هنر تذهیب بهعنوان یکی از شاخصترین جلوههای هنر ایرانی و اسلامی با همکاری ایران، آذربایجان، ترکیه، تاجیکستان و ازبکستان در فهرست میراث فرهنگی ناملموس بشریت یونسکو ثبت شد. این ثبت چندملیتی بر اهمیت حفظ و آموزش این هنر سنتی تأکید دارد.
معرفی هنر تذهیب و پیشینه تاریخی آن
هنر تذهیب، یکی از درخشانترین جلوههای هنرهای تزئینی در تمدن ایرانی و اسلامی است. این هنر با استفاده از نقوش ظریف، رنگهای طبیعی و ورق طلا، زینتبخش نسخههای خطی، متون خوشنویسی، مینیاتورها و آثار هنری بوده است. تذهیب با تاریخی چندصدساله، نهتنها بیانگر ذوق و خلاقیت هنرمندان است، بلکه بازتابدهنده باورها، نمادها و زیباییشناسی فرهنگی جوامع مختلف نیز به شمار میرود.
همکاری چندملیتی برای ثبت هنر تذهیب در یونسکو
در هجدهمین جلسه کمیته بیندولتی حفاظت از میراث فرهنگی ناملموس، کشورهای آذربایجان، جمهوری اسلامی ایران، تاجیکستان، ترکیه و ازبکستان با همکاری یکدیگر، هنر تذهیب را با شماره 01981 برای ثبت در فهرست میراث فرهنگی ناملموس بشریت پیشنهاد کردند. این اقدام نتیجهی سالها تلاش مشترک، تبادل فرهنگی و تعامل میان هنرمندان، پژوهشگران و نهادهای مرتبط در سطح منطقهای و بینالمللی است.
دلایل ثبت هنر تذهیب در فهرست میراث فرهنگی ناملموس بشریت
یونسکو بر اساس معیارهای پنجگانه این هنر را واجد شرایط ثبت جهانی دانست.
1.تذهیب هنری سنتی با ریشههای فرهنگی عمیق است که در نسخههای خطی و آثار هنری بهکار میرود و نقش مهمی در انتقال ارزشهای فرهنگی دارد.
2. ثبت این هنر به توسعه مستندسازی، تحقیق و همکاریهای بینالمللی کمک میکند و آگاهی از کنوانسیون 2003 یونسکو را افزایش میدهد.
3. اقدامات آموزشی، پژوهشی و حفاظتی در کشورهای عضو تضمینکننده تداوم این هنر هستند.
4.مشارکت گسترده هنرمندان، استادکاران، سازمانهای مردمنهاد و نهادهای فرهنگی در تهیه پرونده این نامزدی نقش مؤثری داشته است.
5. این هنر پیشتر در فهرستهای ملی کشورهای عضو ثبت شده بود.
اهمیت آموزش و انتقال دانش تذهیب
تذهیب از نسلی به نسل دیگر از طریق آموزش سنتی، شاگردی در کارگاهها و همچنین در دانشگاهها و آکادمیهای هنری منتقل میشود. در دهههای اخیر، این هنر در آموزش رسمی و غیررسمی جایگاه ویژهای یافته و زنان هنرمند نیز نقش پررنگی در احیای آن دارند. علاوه بر جنبههای زیباییشناختی، تذهیب موجب آرامش روانی، افزایش تمرکز و پیوند معنوی میان هنرمند و اثر میشود.
اقدامات حفاظتی و همکاریهای بینالمللی
کشورهای عضو یونسکو در راستای حفاظت از هنر تذهیب، برنامههایی همچون برگزاری مسابقات و نمایشگاههای بینالمللی، تدوین کتابها و منابع آموزشی، حمایت از آموزش سنتی در کارگاهها و تشکیل شبکههای هنری و پژوهشی را در دستور کار قرار دادهاند. این اقدامات با هدف انتقال دانش، تقویت همکاریهای فرهنگی و افزایش آگاهی عمومی نسبت به ارزش میراث ناملموس صورت میگیرد.
توصیههای یونسکو به کشورهای عضو
یونسکو در مصوبه خود بر لزوم مشارکت جوامع محلی، هنرمندان و استادکاران در طراحی و اجرای برنامههای حفاظتی تأکید کرده است. همچنین یادآوری شده است که صرف ذکر نام افراد و سازمانها برای نشان دادن مشارکت کافی نیست، بلکه باید نقش واقعی جوامع در حفظ و انتقال این میراث فرهنگی مستند و تقویت شود.
نتیجه
ثبت هنر تذهیب در فهرست میراث فرهنگی ناملموس بشریت نهتنها افتخاری برای ایران و سایر کشورهای همکار است، بلکه گامی مهم در حفظ میراث مشترک فرهنگی منطقه محسوب میشود. این اقدام، زمینهساز احیای هنرهای سنتی، تقویت همکاریهای فراملی و گسترش آگاهی جهانی از ارزشهای فرهنگی و هنری شرق خواهد بود.
کتاب «تذهیب در ایران: تاریخچه، نقوش و اصطلاحات» نوشتهی مریم کشمیری پژوهشی جامع دربارهی سیر تحول، نقوش و مفاهیم هنر تذهیب ایرانی است. نویسنده با نگاهی تاریخی و تحلیلی، ریشههای فرهنگی و معنوی این هنر را بررسی کرده است.
مقدمه
هنر تذهیب، یکی از شاخصترین جلوههای زیباییشناسی ایرانی-اسلامی است. هنرمندان ایرانی این هنر را قرنها بر صفحات قرآن، دیوانهای شعر و نسخههای خطی نقش زدهاند.
این کتاب اثری پژوهشی و ارزشمند است که بهصورت جامع به ریشهها، تحولات تاریخی، ساختارهای زیباشناسانه و زبان تخصصی این هنر میپردازد. این کتاب برای پژوهشگران هنر ایرانی، دانشجویان رشتههای نگارگری و کتابآرایی، و هر علاقهمند به میراث فرهنگی ایران اثری مرجع بهشمار میرود.
محتوای کتاب و ساختار آن
کتاب در چند فصل از گذشته تا امروزِ هنر تذهیب را بررسی میکند. در فصل نخست، نویسنده با نگاهی تاریخی، مسیر شکلگیری و تحول تذهیب را از دوران پیش از اسلام تا عصر معاصر مرور میکند. او نشان میدهد که چگونه این هنر، ابتدا در خدمت تزئین متون مقدس بوده است. و سپس در حوزهی ادبیات، اسناد رسمی و هنرهای تزئینی دیگر نیز نفوذ می کند.
در فصلهای بعدی، کشمیری به معرفی نقوش و الگوهای تذهیبی میپردازد. نقوش اسلیمی، ختایی، شمسه، ترنج و لچک با دقت توصیف و تحلیل میشوند. نویسنده نهتنها به ساختارهای بصری و ترکیببندیها اشاره میکند، بلکه معانی نمادین و ریشههای فرهنگی هر نقش را نیز باز مینماید. برای نمونه، او در توضیح نقش شمسه، ارتباط آن را با مفاهیم نور و کمال الهی بیان کرده است.
یکی از ارزشمندترین بخشهای کتاب، فصل مربوط به اصطلاحات تخصصی هنر تذهیب است. در این بخش، اصطلاحاتی چون قلمگیری، زراندازی، کاغذ آهار مهره، ترصیع و جدولکشی با تعاریف دقیق و کاربردهای عملی ارائه شدهاند.ساختار مجهول جمله به ساختار معلوم تغییر کند:
این فصل بهویژه برای هنرجویان و طراحان بسیار مفید است، زیرا نویسندگان و پژوهشگران واژگان فنی این هنر را در منابع پراکنده و غیرمستند گرد آوردهاند.
در کنار این مطالب نظری، کتاب دارای تصاویر رنگی از نمونههای تاریخی و آثار تذهیبی معاصر است که به درک بهتر مباحث کمک میکند. ترکیب متن علمی با نمونههای تصویری، اثر را از حالت صرفاً تئوریک خارج کرده و آن را به منبعی آموزشی و کاربردی تبدیل کرده است.
تحلیل و ارزیابی
قلم مریم کشمیری در این اثر، روان، مستند و آکادمیک است. او با تسلط بر منابع تاریخی، رسالههای خوشنویسان و نگارگران ایرانی از پژوهشهای نوین در حوزهی تاریخ هنر بهره گرفت. ساختار منسجم کتاب و تقسیمبندی منطقی فصلها سبب میشود خواننده بتواند مسیر تحول تذهیب را گامبهگام دنبال کند.
یکی از نقاط قوت کتاب، نگاه تحلیلی نویسنده به پیوند میان زیباییشناسی و معنا در هنر تذهیب است. کشمیری نشان میدهد که این هنر نه صرفاً تزیین، بلکه بیان تصویری مفاهیم معنوی و فلسفی ایرانی است. او تذهیب را زبانی میداند که در آن، هندسه، رنگ، و نظم تکرار شونده، بازتابی از نظم کیهانی و تفکر عرفانی ایرانیاند.
شاید بتوان گفت که کتاب از نظر تحلیل فنی در برخی بخشها میتوانست جزئیتر به تکنیکهای اجرایی بپردازد. بهویژه در معرفی ابزار و مراحل عملی کار برای هنرمندان جوان. هدف اصلی اثر ارائهی تصویری پژوهشی و نظری از هنر تذهیب است، نه آموزش عملی.
توصیه به خواندن
کتاب «تذهیب در ایران: تاریخچه، نقوش و اصطلاحات» اثری است که میان پژوهش تاریخی و درک زیباییشناسانهی هنر تذهیب تعادل برقرار میکند. پژوهشگران هنر اسلامی با خواندن این اثر میتوانند سیر تحول تذهیب را از یک هنر درباری به میراثی فرهنگی بشناسند. برای هنرجویان نگارگری و طراحان معاصر نیز الهامبخش است، زیرا آنان را با ریشههای مفهومی و ساختاری نقوش سنتی آشنا میسازد.
در دنیایی که هنر دیجیتال و مدرن در حال گسترش است. مطالعهی آثاری چون کتاب مریم کشمیری میتواند پلی میان گذشته و حال باشد. یادآوری از اینکه ظرافت، نظم و معنا در هنر ایرانی همچنان الهامبخش خلاقیت امروز است.
هنر تذهیب به معنای تزئین خطوط، صفحات و لبههای نسخ خطی با نقوش گیاهی، هندسی، طلایی و رنگین است و ریشههای آن در ایران بسیار کهن است. مطابق با پژوهشها، پیشینه آذین و تذهیب در «هنر کتابآرایی ایران» به دوره ساسانیان بازمیگردد.با ورود اسلام به ایران، این هنر در خدمت نسخهسازی قرآن، آثار دینی و سپس آثار ادبی قرار گرفت و به «هنر اسلامی» نیز شناخته شد.
در کتاب «تاریخچه و مکاتب تذهیب»، نویسنده توضیح میدهد که تحول آرایههای تذهیب از دوران زرنگاری اولیه آغاز شد. این تحول همزمان با توسعه کتابآرایی در ایران تا دوره قاجار ادامه یافت. هنرمندان ایرانی تذهیب را نه صرفاً به عنوان تزئین بصری، بلکه به عنوان بخشی از فرهنگ کتابسازی و نشر نسخ به کار بردند. با این رویکرد، نقش تذهیب در آثار ادبی پررنگتر شد.
تعریف و اهمیت آثار ادبی ایرانی
برای فهم بهتر جایگاه تذهیب در آثار ادبی ایرانی، ابتدا لازم است مفهوم «آثار ادبی ایرانی» روشن شود. آثار ادبی ایرانی، مجموعهای از متون فارسی کلاسیک و نوین هستند که نویسندگان و شاعران ایرانی آنها را برای بازتاب فرهنگ، اندیشه، هنر و زبان این سرزمین خلق کردهاند. این آثار شامل شعرهایی مانند مثنوی، غزل و قصیده و نیز نوشتههای نثری همچون آثار حکمی، داستانی و عرفانی میشوند. علاوه بر این، کاتبان و هنرمندان بسیاری از این آثار را با دست نگاشته و آنها را با تذهیب و نگارگری آراستهاند. به همین دلیل، این نسخهها بخشی ارزشمند و برجسته از میراث مکتوب ایران به شمار میروند.
