تصویر دو نوع تذهیب در مکتب هرات همراه با سبک، تکنیک و ناثیر

تذهیب مکتب هرات؛ سبک، تکنیک و تأثیر

«تذهیب مکتب هرات؛ سبک، تکنیک و تأثیر» به بررسی یکی از برجسته‌ترین شاخه‌های هنر اسلامی در دوران تیموری می‌پردازد. این پژوهش با تمرکز بر ویژگی‌های منحصربه‌فرد تذهیب در مکتب هرات، سبک‌ها و تکنیک‌های به‌کار رفته در نسخه‌های خطی را تحلیل می‌کند و نقش آن در شکل‌دهی هویت بصری و فرهنگی هنر اسلامی را مورد بررسی قرار می‌دهد. هدف مقاله، ارائه تصویری جامع از نوآوری‌های هنری، رنگ‌آمیزی، ترکیب‌بندی و تأثیر مکتب هرات بر مکاتب دیگر ایران و آسیای میانه است تا خواننده بتواند جایگاه این مکتب در تاریخ هنر اسلامی را درک کند.

چکیده

تذهیب به عنوان یکی از مهم‌ترین شاخه‌های هنر اسلامی، نقش ویژه‌ای در زیباسازی نسخه‌های خطی، قرآن‌ها و متون ادبی و علمی داشته است. مکتب هرات، در قرن هشتم هجری، به دلیل ویژگی‌های منحصربه‌فرد در نقاشی و تذهیب، یکی از مراکز برجسته هنری دوران تیموریان محسوب می‌شود. این مقاله با هدف بررسی ویژگی‌های تذهیب در مکتب هرات، ضمن تحلیل نمونه‌های شاخص، تفاوت‌ها و شباهت‌های آن با دیگر مکاتب هنری هم‌عصر را مورد بحث قرار می‌دهد.

نتایج پژوهش نشان می‌دهد که تذهیب هرات علاوه بر جنبه تزئینی، بیانگر هویت فرهنگی، مذهبی و اجتماعی خاص دوران تیموری است و الگوهای اسلیمی، گل و مرغ و هندسی آن، تأثیر قابل توجهی بر هنرهای کتابت و تذهیب در مناطق دیگر ایران و آسیای میانه داشته است (کشمیری، شفیعی و همکاران، ۱۳۹۵).

مقدمه

تذهیب، هنر تزیین متون خطی با استفاده از طلا و رنگ‌های روشن، یکی از شاخص‌ترین مظاهر هنر اسلامی است که در طول تاریخ با هدف افزایش ارزش بصری و معنوی متون، به ویژه قرآن کریم، شاهنامه‌ها و متون علمی، توسعه یافته است. در این مقاله، تذهیب مکتب هرات: سبک، تکنیک و تأثیر آن بر هنر کتاب‌آرایی مورد بررسی قرار می‌گیرد. تذهیب علاوه بر زیباسازی، بیانگر تقدس متن و اهمیت محتوای آن در فرهنگ اسلامی است و مطالعه سبک‌ها و تکنیک‌های مکتب هرات به درک بهتر تأثیر این هنر در تاریخ هنر اسلامی کمک می‌کند.

مکتب هرات، واقع در شمال شرق ایران، در قرن هشتم هجری و دوران تیموریان، یکی از مراکز مهم هنر اسلامی به شمار می‌رود. این مکتب با ترکیب‌بندی‌های دقیق، رنگ‌های غنی و هماهنگی کامل بین نقاشی و تذهیب، توانست سبک منحصر به فردی ایجاد کند و الهام‌بخش مکاتب بعدی در ایران و آسیای میانه شود (هنر تذهیب؛ شفیعی و همکاران، ۱۳۹۵).

هدف این پژوهش، بررسی ویژگی‌های تذهیب در مکتب هرات، تحلیل سبک‌ها، رنگ‌ها، تکنیک‌ها و ترکیب‌بندی‌ها، و مقایسه آن با دیگر مکاتب هنری هم‌عصر است. پرسش اصلی تحقیق این است که تذهیب مکتب هرات چه ویژگی‌های منحصربه‌فردی دارد و چگونه بر هنرهای دیگر منطقه تأثیر گذاشته است. روش پژوهش شامل مطالعه منابع کتابخانه‌ای، مقالات تخصصی و تحلیل نسخه‌های خطی شاخص است (کشمیری، ۱۳۹5).

تذهیب در هنر اسلامی

تعریف و مفهوم تذهیب

تذهیب به معنای «طلااندازی» و تزیین متون با الگوهای هندسی، گیاهی و اسلیمی است. هدف آن، علاوه بر زیباسازی، ایجاد هارمونی بصری و معنوی در نسخه‌های خطی است. استفاده از طلا و رنگ‌های درخشان باعث برجسته شدن متن و القای ارزش و تقدس به نسخه‌ها می‌شود (کشمیری، ۱۳۹5).

انواع و سبک‌های تذهیب

تذهیب شامل سبک‌های متنوعی از جمله حاشیه‌سازی، زمینه‌سازی، گل و مرغ، اسلیمی، هندسی و انتزاعی است. در حاشیه‌سازی، حاشیه‌های صفحه با نقوش گیاهی و اسلیمی تزیین می‌شوند. زمینه‌سازی به طراحی کامل زمینه صفحه با رنگ‌ها و طلای خالص اشاره دارد. سبک گل و مرغ، با استفاده از عناصر طبیعی و انتزاعی و ترکیب‌بندی متقارن، زیبایی و ظرافت خاصی به صفحه می‌بخشد (شفیعی و همکاران، ۱۳۹۵).

