیات نقش‌ها.
  • تلفیق هنر مینیاتور با تذهیب و فضاسازی خیال‌انگیز.
  • گرایش به سبک ملی ـ ایرانی در برابر تقلید صرف از سبک‌های غربی؛ با حفظ ریشه‌های سنتی ولی با رویکردی معاصر.

آثار برجسته استاد زاویه

از جمله آثار شاخص و مطرح استاد زاویه می‌توان به موارد زیر اشاره کرد:

  • هفت گنبد بهرام
  • نمایی از قصر سلیمان
  • خسرو و شیرین
  • چوگان‌بازی هنرمندان در دربار شاه‌عباس

همچنین، یکی از مهم‌ترین حوزه‌های فعالیت او، تذهیب ایرانی مصاحف (قرآن‌های خطی) بود؛ آثار قرآن تذهیب‌شده او از جمله شاهکارهای استاد محسوب می‌شوند.

آموزگاران و شاگردان

زاویه از شاگردان برجسته هادی تجویدی بود که مکتب مینیاتور تهران را گسترش داد. در حوزه تذهیب، تحت نظر علی درودی رشد کرد. او سپس خود به تدریس در هنرستان هنرهای زیبا پرداخت و نسلی از هنرمندانِ نگارگر و تذهیب‌کار را تربیت نمود.

میراث هنری و جایگاه

آثار محمدعلی زاویه در مجموعه‌های معتبر داخل و خارج از ایران همچون موزه هنرهای ملی ایران نگهداری می‌شوند. منتقدان هنر او را معیار لطافت و ریزه‌کاری در نگارگری معاصر می‌دانند.

او با به‌کارگیری تکنیک‌های سنتی و انتقال آن به نسل جدید هنرمندان، نقشی تعیین‌کننده در باززنده‌سازی هنر نگارگری و تذهیب ایرانی داشت.

نتیجه‌گیری

استاد محمدعلی زاویه هنرمندی بود که هنر تذهیب و نگارگری را با نگاه تازه‌ای به مخاطب معاصر عرضه کرد. از تحصیلات رسمی در مدرسه صنایع مستظرفه تا ریاست موزه هنرهای ملی، از پرورش آثار نفیس تا تربیت نسل جدید، زندگی هنری او نمادی است از پیوند میان سنت و خلاقیت، میان میراث و نوآوری. آثارش همچون میراثی ماندگار، راهنمایی برای هنرمندان آینده و گنجی برای فرهنگ هنری ایران‌اند.

منابع:

زندگینامه: محمد علی زاویه (۱۲۹۱–۱۳۶۹). همشهری آنلاین، دریافت‌شده در ۲۹ تیر ۱۳۹۰.

مروری بر آثار مینیاتور مرحوم استاد محمد علی زاویه در موزه هنرهای زیبا، سازمان سعدآباد، اطلاع رسانی.

هنرمندی که پادشاه انگلستان او را ستود، مرکز دائرة‌المعارف بزرگ اسلامی.

محمدعلی زاویه، ویکی‌پدیا (دانشنامه آزاد).  

محمدعلی زاویه (سال‌های ۱۲۹۱–۱۳۶۹). حراج تهران، صفحه هنرمند.

استادان بزرگ مُذهَّب

استادان بزرگ مُذهَّب

هنر تذهیب ایرانی یکی از برجسته‌ترین نمودهای هنر اسلامی و ایرانی است که استادان چیره‌دست طی قرون با دقت و ظرافت آن را به نسل‌های بعدی منتقل کرده‌اند. مهارت این هنرمندان نه تنها در تزئین حاشیه‌های قرآن‌ها و نسخه‌های خطی، بلکه در آثار ادبی و نگارگری‌ها نیز جایگاه ویژه‌ای پیدا کرده است. بررسی و معرفی این استادان برجسته و شاهکارهای آنان به ترویج ارزش‌های هنری و فراهم‌آوردن دیدگاهی عمیق‌تر درباره تاریخ هنر ایران و موقعیت تذهیب در فرهنگ و هنر اسلامی کمک شایانی می‌کند.

مقدمه

هنر تذهیب ایرانی همواره یکی از جلوه‌های برجسته‌ی هنر اسلامی و فرهنگ ایرانی بوده است؛ هنری که با ظرافت، دقت و خلاقیت، روح و زیبایی را در نسخه‌های خطی، قرآن‌ها، دیوان‌ها و آثار ادبی منعکس می‌کند. استادان بزرگ مُذهَّب این هنر فاخر را شکل و به تکامل رسانده‌اند. استادانی که با عناوینی همچون مذهبان قدیمی، مُذَهَّبان برجسته، استادان صاحب‌نام تذهیب و معروف‌ترین استادان مُذهَّب ایرانی در تاریخ هنر ایران شناخته شده‌اند.

این هنرمندان با بهره‌گیری از زر ناب، رنگ‌های طبیعی و نقش‌های اسلیمی، ختایی و ترنجی، حاشیه‌ها و صفحات آثار خطی را به شاهکارهای درخشان تبدیل کردند. هنر آنان نه تنها به عنوان تزیین بصری، بلکه به عنوان نشانه‌ای از ذوق، خلاقیت و مهارت حرفه‌ای آن‌ها شناخته می‌شود. آشنایی با استادان مُذهَّب نامدار و بررسی آثارشان، زیبایی و پیچیدگی هنر تذهیب را نشان می‌دهد و تاریخچه‌ی غنی هنر ایران و روند تحول آن از دوران باستان تا قاجار را به تصویر می‌کشد.