پژوهشگران در نوشتههای علمی خارجی بیان کردهاند که نسخ فارسی با ترکیب «متن جدید و تزئین بصری»، بخشی از فرهنگ بصری ایران را نمایندگی میکنند.هنگامی که سخن از تذهیب در آثار ادبی ایرانی به میان میآید، منظور تزئین نسخههای خطی ادبی است. این نسخهها با ظریفترین نقوش و رنگها آراسته شدهاند.
قالبها و انواع آثار ادبی ایرانی که نسخهسازی شدهاند
آثار ادبی ایرانی را میتوان از حیث قالب و سبک به چند دسته عمده تقسیم کرد که در هر یک امکان تذهیب وجود داشته است:
ترکیب شعر و نثر: مثلاً رباعیات، مقالات ادبی-عرفانی.
متونی که مترجمان از زبانهای دیگر ترجمه کردهاند یا نسخهسازان نسخهسازی کردهاند و نسخهخطی آنها در ایران پیدا شده است.
در همه این قالبها، اگر هنرمندان نسخهها را بهصورت نفیس و برای مخاطب والا تنظیم کرده باشند، آنها تزئین بصری و تذهیب به کار بردهاند. برای مثال، در نسخ ادبی بزرگ، خوشنویسان و هنرمندان تذهیب حاشیهها، صفحات آغازین و سرسورهها را انجام دادهاند. در نوشتهای مربوط به Persian manuscripts آمده است که نسخهسازان آثار ادبی و علمی فارسی را با ترکیب متن، نقاشی و تذهیب تولید کردهاند.
بنابراین، هنرمندان تذهیب در نسخههای ارزشمند آثار ادبی بیشتر به کار بردهاند و در نسخههای عام کمتر دیده میشود.
ورود و گسترش تذهیب در آثار ادبی ایرانی
هنرمندان تذهیب این هنر را از دوران ساسانی پایهگذاری کردند. آنها با گسترش کتابت اسلامی، تذهیب را بهطور منظم در نسخههای کتابآرایی و نسخ ادبی به کار بردند. به گفته یک منبع، «شاید بتوان تاریخ آرایش و تذهیب قرآن را همزمان با نوشتن آن دانست».
اهمیت هنر تذهیب در آثار ادبی فارسی (شعر و نثر) از دوره صفوی به بعد آشکار شد، زیرا هنرمندان نسخهها را به شکل نظاممند تزئین کردند. پژوهش «تذهیب در ایران: تاریخچه، نقوش و اصطلاحات» نشان میدهد که دوران تیموریان و صفویان، دوره طلایی تذهیب بوده و هنرمندان، نسخههای ادبی را نیز شامل این هنر کردهاند.
تذهیب در آثار ادبی ایرانی از اواخر دوره میانی اسلامی (قرن هشتم تا دهم هجری) وارد عرصه کتابآرایی شد. این هنر در دورههای بعد رشد قابل توجهی یافت.
دورههای تاریخی و مراحل رشد تذهیب در آثار ادبی
رشد و تحول تذهیب در آثار ادبی ایرانی را میتوان در قالب چند دوره تاریخی بررسی کرد:
دوره ایلخانی و تیموری:
در این دوره، رونق کتابت و کتابآرایی بالا گرفت و مکتبهایی مانند مکتب هرات شکل گرفتند که در تزئین نسخ ادبی نیز تأثیرگذار بودند.
دوره صفوی:
پژوهشها دوره صفوی را «دوره طلایی تذهیب» میدانند. در این زمان، هنر تذهیب در نسخههای ادبی به بالاترین کیفیت رسید و از مرزهای ایران فراتر رفت. برای مثال، نویسندگان مقاله اشاره کردهاند که هنرمندان تذهیب، هنر خود را در دوره صفوی فراتر از مرزهای ایران گسترش دادند؛ بهطوری که گاهی نمیتوان تشخیص داد یک مصحف تذهیبشده قرن دهم یا یازدهم توسط هنرمندان ایرانی ساخته شده یا هنرمندان هندی یا عثمانی.
دوره قاجار:
هنرمندان تذهیب در دوره قاجار این هنر را ادامه دادند. آنها تحت تأثیر هنر غربی، تغییراتی در سبک ایجاد کردند و روند نوآوری تذهیب کمتر دیده شد.
در هر دوره، آثار ادبی از جریان تذهیب بهره بردهاند. تزئین نسخههای شعرای بزرگ، کتابهای حکمی و نثر ادبی، آینهای از این رشد هنری بوده است. لذا، رشد تذهیب در آثار ادبی، نه صرفاً به رشد کمّی نسخهها، بلکه به ارتقا کیفی تزئینات و نقوش اشاره دارد.
نمونه شاخص آثار ادبی تذهیبشده در ایران
یکی از معروفترین نسخههای ادبی تذهیبشده در ایران، نسخهای از شاهنامه است که هنرمندان به سفارش بایسنغُر میرزا (از خاندان تیموری) تهیه کردند و آن را به عنوان شاهکار کتابآرایی و تذهیب در ایران شناختند.
در این نسخه، هنرمندان علاوه بر اجرای خوشنویسی عالی، حاشیهها، صفحات آغازین و نقوش طلایی را با تذهیب آراستهاند. با وجود آنکه این نسخه بیشتر تاکید بر تصویر دارد (نگارگری)، تذهیب نیز نقش محوری ایفا کرده است.
این نمونه نشان میدهد که هنرمندان تذهیب، آثار ادبی ایران را به شکلی بسیار زیبا تزئین کردهاند. آنها افزون بر متن، به زیبایی بصری اثر نیز افزودهاند.
سفارشدهندگان و مخاطبان آثار ادبی تذهیبشده
یکی از نکاتی که در تاریخ تذهیب قابل توجه است، نقش سفارشدهنده است. نسخههای ادبی تذهیبشده غالباً به سفارش امرا، شاهزادگان، درباریان یا موقوفات مذهبی تهیه شدهاند. بهعنوان نمونه، در دوره تیموری و صفوی، شاهان و بزرگان، هنرمندان خوشنویس و تذهیبکار را به کتابخانههای سلطنتی فرا میخواندند.
هنگامی که نسخهای ادبی برای شاه، شاهزادگان یا جمعی ادبی تولید میشد، تذهیب به کار میرفت. این تزئین به عنوان بخش لوکس و تجملی اثر تلقی میشد.
بنابراین میتوان گفت: یکی از عواملی که سبب شد تذهیب در آثار ادبی رشد یابد، وجود سفارشدهندگان متمول و اشرافی بوده است.
کارگاهها، شهرها و مراکز اجرای تذهیب برای نسخههای ادبی
محل اجرای تذهیب در نسخههای ادبی معمولاً در کارگاههای کتابآرایی، کتابخانههای سلطنتی یا کارگاههای خوشنویسی و تذهیبکاری در شهرهایی نظیر هرات، تبریز، اصفهان، شیراز بود. پژوهشها نشان میدهند که مکتب هرات، مکتب تبریز و مکتب اصفهان در تذهیب و نگارگری نسخههای ادبی تأثیر ویژه داشتهاند.
همچنین، در کارگاههای سلطنتی، هنرمندان خوشنویس، تذهیبکار و صحاف زیر یک سقف کار میکردند و نسخههای اعیانی تولید میشد. به عنوان مثال، در دوره صفوی، کتابخانههای سلطنتی به مراکز اصلی تولید نسخههای خطی تذهیبشده تبدیل شدند.
به این ترتیب، مکان اجرای تذهیب نه صرفاً محل فیزیکی بلکه بخشی از روند تولید فرهنگی و ادبی ایران بوده است.
تذهیبکاران برجسته در حوزه آثار ادبی ایرانی
پژوهشگران نشان دادهاند که در دوره صفوی چند تن از بزرگترین تذهیبکاران فعال بودهاند. از جمله هنرمندان مولانا محمود، میرک مذهّب و پسرش قوامالدین مسعود، همچنین مولانا حسن بغدادی و مولانا عبدالله شیرازی.
این هنرمندان بیشتر در زمینه قرآن یا نسخ دینی فعالیت کردهاند. با این حال، آنها در تولید نسخههای ادبی نیز مشارکت داشتهاند، زیرا اغلب کارگاههای کتابآرایی آثار مذهبی و ادبی را بهطور مشترک تولید میکردند.
در نتیجه، پژوهشگران نشان دادهاند که نامهای یاد شده بخشی از چکیده اسامی تذهیبکاران ایرانی هستند که با آثار ادبی نیز پیوند داشتهاند.
مراکز نگهداری و وضعیت کنونی نسخههای ادبی تذهیبشده
نسخههای ادبی تذهیبشده ایران امروز در کتابخانهها، موزهها و مجموعههای خصوصی داخل و خارج از کشور نگهداری میشوند. پژوهش «Persian manuscripts with special reference to Iran» نشان میدهد که بیش از ۲۰۰ ۰۰۰ نسخه خطی در ایران وجود دارد. بسیاری از این نسخهها هنوز فهرست نشدهاند.
همچنین، در کتابخانهها و موزههای داخل کشور، همچون موزه میراث مستند ایران، نگارخانهها و کتابخانه ملی، نمونههایی از نسخههای تذهیبشده عرضه شدهاند.
خارج از ایران نیز نسخههایی از آثار ادبی تذهیبشده ایرانی وجود دارد که در کتابخانههای غربی، مخزنهای دانشگاهی و موزهها نگهداری میشوند. این پراکندگی جغرافیایی و شرائط نگهداری متفاوت، مسائلی چون بازشناسی، حفاظت و کاتالوگسازی را پیش روی پژوهشگران قرار داده است.
چالشها و چشماندازهای پژوهش و حفاظت نسخههای ادبی تذهیبشده
نسخههای ادبی تذهیبشده ایرانی، به دلیل قدمت، مواد بهکاررفته و پیچیدگیهای هنری، با مجموعهای از چالشها در پژوهش و حفاظت مواجهاند. یکی از مهمترین مشکلات، فرسایش مواد طبیعی است که در تذهیب به کار رفتهاند؛ مانند طلا، رنگهای گیاهی، جوهر و کاغذهای حساس. پژوهشها نشان میدهند که نور، رطوبت و دما میتوانند به سرعت باعث کمرنگ شدن نقوش و آسیب دیدن سطح طلاکاری شوند.
چالش دوم، کمبود فهرستنگاری و مستندسازی دقیق است. بسیاری از نسخههای خطی تذهیبشده در ایران هنوز ثبت و دیجیتالسازی نشدهاند و پژوهشگران برای دسترسی به آنها با محدودیت مواجهاند. پراکندگی آثار در کتابخانههای خصوصی، عمومی و حتی خارج از ایران، مطالعات جامع و مقایسهای را دشوار کرده است.
از منظر پژوهشی، شناخت هنرمندان، سبکها و کارگاههای تولید نسخههای تذهیبشده نیز محدود است. بسیاری از تذهیبکاران ناشناخته هستند و شناحت آثار و مکاتب، نیازمند تحلیلهای علمی، شیمیایی و آرشیوی است.
با این وجود، چشماندازهای مثبتی نیز وجود دارد. دیجیتالسازی و انتشار نسخههای خطی تذهیبشده، از جمله پروژههای کتابخانه ملی ایران و موزههای معتبر، امکان دسترسی جهانی و پژوهش بینالمللی را فراهم کرده است. همچنین، مطالعات بینرشتهای در زمینه علوم مواد، هنرشناسی و تاریخ ادبیات، به حفاظت علمی و بازشناسی دقیق سبکها کمک میکند.
حفظ، مطالعه و معرفی نسخههای ادبی تذهیبشده، نه تنها نگهداری میراث فرهنگی ایران است، بلکه فرصت پژوهش نوین و آموزش هنری را نیز فراهم میکند. این کار همچنین به توسعه گردشگری فرهنگی کمک میکند. با بهرهگیری از فناوریهای نوین، میتوان این آثار را برای نسلهای آینده حفظ و معرفی کرد، بدون آسیب به اصالت و زیبایی هنری آنها.