نقش تذهیب در نسخه‌های خطی و هنر کتابت

تذهیب تنها جنبه تزئینی ندارد؛ بلکه نشان‌دهنده جایگاه فرهنگی و مذهبی متن است. در قرآن‌های تیموری، شاهنامه‌ها و متون علمی، تذهیب باعث افزایش ارزش معنوی و زیبایی نسخه شده است. هماهنگی میان خوشنویسی و تذهیب نیز هویت بصری مکتب‌های هنری را شکل می‌دهد و باعث ماندگاری این آثار در تاریخ هنر اسلامی شده است .

مکتب هرات و ویژگی‌های آن

معرفی تاریخی مکتب هرات

مکتب هرات، یکی از مراکز برجسته هنر تیموری، در قرن هشتم هجری در دوره سلطنت شاهرخ تیموری شکل گرفت. هرات به دلیل موقعیت جغرافیایی، حمایت‌های دولتی و وجود هنرمندان برجسته، به مرکزی برای تولید آثار هنری نفیس و منحصربه‌فرد تبدیل شد (کشمیری، 1395).

هنرمندان برجسته و مراکز هنری هرات

مکتب هرات در دوران تیموری، به‌ویژه در قرن هشتم هجری، با حضور هنرمندان برجسته‌ای شکل گرفت که نقش کلیدی در اوج هنر تذهیب و نگارگری داشتند. از مهم‌ترین هنرمندان این مکتب می‌توان به میرک نقاش، استاد پیشرو و مربی نسل اول هنرمندان، و شاه‌مظفر اشاره کرد که با نوآوری‌های خود پایه‌های سبک هرات را مستحکم کردند.

در نسل بعد، کمال‌الدین بهزاد به عنوان بزرگ‌ترین مینیاتوریست و تذهیب‌کار مکتب هرات شناخته می‌شود؛ او با خلق آثار شاهکار و هدایت کارگاه‌های هنری دربار سلطان حسین بایقرا، سبک خاص هرات را تثبیت کرد و الهام‌بخش مکاتب بعدی شد.

همچنین شاگردان برجسته‌ای همچون قاسم‌علی و خواجه‌محمد نقاش در تولید نسخه‌های نفیس و تذهیب‌های پیچیده نقش داشتند و در کارگاه‌های بزرگ هنری هرات به آموزش و تکمیل سبک مکتب می‌پرداختند (کشمیری، 1395).

مراکز هنری هرات عمدتاً شامل کارگاه‌های سلطنتی و کتابخانه‌های دربار تیموری بود که تحت حمایت مستقیم سلطان حسین بایقرا فعالیت می‌کردند. در این کارگاه‌ها، گروهی از هنرمندان در زمینه‌های نگاره‌سازی، خوشنویسی، تذهیب و صحافی مشغول به کار بودند و آثار نفیس و منحصربه‌فرد تولید می‌کردند.

این مراکز هنری، با فراهم کردن امکانات و آموزش‌های تخصصی، باعث شکل‌گیری هماهنگی بین متن و تذهیب، و توسعه تکنیک‌های پیچیده در نگاره‌سازی و طراحی صفحات شد. کارگاه‌های هرات پس از دوره تیموری نیز، به ویژه در دوران صفوی، به‌عنوان الگویی برای تولید آثار هنری در تبریز و دیگر مراکز هنری ایران ادامه فعالیت دادند و میراث فرهنگی و هنری این مکتب را حفظ کردند (کنبی، ۲۰۰۹؛ دایره‌المعارف بریتانیکا).

ویژگی‌های عمومی هنر مکتب هرات

مکتب هرات با ترکیب‌بندی‌های دقیق، رنگ‌های زنده و استفاده هنرمندانه از نور و سایه، جلوه‌ای منحصر به فرد دارد. نگاره‌سازی با جزئیات دقیق و هماهنگی کامل بین تصویر و تذهیب، یکی از شاخصه‌های مهم آن است (کنبی، ۲۰۰۹).

ویژگی‌های تذهیب در مکتب هرات

سبک‌ها و الگوها

تذهیب هرات غالباً شامل اسلیمی‌های پیچیده، گل و مرغ‌های متقارن و نقوش هندسی است. استفاده از ترکیب‌بندی متقارن و ریتمیک، به صفحات هارمونی و تعادل بصری می‌بخشد. این ویژگی باعث می‌شود که تذهیب هرات در مقایسه با دیگر مکاتب، دقت و پیچیدگی بیشتری داشته باشد (کشمیری، 1395)

رنگ‌ها و مواد

رنگ‌های غالب در تذهیب هرات شامل آبی فیروزه‌ای، لاجورد، قرمز، سبز و طلایی خالص است. استفاده از طلا و رنگ‌های طبیعی، جلوه‌های نوری ویژه‌ای ایجاد می‌کند و باعث ماندگاری آثار می‌شود (شفیعی و همکاران، ۱۳۹۵).

ترکیب‌بندی و طراحی

صفحات کتاب با حاشیه‌ها، قاب‌بندی‌ها و تزئینات دقیق متن، ساختاری منسجم پیدا کرده‌اند. هماهنگی بین تزئینات صفحه و متن، تاثیر بصری قدرتمندی ایجاد می‌کند. طراحی‌های مکتب هرات، با توجه به جزئیات و توازن، هویت بصری منحصر به فردی را به آثار می‌بخشد(کنبی، ۲۰۰۹).

