مدرنیته و فشارهای اقتصادی بسیاری از هنرهای سنتی را تحت تأثیر قرار دادهاند. تازهترین نمایشگاهها و مسیر تذهیب در ایران نشان میدهند که هنر تذهیب بار دیگر با رنگ و بوی تازهای بر صحنه آمده است. این هنر، شاخه بدیع هنر ایرانی ـ اسلامی است که نقش و رنگ را به متن و تصویر زندگی میبخشد. ماه گذشته شاهد برگزاری چند نمایشگاه و رویدادی بودیم که نه فقط یادآور تاریخ که پیامی برای آینده بودند؛ پیامی درباره حفظ میراث، انتقال دانش و خلق آثار نو با ریشه در سنت.
در مرکز این موج تازه، دو رویداد برجسته قرار دارند: «دومین نمایشگاه مکتبی هنر زیبای تذهیب» در اصفهان و «نمایشگاه نقش نور» در مشهد. علاوه بر آن، در پایتخت و دیگر شهرها نگارخانهها و مجموعههای هنری تلاش کردند تذهیب را در کنار نگارگری، خوشنویسی و هنرهای تجسمی زنده نگه دارند. این گزارش تصویری نسبتاً جامع از وضعیت تذهیب در ایران طی ماه اخیر ارائه میدهد. همچنین به چالشها میپردازد و فرصتهای پیشرو را بررسی میکند.
بازخوانی مکتب و پژوهش در اصفهان
در شهر تاریخی اصفهان، برگزارکنندگان «دومین نمایشگاه مکتبی هنر زیبای تذهیب» نمایشگاهی ترتیب دادند. این نمایشگاه تلاش میکرد پیوندی مستحکم بین پژوهش تاریخی، مکتبهای قدیم و خلق آثار معاصر برقرار کند.
در این نمایشگاه، ۱۴ هنرمند ۲۵ تابلوی فاخر ارائه کردند. این آثار اغلب بر پایه مطالعه و بازسازی اسلوبهای تاریخی تذهیب شکل گرفتهاند. محدوده تاریخی آنها از قرن ششم هجری تا دوره صفوی است.
هنرمندان در نمایشگاه مجازی تذهیب از مواد و تکنیکهای سنتی استفاده کردند. آنها رنگ گواش یا آبرنگ، مرکب طبیعی و کاغذ آهار مهره بهکار بردند. این انتخاب هم وفاداری آنها به اصالت را نشان میدهد و هم تلاششان برای بازسازی تجارب تاریخی بصری را نمایان میکند.
در گفتوگو با مسئول نمایشگاه، استاد دانشگاه هنر اصفهان (روحالله اسحاقزاده) اعلام کرد که این نمایشگاه عاشقان و دلباختگان نقش و رنگ را گرد هم آورده است. او گفت این گردهمایی فرصتی است تا آنها عشق و وفاداری خود به هنر تذهیب را نشان دهند.
استاد اضافه کرد که چنین رویدادهایی بستر مناسبی برای معرفی استعدادهای جوان فراهم میکنند. همچنین امکان تبادل تجربه میان استاد و شاگرد و ارتقای آگاهی عمومی درباره هنر تذهیب را ایجاد میکنند.
نکته مهم این است که این نمایشگاه صرفاً جنبه تزئینی نداشت. هدف آن پژوهش و بازخلق سبکهای تاریخی بود. همچنین آثار ارائهشده هم ارزش مکتبی داشتند و هم برای مخاطب امروز جذابیت بصری ایجاد میکردند. این تلفیق پژوهش و هنر کاربردی، در شرایطی که جامعه هنر سنتی را گاهی کمتر جدی میگیرد، اهمیت خاصی پیدا میکند.
تذهیب در بستر آموزش و هنر جمعی در مشهد
در مشهد، «نگارخانه رضوان» نمایشگاهی تحت عنوان «نقش نور» برگزار کرد. این نمایشگاه مجموعهای از آثار نگارگری و تذهیب را به نمایش گذاشت. تمامی آثار توسط هنرجویان یک مکتب هنری خلق شدهاند. براساس گزارشها، این نمایشگاه حدود ۷۰ اثر را در معرض دید گذاشت.
رویکرد این نمایشگاه، برخلاف مکتب پژوهشی اصفهان، آموزشی و جمعی بود. هدف آن معرفی هنرجویان، تشویق خلاقیت جوانان و زنده نگه داشتن تذهیب برای نسل جدید اعلام شد.