نتیجهگیری
با مرور سیر تاریخی هنر تذهیب در ایران، میتوان دریافت که این هنر ریشههای باستانی دارد و تا دوران اسلامی ادامه یافته است. به ویژه از دوره تیموری تا صفوی، تذهیب در نسخههای ادبی نقش مهمی ایفا کرده است. آثار ادبی ایرانی، چه شعر و چه نثر، از تزئین بصری تذهیب بهره بردهاند. این تزئین علاوه بر جنبه زیبایی، هویت فرهنگی اثر را نیز تقویت کرده است.
نسخههای تذهیبشده ادبی محصول تعامل سفارشدهندگان اشرافی، خوشنویس، تذهیبکار و مراکز کتابآرایی هستند. این نسخهها امروز میراث مکتوب ایران هستند. پژوهش و حفاظت این آثار، همراه با فهرستسازی، دیجیتالسازی و معرفی مناسب برای مخاطبان امروز، ضروری است.
منابع
«تذهیب در ایران: تاریخچه، نقوش و اصطلاحات». مرکز گفتوگوی فرهنگی بینالمللی ایران.
Barkeshli, Mandana. Material Technology and Science in Manuscripts of Persian Mystical Literature. Manuscript Cultures 8.
M. Barkeshli, C. … “Historical and Scientific Analysis of Iranian Illuminated …” Golestane Honar.
“Persian manuscripts with special reference to Iran.” al‑Furqan. Al-Furqan Islamic Heritage Foundation.
“Illuminated Judeo‑Persian Manuscripts.” O. Carmeli. IranNamag
استاد محمدعلی زاویه (۱۲۹۱–۱۳۶۹)، هنرمند برجسته ایرانی در زمینه تذهیب و نگارگری، میراثدار سنت و خلاقیت در هنر ایرانی بود. او در هنرستان صنایع مستظرفه تحصیل کرد و زیر نظر استادانی چون هادی تجویدی و علی درودی مهارتهای مینیاتور و تذهیب را آموخت. آثار زاویه شامل تابلوهای مینیاتور، تذهیب قرآن و کتابهای نفیس است که با ظرافت قلمگیری، رنگهای ویژه و تلفیق سنت و نوآوری شناخته میشوند. از آثار برجسته او میتوان به «هفت گنبد بهرام»، «خسرو و شیرین» و تابلوهای دربار شاهعباس اشاره کرد.
زاویه علاوه بر خلق آثار هنری، در ریاست موزه هنرهای ملی ایران خدمت کرد و نسل جدیدی از هنرمندان را تربیت نمود. امروز آثار او در موزهها و مجموعههای معتبر داخل و خارج از ایران نگهداری میشوند و همچنان الهامبخش علاقهمندان و هنرمندان هنر ایرانی هستند.
زندگی و تحصیلات
محمدعلی اسماعیل زاویه در سال ۱۲۹۱ خورشیدی در تهران دیده به جهان گشود. پس از گذراندن دورههای ابتدایی، در سال ۱۳۰۸ به «هنرستان صنایع مستظرفه» (که بعدها با نام هنرستان عالی هنرهای ایرانی یا «مدرسه کمالالملک» شناخته شد) راه یافت و رشته مینیاتور و تذهیب ایرانی را برای ادامه تحصیل برگزید.
در محضر استاد برجسته هادی تجویدی در مینیاتور و نیز استاد علی درودی در رشته تذهیب، به فراگیری هنر پرداخت.
وی در سال ۱۳۱۹ با درجه ممتاز در رشته مینیاتور فارغالتحصیل شد.
مسئولیتها و فعالیتهای حرفهای
زاویه نزدیک به شصت سال در عرصه نگارگری، مینیاتور و تذهیب فعالیت کرد و بیش از دو هزار اثر از خود بهجای گذاشت. در سالهای ۱۳۲۶ و ۱۳۲۷ خورشیدی، ریاست موزه هنرهای ملی ایران را بر عهده داشت که نشاندهنده جایگاه برجستهاش در هنر معاصر ایران است.
علاوه بر این، آثارش در نمایشگاههای خارج از ایران نیز به نمایش گذاشته شد و به دریافت مدال طلا در نمایشگاه بینالمللی بروکسل و دیپلم گراندپری نائل آمد. پس از بازنشستگی از بخش دولتی در سال ۱۳۳۹، در کارگاه شخصیاش به خلق آثار آزاد پرداخت.
سبک هنری و ویژگیها
در آثار محمدعلی زاویه، پیوندی میان میراث نگارگری ایرانی و خلاقیت فردی دیده میشود. او در تذهیب قرآن و کتابهای نفیس، از رنگهای ویژه و تکنیکهای دقیق بهره برد و شیوهای خاص در کار خود داشت.
ویژگیهای بارز آثار استاد شامل:
ظرافت بسیار زیاد در قلمگیری و جزئیات نقشها.
تلفیق هنر مینیاتور با تذهیب و فضاسازی خیالانگیز.
گرایش به سبک ملی ـ ایرانی در برابر تقلید صرف از سبکهای غربی؛ با حفظ ریشههای سنتی ولی با رویکردی معاصر.
آثار برجسته استاد زاویه
از جمله آثار شاخص و مطرح استاد زاویه میتوان به موارد زیر اشاره کرد:
هفت گنبد بهرام
نمایی از قصر سلیمان
خسرو و شیرین
چوگانبازی هنرمندان در دربار شاهعباس
همچنین، یکی از مهمترین حوزههای فعالیت او، تذهیب ایرانی مصاحف (قرآنهای خطی) بود؛ آثار قرآن تذهیبشده او از جمله شاهکارهای استاد محسوب میشوند.
آموزگاران و شاگردان
زاویه از شاگردان برجسته هادی تجویدی بود که مکتب مینیاتور تهران را گسترش داد. در حوزه تذهیب، تحت نظر علی درودی رشد کرد. او سپس خود به تدریس در هنرستان هنرهای زیبا پرداخت و نسلی از هنرمندانِ نگارگر و تذهیبکار را تربیت نمود.
میراث هنری و جایگاه
آثار محمدعلی زاویه در مجموعههای معتبر داخل و خارج از ایران همچون موزه هنرهای ملی ایران نگهداری میشوند. منتقدان هنر او را معیار لطافت و ریزهکاری در نگارگری معاصر میدانند.
او با بهکارگیری تکنیکهای سنتی و انتقال آن به نسل جدید هنرمندان، نقشی تعیینکننده در باززندهسازی هنر نگارگری و تذهیب ایرانی داشت.
نتیجهگیری
استاد محمدعلی زاویه هنرمندی بود که هنر تذهیب و نگارگری را با نگاه تازهای به مخاطب معاصر عرضه کرد. از تحصیلات رسمی در مدرسه صنایع مستظرفه تا ریاست موزه هنرهای ملی، از پرورش آثار نفیس تا تربیت نسل جدید، زندگی هنری او نمادی است از پیوند میان سنت و خلاقیت، میان میراث و نوآوری. آثارش همچون میراثی ماندگار، راهنمایی برای هنرمندان آینده و گنجی برای فرهنگ هنری ایراناند.
منابع:
زندگینامه: محمد علی زاویه (۱۲۹۱–۱۳۶۹). همشهری آنلاین، دریافتشده در ۲۹ تیر ۱۳۹۰.
مروری بر آثار مینیاتور مرحوم استاد محمد علی زاویه در موزه هنرهای زیبا، سازمان سعدآباد، اطلاع رسانی.
هنرمندی که پادشاه انگلستان او را ستود، مرکز دائرةالمعارف بزرگ اسلامی.
در اپیزود اول پادکست «هنر تذهیب» با عنوان «طلای صبر و زیبایی»، به دنیای درخشان تذهیب ایرانی سفر میکنیم. در این صوت، از ریشههای تاریخی تذهیب، نقش صبر در هنر، رنگهای مقدس و فلسفهی زیبایی در فرهنگ ایرانی و اسلامی میگوید. پادکستی برای آرامش، الهام و شناخت هنر اصیل ایرانی.
سلام بر شما شنوندهی نازنینِ هنر.
اینجا پادکست هنر تذهیب است؛ صدایی از آرامش، رنگ و نقش ایرانی.
در این اپیزود، با هم به دنیای تذهیب قدم میگذاریم و میشنویم از طلای صبر و زیبایی.
طلای صبر و زیبایی؛ روایت آرامش در هنر ایرانی
شاید تذهیب را تنها طرحی زیبا بر حاشیهی قرآن یا دیوانهای کهن بدانیم، اما در ژرفای آن، جهانی از معنا پنهان است.
هر خط و منحنی در تذهیب، بازتابی از عشق، تعادل و نیایش است.
هنرمند تذهیب با طلا و رنگ کار نمیکند، بلکه با صبر و نفس خود نقش میزند.
هر نقطهی زرین، نتیجهی ساعتها تأمل است و هر نقش، نشانی از جستوجوی کمال.
ریشهها و شکوه تذهیب در ایران
تذهیب در لغت به معنای «زراندود کردن» است، اما در حقیقت فراتر از طلاست؛
زیرا طلا در تذهیب، نمادی از نور درونی هنرمند است.
در دوران تیموری و صفوی، هنر تذهیب به اوج رسید و آثار ماندگاری چون قرآنهای نفیس و شاهنامهها با نقشهای اسلیمی و ختایی زینت یافتند.
تذهیب در زندگی امروز
امروز نیز در کارگاههای کوچک ایران، تذهیب زنده است.
استادان و شاگردان جوان، با عشق و صبر، نقشهایی از هماهنگی و نظم الهی خلق میکنند.
تذهیب نه تنها هنر تزئین، بلکه هنر دیدنِ زیبایی در جزئیات است.
در روزگاری پرشتاب، شاید تذهیب بیش از هر زمان دیگری ضروری باشد؛
زیرا ما را وادار میکند مکث کنیم، نفس بکشیم و به آرامش درونی بازگردیم.
پایان اپیزود
من محمدعلی نعیمی هستم، و این پادکست، صدایی از آرامش در جهان رنگ و نقش بود.
طلایی بمانید… و جهان را با نگاهی مُذهَّب ببینید.
هنر تذهیب، پادکست هنری، طلای صبر و زیبایی، تذهیب ایرانی، نقوش اسلیمی، هنر اسلامی، آرامش در هنر، نگارگری سنتی، زیباییشناسی ایرانی
کتاب «بررسی تحول و تکامل نقوش هنر تذهیب در ایران» تألیف اردشیر مجرد تاکستانی است. این اثر پژوهشی ارزشمند، بهطور جامع به تحلیل تحول، تطور و سیر تکاملی نقوش و طرحهای تزئینی در هنر تذهیب ایرانی میپردازد. نویسنده در این کتاب، با رویکردی تاریخی و زیباییشناختی، روند دگرگونی، تغییر و رشد هنر تذهیب، نگارگری و تزئینات سنتی ایران را از دوران باستان تا دورههای اسلامی بررسی میکند. این کتاب یکی از منابع مهم در حوزهی هنرهای سنتی، تزیینات دستساز، و نقشپردازی ایرانی محسوب میشود و جایگاه ویژهای در مطالعات تاریخ هنر ایران دارد.
این کتاب به بررسی تاریخی و تحلیلی روند تحول نقوش تذهیب در ادوار مختلف ایران از دوران پیش از اسلام تا دورهی معاصر میپردازد و با نمونههای تصویری متعدد از نسخههای خطی، قرآنها، و آثار هنری همراه است.
1. مقدمه و کلیات
در آغاز کتاب، نویسنده به تعریف «تذهیب» میپردازد و آن را بهعنوان هنر آراستن صفحات کتاب، بهویژه قرآن، با نقوش هندسی، اسلیمی و ختایی معرفی میکند. او تذهیب را یکی از جلوههای معنوی و بصری تمدن ایرانی میداند که ریشه در زیباییشناسی ایرانی و باورهای عرفانی دارد.