نمونه‌های شاخص

نسخه‌های شاهنامه بایسنقری و قرآن‌های تیموری نمونه‌هایی از تذهیب هرات هستند. تحلیل این نسخه‌ها نشان می‌دهد که استفاده از اسلیمی‌ها و گل و مرغ‌های متقارن همراه با رنگ‌های غنی و طلایی، ویژگی متمایز این مکتب است.

مقایسه با دیگر مکاتب

تذهیب مکتب هرات در مقایسه با مکتب تبریز و اصفهان، پیچیدگی و دقت بالاتری دارد. در حالی که مکتب تبریز بیشتر به الگوهای هندسی ساده و رنگ‌های محدود تمایل دارد، هرات توجه ویژه‌ای به جزئیات و هماهنگی بین عناصر تزئینی دارد. تأثیر مکتب هرات بر مکاتب دیگر، به ویژه در آسیای میانه و هندوستان، مشهود است و بیانگر قدرت فرهنگی و هنری این مکتب است (ولش و رجبی، ۱۳۸۹).

تحلیل مکتب هرات

تذهیب مکتب هرات نه تنها جنبه تزئینی دارد، بلکه بیانگر هویت فرهنگی، مذهبی و اجتماعی دوران تیموری است. نوآوری‌های این مکتب شامل ترکیب‌بندی‌های پیچیده، استفاده متنوع از رنگ‌ها و طلا، و هماهنگی کامل بین متن و تزئینات است. این ویژگی‌ها باعث شده که تذهیب هرات الگویی برای مکاتب بعدی شود. ارتباط تذهیب با مفاهیم مذهبی، ادبی و فرهنگی نشان‌دهنده عمق معنایی و ارزش تاریخی این هنر است (کشمیری، 1395).

نتیجه‌گیری

تحلیل تذهیب در مکتب هرات نشان می‌دهد که این مکتب با ترکیب‌بندی‌های دقیق، رنگ‌های غنی و الگوهای متنوع، جایگاه ویژه‌ای در هنر اسلامی دارد. تذهیب هرات علاوه بر زیبایی، بیانگر هویت فرهنگی، مذهبی و اجتماعی دوران تیموری است و تأثیر آن بر هنرهای دیگر ایران و آسیای میانه مشهود است.

منابع

  1. کشمیری، 1395. تذهیب در ایران. تهران: سمت.
  2. شفیعی، نجارپورجباری، سعیدآبادی، مهرمحمدی، (۱۳۹۵). هنر تذهیب. اصفهان: سازمان فرهنگی تفریحی شهرداری اصفهان.
  3. ولش، آنتونی (۱۳۸۹). نگارگری و حامیان صفوی: بررسی تحولات دوره گذار از مکتب قزوین به مکتب اصفهان. رجبی، روح الله (مترجم).  تهران: فرهنگستان هنر.
  4. سیکر و کورکیان، (۱۳۸۷). باغ‌های خیال: هفت قرن مینیاتور ایران. مرزبان، پرویز، (مترجم). تهران: فرزان روز.
نگارگری ایرانی در مقاله نقد روند ثبت جهانی نگارگری بهزاد

نقد روند ثبت جهانی نگارگری بهزاد

در «نقد روند ثبت جهانی نگارگری بهزاد» مسئله اصلی، شفاف نبودن سازوکار یونسکو و ضعف حضور ایران در رقابت‌های فرهنگی منطقه است. در حالی‌که افغانستان با تدوین پرونده‌ای منسجم توانست میراث بهزاد را به نام خود ثبت کند، ایران دیرهنگام و واکنشی عمل کرد و فرصت مشارکت یا ثبت مشترک را از دست داد.

مقدمه

ثبت جهانی «نگارگری به سبک بهزاد» به نام کشور افغانستان در فهرست میراث فرهنگی ناملموس یونسکو، موجی از واکنش‌های انتقادی، تاریخی و هویتی را در ایران برانگیخت. این هنر که با نام استاد کمال‌الدین بهزاد، یکی از برجسته‌ترین چهره‌های نگارگری ایرانی شناخته می‌شود، ریشه در بستر فرهنگی و هنری ایران دوره تیموری و سپس صفوی دارد.

با این حال، اعلام ثبت آن به نام افغانستان، پرسش‌هایی درباره نقش دیپلماسی فرهنگی ایران، تاریخ سیاسی افغانستان، مفهوم مالکیت فرهنگی، و سازوکارهای یونسکو در ثبت میراث ناملموس را برجسته کرده است. این مقاله با رویکردی تحلیلی و انتقادی، تلاش دارد ابعاد مختلف این پرونده را بررسی کند.

۱. چگونگی شکل‌گیری ثبت جهانی نگارگری بهزاد به نام افغانستان

ثبت جهانی میراث ناملموس در یونسکو طی روندی چندمرحله‌ای انجام می‌شود که شامل تهیه پرونده، ارائه مستندات، دفاع کارشناسی و بررسی در کمیته بین‌الدول است. افغانستان طی سال‌های اخیر تلاش کرده است تا بخشی از میراث تاریخی و هنری دوره تیموری را، که هرات مرکز اصلی آن بود، در قالب هویت ملی معاصر خود بازنمایی کند.

هرات در دوره تیموری یکی از مراکز شکوفایی هنر نگارگری ایرانی بود و بسیاری از آثار بهزاد در همین بستر شکل گرفتند.افغانستان با تکیه بر این پیشینه تاریخی، پرونده مستقلی را برای ثبت نگارگری به سبک بهزاد تدوین کرد.