به همین دلیل، شناخت و معرفی استادان بزرگ مُذهَّب ایرانی و بررسی آثار برجسته‌ی آنان اهمیت ویژه‌ای دارد. این کار کمک می‌کند تا علاقه‌مندان هنر و پژوهشگران تاریخ هنر زیبایی تذهیب را همراه با فلسفه و ارزش‌های فرهنگی نهفته در آن بهتر بشناسند.

تعریف کلمه مُذهَّب

افرادی که در حوزه تذهیب فعالیت داشتند را مُذَهَّب می‌نامیدند. لغت‌نامه دهخدا اصطلاح مُذَهَّب‌کاری را به معنای «عمل تذهیب» تعریف کرده است. لذا هنرمندان این هنر ظریف از گذشته تا کنون مُذَهَّب یا تذهیب‌کار نامیده شده‌اند.

تعریف مُذَهَّب و مُذَهَّبان

مُذَهَّب به معنای «آمیخته با طلا» یا «تزئین‌شده با طلا» گفته می‌شود. در عرصه هنر، این واژه به فردی اشاره دارد که با بهره‌گیری از طلا، رنگ‌ها و نقش‌های ظریف، حاشیه‌ها و صفحات آثار خطی، نگارگری‌ها، قرآن‌ها و نسخه‌های ارزشمند را می‌آراید و تزئین می‌کند. شکل جمع آن مُذَهَّبان است، یعنی افرادی که در زمینه هنر تذهیب فعالیت دارند.

وظایف و هنر مُذَهَّبان

مذهب‌کاران معمولاً با همکاری خوشنویسان و نگارگران کار می‌کردند. وظیفه‌ی آن‌ها شامل:

  • طراحی و اجرای حاشیه‌های طلایی و رنگی پیرامون متن؛
  • استفاده از نقوش اسلیمی، ختایی، و ترنجی برای تزیین صفحات؛
  • آماده‌سازی و کاربرد زرّ ناب (طلای آبداده) برای بخش‌های درخشان و روح‌بخش آثار.

پیشینه تاریخی

در ایران، هنر تذهیب با ریشه‌هایی از دوران ساسانیان آغاز شد، اما در دوره اسلامی، به‌ویژه بین قرون هفتم تا دهم هجری، به اوج شکوفایی خود رسید. در زمان تیموریان و صفویان، هنرمندان برجسته‌ای همچون سلطان‌علی مشهدی و غیاث‌الدین نقاش در این عرصه فعالیت می‌کردند. آثار تذهیب معمولاً به عنوان بخشی مکمل برای هنر خوشنویسی و نگارگری به کار می‌رفت، به ویژه در خلق قرآن‌های مزین و نسخه‌های نفیس ادبی نظیر شاهنامه‌ها و دیوان‌ها.

ابزار و مواد مورد استفاده در تذهیب

  • طلای آبداده (زر) یا پودر طلا
  • قلم‌موهای بسیار ظریف
  • رنگ‌های معدنی و گیاهی
  • کاغذ آهارمهره‌شده
  • و وسایل طراحی مانند پرگار، خط‌کش و گونیا

معروف‌ترین استادان مُذَهَّب ایرانی

مُذَهَّبان (تذهیب‌کاران) برجسته و ظریف‌کار ایران در طول تاریخ، هنری خلق کرده‌اند که در نسخه‌های خطی، قرآن‌های نفیس، و آثار نگارگری ماندگار شده است. در ادامه، چند تن از مشهورترین مُذَهَّبان ایرانی را معرفی می‌کنم:

۱. جلال‌الدین اسماعیل مذهب (قرن ۸ هجری)

از نخستین مُذَهَّبان بزرگ دوره‌ی تیموری است. آثار او در کتابخانه‌های بخارا و هرات دیده می‌شود. او در تذهیب قرآن‌های نفیس برای دربار تیموری نقش داشت و سبک خاصی در استفاده از رنگ آبی لاجوردی و زرّ آبداده ایجاد کرد.

۲. غیاث‌الدین نقاش (قرن ۹ هجری)

از هنرمندان نامدار دربار تیموریان بود. علاوه بر نقاشی و طراحی، در تذهیب و آرایش نسخه‌های خطی نیز مهارت فراوان داشت. او استادِ بسیاری از هنرمندان هرات به شمار می‌رود.

۳. سلطان‌علی مشهدی (۸۴۱–۹۲۶ هـ.ق)

هرچند بیشتر به عنوان خوشنویس نستعلیق معروف است، اما در تذهیب و طراحی حواشی نسخه‌های خود نیز مهارت بالایی داشت و شاگردانش این هنر را ادامه دادند. بسیاری از قرآن‌ها و دیوان‌های نفیس به دست او یا زیر نظر او تذهیب شده‌اند.