نکات مهم کتاب:
مفهوم زیبایی در هنر ایرانی با معنویت درآمیخته است.
تذهیب در اصل زینتبخش «کلام الهی» بوده است.
نقوش تذهیبی پیوندی میان هنر، ایمان و نظم کیهانی برقرار میکنند.
۲. پیشینه تاریخی و ریشههای تذهیب پیش از اسلام
نویسنده ریشههای نقشپردازی ایرانی را در دوران هخامنشی، اشکانی و ساسانی جستجو میکند.
وی با تحلیل نقوش برجسته و تزئینات معماری، نشان میدهد که بسیاری از عناصر تزئینیِ بعدی در تذهیب مانند اسلیمیها، ختاییها و نقوش گیاهی تکرارشونده از همان دوران سرچشمه گرفتهاند.
ویژگیهای کتاب:
استفاده از نقوش گیاهی و هندسی با نظم هندسی دقیق.
توجه به تقارن و ریتم بصری.
انتقال مفاهیم آیینی از طریق نقش.
۳. تذهیب در دوران اسلامی
در این بخش، مؤلف نشان میدهد که پس از ورود اسلام، هنر ایرانی در قالبی تازه ادامه یافت و تذهیب بهعنوان یکی از هنرهای وابسته به کتابت قرآن شکوفا شد.
بررسی تاریخی دورهها:
دوران سلجوقی: آغاز تثبیت ساختار هندسی در تذهیب.
دوران ایلخانی: نفوذ عناصر چینی، بهویژه گلهای ختایی.
دوران تیموری: اوج شکوه تذهیب ایرانی (اصفهان و هرات).
دوران صفوی: هماهنگی کامل رنگ، نقش و ترکیب؛ پدید آمدن نقوش اسلیمی متکامل.
دوران قاجار: رواج رنگهای تند و تزئینات پرکار، اما کاهش ظرافت ساختاری.
اسلیمی، یکی از مهمترین نقوش و آرایههای ایرانی-اسلامی و از جلوههای درخشان نگار هنر ایران است. هنرمندان ایرانی با قوسها و منحنیهای نرم و هماهنگ، نقشمایههای سنتی را میآفرینند و جلوهای از هنر اسلیمی را در معماری، سفال و کاشیکاری ایرانی زنده میکنند. نقوش اسلیمی گاه بهعنوان طرح اصلی تزئینی و گاه در کنار دیگر نقوش تذهیبی، نگارگری ایرانی، کتابآرایی، فرشبافی و هنرهای سنتی اسلامی بهکار میرود. این طرحهای اسلیمی و arabesque ایرانی بیانگر پیوند عمیق میان زیباییشناسی ایرانی و معنویت اسلامی در سیر تحول هنر ایرانزمین هستند.
تعریف اسلیمی
زبانشناسان معتقدند که ریشه واژه «اسلیمی» از کلمه «اِسْلیم» گرفته شده و این کلمه نیز از «اسلام» مشتق شده است. به همین دلیل، برخی افراد «اسلیمی» را به عنوان شکل هنری «اسلامی» مطرح میکنند. «لغتنامه دهخدا» این واژه را به طرح یا شکلی با پیچوخمها و نقشهای خاص اسلیمی تعریف کرده است.
هنرمندان خطوط پیچیده، منحنیها و قوسهای دورانی گوناگون را طراحی و ترسیم میکنند و نقوش اسلیمی را برای تزئین سفال، کاشی، فرش، معماری، کتابآرایی و صنایع فلزی به کار میگیرند.
طرح اسلیمی و مفهوم درخت زندگی در هنر تذهیب
اسلیمی نمودار تجریدی «درخت زندگی» یا صورت عام درخت، بهویژه درخت تاک را نشان میدهد. طرحی که شاخههای آن با برگها، نیمبرگها و گرهها آراسته شده و بهصورت پیدرپی و هماهنگ میپیچند و میگردند، از پایهای به نام «بند اسلیمی» رشد کرده و با نظمی خاص و شکلی جذاب میان اجزای خود، تصویری منحصربهفرد از درخت خلق میکند.
تمام منحنیهای اسلیمی جهتی به درون و جهتی به بیرون دارند که جزء ذات اسلیمی است که این گرایش به بینهایت بودن خداوند دارد و نشان از جاودانگی پروردگار عالم بهشمار میرود.
اسلیمی طرحی است متشکل از قوسهای دورانی زیبا که با چنگها، ماهیچهها، سرچنگها، گرهها و انشعابهای مناسب کامل میشود و زیبایی و شکوه خاصی را دربر میگیرد.
الهام طبیعت در نقوش اسلیمی؛ از تاک تا عشقه در هنر ایرانی
نقاشان و مذهّبان ایرانی با الهام از تاکهای انبوه و پرپیچوخم، نقوش اسلیمی را طراحی کردهاند؛ زیرا درخت تاک با شاخهها و برگهای درهمتنیدهاش همان پیچیدگی و حرکت را دارد که در نقش اسلیمی مشاهده میشود.
هم میتوان گفت که مذهّب و نقاش ایرانی در طراحی نقش اسلیمی گیاهی احتمالاً از دیدن گیاه زیبای عَشَقه (عشقه پیچان) الهام گرفتهاند. این گیاه در ایران فراوان میروید و حتی ذهن عارفان را به تبیین مفهوم «عشق» معطوف کرده است. عشقه پیچان حالت پیچاپیچ دارد و با همه پیچوخمها به سوی بالا رشد میکند. به همین ترتیب، نقش اسلیمی گیاهی نیز معمولاً به سمت بالا ترسیم میشده است.
ریشههای گیاهی نقوش اسلیمی در هنر ایرانزمین
میتوان گفت که مذهّب و نگارگر ایرانی با الهام از طبیعت، نقشمایه اسلیمی گیاهی طراحی کرده است. این نقش از جلوههای درخشان نگار هنر ایران و یکی از اصیلترین نقوش تزیینی و آرایههای ایرانی-اسلامی بهشمار میآید.به احتمال زیاد، الهام آن را از تماشای گیاه زیبای عَشَقه (عشقه پیچان) گرفتهاند.
این گیاه در طبیعت ایران بهوفور میروید. پیچوتابهای آن یادآور خطوط منحنی و قوسهای دورانی اسلیمی است. این عناصر در تذهیب، نگارگری، کاشیکاری و طرحهای سنتی ایرانی نمود پیدا میکنند.
همچنانکه عشقه پیچان با تمام پیچوخمها بهسوی بالا رشد میکند، نقوش اسلیمی گیاهی نیز در هنر ایرانی-اسلامی به صورت صعودی ترسیم میشدهاند. این نقشها با حرکتهای نرم و پیوسته، عشق، تعالی و زیبایی معنوی را در هنر ایرانزمین نمایان میکنند.
تکرار و گردش در تذهیب ایرانی، نمونهای از نقوش اسلیمی در نگار هنر ایران
ریتم و تکرار در نقوش اسلیمی ایرانی–اسلامی
این نقوش اسلیمی و آرایههای ایرانی-اسلامی با تکرار مداوم و بیپایان خطوط ایجاد میشوند. این تکرار، نوعی ریتم بصری و هماهنگی در طراحی سنتی ایرانی پدید میآورد. چنین جلوهای در تذهیب، نگارگری و دیگر هنرهای تزئینی ایرانی به خوبی مشاهده میشود.
در این نقشمایه ایرانی، تکرار و پیچوخمهای مکرر وجود دارد. این عناصر اگرچه قرینهسازی کمّی و هندسی معمول ندارند، اما نظمی درونی و معنوی ایجاد میکنند. نتیجه، قرینهای کیفی و نمادین است. این قرینه بازتابی از زیباییشناسی هنر ایرانی-اسلامی و روح بیپایان آن در طرحهای اسلیمی بهشمار میآید.
ریشههای نقوش اسلیمی و طرحهای گیاهی در هنر ایران باستان
آثار بر جای مانده از دوره اشکانی میتوان نقشهای گیاهی را دید. برخی از نقوش این دوره را میتوان پیشینه طرحهای گیاهی در ایران به شمار آورد و به نمونههای بسیار استادانه از طرحهای گیاهی بر سنگنگارهها، گچبریها و اشیاء فلزی برمیخوریم. در آثار این دوره همچون گذشته، اسلیمی گاه به صورت نقش اصلی و گاهی به جای حاشیه تزیینی بهکار رفته است.
هنرمندان ایرانی در دوره ساسانی نقشهای گیاهی را بیشتر در حجاریها و گچبریها بهکار بردند و با این آثار، چیرهدستی خود را در معماری نشان دادند.
نقشهای گیاهی دوره ساسانی، پیشزمینهای برای اسلیمی و نگار هنر ایران
تحول نگار هنر ایران؛ از تصویرگری تا پیدایش نقوش اسلیمی
هنرمندان مسلمان ایرانی بهدلیل محدودیتهای شرعی در استفاده از نقوش انسانی و حیوانی، بهسوی آفرینش نقوش گیاهی و طرحهای اسلیمی گرایش یافتند. این تحول، نقطهی عطفی در سیر تکامل نگار هنر ایران و پیدایش آرایههای ایرانی-اسلامی و نقشمایههای تزیینی سنتی بهشمار میآید.
تجلی زیبایی و هویت ایرانی در نقوش اسلیمی
هنرمندان با الهام از طبیعت و با بهکارگیری خطوط منحنی، پیچان و دورانی، نقوش اسلیمی را پدید آوردند. آنان با این کار جلوهای بینظیر به هنر نگارگری ایران بخشیدند و ظرافتهای فراوانی را در تذهیب، کاشیکاری و قالیبافی ایرانی ایجاد کردند. این هنرمندان، نقشمایههایی را آفریدند که زیباییشناسی غنی، عمق معنایی و هویت فرهنگی هنر ایرانزمین را آشکار میکنند و در بستر هنرهای اسلامی جلوهای جاودان به وجود میآورند.
با گذر زمان و پیشرفت تمدن اسلامی، هنرمندان ایرانی طرحهای ساده گیاهی ساسانی را به نقوش اسلیمی پیچیده و ظریف تبدیل کردند و نگارگری ایران را به شکلی نوین و برجسته ارائه کردند.
میتوان این تحول هنری را در جلوههای گوناگون هنر ایرانی و هنرهای اسلامی، مانند تذهیب، نگارگری، کاشیکاری، معماری، فرشبافی و کتابآرایی ایرانی مشاهده کرد؛ آثاری که پیوند عمیق میان زیباییشناسی ایرانی و معنویت اسلامی را نشان میدهند.
روند گسترش و تحول نقوش اسلیمی پس از اسلام
هنرمندان اسلامی نقش اسلیمی را بهعنوان طرحی تزیینی باستانی خلق کردند و در طراحی آن از پیچشها و انحناهای گیاهی و گاهی حیوانی الهام گرفتند. آنها این نقش را در هنرهای گوناگون مانند کتابآرایی، تذهیب، کاشیکاری، قالیبافی و معماری بهکار بردند. این نقش پس از اسلام و به ویژه در دوره اسلامی، با تغییراتی در حاکمیتها و تاکید بر تزیینات کتب مقدس و متون ادبی، گسترش و تکامل بیشتری پیدا کرد و به یکی از عناصر اصلی هنرهای اسلامی تبدیل شد.
اسلیمی در این دوران، به عنوان یک نقش تزیینی با اهمیت در کتابآرایی و سایر هنرها مطرح شد. هنرمندان اسلامی از اسلیمی در حوزههای مختلفی مانند تذهیب (تزیین کتب و اوراق)، خوشنویسی، کاشیکاری، قالیبافی و معماری استفاده کردند. در دورههای مختلف اسلامی، به ویژه در دوره صفویه، اسلیمی به اوج تکامل و ظرافت خود رسید و در آثار هنری متنوعی به کار رفت.