نکته مهم آن است که یونسکو میراث ناملموس را متعلق به «کشورها» نمی‌داند، بلکه آن را مرتبط با «جوامع فرهنگی» می‌شناسد. با این حال، ثبت پرونده‌ها به نام یک کشور می‌تواند در سطح افکار عمومی نوعی «مالکیت» ایجاد کند. افغانستان این ظرفیت را به‌خوبی درک کرده و با تدوین یک پرونده نسبتاً جامع، توانست حمایت لازم برای ثبت جهانی را کسب کند.

۲. اقدامات دولت ایران در این خصوص

ایران در سال‌های گذشته در بسیاری از پرونده‌های مشترک با کشورهای همسایه از رقابت فرهنگی بازمانده است. در موضوع نگارگری بهزاد، ایران اقدام مؤثری برای تهیه پرونده مستقل یا مشترک انجام نداد. با وجود هشدارهای هنرمندان و کارشناسان مبنی بر تلاش افغانستان برای ثبت این هنر به نام خود، روند رسمی ایران برای پیگیری موضوع یا تدوین پرونده جایگزین بسیار کند بود.

برخی مسئولان فرهنگی ایران اعلام کرده‌اند که از ثبت این پرونده بی‌اطلاع بوده‌اند یا دیر در جریان قرار گرفته‌اند، که این خود ضعف قابل توجهی در سیستم دیپلماسی فرهنگی و نظارت بر تحولات میراث ناملموس یونسکو است. در حالی‌که کشورهای دیگر با اشراف کامل بر پرونده‌های فرهنگی منطقه عمل می‌کنند، ایران اغلب در موقعیت واکنشی قرار می‌گیرد.

۳. تاریخ افغانستان به عنوان یک کشور مستقل

یکی از محورهای بحث‌برانگیز در شبکه‌های اجتماعی و میان برخی منتقدان، مسأله قدمت دولت-ملت افغانستان است. افغانستان به‌عنوان یک کشور مستقل در قالب سیاسی فعلی، قدمتی حدوداً دویست‌ساله دارد (از زمان شکل‌گیری حکومت احمدشاه درانی در قرن هجدهم). اما این موضوع لزوماً ارتباطی به سابقه فرهنگی ندارد.

میراث فرهنگی ناملموس و تاریخ هنر به مرزهای سیاسی امروز وابسته نیستند. هنرمندان دوره‌های تیموری و صفوی و دوره‌های پیشین، این میراث را در گستره‌ای شکل دادند که امروزه ایران، افغانستان و آسیای مرکزی را در بر می‌گیرد.
هراتِ تیموری بخشی از قلمرو فرهنگی ایران‌زمین بود و مرکز پرورش هنرمندانی همچون بهزاد.

بنابراین، هرچند دولت افغانستان قدمت کوتاهی دارد، اما مردم این سرزمین پیشینه‌ای فرهنگی طولانی و ریشه‌دار دارند.
با این حال، طرح این موضوع نشان می‌دهد که بخشی از حساسیت عمومی ناشی از عدم تفکیک میان «ملت مدرن» و «میراث تاریخی» است.

۴. نگرانی عمومی درباره مالکیت فرهنگی در ایران

بخش قابل توجهی از واکنش‌های عمومی در ایران ناشی از دغدغه نسبت به «مالکیت فرهنگی» است. بسیاری از مردم احساس می‌کنند که میراث مشترک منطقه‌ای، بدون حضور فعال ایران، به نام دیگر کشورها ثبت می‌شود. در سال‌های اخیر، ثبت چلوکباب، کمانچه، تار و دیگر عناصر فرهنگی، این دغدغه را افزایش داده است.

کاربران شبکه‌های اجتماعی معتقدند که ایران باید در صحنه یونسکو حضور پررنگ‌تری داشته باشد و نگذارد میراثی که ریشه در بستر تمدنی ایران دارد، صرفاً به نام دیگر کشورها شناخته شود. این نگرانی تا حدی نتیجه ضعف اطلاع‌رسانی و فقدان راهبرد مشخص ملی در حوزه دیپلماسی فرهنگی است.

۵. فعال شدن دیپلماسی فرهنگی کشور در دولت

یکی از پیامدهای این رویداد، طرح دوباره ضرورت فعال‌سازی دیپلماسی فرهنگی ایران است. نهادهای مسئول باید با شناخت دقیق از میراث مشترک، وارد مذاکرات منطقه‌ای و جهانی شوند و از مزیت‌های تاریخی ایران در حوزه فرهنگ و هنر استفاده کنند.

دیپلماسی فرهنگی مؤثر می‌تواند از طریق اقدامات زیر تقویت شود:

  • پیش‌بینی و رصد پرونده‌های فرهنگی سایر کشورها
  • تدوین پرونده‌های مستقل و مشترک با کشورهای منطقه
  • تشکیل کمیته دائمی برای میراث ناملموس
  • تعامل مستمر با هنرمندان و جامعه علمی

این اقدام نه‌تنها برای حفظ میراث فرهنگی، بلکه برای تثبیت جایگاه ایران به‌عنوان یکی از کهن‌ترین مراکز تمدنی جهان ضروری است.

۶. انتقادات نسبت به ثبت جهانی یونسکو بدون در نظر گرفتن قدمت کشورها

یکی از نقدهای واردشده بر نظام ثبت میراث ناملموس در یونسکو، نادیده‌گرفتن مسأله قدمت تاریخی ملت‌ها است. یونسکو بر اساس «زیست فرهنگی» فعلی جوامع عمل می‌کند، نه تاریخ سیاسی یا مرزهای گذشته. به همین دلیل کشوری مانند افغانستان، با وجود شکل‌گیری سیاسی جدید، می‌تواند میراث دوران تیموری را به نام خود ثبت کند.