بسیاری از هنرجویان علاقهمند به هنر سنتی، ضمن تمرین تکنیکهای کلاسیک، تلاش کردند با ذهنی معاصر به موضوع نگاه کنند. ترکیب رنگ، نقش و ساختار در آثار نشاندهنده کوشش برای زنده نگه داشتن سنت با دیدگاه زمان حال است.
این مسیر آموزشی علاوه بر ارتقای مهارت، فرصتی برای ایجاد شبکهای از هنرمندان جوان فراهم میکند. این هنرمندان ممکن است در آینده مهرههای اصلی احیای سنت باشند.
نگارخانهها، گالریها و تنوع شهرها در تهران، شیراز، تبریز
علاوه بر دو نمونه شاخص بالا، شهرهایی مانند تهران، شیراز و تبریز نیز شاهد فعالیتهای نگارخانهای بودند. این فعالیتها اگرچه همیشه صرفاً بر تذهیب تمرکز نداشتند، اما حداقل به تذهیب و نگارگری مرتبط بودند. رسانههایی که روند نمایشگاههای هنرهای تجسمی را پوشش میدهند، چند گشایش گروهی نگارگری/تذهیب و خوشنویسی گزارش کردهاند.
فعالیت پراکنده، چند نکته مهم دارد:
تنوع محتوا: نمایشگاهها گاهی ترکیبی از نگارگری، خوشنویسی، نقاشی و تذهیب هستند بازتابی از تلاش برای جذب مخاطب معاصر و ترکیب سنت با مدرن.
گالریهای مستقل: بسیاری از رویدادها در گالریهای خصوصی یا مرکزیهای هنری کمنام برگزار میشوند؛ این موضوع هم فرصت است برای آزمایش و خلاقیت، هم محدودیت در دیدهشدن عمومی.
اطلاعرسانی غیرمتمرکز: برخلاف گذشته که خبرگزاریها و رسانههای فرهنگی عمدتاً هنر سنتی را پوشش میدادند، اکنون هنرمندان، گالریها و انجمنهای فرهنگی اخبار نمایشگاهها را از طریق شبکههای اجتماعی و وبسایتهای خود منتشر میکنند. این تغییر، هم به آنها آزادی عمل میدهد و هم ریسک دیده نشدن توسط مخاطب گستردهتر را افزایش میدهد.
تذهیب: هنر اصیل، میراثی جهانی
تذهیب ریشه در هزاران سال تاریخ هنر ایران و جهان اسلام دارد: با نقشهای گیاهی و هندسی، رنگ و طلایی مطلق، و ترکیببندی دقیق، تذهیب به «آرایش خط و تصویر» معنا میبخشید.
در سالهای اخیر، یونسکو با ثبت جهانی این هنر (در پروندهای مشترک با چند کشور همسایه) دوباره توجه جامعه بینالمللی را به آن جلب کرده است. این جامعه، هنر تذهیب را نه فقط بهعنوان میراث فرهنگی، بلکه بهعنوان بخشی از هویت بصری و معنوی ایران و جهان اسلام میبیند.
به همین دلیل است که نمایشگاههایی مانند آنچه در اصفهان و مشهد برگزار شد، نه صرفاً بازگشت به گذشته، که تلاش برای زنده نگهداشتن این میراث در دل زندگی معاصر هستند.
چالشها در مسیر احیا و پویایی
اما مسیر چندان هم بدون مانع نیست.
محدودیت پوشش رسانهای
نمایشگاه مکتبی در اصفهان اگرچه با خبر منتشر شد، اما بسیاری از نمایشگاههای کوچکتر و گالریهای محلی تنها در صفحات اینستاگرام یا کانالهای خصوصی اطلاعرسانی میکنند؛ این یعنی بخش مهمی از مخاطب بالقوه کسانی که خبرگزاریها را دنبال نمیکنند ممکن است از این رویدادها بیخبر بمانند.
هزینه و تأمین مواد سنتی
استفاده از رنگهای سنتی، مرکب طبیعی و کاغذ آهار گرچه اصالت را تضمین میکند هزینهبر است. این موضوع هم فشار بر هنرمندان جوان میآورد و هم قیمت آثار را بالا میبرد؛ در نتیجه فروش و حمایت اقتصادی از آثار تذهیب دشوارتر میشود.