۴. محمد شفیع هروی (قرن ۱۰ هجری)

از مُذَهَّبان برجسته‌ی دوران صفوی که در شهر هرات می‌زیست. آثار او به ظرافت فوق‌العاده در طرح‌های اسلیمی و ترنجی معروف است. برخی از نسخه‌های تذهیب‌شده‌ی او اکنون در موزه‌ی توپ‌قاپی استانبول نگهداری می‌شود.

۵. محمد زمان مذهب (قرن ۱۱ هجری)

از هنرمندان نامدار عصر شاه سلیمان صفوی. او علاوه بر نگارگری، در تذهیب قرآن و دیوان حافظ مهارت داشت و از پیشگامان ترکیب تذهیب ایرانی با عناصر اروپایی به شمار می‌رود.

۶. زین‌العابدین مذهب اصفهانی (قرن ۱۲ هجری)

در زمان افشاریه و زندیه می‌زیست. به عنوان یکی از آخرین مُذَهَّبان بزرگ سنتی شناخته می‌شود که سبک اصفهان را به اوج رساند. رنگ‌های زنده، نقوش ختایی و هماهنگی طلایی از ویژگی‌های آثار اوست.

نتیجه

تذهیب ایرانی از سادگی هندسی آغاز شد و به اوج پیچیدگی و ظرافت در دوره‌ی تیموری و صفوی رسید. در نتیجه می‌توان گفت که هنر تذهیب ایرانی، جلوه‌ای درخشان از ذوق، خلاقیت و روح ایرانی-اسلامی است که با تلاش استادان بزرگ مُذهَّب به کمال رسیده است. این هنرمندان با بهره‌گیری از طلا، رنگ و طرح‌های اسلیمی و ختایی، آثار ماندگاری پدید آوردند که هم جنبه‌ی تزئینی دارد و هم بار فرهنگی و معنوی.

مُذَهَّبان ایرانی نه‌تنها تزیین‌کننده‌ی کتاب‌ها، بلکه نگهبانان روح لطیف هنر ایرانی بودند. بررسی زندگی و آثار این استادان، نه تنها ما را با سیر تحول هنر تذهیب آشنا می‌سازد، بلکه اهمیت نقش آنان در اعتلای هنر ایرانی را آشکار می‌کند. حفظ و بازشناسی میراث هنری آنان می‌تواند الهام‌بخش نسل‌های امروز و فردا باشد تا این هنر اصیل همچنان زنده و پویا بماند.

 

هنر تذهیب، تخصص استاد عبدالله باقری

هنر تذهیب، تخصص استاد عبدالله باقری

استاد عبدالله باقری (فرزانه‌پور) در سال ۱۲۹۲ خورشیدی در خانواده‌ای فرهنگی در تهران زاده شد. او در سیزده‌سالگی وارد هنرستان صنایع قدیمه و مستظرفه، که امروزه با نام هنرهای زیبا شناخته می‌شود و به همت حسین بهزاد تأسیس شده بود، شد و تحصیل خود را آغاز کرد. طبق رویه این هنرستان، ابتدا هر کارآموز با تمامی شاخه‌های هنری آشنا می‌شد و سپس رشته تخصصی مورد علاقه‌اش را انتخاب می‌کرد. استاد باقری هنر تذهیب، طراحی نقش فرش و کاشی‌کاری را به‌عنوان شاخه‌های تخصصی خود برگزید.

ورود به هنرستان مستظرفه

او که پدری کارمند دولت و مادری آموزگار داشت، تحصیلات ابتدایی خود را در شهر اراک به پایان رساند؛ این امر به دلیل مأموریت اداری پدرش در اراک بود. در سال 1305، خانواده‌اش به تهران نقل مکان کرد و او توانست پس از پایان دوران ابتدایی، در سن ۱۳ سالگی وارد هنرستان قدیمه و مستظرفه شود. این هنرستان تحت مدیریت حسین طاهرزاده بهزاد اداره می‌شد، و او در آنجا به ادامه تحصیل پرداخت.

در این هنرستان، رسم بر این بود که ابتدا هر کارآموز با همه‌ی هنرها آشنا شود و پس از آن رشته‌ی تخصصی خود را انتخاب کند. استاد عبدالله باقری نیز پس از گذراندن این مرحله، هنرهای نقش قالی، کاشی‌کاری و تذهیب را به عنوان حوزه‌های تخصصی خود برگزید.

هنرستان صنايع قديمه، هم اکنون به موزه هنرهای ملی تغییر کاربری داده است.

استادان عبدالله باقری

استاد عبدالله باقری، از چهره‌های برجسته در هنر تذهیب و شناخته‌شده به‌عنوان تخصص استاد عبدالله باقری در هنر تذهیب، تخصص استاد عبدالله باقری، در دوره‌ای فعالیت داشت که مرحوم وفای کاشانی به‌عنوان استاد نقش‌پردازی فرش به آموزش هنرجویان مشغول بود. در همان زمان، هادی تجویدی مسئول تدریس مینیاتور در هنرستان بود و علی درودی نیز آموزش تذهیب را بر عهده داشت. سایر اساتید ایشان شامل غلام‌حسین اسکندری و حمید رهبری بودند.