این موضوع اعتراض برخی منتقدان ایرانی را برانگیخته است. آن‌ها معتقدند کشورهای دارای پیشینه تاریخی مشترک باید در فرایند ثبت چنین میراثی مشارکت کنند. سازوکار فعلی یونسکو نمی‌تواند میراث فراسرزمینی را به‌دقت شناسایی کند. این ضعف، رقابت‌های فرهنگی میان کشورها را افزایش داده است.

۷. تحلیل درباره ریشه‌های تاریخی و هویتی هنر ایران با برخی از کشورهای همسایه

ریشه‌های فرهنگی در منطقه ایران‌زمین گسترده و مشترک هستند. نگارگری ایرانی، چه در هرات، چه در تبریز، چه در سمرقند، محصول یک حوزه تمدنی مشترک است که نمی‌توان با معیارهای سیاسی امروز آن را تقسیم کرد.

کمال‌الدین بهزاد در سرزمینی زاده شد که امروزه بخشی از افغانستان است، اما در بستر تمدن ایرانی رشد کرد و با آثار خود، مکتب تبریز را پایه‌گذاری کرد.افغانستان، تاجیکستان و ازبکستان نیز بخش‌هایی از همان حوزه تمدنی مشترک‌اند.

بنابراین، هرچند تلاش کشورهای همسایه برای ثبت میراث مشترک اقدامی طبیعی است، ایران نیز باید نقش تاریخی خود را با برنامه‌ریزی، پژوهش و حضور فعال در عرصه بین‌المللی تثبیت کند.

نتیجه‌گیری

ثبت نگارگری به سبک بهزاد به نام افغانستان، نه یک بحران فرهنگی، بلکه هشداری جدی درباره ضرورت تقویت دیپلماسی فرهنگی ایران است. این اتفاق نشان داد که میراث مشترک منطقه‌ای، اگر از سوی ایران مدیریت نشود، می‌تواند در رقابت‌های فرهنگی منطقه‌ای به نام دیگر کشورها ثبت شود.

ایران برای حفظ جایگاه تاریخی خود در عرصه هنر و فرهنگ، باید رویکردی فعال در پیش بگیرد و راهبردی جامع و آینده‌نگر برای میراث ناملموس تدوین کند.

تصویر ترکیبات رنگی در تذهیب،رنگ‌ها در تذهیب؛ از طبیعی تا مدرن

رنگ‌ها در تذهیب؛ از طبیعی تا مدرن

رنگ‌ها در تذهیب؛ از طبیعی تا مدرن، نشان می‌دهد که این هنر ظریف ایرانی در گذر زمان چگونه از مواد گیاهی، معدنی و برگرفته از طبیعت به سوی رنگ‌های صنعتی و طیف‌های گسترده معاصر حرکت کرده است. این تحول نه‌تنها بر کیفیت و دوام رنگ‌ها اثر گذاشته، بلکه رویکرد هنرمندان به معناشناسی رنگ و شیوه‌های بیان بصری را نیز دگرگون کرده است.

چکیده

تذهیب به‌عنوان یکی از شاخه‌های مهم هنرهای سنتی ایرانی، همواره مبتنی بر ظرافت، نظم هندسی و هارمونی رنگ بوده است. انتخاب رنگ در تذهیب نه‌تنها جنبه زیبایی‌شناختی دارد، بلکه در طول تاریخ معانی نمادین، فرهنگی و حتی اعتقادی را نیز منتقل کرده است. این پژوهش با بررسی روند تحول رنگ‌ها از منابع طبیعی تا رنگ‌های صنعتی و مدرن، به نقش رنگ در شکل‌گیری جلوه‌های بصری تذهیب و تفاوت کارکرد آن در آثار سنتی و مدرن می‌پردازد. همچنین با تکیه بر معناشناسی رنگ، تلاش شده است تا نشان داده شود که چگونه هر رنگ در آثار قدیم و جدید معنایی متفاوت می‌یابد و چگونه فناوری‌های نوین موجب دگرگونی در کیفیت، ثبات و کاربرد رنگ‌ها شده‌اند.

مقدمه

تذهیب به‌عنوان هنر تزئین کتاب‌ها، دست‌نوشته‌ها و آثار مذهبی، جایگاهی ویژه در فرهنگ بصری ایران دارد. در این هنر، رنگ یکی از عناصر اصلی ساختار زیبایی‌شناختی است. در گذشته، رنگ‌ها عمدتاً از مواد طبیعی مانند گیاهان، کانی‌ها و فلزات تهیه می‌شدند. این امر موجب می‌شد که رنگ‌ها نه‌تنها ارزش مادی و معنوی داشته باشند، بلکه فرایند آماده‌سازی آنها نیز بخشی از مهارت هنرمند باشد.

با ورود رنگ‌های شیمیایی و صنعتی در سده اخیر، تحولاتی در شیوه تولید، کاربرد و حتی ادراک رنگ در هنر تذهیب رخ داد. این تحول، همراه با ظهور جریان‌های هنری مدرن، باعث شد که معنای رنگ در هنر تذهیب معاصر از قالب سنتی خود فاصله بگیرد و کاربردهای جدیدی بیابد.

این پژوهش ابتدا به معرفی رنگ‌ها و منابع آن‌ها در هنر سنتی تذهیب می‌پردازد، سپس تحول مواد رنگی تا دوره معاصر را بررسی کرده و در نهایت کاربرد و معنای رنگ‌ها را در دو دوره سنتی و مدرن تحلیل می‌کند.