کاربردهای اسلیمی در هنرهای مختلف
1.نقوش اسلیمی؛ جلوهای از زیبایی و معنویت در سفالگری ایرانی
هنرمندان ایرانی نیز در دوره اسلامی طرحهای اسلیمی را زینتبخش دست آفریدههای هنری خود ساختند، و به نوآوریهایی نیز پرداختهاند. رونق و گسترش سفالگری و کاربرد روزافزون سفالینه، اسلیمی را از نخستین سدههای هجری به نگاره سفالینه تبدیل کرد.
نقوش اسلیمی بهعنوان یکی از اصلیترین و زیباترین نقشمایههای تزیینی در نگار هنر ایران، جایگاهی ویژه در هنر سفالگری ایرانی دارند. این آرایههای ایرانی-اسلامی که در تزئین ظروف، کاشیها و اشیای سفالی بهکار رفتهاند، جلوهای از زیباییشناسی هنر ایرانی و روح هنر اسلامی را نشان میدهند.
هنرمندان ایرانی با بهرهگیری از طرحهای اسلیمی و خطوط منحنی، چرخان و پیچیده، ظرافت و نظم را به آثار خود میبخشند و هنر خود را بر اساس سنت غنی تذهیب، نگارگری و آرایههای تزئینی ایرانزمین پایهگذاری میکنند. آنان این نقوش را نهتنها دارای جنبهی زیباشناختی میدانند، بلکه آنها را بازتابی از هویت فرهنگی و نمادهای عرفانی هنر ایرانی تلقی میکنند.
شکوفایی نقوش اسلیمی در هنر سفالگری دوران سلجوقی و صفوی
نقوش اسلیمی در سفالگری شامل خطوط منحنی و پیچیدهای است که از ترکیب عناصر گیاهی و هندسی به وجود میآیند. این نقوش اغلب شامل طرحهایی مانند پیچکها، برگها، گلها و ساقههای گیاهی هستند که به صورت منظم و متقارن در کنار هم قرار میگیرند. نقوش اسلیمی در سفالگری برای تزئین انواع ظروف مانند بشقاب، کاسه، کوزه، و همچنین کاشیهای دیواری و لعابدار به کار میروند.
در دوران اسلامی، به ویژه سلجوقی و صفوی، این نقوش به اوج شکوفایی رسیدند و گسترده در تزئین سفالها استفاده شدند.
نقوش اسلیمی در سفالینههای صفوی، جلوهای از نگار هنر ایران و آرایههای ایرانی–اسلامی
2.نقوش اسلیمی؛ جلوهای از ظرافت و زیبایی در تذهیب ایرانی
از سده پنجم هجری قمری، نقوش اسلیمی در حوزهی نگار هنر ایران و بهویژه در هنر کتابآرایی و تذهیب ایرانی جایگاهی برجسته یافتند. در این دوران، هنرمندان ایرانی با بهکارگیری طرحهای اسلیمی ظریف و پیچیده در شمسهها، ترنجها و حاشیههای آثار خطی، زیبایی نگارگری ایران را برجسته ساختند.
نقشمایههای اسلیمی با ظرافتی کمنظیر، زیبایی هنر ایرانی و روح هنر اسلامی را در آثار مکتوب و مذهبی نشان دادند و نقش ماندگاری در تاریخ هنر ایرانی-اسلامی داشتند.
نقوش اسلیمی یکی از عناصر تزیینی مهم در کتابآرایی هستند که از دوران اسلامی به بعد به طور گسترده در این هنر به کار رفتهاند. این نقوش که شامل پیچشها و منحنیهای گیاهی و هندسی هستند، زیبایی و جذابیت خاصی به صفحات کتابها میبخشند. به طوری که تذهیبکاران و نگارگران ایرانی این نقوش را در حاشیهی قطعههای خط و تصویر، در زمینهی سرلوحهها و سرسورههای قرآنِ به خط نسخ، و همچنین در شمسهها، لچکیها و کتیبههای جلدهای ضربی و معرق کتابها بهکار بردهاند.
نقوش اسلیمی در کتابآرایی ایرانی؛ زیبایی، تداوم و هماهنگی آثار مذهبی و ادبی
نقوش اسلیمی در کتابآرایی به اشکال مختلفی از جمله اسلیمی ساده، اسلیمی ماری، اسلیمی خاتمکاری و … به کار رفتهاند. این نقوش معمولاً در حاشیه صفحات، سرلوحهها، ترنجها، و سایر فضاهای خالی کتاب به کار میروند تا زیبایی و جذابیت بیشتری به کتاب ببخشند. اسلیمی اغلب با سایر نقوش مانند خطوط کوفی و ثلث، گلها و برگها، و نقوش هندسی ترکیب میشود تا یک اثر هنری کامل و هماهنگ ایجاد شود.
هنرمندان نقوش اسلیمی را در کتابآرایی به کار میبرند تا علاوه بر ایجاد زیبایی بصری، تأثیر عمیقی بر مخاطب بگذارند و او را به تفکر و تأمل در معانی و مفاهیم عمیقتر سوق دهند. نقوش با ماهیت پیوسته و دایرهای خود، نماد تداوم و استمرار هستند و هنرمندان آنها را بهعنوان عناصری تزیینی و پایدار در کتابها به کار میبرند.
نقوش اسلیمی در تزیین قرآنها به وفور به کار رفتهاند و به عنوان یکی از عناصر اصلی تزیینی در این کتاب مقدس شناخته میشوند. هنرمندان ایرانی این نقوش را در شاهنامهها و کتابهای ادبی، علمی و مذهبی برای تزیین صفحات و تصاویر به کار بردهاند و با این کار، به زیبایی و جذابیت این کتابها افزودهاند؛ این امر نشاندهندهی اهمیت این نقوش در فرهنگ و هنر اسلامی است.
نقش اسلیمی در دیباچه مذهب عهد تیموری، نمونهای از هنر تذهیب و نگار هنر ایران
3.کاربرد نقوش اسلیمی در هنر قالیبافی ایرانی–اسلامی
نقوش اسلیمی که یکی از اصلیترین و ماندگارترین نقشمایههای تزیینی هنر ایران به شمار میرود، به هنر قالیبافی ایرانی راه یافته و جایگاهی ویژه پیدا کرده است. هنرمندان ایرانی با الهام از پیچوتاب ساقهها، برگها و فرمهای گیاهی، و با بهرهگیری از خطوط منحنی، چرخان و دورانی، طرحهایی پیچیده، ظریف و هماهنگ بر فرشهای ایرانی ایجاد میکنند که آرایههای ایرانی–اسلامی ریشهدار در هنر باستانی ایران را بازتاب میدهد.
چنین طرحهای اسلیمی سنتی، بازتابی از زیباییشناسی هنر ایرانی و جلوهای از پیوند میان طبیعت، معنا و روح عرفانی هنر ایرانی-اسلامی هستند که در نگارگری، تذهیب و دیگر هنرهای تزئینی ایران نیز تداوم یافتهاند.
دوران باستان، نقوش فرش بیشتر جنبههای مذهبی و فرهنگی داشتند و شامل نقوش گل، پرندگان، حیوانات و اشکال هندسی بودند. صنعتگران ایرانی در دوران هخامنشیان فرش پازیریک را که قدمت آن به قرن پنجم پیش از میلاد میرسد، بافتهاند.
زیبایی و تنوع اسلیمی در طراحی فرش ایرانی
خطوط منحنی و گردشی، نقوش اسلیمی را طراحی کرده و طرحهای پیچیده و ظریف ایجاد میکنند که زیبایی خاصی به فرش میبخشند. طراحان اسلیمیها را اغلب با نقوش دیگر مانند ختایی، گلهای شاه عباسی و… ترکیب میکنند تا طرحهای پیچیدهتر و زیباتری به وجود آورند. اسلیمیها میتوانند در متن فرش، حاشیه، لچک و ترنج به کار روند و طرح های متنوعی را ایجاد کنند.
قالیها و قالیچههای بازمانده از سده نهم هجری قمری با طرحهای اسلیمی بر متن و حاشیه، نشان از گسترش کاربرد این طرح در هنر قالیبافی دارد. دوران صفویه، به عنوان اوج هنر فرشبافی ایران شناخته میشود. در این دوره، افراد کارگاههای سلطنتی را تأسیس کردند و طرحهای پیچیدهای مانند لچکترنج، گلهای شاهعباسی و شکارگاه را در فرشها به کار بردند.
نقوش اسلیمی در فرشبافی صفویه، بازتاب زیباییشناسی نگار هنر ایران
4.کاشیکاری ایرانی؛ آمیزهای از هنر، معنویت و نقوش اسلیمی
کاشیکاری ایرانی یکی از جلوههای درخشان نگار هنر ایران و از اصیلترین هنرهای سنتی ایرانی-اسلامی است و پیشینهای کهن در معماری ایرانی دارد. این هنر از دوران باستان رواج داشت و در عصر اسلامی با نقوش اسلیمی و آرایههای ایرانی به اوج رسید.
در کاشیکاری سنتی ایران، طرحهای اسلیمی، ختایی و هندسی جایگاهی برجسته در میان آرایههای ایرانی-اسلامی و جلوههای گوناگون نگار هنر ایران دارند. این نقوش اسلیمی و نقشمایههای تزیینی ایرانی، بیانگر پیوند ژرف میان زیباییشناسی هنر ایرانی و معنویت هنر اسلامی هستند.
در میان انواع کاشیهای معرق، هفترنگ، معقلی و مقرنس، نقوش و رنگآمیزی اسلیمی جلوهای هماهنگ و نمادین به فضاهای معماری ایرانی-اسلامی میبخشد. این هماهنگی میان فرم، رنگ و معنا در هنر کاشیکاری ایرانی، تجلی کامل روح هنر اسلیمی و نگار هنر ایران است.
نمونههای اولیه کاشیکاری در ایران به دوران پیش از اسلام و به خصوص در دوره هخامنشیان (تخت جمشید و شوش) و ساسانیان بازمیگردد. با ورود اسلام به ایران، هنر کاشیکاری به اوج شکوفایی خود رسید و در تزئین مساجد، مدارس، کاخها و دیگر بناهای مذهبی و غیرمذهبی به کار رفت.
زیبایی و تکرار طبیعت در اسلیمیهای کاشیکاری
اسلیمی در کاشیکاری به طرحها و نقوش گیاهی و هندسی پیچیدهای اطلاق میکنند که هنرمندان اسلامی، بهویژه کاشیکاران ایرانی، از آنها به شکل گسترده استفاده میکنند. این طرحها با الهام از پیچیدگی و تکرار موجود در طبیعت، جلوهای زیبا و چشمنواز به بناها میبخشند. این نقوش اغلب به صورت تکرارشونده و متقارن در کنار هم قرار میگیرند و یادآور پیچیدگی و زیبایی طبیعت هستند.
اسلیمیها به عنوان یکی از اصلیترین عناصر تزئینی در کاشیکاری مساجد، بناهای تاریخی و حتی فضاهای مدرن به کار میروند. طرحهای اسلیمی بسیار متنوع هستند و میتوانند شامل انواع گلها، برگها، شاخهها و پیچیدگیهای هندسی باشند.
استفاده از نقوش اسلیمی در کاشیکاری باعث ایجاد فضایی روحانی، زیبا و پر نقش و نگار میشود و به بنا جلوهای خاص و منحصر به فرد میبخشد. مساجد تاریخی با کاشیهای اسلیمی، کافهها و رستورانهای سنتی با طرحهای اسلیمی، و حتی فضاهای مسکونی با استفاده از کاشیهای اسلیمی، نمونههایی از کاربرد این هنر زیبا هستند.
در دوران سلجوقیان، شاهد خلق آثار بینظیری از کاشیکاری هستیم، در دوره صفویه، کاشیکاری هفترنگ در اصفهان به تکامل رسید و در دوره قاجار، شاهد استفاده از کاشیهای لعابدار با نقوش متنوع در بناها هستیم.