استادان و هنرمندان مدرسه صنايع قديمه در زمان مديريت طاهرزاده بهزاد، 1318 شمسي

نشسته از راست: محمدعلي رهبري، اسکنداني، ژرفي، علي درودي، حسين طاهرزاده بهزاد، هادي تجويدي، وفا کاشاني، نعمت اللهي و احمد امامي

تربیت شاگردان

استاد عبدالله باقری، هنرمند برجسته و نام‌آشنا در هنر تذهیب، تخصص استاد عبدالله باقری و تشعیر، به‌محض اتمام دوره هنرستان در سال ۱۳۱۹، امر آموزش و تربیت شاگردان را آغاز کرد. او بخش قابل‌توجهی از عمر خود را صرف گسترش هنر تذهیب، تخصص استاد عبدالله باقری کرد و به مدت بیست سال در هنرستان‌های سراسر کشور، موزه‌ها و دانشگاه‌ها به تدریس پرداخت. از جمله مراکز آموزشی که استاد در آن‌ها فعالیت داشت، می‌توان به هنرستان‌های دخترانه و پسرانه تهران و همچنین هنرستان تبریز اشاره کرد. در سال‌های پایانی زندگی، به دلیل کهولت سن و بیماری، عمدتاً شاگردان خود را در منزل شخصی‌اش پذیرایى می‌کرد. شاگردان استاد عبدالله باقری عبارتند:

مصطفی اخواص

مصطفی اخواص، فرزند غلامعلی، در تاریخ ۳ تیر ماه سال ۱۳۳۱ در شهر اراک چشم به جهان گشود. او با داشتن ۳۵ سال تجربه در زمینه‌های مختلف هنری همچون خوشنویسی، نگارگری، تذهیب، طراحی سنتی، سوخت‌نگاری، میناسازی، نقاشی روی سفال و کتیبه‌نگاری، نقش برجسته‌ای در هنرهای سنتی ایفا کرده است.

مصطفی اخواص، پژوهشگر هنرهای سنتی، در پژوهشکده هنرهای سنتی سازمان میراث فرهنگی، صنایع‌دستی و گردشگری فعالیت می‌کند. هنر تذهیب را نزد استاد عبدالله باقری آموخت و سپس خوشنویسی خط را نزد استاد غلامحسین امیرخانی در انجمن خوشنویسان ایران ادامه داد. او عملاً از هنر تذهیب به‌عنوان راهی برای فراگیری خوشنویسی بهره برد.

داور پروین

استاد داور پروین، متولد سال 1341 در تهران، از سال 1363 به یادگیری هنر تذهیب پرداخت و این مسیر را تحت هدایت زنده‌یاد استاد عبدالله باقری، یکی از برجسته‌ترین هنرمندان تذهیب ایران، آغاز کرد. او تا زمان درگذشت استاد باقری در سال 1368، از دانش و هنر ایشان بهره فراوان گرفت. حاصل بیش از سه دهه فعالیت هنری استاد پروین، شرکت در بیش از 50 نمایشگاه گروهی در موزه‌های ایران، برگزاری سه نمایشگاه انفرادی در گالری‌های مختلف تهران و کالج فرانسوی‌ها در تهران، و همچنین دو نمایشگاه انفرادی در خارج از کشور، شهرهای دهلی نو و جاکارتا بوده است. استاد پروین، با انتخاب خلوت برای خود، مهارت و عشق عمیقش به هنر تذهیب را در آثارش بازتاب داده است.

رهام بابائیان

زاده‌ی سال 1348، فعالیت هنری خود را از سال 1363 در زمینه تذهیب تحت نظر استاد عبدالله باقری آغاز کرد. این آموزش‌ها به صورت خصوصی و در منزل استاد صورت می‌گرفت. پس از درگذشت استاد عبدالله باقری، او تدریس هنر تذهیب را به صورت خصوصی و همچنین در دانشگاه هنر ادامه داد.

نصرت‌الله فرزانه‌پور (باقری)

در سال ۱۳۲۱ در تهران و در خانواده‌ای فرهنگی دیده به جهان گشود. مادربزرگش، کبری فرزانه‌پور، از نخستین آموزگاران شهر اراک بود، و پدرش، استاد عبدالله باقری، هنرمندی برجسته در تذهیب و طراحی فرش به شمار می‌رفت. نصرت‌الله دوران ابتدایی خود را در دبستان باباطاهر تهران گذراند. در سال ۱۳۳۹، به دلیل مأموریت کاری پدرش، خانواده آن‌ها از تهران به تبریز نقل‌مکان کردند. او از همان کودکی، به واسطه سفارش‌های فراوان آثار تذهیب به پدرش، در کمک به انتخاب و ترکیب رنگ‌های زمینه مشارکت داشت.

نصرت‌الله در همان سال ۱۳۳۹ دوران هنرستان خود را در شهر تبریز و در رشته نقاشی آغاز کرد. او در هنرستان هنرهای زیبای میرک مشغول به تحصیل شد و در این محیط هنری، پایه‌های هنر خود را تقویت نمود.