۱. رنگ‌ها در تذهیب سنتی: منابع طبیعی و ویژگی‌ها

۱–۱. منابع گیاهی، معدنی و حیوانی

تا پیش از ورود رنگ‌های صنعتی، هنرمندان تذهیب برای تهیه رنگ‌ها از مواد اولیه طبیعی استفاده می‌کردند. برخی از مهم‌ترین رنگ‌های طبیعی عبارت‌اند از:

  • لاجورد (آبی): از سنگ لاجورد به‌دست می‌آمد و یکی از گران‌ترین رنگ‌ها محسوب می‌شد. این رنگ بیشتر در پس‌زمینه‌ها و عناصر مقدس به‌کار می‌رفت.
  • شنگرف و زرنیخ (قرمز و نارنجی): از مواد معدنی سمی اما بسیار درخشان تهیه می‌شد و در نقوش اسلیمی و ختایی کاربرد داشت.
  • زرد نقره‌دار یا زعفرانی: از زعفران یا ترکیبات معدنی ساخته می‌شد و نشانه نور و پاکی بود.
  • سبزهای گیاهی: از پوست انار یا ترکیب زردهای گیاهی با آبی لاجورد تولید می‌شد.
  • مشکی طبیعی: معمولاً از دوده چراغ به‌دست می‌آمد و برای خطوط اصلی به‌کار می‌رفت.

این رنگ‌ها نه‌تنها از نظر بصری زیبا بودند، بلکه عمر طولانی و مقاومت بسیاری نیز داشتند. به‌عنوان مثال، آبی لاجورد پس از گذشت قرن‌ها همچنان کیفیت خود را حفظ کرده است.

۱–۲. نقش رنگ طلایی و نقره‌ای در تذهیب

رنگ طلایی یکی از اصلی‌ترین عناصر رنگی در تذهیب سنتی است. رنگ طلایی برای ایجاد درخشش، نورپردازی نمادین و ارزش‌گذاری معنوی اثر به‌کار می‌رفت. حضور رنگ طلایی، علاوه بر جنبه تزئینی، نشانه‌ای از آسمانی بودن و نور الهی در آثار مذهبی بود. رنگ نقره‌ای نیز کاربرد داشت، اما به‌دلیل اکسید شدن کمتر استفاده می‌شد.

۱–۳. ویژگی‌های بصری و نمادین رنگ‌های سنتی

در تذهیب سنتی، کاربرد رنگ‌ها تابع اصولی ثابت بود؛ به‌عنوان نمونه:

  • آبی: رنگ آسمان، معنویت و آرامش
  • سبز: نشانه زندگی، باغ‌های بهشتی و تقدس
  • قرمز: نمایش قدرت، شکوه و شور
  • طلایی: نماد نور الهی و ارزش معنوی
  • سیاه: رنگ ساختار، تاکید و نظم

این نظام معنایی بخشی از سنت دیداری هنر اسلامی ایران بوده و باعث ایجاد وحدت میان آثار مختلف می‌شده است.

۲. گذار از رنگ‌های طبیعی به رنگ‌های صنعتی

۲–۱. ورود رنگ‌های شیمیایی در دوره قاجار و پهلوی

با ورود رنگ‌های شیمیایی اروپایی در سده نوزدهم و اوایل سده بیستم، فرایند رنگ‌سازی برای هنرمندان آسان‌تر شد. این رنگ‌ها دارای ویژگی‌هایی نظیر یکنواختی، ثبات نسبی و سرعت خشک شدن بودند. رنگ‌های صنعتی علاوه بر تنوع بسیار، موجب دگرگونی در سبک هنری نیز شدند.

از مهم‌ترین مزایای رنگ‌های شیمیایی می‌توان به موارد زیر اشاره کرد:

  • امکان تولید حجم زیاد با کیفیت ثابت
  • سرعت آماده‌سازی و سهولت در استفاده
  • تنوع طیف رنگی
  • قابلیت ترکیب‌پذیری بیشتر

اما در مقابل، برخی از رنگ‌های صنعتی اولیه دوام کمتری نسبت به رنگ‌های طبیعی داشتند و در برابر نور و رطوبت آسیب‌پذیر بودند.

۲–۲. تاثیر رنگ‌های مدرن بر ساختار تذهیب

با استفاده از رنگ‌های صنعتی، برخی از هنرمندان تذهیب به استفاده از طیف‌های نو روی آوردند. رنگ‌هایی مانند ارغوانی پررنگ، فیروزه‌ای روشن یا طلایی شیمیایی (که جایگزین ورق طلا شده است) در آثار جدید دیده می‌شود. این امر به ایجاد تفاوت‌هایی در حس کلی آثار انجامیده است؛ به‌طوری‌که آثار مدرن گاه روشن‌تر، پرکنتراست‌تر و متنوع‌تر به نظر می‌رسند، اما ممکن است بخشی از عمق و اصالت رنگ‌های طبیعی را از دست داده باشند.

۲–۳. تکنولوژی‌های جدید و رنگ

پیشرفت‌های فناوری مانند رنگ‌های اکریلیک، گواش، جوهرهای مقاوم و حتی رنگ‌های دیجیتال در هنر معاصر مورد توجه هنرمندان تذهیب قرار گرفته است. برخی از نقاشان معاصر از تکنولوژی چاپ دیجیتال برای آزمودن طیف رنگی یا طراحی اولیه استفاده می‌کنند و سپس بخش‌های مهم اثر را با رنگ‌های دستی تکمیل می‌کنند. همچنین ترکیب ورق طلا با اکریلیک یا رزین، جلوه‌های جدیدی پدید آورده است.