نقوش اسلیمی در کاشیکاریهای صفویه، از جلوههای ماندگار نگار هنر ایران
گستره جهانی نقوش اسلیمی و تأثیر آن بر هنر اسلامی و اروپایی
گستره اسلیمی در تاریخ تمدن اسلامی و همچنین زیبایی و دلنشینی این نقش، وجهه جهانی یافته است. به عبارتی اسلیمی در هنر اسلامی به حدی گسترش یافت که در تزئینات بناها و کتب خطی در اروپا نیز نفوذ کرد.
زمانی که اروپاییان نقش اسلیمی را شناختند، به قدری به این نقوش علاقهمند شدند که نقاشانشان با کار بر روی آن، سبکی جدید در میان خود ایجاد کردند. چون اروپاییان هنر اسلامی را به نام هنر عربی میدانستند، سبکی که از پیروی نقشهای اسلیمی شکل گرفت، آرابسک یا عربانه نامگذاری کردند.
نقوش اسلیمی، با پیچیدگی و ظرافت خود، تأثیر قابل توجهی بر نقاشان اروپایی در طول تاریخ داشتهاند. تأثیر این موضوع در زمینههای مختلفی از جمله استفاده از نقوش انتزاعی، ترکیببندیهای پیچیده و بهرهگیری از رنگهای خاص قابل مشاهده است.
نقوش اسلیمی؛ پلی میان زیباییشناسی هنر ایرانی و نوآوری در هنر اروپایی
نقوش اسلیمی به عنوان نقوش انتزاعی و تزئینی، الهامبخش هنرمندان اروپایی برای خلق آثار انتزاعی خود شدند. هنرمندان با الهام از این نقوش، به جای تقلید صرف، از روح و جوهره آنها برای خلق آثار جدید استفاده کردند.
هنرمندان اغلب نقوش اسلیمی را طراحی میکنند و آنها را به ترکیببندیهای پیچیده و متقارن تبدیل میکنند. همچنین نقاشان اروپایی این ویژگی را در آثار خود نمایش دادهاند و با بهکارگیری این الگوها، تعادل و هارمونی خلق کردهاند. این نقوش الهامبخش هنرمندان اروپایی در تزئین بناها و آثار هنری خود شدند.
اروپائیان از دوره رنسانس تحت تأثیر نقوش اسلیمی قرار گرفتند و با تبادلات فرهنگی، این نقوش را در آثار گوتیک به کار بردند.
ضمناً نقوش اسلیمی همچنان الهامبخش هنرمندان معاصر اروپایی هست و در آثار هنری مختلفی از جمله نقاشی، طراحی و مجسمهسازی استفاده میشود. بنابراین، نقوش اسلیمی با تأثیرات خود بر نقاشان اروپایی، زمینهساز نوآوریها و تحولات مهمی در هنر اروپا شدهاند. تأثیرات در نقوش انتزاعی، ترکیببندیهای پیچیده و رنگهای خاص دیده میشوند.
انواع طرحهای اسلیمی در نگار هنر ایران
طرحهای اسلیمی انواع گوناگون دارد: «اسلیمی ساده»، «اسلیمی توپُر»، «اسلیمی توخالی»، «دهن اژدری»، «خرطوم فیلی»، «ماری»، «اسلیمی پیچک» و انواع دیگر.
1.اسلیمی ساده
نقوش اسلیمی ساده به طرحی می گویند که بدون تزئینات اضافی و در سادهترین شکل خود ارائه میشود. این نقوش معمولاً شامل خطوط منحنی و پیچیدهای هستند که از ترکیب آنها با یکدیگر، طرحهای گیاهی و انتزاعی ایجاد میشود. اسلیمی ساده به عنوان پایه و اساس سایر طرحهای اسلیمی پیچیدهتر نیز به شمار میرود.
2.اسلیمی توپُر
طرح اسلیمی توپر نوعی طرح اسلیمی است که در آن خطوط پیچکهای گیاهی و منحنیها به صورت توپر و ضخیم ترسیم میشوند. اسلیمی توپر، با تأکید بر پر بودن و ضخامت خطوط، این زیبایی را به شکل متفاوتی به نمایش میگذارد.
3.اسلیمی توخالی
طرح اسلیمی توخالی نوعی از نقوش اسلیمی است که با سادگی و پرهیز از جزئیات زیاد، در تزیینات به کار میرود. این طرح به دلیل سرعت بیشتر در اجرا نسبت به انواع دیگر اسلیمی، مورد استقبال هنرمندان قرار گرفته است. در این طرح، خطوط و منحنیهای اصلی اسلیمی حفظ میشوند، اما از تزیینات اضافی و جزئیات پیچیده کاسته میشود.
4.اسلیمی دهن اژدری
طرح اسلیمی دهن اژدری، نوعی از طرح اسلیمی است که در آن، انتهای یکی از شاخههای اسلیمی، به شکل سر و دهان اژدها طراحی میشود و اغلب دو شاخه اسلیمی کوچکتر به صورت قرینه از دهان اژدها بیرون میآیند. این طرح در هنرهای اسلامی به ویژه در تذهیب و قالیبافی کاربرد فراوانی دارد.
5. اسلیمی خرطوم فیلی
طرح اسلیمی خرطومی، نوعی از طرحهای اسلیمی است که در آن انتهای نقش اسلیمی به شکل خرطوم فیل طراحی میشود. این طرح، به گونهای طراحی شده است که پیچ و تابهای خاص آن به شکل خرطوم فیل درآیند. این نوع طرح، علاوه بر داشتن پیچشهای ویژه، عناصر دیگری مانند سرچنگ، گره و انشعابات مختلف را نیز شامل میشود. این عناصر، به طرح زیبایی و پیچیدگی بیشتری میبخشند.
6.اسلیمی ماری
طرح اسلیمی ماری با الهام از حرکات و پیچ و تابهای مار طراحی میشود. این طرحها با فرمهای گردان و حلزونی، شباهت زیادی به بدن مار در حال خزیدن دارند. این طرحها معمولاً آزادانهتر از سایر انواع اسلیمی اجرا میشوند و بند و سربند در آنها کمتر به کار میرود. این نوع اسلیمی در تزئینات هنری به ویژه در تذهیب و هنرهای سنتی کاربرد زیادی دارد.
7. اسلیمی پیچک
هنرمندان طرح اسلیمی پیچک را، با الهام از خطوط منحنی و پیچیده ساقهها و برگهای گیاهان، طراحی کردهاند و این طرح بهصورت گسترده در هنر ایرانی-اسلامی به کار میرود. این طرح با تکرار و در هم تنیدگی الگوهای گیاهی، زیبایی و ظرافت خاصی را به وجود میآورد و در تزئینات مختلفی از جمله معماری، فرش، کتابآرایی و دیگر هنرهای تجسمی کاربرد دارد.
این نوع طرح، ساختاری پویا و سیال را با بهرهگیری از خطوط منحنی و در هم تنیده طراحی میکند. اسلیمی پیچک از نقوش گیاهی مانند برگها، ساقهها و گلها الهام میگیرد و آنها را به شکلی انتزاعی و تزیینی به کار میبرد. اسلیمی پیچک معمولاً دارای تقارن و تعادل است که به آن زیبایی و هماهنگی میبخشد.
یکی از ویژگیهای بارز اسلیمی پیچک، عدم وجود ابتدا و انتهای مشخص در طرح است که این امر به آن حس بی نهایت و جاودانگی میبخشد.
هنر تذهیب ایرانی یکی از برجستهترین نمودهای هنر اسلامی و ایرانی است که استادان چیرهدست طی قرون با دقت و ظرافت آن را به نسلهای بعدی منتقل کردهاند. مهارت این هنرمندان نه تنها در تزئین حاشیههای قرآنها و نسخههای خطی، بلکه در آثار ادبی و نگارگریها نیز جایگاه ویژهای پیدا کرده است. بررسی و معرفی این استادان برجسته و شاهکارهای آنان به ترویج ارزشهای هنری و فراهمآوردن دیدگاهی عمیقتر درباره تاریخ هنر ایران و موقعیت تذهیب در فرهنگ و هنر اسلامی کمک شایانی میکند.
مقدمه
هنر تذهیب ایرانی همواره یکی از جلوههای برجستهی هنر اسلامی و فرهنگ ایرانی بوده است؛ هنری که با ظرافت، دقت و خلاقیت، روح و زیبایی را در نسخههای خطی، قرآنها، دیوانها و آثار ادبی منعکس میکند. استادان بزرگ مُذهَّب این هنر فاخر را شکل و به تکامل رساندهاند. استادانی که با عناوینی همچون مذهبان قدیمی، مُذَهَّبان برجسته، استادان صاحبنام تذهیب و معروفترین استادان مُذهَّب ایرانی در تاریخ هنر ایران شناخته شدهاند.
این هنرمندان با بهرهگیری از زر ناب، رنگهای طبیعی و نقشهای اسلیمی، ختایی و ترنجی، حاشیهها و صفحات آثار خطی را به شاهکارهای درخشان تبدیل کردند. هنر آنان نه تنها به عنوان تزیین بصری، بلکه به عنوان نشانهای از ذوق، خلاقیت و مهارت حرفهای آنها شناخته میشود. آشنایی با استادان مُذهَّب نامدار و بررسی آثارشان، زیبایی و پیچیدگی هنر تذهیب را نشان میدهد و تاریخچهی غنی هنر ایران و روند تحول آن از دوران باستان تا قاجار را به تصویر میکشد.
به همین دلیل، شناخت و معرفی استادان بزرگ مُذهَّب ایرانی و بررسی آثار برجستهی آنان اهمیت ویژهای دارد. این کار کمک میکند تا علاقهمندان هنر و پژوهشگران تاریخ هنر زیبایی تذهیب را همراه با فلسفه و ارزشهای فرهنگی نهفته در آن بهتر بشناسند.
تعریف کلمه مُذهَّب
افرادی که در حوزه تذهیب فعالیت داشتند را مُذَهَّب مینامیدند. لغتنامه دهخدا اصطلاح مُذَهَّبکاری را به معنای «عمل تذهیب» تعریف کرده است. لذا هنرمندان این هنر ظریف از گذشته تا کنون مُذَهَّب یا تذهیبکار نامیده شدهاند.
تعریف مُذَهَّب و مُذَهَّبان
مُذَهَّب به معنای «آمیخته با طلا» یا «تزئینشده با طلا» گفته میشود. در عرصه هنر، این واژه به فردی اشاره دارد که با بهرهگیری از طلا، رنگها و نقشهای ظریف، حاشیهها و صفحات آثار خطی، نگارگریها، قرآنها و نسخههای ارزشمند را میآراید و تزئین میکند. شکل جمع آن مُذَهَّبان است، یعنی افرادی که در زمینه هنر تذهیب فعالیت دارند.
وظایف و هنر مُذَهَّبان
مذهبکاران معمولاً با همکاری خوشنویسان و نگارگران کار میکردند. وظیفهی آنها شامل:
طراحی و اجرای حاشیههای طلایی و رنگی پیرامون متن؛
استفاده از نقوش اسلیمی، ختایی، و ترنجی برای تزیین صفحات؛
آمادهسازی و کاربرد زرّ ناب (طلای آبداده) برای بخشهای درخشان و روحبخش آثار.
پیشینه تاریخی
در ایران، هنر تذهیب با ریشههایی از دوران ساسانیان آغاز شد، اما در دوره اسلامی، بهویژه بین قرون هفتم تا دهم هجری، به اوج شکوفایی خود رسید. در زمان تیموریان و صفویان، هنرمندان برجستهای همچون سلطانعلی مشهدی و غیاثالدین نقاش در این عرصه فعالیت میکردند. آثار تذهیب معمولاً به عنوان بخشی مکمل برای هنر خوشنویسی و نگارگری به کار میرفت، به ویژه در خلق قرآنهای مزین و نسخههای نفیس ادبی نظیر شاهنامهها و دیوانها.