نصرت اله فرزانه پور(باقري) فرزند استاد هنر تذهیب عبدالله باقری

آثار استاد

آثار استاد عبدالله باقری که نمونه‌ای درخشان از هنر تذهیب، تخصص استاد عبدالله باقری به‌شمار می‌آیند، اکنون در سه موزه برجسته یعنی موزه فرش تهران، کاخ موزه توپ‌قاپی استانبول و موزه لوور پاریس نگهداری می‌شوند. این هنرمند برجسته در طول سال‌های فعالیت خود در تبریز، حدود ۲۰ تا ۳۰ طرح قالی خلق کرده است. بنا بر منابع موجود، تعداد آثار او به حدود بیست هزار اثر می‌رسد که بخش عمده‌ای از آن‌ها جلوه‌هایی از هنر تذهیب، تخصص استاد عبدالله باقری هستند و در موزه‌های مختلف جهان قابل مشاهده‌اند.

در طول فعالیت‌های هنری، دو هزار اثر از کارهای استاد توسط استاد طاهرزاده بهزاد، رئیس هنرستان آن دوران، به ترکیه منتقل شد که امروزه بخش عمده‌ای از آن‌ها در موزه توپ‌قاپی استانبول نگهداری می‌شود. همچنین استاد باقری در زمره بزرگ‌ترین طراحان فرش قرار دارد، با بیش از ۲۰ هزار اثر که بخش عمده‌ای از آن‌ها شامل نقش‌های تذهیبی است. تعداد محدودی از این طرح‌های قالی ابتدا در موزه هنرهای ملی نگهداری می‌شدند و بعداً به موزه فرش ایران انتقال یافتند؛ برخی نیز توسط قالیبافان روی فرش اجرا شده‌اند.

از موزه فرش تا کتاب گلزار باقری؛ مروری بر آثار استاد عبدالله باقری

آثار و طرح‌های استاد باقری دو بار، یک‌بار در اردیبهشت سال ۱۳۶۵ و بار دیگر در اردیبهشت ۱۳۶۸، در نمایشگاه‌های ویژه موزه فرش ایران به نمایش درآمدند. همچنین کتابی با عنوان “گلزار باقری” که شامل تصاویری از برخی آثار قدیمی اوست، در سال ۱۳۶۶ و به همت شاگردانش چاپ شد. دیگر آثار استاد باقری عبارتند از:

  • طراحى و نقاشى درها، دیوار و ستون‏هاى موزه‏ى هنرهاى ملى سابق .
  • طراحى كاشى‏هاى بلند كاخ مرمر كه اقتباس شده از گنبد مسجد شیخ لطف‏الله .
  • تعدادی تذهیب و حاشیه كه در موزه‏هاى هنرهاى ملى و هنرهاى تزئینى نگه‏دارى مى‏شود.
  • تابلوی «گل و مرغ» در موزه‏ى هنرهاى معاصر نگهدارى مى‏شود.
  • حاشیه و تذهیب «خدا را فراموش نكن» با خط «عبدالرسولى».
  • تذهیب خوشنویسی«خدا را فراموش نكن» با خط «عبدالرسولى» .
  • حاشیه و تذهیب «بسم‏الله الرحمن الرحیم» با خط «عبدالرسولى».
  • تذهیب و حاشیه كتاب عمر خیام اسفندیارى.
  • تذهیب قرآن با خط سید حسن میرخانى.

ابداع استاد

استاد عبدالله باقری با تکیه بر هنر تذهیب، تخصص استاد عبدالله باقری، تحولی چشم‌گیر در این عرصه ایجاد کرد و این هنر را از قالبی صرفاً تزئینی به یک جریان هنری مستقل ارتقا داد. در دورانی که تذهیب عمدتاً برای آرایش آثار خوشنویسی یا زیباسازی اشعار شاعران به کار می‌رفت، او با نگاه خلاقانه خود به هنر تذهیب، تخصص استاد عبدالله باقری هویتی مستقل بخشید. او بر این باور بود که تذهیب می‌تواند به‌عنوان اثری مستقل و قابل ارائه در قالب یک تابلو هنری شناخته شود. به طور کلی، می‌توان گفت که پس از دوران صفویه، تلاش‌های او و استاد نصرت‌الله یوسفی باعث شد هنر تذهیب، تخصص استاد عبدالله باقری در ایران بار دیگر جایگاه اصیل خود را بازیابد.

مصاحبه با زنده یاد استاد عبدالله باقری

متن مصاحبه‌ای که از فیلم «مصاحبه با زنده‌یاد استاد عبدالله باقری» پیاده‌سازی شده، به بیان داستان زندگی، تلاش‌ها و عشق استاد به هنر ایرانی می‌پردازد. استاد باقری از کودکی در محیطی فرهنگی رشد کرد؛ مادرش در اراک اولین دبستان دخترانه را تأسیس کرد و او هم به هنر علاقه‌مند شد. پس از تحصیل در اولین هنرستان صنایع قدیمی ایران، توانست با تلاش و پشتکار به موفقیت‌های قابل توجهی دست یابد.

او در کنکور هنر جزء نفرات برتر شد و تحصیلات خود را در رشته نقش قالی و تذهیب که از سخت‌ترین رشته‌ها بود ادامه داد. علاوه بر علاقه عمیقش به هنر، کارهایی همچون مینیاتور، تذهیب و طراحی نقش قالی را با جدیت آغاز کرد. رئیس دانشکده از تلاش‌های او بسیار حمایت می‌کرد و برای تذهیب‌هایی که خلق می‌کرد، مبلغی به او پرداخت می‌کرد که در آن زمان ارزش زیادی داشت.