۳. معناشناسی رنگ‌ها در تذهیب سنتی و مدرن

۳–۱. معنای رنگ‌ها در تذهیب سنتی

در سنت اسلامی-ایرانی، رنگ‌ها دارای معانی عمیق فلسفی بوده‌اند. برخی از مهم‌ترین معانی به شرح زیر است:

  • آبی لاجوردی: نشانه بی‌پایانی و حقیقت لاهوتی
  • سبز یشمی: رنگ پیامبری و نشانه زندگی
  • طلایی: تجلی نور الهی
  • قرمز شنگرف: نماد شکوه و هیجان
  • سیاه همراه با طلا: ایجاد تعادل معنوی و نظم ساختاری

این معانی برخلاف هنر مدرن، ثابت و سنتی بوده‌اند و بیشتر تحت تأثیر باورهای عرفانی و اسلامی شکل گرفته‌اند.

۳–۲. گسست معنایی در هنر مدرن

در تذهیب معاصر، استفاده از رنگ الزاماً با معانی ثابت همراه نیست. هنرمندان امروزی رنگ را بیشتر به‌عنوان یک عنصر شخصی و بیانگر احساسات فردی به‌کار می‌برند. در این دوران:

  • آبی ممکن است نماد مدرنیته یا تجدد باشد.
  • سبز می‌تواند صرفاً یک انتخاب زیبایی‌شناختی باشد.
  • طلا ممکن است جای خود را به رنگ‌های فلزی مصنوعی بدهد.
  • بنابراین معنا از ثبات سنتی به شناوری مدرن تبدیل شده است.

۳–۳. تاثیر مدرنیسم بر هارمونی رنگ

در هنر جدید، هنرمندان از تضادهای شدید رنگی، ترکیب‌های نامتقارن یا رنگ‌های غیرسنتی استفاده می‌کنند. این امر باعث ایجاد آثاری شده است که با اصول هندسی و رنگی تذهیب کلاسیک متفاوت‌اند. باوجود این، برخی هنرمندان تلاش کرده‌اند تا میان سنت و مدرنیته پیوند برقرار کنند؛ برای مثال، استفاده از نقش‌های اسلیمی سنتی همراه با رنگ‌های صنعتی یا تکنیک‌های مدرن.

۴. مقایسه تطبیقی رنگ‌ها در تذهیب سنتی و مدرن

۴–۱. تفاوت‌های تکنیکی

۴–۲. تفاوت‌های معناشناختی

در آثار سنتی، رنگ‌ها تابع اصول معنوی و عرفانی بودند، اما در آثار مدرن:

  • معنا شخصی و روان‌شناختی شده است.
  • رنگ‌ها تابع هویت فردی هنرمند هستند.
  • تاثیر هنرهای جهانی مانند مدرنیسم و مینیمالیسم مشاهده می‌شود.

۴–۳. زیبایی‌شناسی سنت و مدرنیته در رنگ

در تذهیب سنتی، هماهنگی رنگ‌ها بسیار اهمیت داشت و هنرمند مجاز به استفاده از رنگ‌های خارج از چهارچوب نبود. اما در تذهیب معاصر آزادی بیشتری در استفاده از رنگ دیده می‌شود. بسیاری از آثار جدید با رنگ‌های جسورانه و ترکیب‌بندی‌های نامتعارف جلوه‌ای متفاوت یافته‌اند.

نتیجه‌گیری

تحول رنگ‌ها در تذهیب از رنگ‌های طبیعی تا رنگ‌های صنعتی و مدرن، نمایانگر تغییرات گسترده در شیوه کار، معناشناسی و زیبایی‌شناسی این هنر است. اگرچه رنگ‌های طبیعی در سنت تذهیب ایرانی از جایگاه ویژه‌ای برخوردار بوده‌اند و با مفاهیم عرفانی، مذهبی و نمادین پیوند داشته‌اند، اما ورود رنگ‌های صنعتی امکان گسترده‌تری برای تجربه و خلاقیت فراهم کرده است.

در دوره مدرن، معنا و کارکرد رنگ‌ها بیش از آنکه تابع سنت باشد، بیانگر هویت فردی و نگاه شخصی هنرمند است. با این حال، پیوند میان سنت و مدرنیته همچنان در آثار بسیاری از هنرمندان معاصر دیده می‌شود؛ پیوندی که می‌تواند مسیر آینده این هنر را روشن‌تر سازد.

منابع

  1. پاکباز، رویین. دایرةالمعارف هنر. تهران: فرهنگ معاصر، ۱۳۸۹.
  2. ناصری، مهتاب. رنگ در هنرهای سنتی ایران. انتشارات سروش، ۱۳۹۲.
  3. بنی‌احمد، حسین. «تحول رنگ در هنر تذهیب ایرانی». فصلنامه هنرهای تجسمی، شماره ۲۴، ۱۳۹۵.
  4. قنواتی، فریبا. شناخت مواد و ابزار تذهیب. دانشگاه هنر، ۱۳۹۰.
  5. Wilber, Donald N. Islamic Art and Architecture. Princeton University Press, 1994.
  6. Blair, Sheila; Bloom, Jonathan. The Art and Architecture of Islam. Yale University Press, 1995.
  7. Grabar, Oleg. The Mediation of Ornament. Princeton University Press, 1992.
تصویر صفحه ای از قرآن گوالیور متعلق به هند و ریشه‌ها و پیدایش تذهیب در سرزمین‌های اسلامی

پیدایش تذهیب در سرزمین‌های اسلامی

پیدایش تذهیب در سرزمین‌های اسلامی به پیوند سنت‌های کهن تزئینی ایران با روح معنوی هنر اسلامی بازمی‌گردد. این هنر که از مهارت زراندودسازی و نقش‌پردازی پیش از اسلام تغذیه می‌شد، با گسترش کتابت قرآن و متون دینی به شکلی نظام‌مند و هنری‌تر تکامل یافت. در دوره‌های سلجوقی تا صفوی، تذهیب به اوج زیبایی‌شناسی خود رسید و به عنوان زبانی بصری برای پاسداشت قداست متن و نمایش ظرافت هنری ایرانی تثبیت شد.