ابزار و مواد مورد استفاده در تذهیب
طلای آبداده (زر) یا پودر طلا
قلمموهای بسیار ظریف
رنگهای معدنی و گیاهی
کاغذ آهارمهرهشده
و وسایل طراحی مانند پرگار، خطکش و گونیا
معروفترین استادان مُذَهَّب ایرانی
مُذَهَّبان (تذهیبکاران) برجسته و ظریفکار ایران در طول تاریخ، هنری خلق کردهاند که در نسخههای خطی، قرآنهای نفیس، و آثار نگارگری ماندگار شده است. در ادامه، چند تن از مشهورترین مُذَهَّبان ایرانی را معرفی میکنم:
۱. جلالالدین اسماعیل مذهب (قرن ۸ هجری)
از نخستین مُذَهَّبان بزرگ دورهی تیموری است. آثار او در کتابخانههای بخارا و هرات دیده میشود. او در تذهیب قرآنهای نفیس برای دربار تیموری نقش داشت و سبک خاصی در استفاده از رنگ آبی لاجوردی و زرّ آبداده ایجاد کرد.
از هنرمندان نامدار دربار تیموریان بود. علاوه بر نقاشی و طراحی، در تذهیب و آرایش نسخههای خطی نیز مهارت فراوان داشت. او استادِ بسیاری از هنرمندان هرات به شمار میرود.
هرچند بیشتر به عنوان خوشنویس نستعلیق معروف است، اما در تذهیب و طراحی حواشی نسخههای خود نیز مهارت بالایی داشت و شاگردانش این هنر را ادامه دادند. بسیاری از قرآنها و دیوانهای نفیس به دست او یا زیر نظر او تذهیب شدهاند.
از مُذَهَّبان برجستهی دوران صفوی که در شهر هرات میزیست. آثار او به ظرافت فوقالعاده در طرحهای اسلیمی و ترنجی معروف است. برخی از نسخههای تذهیبشدهی او اکنون در موزهی توپقاپی استانبول نگهداری میشود.
از هنرمندان نامدار عصر شاه سلیمان صفوی. او علاوه بر نگارگری، در تذهیب قرآن و دیوان حافظ مهارت داشت و از پیشگامان ترکیب تذهیب ایرانی با عناصر اروپایی به شمار میرود.
در زمان افشاریه و زندیه میزیست. به عنوان یکی از آخرین مُذَهَّبان بزرگ سنتی شناخته میشود که سبک اصفهان را به اوج رساند. رنگهای زنده، نقوش ختایی و هماهنگی طلایی از ویژگیهای آثار اوست.
نتیجه
تذهیب ایرانی از سادگی هندسی آغاز شد و به اوج پیچیدگی و ظرافت در دورهی تیموری و صفوی رسید. در نتیجه میتوان گفت که هنر تذهیب ایرانی، جلوهای درخشان از ذوق، خلاقیت و روح ایرانی-اسلامی است که با تلاش استادان بزرگ مُذهَّب به کمال رسیده است. این هنرمندان با بهرهگیری از طلا، رنگ و طرحهای اسلیمی و ختایی، آثار ماندگاری پدید آوردند که هم جنبهی تزئینی دارد و هم بار فرهنگی و معنوی.
مُذَهَّبان ایرانی نهتنها تزیینکنندهی کتابها، بلکه نگهبانان روح لطیف هنر ایرانی بودند. بررسی زندگی و آثار این استادان، نه تنها ما را با سیر تحول هنر تذهیب آشنا میسازد، بلکه اهمیت نقش آنان در اعتلای هنر ایرانی را آشکار میکند. حفظ و بازشناسی میراث هنری آنان میتواند الهامبخش نسلهای امروز و فردا باشد تا این هنر اصیل همچنان زنده و پویا بماند.
قرآن منتسب به امام جعفر صادق (ع)، یکی از قرآنهای گرانبهای مجموعه آستان قدس رضوی است. این قرآن متعلق به قرن نهم هجری و در شیراز مرمت گردیده است. این نسخه به امام جعفر صادق (ع) منسوب است. این نسخه در دوره صفوی به حرم امام رضا (ع) وقف گردیده است.
مقدمه:
حرم امام رضا (ع) بهعنوان تنها مزار امام معصوم در ایران، مسلمانان در طول تاریخ آثار هنری ارزندهای را به این مکان وقف کردهاند. یکی از بخشهای مهم این اوقاف، نسخههای ارزشمند قرآنی است که به دلیل نیاز مداوم به استفاده برای قرائت، همواره نسخههای جدیدی اضافه میشود.
یکی از گروههای خاص این نسخهها که در آستان قدس رضوی نگهداری میشود، قرآنهایی است که به ائمه اطهار (ع) منسوب شدهاند. اما تقدسی که این نسخهها نزد مردم و کتابداران یافتهاند، جایگاه آنها را از منظر تاریخی و معنوی مهمتر کرده است.
این قرآن در نیمه نخست سده نهم هجری مرمت و جلدسازی گردیده و انتهای این قرآن، یادداشتی در انتساب آن به امام جعفر صادق (ع) ذکر گردیده است.
قرآن منتسب به امام جعفر صادق (ع) از شاخصترین نمونههای قرآنهای جامع به شمار میرود و ویژگیهای تذهیب و آرایش آن میتواند بخشی از سنتهای هنر قرآنی در آن دوره را آشکار کند.
انتساب قرآن به امام جعفر صادق (ع)
دستگاه ابراهیم سلطان تیموری در نیمه نخست سده نهم هجری، این قرآن را مرمت و جلدسازی کرده است. در انتهای این نسخه، یادداشتی را در انتساب آن به امام جعفر صادق (ع) ذکر کردهاند. محتوای یادداشت به شرح زیر است:
«هذا / کلام الله/ المجید بخط الامام الناطق / جعفر بن محمدالصادق رضی / الله عنه و قد وفق به ابرهیم سلطان بن شاهرخ عفا الله عنهما فی حجة / احدی و ثلثین و ثمانمئه».
تصویر 1:ترنج آغاز قرآن شامل یادداشتی است که در آن هنرمندان کارگاه ابراهیم سلطان تیموری، زمان مرمت و تجلید نسخه را ذکر کردهاند.
تذهیب این نسخه یادآور قرآنهای سبک غزنوی است، بهویژه قرآنی که علی غزنوی در سال 485 قمری کتابت کرده است.
تذهیب در قرآن امام جعفر صادق (ع)
یکی از عناصر کلیدی در نسخههای خطی تذهیب است که نقش مهمی در بررسی و تحلیل ویژگیهای یک نسخه دارد. بخشهای اصلی تذهیب شامل ترنج تقدیمیه، الواح آغازین، عناصر موجود در صفحات افتتاحیه مانند لوحهای صدر و ذیل، کمند و سایر اجزا، از مهمترین بخشهای تزئینی یک قرآن محسوب میشوند.
هنرمندان (یا مذَهِّبان) در قرآن منتسب به امام جعفر صادق (ع)، از دو نوع تذهیب بهره گرفتهاند. تذهیب بخشهای اصیل و تذهیب افزوده دوره تیموری.
تذهیب سنتی نسخه الواح شامل بخشهایی از صفحات افتتاح، سرسورهها، شمارههای آیات و تزئینات حاشیهای است. این تزئینات معمولاً با نقشهایی به رنگ طلایی، قلمگیری قهوهای و زمینهای لاجوردی همراه هستند. اما به دلیل فرسودگی و کمرنگ شدن این نقوش، ارزیابی دقیق جزئیات آنها امکانپذیر نیست.
تذهیب صفحات افتتاح قرآن
صفحات افتتاح دارای دو لوح در قسمت بالا هستند که هر لوح شامل یک نقش بادامی در مرکز و دو دایره در طرفین میباشد. هنرمندان (یا تذهیبکاران)، طرح گل و برگهای پیچان را روی زمینهای لاجوردی با نقش بادامی میانی تزئین کردهاند. در پیرامون این نقش، دوایری قرار دارند که همان طرحها روی زمینه طلایی اجرا شدهاند. درون نقش بادامی و هر دایره، کلماتی به ترتیب نوشته شدهاند.
«سوره»، «فاتحه»، «الکتاب»، «…؟»، «سبع»، «آیه». نقش سرترنج در کنار این لوح به عنوان نماد سر سوره نمایان است. (تصویر 3).
تصویر 3. شيوه درج سرسوره در الواح صدر صفحات افتتاح قرآن منتسب به امام جعفر صادق(ع)
در پایین صفحات افتتاح، دو لوح باریک قرار دادهاند که داخل آنها نقوش برگ پنجپر بر پایه قوسهای حلزونی اجرا کردهاند. این نقوش که هم در بخش لوحهای پایینی و هم درون ترنجهای بادامی لوحهای بالایی مشاهده میشوند، به طور گسترده در قرآنها و تزئینات معماری شرق ایران، بهویژه دوره غزنوی، رایج بودهاند. در قرآن عثمان بن حسین وراق، که اکنون در کتابخانه آستان قدس رضوی نگهداری میشود، نیز از این تذهیب استفاده کردهاند.
لوحهای بالایی و پایینی صفحات از طریق دو نوار عمودی با نقش زنجیری و حاشیهای لاجوردی به یکدیگر متصل شدهاند و فضای میان این دو را قسمت اصلی صفحه تشکیل میدهد. در مرکز صفحه سمت راست نیز طراح، سرسوره «بقره» را به صورت یک مستطیل با کتیبهای زرین قرار داده است.
سر سورههای صفحات میانی قرآنسر سورههای درجشده در صفحات میانی طراحی سادهتری دارند و با عرض کمتر و تزئیناتی محدود ارائه شدهاند. پسزمینه این سرسورهها به رنگ قرمز شنگرف بوده و با نقوش گلبرگ پنجلبهی پیچان تزئین شدهاند. در وسط قاب، برخی از این سرسورهها، مانند سوره هود، یک کادر با زمینهای طلایی قرار دادهاند و روی آن متن سرسوره را با رنگ شنگرف و حاشیه سفید خوشنویسی کردهاند.
تصویر 4. دو نمونه از سرسورههای قرآن منتسب به امام جعفر صادق(ع) و ساختار آرایههای آن.
نشانههای فصل آیات قرآن با اشکال متفاوت
طراح نشان فصل آیات گل هشتپر طلایی با نقطههای سرخ پیرامونی را طراحی کرد و آن را بر آخرین کلمه هر آیه قرار داد. بسمله این نشان را ندارد و به همین دلیل، برخلاف قرآنهای قرون اول و دوم هجری، بهعنوان آیهای مستقل محسوب نشده است. همچنین، عبارات «الم» در آغاز سورههای سجده و لقمان و عبارت «حم» در شروع سورههای مؤمن، فصلت و جاثیه نیز بهصورت آیهای مستقل محسوب نشدهاند.
طراحان پنجآیهای (تخمیس) را بهصورت طرح سرترنجی شبیه سرو طراحی کردهاند، سپس آن را با طلا تزئین کرده و دورگیری لاجوردی به طرح افزودهاند.طراحان نشان دهآیهای (تعشیر) را به صورت دایرهای طلایی با تقسیمبندی هشتبخشی طراحی کردهاند و آیات را با خط کوفی شمارهگذاری کرده و حواشی صفحات را با دورگیری لاجوردی تزئین کردهاند.
تصویر 5. نشانه ای فصل آیات، تخميس، تعشير، سجده و تقسيمات قرآن.
این نشانها در بسیاری از قرآنهای سده ششم هجری مورد استفاده قرار گرفتهاند و بیانگر یک سبک منحصربهفرد در همان دوره هستند. به عنوان مثال، در قرآن سیپارهای که جوهرنسب بنت محمود بن ملکشاه در سال 540 هجری قمری برای حرم امام رضا (ع) وقف کرده است، همین نشانها برای فصلبندی، تخمسی و تعشیر به کار رفتهاند. بخش دوم این مصحف هماکنون در کتابخانه آستان قدس رضوی نگهداری میشود.
جلد قرآن منتسب به امام جعفر صادق (ع)
جلد بسیار نفیس این قرآن، با الهام از سبک و فن ساخت جلدهای برجسته دوره تیموریان طراحی گردیده است. در آن زمان، معمولاً از چرمهای درجهیک مانند تیماج و در برخی موارد از چرمهای درجه دوم نظیر میشن یا ساغری استفاده میشد. برای ایجاد نقش و نگار روی چرم، از قالبهای فلزی بهره میبردند.