نبود بازار گسترده
تذهیب برخلاف نقاشی مدرن یا آثار معاصر، مخاطب عام کمتری دارد؛ خریداران بالقوه غالباً افرادی هستند که شناخت ویژهای از این هنر دارند. برای گشودن بازار وسیعتر، نیاز است آثار کاربردیتر (مثلاً طراحی مدرن، تزئینات، کاربرد در طراحی داخلی) نیز تولید شود.
رقابت با هنر معاصر و تجسمی
در شهرهایی مانند تهران و شیراز، گالریها و نمایشگاهها با آثار نقاشی، گرافیک و هنر معاصر پر شدهاند؛ هنر سنتی مثل تذهیب باید با این فضا رقابت کند. برای دیدهشدن، نیاز به خلاقیت، نوآوری و ترکیب با فرمتهای معاصر دارد.
چرا ماه اخیر امیدبخش است؟
با همه چالشها، آنچه در ماه گذشته دیده شد، نویدبخش است:
پویایی مکتبی و آموزشی اصفهان و مشهد نمونههایی بودند از احیای نظاممند و جدیِ تذهیب: نه صرفاً نمایش آثار، بلکه پژوهش، آموزش و انتقال تجربه.
تنوع شهری، تذهیب فقط محدود به تهران یا چند شهر بزرگ نیست؛ نگارخانهها در شهرهای مختلف با ظرفیتهای متفاوت فعالاند؛ این تنوع یعنی امکان گسترش در سطح کشور.
دروازه به تاریخ و نوآوری، آیا ممکن است تذهیب فردا فقط در قاب آثار آویخته نباشد؟ ترکیب با طراحی معاصر، کاربرد در هنرهای تجسمی و صنایع دستی، شاید مسیر تازهای برای زنده ماندن این هنر باشد.
ثبت جهانی تذهیب، ارزش معنوی و فرهنگی این هنر را افزایش داده است؛ این افزایش ارزش میتواند نهادها، مراکز فرهنگی و هنری را ترغیب کند تا از آن حمایت کنند.
توصیهها برای آینده: چگونه مسیر را حفظ و توسعه دهیم؟
1. کارگاه و آموزش عمومی نه فقط نمایش آثار
برگزارکنندگان نمایشگاهها میتوانند همزمان با گشایش، کارگاه کوتاه یا دموی عمومی هم داشته باشند؛ دیدن مراحل ساخت و تجربه عملی میتواند مخاطب عام را جذب کند.
2. ترکیب تذهیب با هنر معاصر یا کاربردی
آثار تذهیب را میتوان به طراحی لباس، جلد کتاب، دکوراسیون داخلی، هنر دیجیتال یا صنایع دستی تلفیق کرد؛ این کار بازار و مخاطب جدید باز میکند.
3. افزایش دیدهشدن رسانهای
استفاده از شبکههای اجتماعی، همکاری با رسانههای فرهنگی، ساخت ویدیو کوتاه از روند کار و انتشار ترجمهشده برای مخاطب بینالمللی همه میتوانند به افزایش توجه کمک کنند.
4. تشویق نهادها و حمایت مالی
از وزارت میراث فرهنگی، دانشگاهها، مؤسسات هنری، و گالریها انتظار میرود حمایتی جدیتر چه مالی، چه رسانهای برای تذهیب داشته باشند؛ بهخصوص برای هنرمندان جوان و پروژههای پژوهشی.
5. مستند سازی و پژوهش تاریخ هنر
ثبت دقیق سبکها، متدها، اساتید و روند تذهیب معاصر به همراه پژوهش دربارهٔ مکاتب گذشته این کار به حفظ میراث کمک میکند و زمینه انتشار بینالمللی و جذب علاقهمندان پژوهشگر را فراهم میسازد.
نتیجهگیری
آنچه در طول این ماه شاهدش بودیم، نه صرفاً برگزاری چند نمایشگاه هنری، که نشانهای از تولدی دوباره برای هنر تذهیب است. تأکید بر پژوهش، آموزش و بازخوانی اسلوبهای تاریخی همراه با حضور جوانان و گالریهای مستقل در شهرهای مختلف نویددهنده احیای جدی این هنر است. با این حال برای ماندگاری و گسترش آن، نیاز به برنامهریزی دقیق، حمایت نهادها و بازار مناسب وجود دارد.
اگر این مسیر با جدیت ادامه یابد، شاید در آینده بتوان شاهد شکوفایی دوباره «زرنگاری» در پوشش نوین باشیم: تذهیب نه فقط بهعنوان میراث، که بهعنوان بخشی زنده از هنر معاصر و هویت ایرانی اسلامی.


دیدگاه شما چیست؟