بعدها، با تغییر وزارت «پیشه و هنر» به «فرهنگ و هنر»، او احساس کرد که نمی‌تواند با سیستم دولتی هماهنگ شود و تصمیم گرفت تبریز را برای کار انتخاب کند. با وجود مقاومت‌های اولیه، توانست به تبریز مهاجرت کند و در این شهر شاگردانی تربیت کند که برخی از آن‌ها بعدها به مقامات بالایی رسیدند یا از ایران خارج شدند.

بازگشت دوباره استاد باقری به هنر پس از رنج بیماری

عشق استاد به وطن و هنر باعث شد در ایران بماند و بیش از 20 سال در پاساژ مظفریان مشغول سفارش‌گیری و طراحی آثار باشد. اما مشکلات جسمانی مانند آب آوردن چشم باعث شد مدتی خانه‌نشین شود. با توصیه دوستان هنری و حمایت وزارت وقت، گذرنامه‌ای برای او صادر شد تا جهت درمان به خارج از کشور برود. دکتر ملکی چشمان او را عمل کرد و هیچ هزینه‌ای دریافت نکرد، چراکه معتقد بود چشمان استاد باقری برای هنر ایران بسیار ارزشمند است.

استاد عبدالله باقری؛ آموزگار عاشق و نگهبان هنر ایرانی

او پس از درمان چشم به فعالیت‌های هنری بازگشت و در مراکزی مانند موزه تزئینی، موزه فرش، دانشگاه الزهرا، مجتمع هنر و تربیت معلم مشغول آموزش هنرجویان شد. حتی در منزل نیز شاگردانی را تحت تعلیم قرار می‌داد. هدف اصلی او حفظ و انتقال هنر سنتی ایران بود، نه مادیات. او معتقد بود معنویات مانند پرورش شاگردان از مادیات ارزشمندتر هستند.

زندگی هنری استاد باقری؛ تلفیق خلاقیت، عشق و تعلیم

باقری در طراحی‌هایش همیشه نوآوری داشت، رنگ‌ها و فرم‌ها را تغییر می‌داد تا طرح‌های جدید ارائه دهد. او علاقه داشت آثار هنری را از قالب‌های متعارف خارج کند و با الهام از شعرها و موضوعات مختلف، خلاقیت‌های بی‌نظیری خلق کند. همچنین برخی آثار ارزشمند همچون تذهیب قرآن استاد حسن میرخانی را به تصویر کشید.

استاد باقری زندگی‌اش را وقف هنر کرد و تمام تلاشش این بود که این میراث ارزشمند ایرانی را حفظ کند. او بیش از 60 سال برای تربیت شاگردان فعالیت کرد و همیشه برای شاگردانش وقت گذاشت، با آموزش اختصاصی هر هنرجو طبق توانایی‌ها و استعدادهایش. حتی پیشنهاد ریاست هنرستان را رد کرد زیرا اولویت اصلی او آموزش دادن بود؛ نه مدیریت کردن.

زندگی استاد عبدالله باقری شاهکاری است از عشق به کار، تعهد به هنر ایرانی و تلاش برای تربیت نسل آینده هنرمندان. او از معنویات لذت می‌برد، شاگردانش سرمایه‌های اصلی او بودند و همواره کوشید تا هنر اصیل ایرانی را زنده نگه دارد.

تاریخ تذهیب از دیدگاه استاد عبدالله باقری

پس از تسلط اعراب بر ایران، تصویرسازی و نقاشی کم‌کم از میان رفت. ایرانیان با ذوق هنری خود، هنر تذهیب را خلق کردند. واژه «تذهیب» از کلمه «ذَهَبَ» به معنای طلا و طلاکاری گرفته شده است. ابتدا، تذهیب در حاشیه‌ها و سرلوح قرآن شکل گرفت و ایرانیان طرح‌های این هنر را با الهام از طبیعت طراحی کردند. با گذشت زمان، این هنر برای گروهی خاص همچون اعیان، اشراف و شاهان اختصاص یافت و رشد قابل توجهی کرد.

در دوران صفویه، خوشنویسی و تذهیب‌کاران برجسته‌ای همچون رضا عباسی در اصفهان فعالیت کردند و به شکل‌گیری مکتب اصفهان کمک کردند. بخش‌هایی از این هنر، از جمله طرح‌های تذهیب و خوشنویسی، به عناصر معماری نظیر گلدسته‌ها و مناره‌های مساجد وارد شد. در این میان رابطه نزدیکی بین طرح‌های تذهیب و کاشی‌کاری وجود داشت، چرا که هر دوی آن‌ها به‌عنوان عناصر تزئینی نقشی مهم در تزئین فضای مساجد ایفا کردند.

مکتب اصلی تذهیب در دوره صفوی شکل گرفت و در ادامه تکامل یافت. البته مکاتب دیگری مانند مکتب تیموریان نیز وجود داشتند؛ ولی قدرت و نفوذ مکتب صفویه بیشتر بود. با بررسی و مطالعه وضعیت تذهیب در مکاتب مختلف، برخی طرح‌ها با شرایط جدید محراب‌ها و گلدسته‌ها بازآفرینی شد که این نوع آثار به سبک قاجاریه شناخته شد. شاهان قاجار که سفرهای زیادی به اروپا داشتند، تحت تأثیر فرهنگ اروپایی قرار گرفتند و همین امر موجب تغییراتی در هنر ملی ایران شد، تا جایی که واژه‌هایی اروپایی مانند «اسلیمی فرنگی» یا «گل فرنگی» وارد زبان هنری ایران شدند.