این فنون که ریشه در گذشته داشتند، در دوران تیموری با ظرافت بیشتری در نقوش و دقت بالاتر در اجرا تکامل یافتند. یکی از ویژگیهای برجسته این دوره، ابداع دو روش معرق و سوخت، بهخصوص ترکیب آنها با یکدیگر بود. در برخی مواقع، سازندگان جلد نسخههای نفیس تماماً آن را با طلا میپوشاندند. همچنین در این دوره، مقدمات ظهور جلد روغنی نیز فراهم شد.
طرح ترنج در پس زمینه جلد قرآن
جلد قرآنی که امام جعفر صادق (ع) به آن منسوب کردهاند، از نوع طبلهدار بوده و تزئینات آن را با روش سوخت طلاپوش اجرا کردهاند. طراحی روی جلد شامل متن و حاشیه است. در بخش متن، پنج ترنج بر پسزمینهای از نقش اسلیمی ماری قرار دارد و حاشیه شامل تکرار ترنجهای بازوبندی با نقوش ساقه ختایی و بند اسلیمی ماری است. طراحان ترنجهای متن و حاشیه را کاملاً با طلا پوشاندهاند و اطراف متن و حاشیه نیز نوار زنجیرهای طلایی قرار دادهاند. تزئینات بخش طبله نیز از همین الگوی کلی پیروی میکند (تصویر6).
تصویر 6. روی جلد قرآن منتسب به امام جعفر صادق (ع).
هنرمند یا سازنده، کتیبهای به قلم ثلث حاوی آیه 115 سوره انعام را بر عطف لبه جلد، در محلی که به طبله پیوسته است، قرار داده است. همچنین این کتیبه را به همان سبک آرایههای ضربی زرپوش روی جلد طراحی کرده است.
آرایههای داخلی جلد، از تنوع و جزئیات بیشتری برخوردار هستند، چرا که این قسمت کمتر در معرض آسیب و فرسایش قرار دارد و فرصت بیشتری برای تزئین فراهم میشود. در ساخت این بخش، هنرمندان از تکنیکهای زرکوب ضربی، معرق و مشبک استفاده کرده اند. آرایههای اصلی به شکل لچک-ترنج طراحی و با دو حاشیه محدود شده است.
ترنج مرکزی و لچکها، همراه با ترنجهای حاشیه بیرونی، با طرحهای اسلیمی ظریف و پیچیده زینت داده شدهاند که بهوسیله هنر معرق و مشبک طلایی بر زمینهای سبز و لاجوردی اجرایی شده است همچنین، بخش دوم طرح متن شامل نقوش اسلیمی مارپیچی و کتیبههای زراندود در حاشیه داخلی است. آیتالکرسی در ترنجهای تکراری حاشیه داخلی کتیبه به خط ثلث نوشته شده است.
آرایههای داخلی طبله جلد نیز مشابه همین ساختار طراحی شدهاند، با این تفاوت که متن کتیبه آن، آیه 56 از سوره احزاب با مضمون صلوات بر پیامبر میباشد (تصویر 7).
تصویر 7. درون جلد قرآن منتسب به امام جعفر صادق(ع) با نقش لچک-ترنج و كتيبه آیه الکرسی
نتیجه
قرآن منسوب به امام جعفر صادق (ع)، بر اساس سبک قلم کوفی شرقی و تذهیب، متعلق به سده ششم هجری در ایران است. یادداشتی در برگ آخر این نسخه، احتمالاً به خط ابراهیم سلطان، شاهزاده تیموری و حاکم وقت فارس، وجود دارد که مبنای این انتساب است. این مسئله نشاندهنده آگاهی محدود کتابتپردازان سده نهم هجری نسبت به شیوههای کهن نگارش قرآن است. ازاینرو، انتساب این نسخه به امام صادق (ع) یا سایر ائمه اطهار (ع) از لحاظ تاریخی بعید به نظر میرسد.
بررسی تذهیب نسخه حتی بیش از بررسی خط آن، میتواند در تاریخگذاری این اثر مؤثر باشد. استفاده از خط کوفی شرقی در سرسورهها، سرسورههای باریک، و شکل سادهشده نشانههای تخمیس و تعشیر از ویژگیهای تذهیب قرآنهای جامع متعلق به اواخر سده پنجم و سده ششم هجری به شمار میآید.
اسامی مُذهَّبان قدیمی دروازهای است برای بازشناسی ریشهها و روایت هنرمندانی که هنر تذهیب را در تاریخ ایران ماندگار کردهاند. اینجا پادکست هنر تذهیب است؛ صدای قلممو در آب، لمس رنگ طلایی و تماشای رنگهای شفاف بر کاغذ، ما را به سفری عمیق در تاریخ و ظرافتهای هنر تذهیب ایرانی میبرد.
سلام برشنوندگان عزیز و همراهان گرامی، من محمدعلی نعیمی هستم و با شما در پادکستی متفاوت همراه خواهم بود، سفری به عمق تاریخ هنر، به جهان نازک نقشیها و قلمگیریهای فاخر، به دنیای مُذهَّبان و تذهیبکاران ایرانی که با مهارت و حوصله، نور و رنگ را بر صفحات کتاب و کاغذ و پوست آمیختند.
در این قسمت اسامی هنرمندان بزرگ تذهیب را بر اساس دورههای تاریخی مرور میکنیم و تلاش خواهیم کرد با ذکر نمونهها، چهرهای روشن از دست اندرکاران این هنر خیره کننده و دیرپای ایرانی ارائه دهیم.
قرن دوم هجری قمری
در سده دوم هجری، هنوز تذهیب جوان بود و دلهای هنرمندان، زودتر از چشمها، زیبایی را میدید. در این دوران، مردانی و زنانی از تبار رنگ و قلم به دنیا آمدند، که پایههای این هنر را بنا کردند.
یقطینی، که با ظرافت قلم، خطوط و نگارهها را زینت داد. ابراهیم صغیر، استاد دستان ماهر و قلم نازک. ابوموسی بن عمار و ابن سقطی، که نقش و رنگ را با روح و جان خود پیوند زدند. محمد و فرزندانش، و همچنین ابوعبدالله خزیمی و فرزندانش، که شاخههای این هنر را در نسلهای بعدی ریشهدار ساختند. اینان آغازگر راهی بودند که نور و رنگ را بر صفحات کتابها جاری کردند و تذهیب را به هنر جاودانهای بدل ساختند.
قرن چهارم هجری قمری
در این دوران، ابوبکر محمدبن حسن نقاش میزیست، مردی که آثارش تاکنون کمتردیده شده است. اما شاید تذهیبهایی از او بینام نشان، همچنان در گوشههای نسخههای خطی پنهان باشند. هنر همچنان در مسیر رشد بود. و نقاشان ناشناس زیادی در گوشه و کنار جهان هنر، در سکوت و تلاش، آثار زیبایی آفریدند.
دوره غزنوی
در عهد پادشاهان غزنوی، هنر و مهارت در قلم و رنگ به اوج رسید. نقاشان و خوشنویسان بسیاری در دربار سلطان محمود و سلطان مسعود میزیستند. از میان آنها میتوان به چند چهره شاخص اشاره کرد؛ عثمان وراق، خوشنویسی که استاد تذهیب نیز بود و با قلمش، خطوط و حاشیهها را زینت میداد. ابونصر نقاش، صورتگر برجستهای که نگارهها را باظرافت و زیبایی تمام آفرید. عبدالملک، نقاش و مهندس دربار سلطان مسعود، که ابوالفضل بیهقی اورا از نقاشان معروف دوره غزنوی دانسته است. در این دوره تذهیب به شکل رسمیتری در دربار رشد کرد و نشانههای آن هنوز در نسخههای باقی مانده دیده میشود.
قرن پنجم هجری قمری
عبدالرحمن محمد دامغانی، تذهیبکاری که در این قرن به شهرت رسید و آثارش گواه مهارت و دقت اوست. در این دوران، تذهیب یک شعر نانوشته، یک قصه رنگین و یک حس زنده از زیبایی در خود داشت.
سده ششم و هفتم هجری قمری
در این دوران تذهیب به اوج ظرافت و نازک نقشی رسید. هنرمندان بزرگ و شیرین قلمی میزیستند که هنرشان همچون باد لطیف بر صفحه کتاب میوزید.
عبدالعزیز، تذهیبکار زبردست و استاد نازک قلم، زینالدین خطاط و جمال الدین نقاش اصفهانی، همان جمالالدین عبدالرزاق، پدر کمال اسماعیل شاعر. فخرالدین حسینبن بدیع و شیخ بدرالدین نقاش، معاصران خواجه نصرالدین طوسی و مولوی. آثار این هنرمندان، همچون شعری از نور و رنگ، خطوط قرآن و کتابهای مصور را زینت بخشیده و نامشان در تاریخ هنر ایران باقی مانده است.
سده هشتم، نهم و دهم هجری
در عهد سلطان محمد اولجایتو و ابوسعید، تذهیب و نقاشی مورد توجه بزرگان بود. از هنرمندان شاخص این دوران؛ محمدبن ایبک و حمزهبن محمد علوی، اوایل قرن هشتم هجری قمری میزیستند و از مُذهَّبان معروف زمان خود بودند. محمدبن محمدعلی طوسی که در سال 734 هجری قمری حیات داشت وی را به نقاشی ستودهاند.
احمد موسی، از دیگر استادان نقاشی و تذهیب بود که نقاشی را نزد پدر فراگرفت. سلطان احمدبن اویس جلایر استاد در انواع هنرها چون نقاشی، تذهیب، خوشنویسی، موسیقی و شعر بود. در نقاشی شاگرد استاد عبدالحی بود.
میرک المذهب و فرزندش قوام الدین مسعود از هنرمندان بنام سلطان حسین میززا بایقرا بودند. عبدالوهاب شیرازی، محمد امین خطاط، میرمصور و استاد مولانا محسن مجلد از تذهیبکاران دوره اول صفویه بودند.
حافظ ملا مسیح الله، مذهب گمنام و نازک قلم بود که در اواخر دوره تیموری می زیست. خواجه میرک در علم تصویر و تذهیب نظیر نداشت و در فن کتابنویسی بیمانند بود. مولانا حاجی محمد نقاشی، عبدالعزیز، علی جان تبریزی، شیخی مُذهَّب، حسین مذهب و حسن بغدادی از دیگر تذهیبکاران این عصر بودند. این هنرمندان، گنجینهای از رنگ و نور در دل کتابها خلق کردند، که هنوز چشم ما را خیره میسازد.
سده یازدهم، دوازدهم و سیزدهم هجری قمری
صالح مُذهَّب، شرف الدین علی مُذهَّب، علینقی مُذهَّب از تذهیبکاران دوره افشاری و زندیه بودند. علی محمد مُذهَّب، طالب مُذهَّب، سید جعفر مُذهَّب، میرزا اسدالله مُذهَّب شیرازی، اسدالله مُذهَّب مشهدی، علی اصغر مُذهَّب، میرزا عبدالعلی مُذهَّب، عبدالوهاب مُذهَّب باشی شیرازی، میرزا شکرالله مُذهَّب، تذهیبی اصفهانی از تذهیبکاران این دوران هستند. در این دوران، هنر تذهیب به اوج نازک کاری، تشعیر و حلکاری رسید و هر تذهیبکار، شاعری خاموش بود که با رنگ و طلا شعر میسرود.
و اکنون به عصر حاضر می آییم و نمونه ایی زنده از تذهیب معاصر را معرفی می کنیم؛ تابلوی تذهیب شمسه با نام «پارسه» که در سایت هنر تذهیب با آدرس Tazhibart.com موجود است. این اثر، جلوهای ا استمرار و حیات هنر تذهیب در زمان ماست و با الهام از سنتهای کهن، رنگ و نور را به زیبایی تمام در کنار هم نشان میدهد.
این پادکست توسط محمدعلی نعیمی تولید شده است. سپاس از همراهی شما و پاینده باد هنر ایران.