استاد عبدالله باقری؛ نمادی از عشق به وطن و وفاداری به هنر تذهیب

با ورود آثار هنری اروپایی به ایران، هنرمندان ایرانی طرح‌های وارداتی را تغییر داده و آن‌ها را متناسب با هویت ایرانی بازسازی می‌کردند، تا بتوانند مکاتب هنری ملی را دوباره احیا کنند. یکی از مکاتب برجسته دیگر در تذهیب، مکتب هرات بود؛ اما این مکتب بعد از دوره صفویه چندان قدرت قابل توجهی پیدا نکرد.

در همین دوره، فرم‌های اروپایی به تدریج بازسازی شدند، تا جایی که توجه مخاطبان به آثار تذهیب ایرانی جلب شد و موجب شگفتی آنان گردید. هنر تذهیب در مسیر پیشرفت خود رشد فراوانی کرد. بسیاری از شاگردان برجسته استاد باقری از هنرستان‌های پسران و دختران، دانشسرای مقدماتی و همچنین هنرستان کمال‌الملک تربیت شدند. استاد باقری علاوه بر تدریس دو ساعت روزانه در هنرستان، در منزل نیز به آموزش شاگردان خود ادامه می‌داد.

یکی از شخصیت‌های تأثیرگذار بر هنر تذهیب، طاهرزاده بهزاد بود که نقش بزرگی در دوران جنگ جهانی دوم داشت. او به هنرمندان توصیه می‌کرد که آثارشان را امضا نکنند. استاد عبدالله باقری اشاره می‌کرد که بیش از۲۰ هزار اثر هنری خلق کرده است. وقتی طاهرزاده بهزاد به ترکیه سفر کرد، برخی از آثار استاد را با خود برد؛ اکنون بسیاری از همین آثار در موزه توپ‌قاپی استانبول نگهداری می‌شوند. همچنین بخشی از آثار ایشان به کشورهای دیگر منتقل شدند و امروز تعدادی از آن‌ها در موزه لوور و دیگر موزه‌های جهان قرار دارند. استاد باقری تاکید داشت که هیچ‌گاه دو اثر مشابه خلق نمی‌کرد.

وفات استاد

استاد عبدالله باقری پس از یک دوره طولانی مبارزه با بیماری سرطان کبد، در تاریخ ۱۴ خرداد 1368و در سن ۷۶ سالگی در تهران دار فانی را وداع گفت. پیکر ایشان در امامزاده ابن‌بابویه تهران به خاک سپرده شد.

منبع:

در سوگ مرگ هنرمند فرزانه هنرهای سنتی ایران استاد عبدالله باقری نویسندگان: منصور سلیمانی، فصلنامه هنر 1368 شماره 17

فیلم آپارات با عنوان «مصاحبه با زنده یاد استاد عبدالله باقری»

مذهبان قدیم

مُذهبان قدیم ایران

این متن برگرفته از فصل ششم کتاب «شیوه تذهیب» اثر استاد اردشیر مجرد تاکستانی با عنوان «مذهبان نامدار» بازنویسی شده و به بررسی «مُذهبان قدیم ایران» و مشاهیر تذهیب در دوره‌های مختلف تاریخی می‌پردازد.

مذهبان سدۀ دوم هجری قمری

در سدۀ دوم هجری قمری، تعدادی از هنرمندان و مذهبان ایرانی فعالیت داشتند که برخی از آن‌ها عبارتند از: یقطینی، ابراهیم صغیر، ابو موسی‌بن عمار، ابن سقطی، محمد و فرزندانش و ابو عبدالله خزیمی و فرزندانش. این هنرمندان پایه‌های هنر تذهیب در ایران را بنا نهادند و مسیر را برای نسل‌های بعدی هموار کردند.

مذهبان سدۀ چهارم هجری قمری

در سدۀ چهارم هجری قمری، ابوبکر محمدبن حسن نقاش از جمله هنرمندان این دوره است. تاکنون آثار وی به طور قطعی شناسایی نشده است، اما ممکن است برخی آثارش موجود باشد که بدون رقم نقاش بر آن‌ها باقی مانده‌اند.
در عهد پادشاهان غزنوی، نقاشان و هنرمندان بسیاری فعالیت داشتند که نامشان به دلایل مختلف از بین رفته است. با این حال، می‌توان به عثمان وراق، خوشنویس و استاد تذهیب، و ابو نصر نقاش و صورتگر مشهور اشاره کرد. همچنین عبدالمک، نقاش و مهندس دربار سلطان مسعود، از نقاشان برجسته این دوره بود.

مذهبان سدۀ پنجم هجری قمری

عبدالرحمان محمد دامغانی، یکی از مذهبان مشهور سدۀ پنجم هجری قمری، در هنر تذهیب و تزیین کتاب‌های مذهبی مهارت بسیاری داشت. آثار او نمونه‌ای از ظرافت و دقت هنرمندان این قرن است.

مذهبان سده‌های ششم و هفتم هجری قمری

در اواخر سدۀ ششم هجری قمری، عبدالعزیز مذهّب به عنوان هنرمندی زبردست و نازک‌قلم شناخته می‌شد. آثار قرآنی او نشان‌دهنده قدرت و چابکی قلم و دقت بی‌نظیر در تذهیب است.
زین‌الدین خطاط و جمال‌الدین نقاش اصفهانی، پدر کمال اسماعیل شاعر، از نقاشان دوره سلجوقی بودند و همزمان با طغرل‌بن ارسلان فعالیت داشتند.

فخرالدین حسین‌بن بدیع و شیخ بدرالدین نیز از دیگر نقاشان سده‌های ششم و هفتم بودند. حسین‌بن بدیع در سال ۶۷۲ هجری قمری، همزمان با وفات خواجه نصیرالدین طوسی، درگذشت. همچنین هنرمندانی چون محمدبن عون، احمدبن ابی‌نصر عتیق و محمدبن مسعود ابهر نیز در این دوران آثار برجسته‌ای از خود به جای گذاشتند.

مذهبان سده‌های هشتم تا دهم هجری قمری

در عهد سلطان محمد اولجایتو و ابوسعید، نقاشی و تذهیب رونق بسیاری داشت. محمدبن ایبک و حمزه‌بن محمد علوی، که اوایل قرن هشتم هجری قمری می‌زیستند، از مذهبان معروف زمان خود بودند.
محمدبن محمدعلی طوسی و احمد موسی از استادان برجسته این دوره محسوب می‌شدند. شاگرد احمد موسی، امیر دولتیار، از غلامان سلطان ابوسعید بود. مولانا ولی‌الله نیز از نقاشان مشهور این زمان به شمار می‌رفت.

سلطان احمدبن اویس جلایر، از سلسلۀ آل جلایر، خود در هنرهای مختلفی چون نقاشی، تذهیب و خاتم‌بندی مهارت داشت. او شعر خوش می‌سرود، خط نیکو می‌نوشت و در موسیقی و ادوار استاد بود.

در دورۀ اول صفوی، هنرمندانی چون میرخ‌المذهب و فرزندش قوام‌الدین مسعود، عبدالوهاب شیرازی، محمدامین خطاط، میرمصور و مولانا محسن مجلد آثار خود را ارائه کردند. حافظ ملا مسیح الله، مذهّب گمنام و نازک‌قلم، در اواخر دورۀ تیموری می‌زیست.

در بغداد، استاد شمس‌الدین و شاگردان او، عبدالحی و جنید بغدادی، مکتب دوم بغداد را شکل دادند. مکتب تبریز شاخه‌ای از این مکتب بود که بابا حیدر نقاش بدان منسوب است.

علیرضا عباسی، مذهّب و نقاش صفوی، و خواجه میرک، استاد بی‌همتای تذهیب و تصویر، از هنرمندان سدۀ دهم هجری قمری بودند. خواجه میرک بیشتر کتاب‌های عمارات هرات را تذهیب کرده و در زمان سلطۀ محمدخان شیبانی در خراسان وفات یافت.

مذهبان سده‌های یازدهم تا سیزدهم هجری قمری

صالح مذهّب، استاد تذهیب و نقاش اواخر سدۀ یازدهم هجری قمری، در تشعیر، حلکاری و تصویرسازی دستی تبحر داشت.
شرف‌الدین علی، مذهّب و استاد شیرین‌قلم هند، از نقاشان مغولی بود و در تذهیب و تصویرسازی صاحب‌مهارت بود.

علینقی مذهّب، از نازک‌قلم‌ترین هنرمندان دوران افشاری و زندیه، آثار پرمایۀ قرآنی با تذهیب برازنده خلق کرده است.
علی‌محمد مذهّب، نقاش و تذهیبکار دورۀ قاجاریه، به همراه میرزا عبدالوهاب و دیگر شاگردان، در تذهیب کتاب‌های مصور مانند «الف لیل و لیله» فعالیت می‌کردند.

سید جعفر مذهّب، استاد تذهیب و نقاش قاجار، در هنر زرنشان و طلاکاری مهارت داشت. اسدالله مذهّب مشهدی نیز از استادان چیره‌دست این دوره بود و آثارش در موزۀ گلستان محفوظ است.

از دیگر هنرمندان برجسته این دوره می‌توان به علی‌اصغر مذهّب و میرزا عبدالعلی مذهّب اشاره کرد. میرزا عبدالعلی در تذهیب و تشعیر حاشیه‌های کتاب «امتحان الفضلا» استاد بود.
عبدالوهاب مذهباشی شیرازی، مدهباشی چابک‌قلم، توسط ناصرالدین شاه قاجار لقب مذهّباشی گرفت و در انواع تذهیب، تشعیر و حلکاری مهارت داشت.
همچنین میرزا شکرالله مذهّب، غیاث‌الدین محمود مذهّب مشهدی و تذهیبی اصفهانی، از دیگر هنرمندان توانمند این دوره بودند که در افشان‌سازی و ابرسازی مرقع‌ها و کتاب‌ها استاد بودند.