مقدمه

هنرمندان واژه «تذهیب» را از مصدر عربی «ذهب» به معنی «طلا» مشتق کردند و مفهوم اصلی آن را «زراندود کردن» یا «طلاکاری» قرار دادند. برخی منابع اشاره می‌کنند که هنرمندان پیش از اسلام ریشه‌های تزئین با نقش و نگار در اشکال گوناگون مانند گچبری یا سفال‌کاری را شکل داده‌اند. پس از ورود اسلام و گسترش کتابت قرآن و متون دینی، هنرمندان این سنت تزئینی را در قالب هنر تذهیب به کار گرفتند و زمینه‌ساز شکل‌گیری هنر اسلامی ایرانی شدند.

شکل‌گیری مکتب ایرانی تذهیب و دوره‌های تاریخی

هنرمندان در ایران در طول قرون اسلامی، به‌ویژه از دوره سلجوقیان تا تیموری و سپس صفوی، تذهیب را رونق بخشیدند. سلجوقیان با جایگزین‌کردن کاغذ به‌جای پوست و گسترش نقوش هندسی و اسلیمی، تذهیب را به‌عنوان هنری مستقل توسعه دادند.


در دوره‌های بعد (تیموری و صفوی) با همکاری خوشنویسان، نگارگران و تذهیب‌کاران، نسخه‌های خطی قرآن، آثار ادبی، دیوان اشعار و … با نگاهی بسیار دقیق و هنری تذهیب می‌شدند؛ نسخه‌های بسیاری از این دوره‌ها تا امروز باقی مانده‌اند.

بر این اساس، پیدایش تذهیب، تذهیب ایرانی، تذهیب اسلامی، هنر کتاب‌آرایی، ریشه‌های تذهیب نشان می‌دهد که تذهیب ایرانی هم ریشه در سنت‌های تزئینی کهن دارد و هم محصول تعامل هنر و فرهنگ اسلامی و ایرانی پس از ورود اسلام است.

تعریف و کارکرد تذهیب در ایران

تذهیب شامل طراحی، رنگ‌آمیزی و زراندود کردن نقوش متنوع،گیاهی، اسلیمی، ختایی، هندسی است و معمولاً با قلم‌موهای ظریف ساخته‌شده از موی طبیعی سمور یا گربه انجام می‌شود. کاربرد اصلی آن در تزئین کتاب‌ها، به‌ویژه قرآن و متون ادبی یا علمی؛ و تهیه سرلوح، حاشیه، قاب و صفحات آغازین یا پایانی بوده است.

گسترش تذهیب به دیگر قلمروهای اسلامی

با شکوفایی تذهیب ایرانی، تذهیب اسلامی، هنر صفوی، گسترش تذهیب، هنر کتاب‌آرایی در ایران، به‌ویژه در دوره صفوی، این هنر به عرصه‌های دیگر جهان اسلام نیز راه یافت و بر سبک‌های مختلف تذهیب در سرزمین‌های اسلامی تأثیر گذاشت. در ادامه به تعدادی از این مناطق می‌پردازیم.

ترکیه و قلمرو عثمانی

در قلمرو عثمانی، هنرمندان به‌ویژه در نسخه‌های قرآن، تذهیب را گسترش دادند. آن‌ها در قرآن‌های سده‌ ۱۶ تا ۱۸ میلادی از رنگ‌های طلایی، لاجورد و سرخ و نقوش گل و اسلیمی برای تزیین صفحات استفاده کردند. هنرمندان عثمانی سبک تذهیب خود را با الهام از سنت تذهیب ایرانیِ دوره تیموری پدید آوردند و در آن گل‌ها، خطوط اسلیمی و نقش‌های ویژه‌ای مانند گل لاله، سنبله و دیگر گیاهان را به کار گرفتند.

یکی از نسخه‌های مهم عثمانی تذهیب، «زبدة التواریخ» است. این کتاب با موضوع تاریخی همراه با نگارگری و تذهیب در ۱۵۸۳ میلادی برای سلطان عثمانی ساخته شد.

تلفظ واژه تذهیب در زبان عثمانی/ترکی غالباً «tezhip» یا «tezhib» (طَزِیب یا تَه‌ذِیب) بوده البته با الفبای عربی/ عثمانی، اما از دید آوایی نزدیک. (در متون معاصر ترکی «tezhip / tezhib» مورد استفاده است.)

بخشی از تصویر کتاب «زبدة التواریخ» هنر متعلق به دوره عثمانی

هند در دوره مغول و پس از آن

در هند، به‌خصوص در دوره مغول هند، هنر کتاب‌آرایی و تذهیب با تأثیر مستقیم از سنت ایرانی هم در نگارگری و هم در تذهیب شکوفا شد. نسخه مشهور «خمسه نظامی» نسخه مصور و تذهیب‌شده از پنج‌گانه مثنویات شاعر ایرانی نظامی گنجوی که برای دربار مغول و در حوالی۱۵۹۰ میلادی تهیه شد، نمونه‌ای از هنر «کتاب آرایی هندو اسلامی» با ریشه ایرانی است.

کتاب خمسه نظامی اکبر شاه گورکانی

همچنین، Gwalior Quran قرآن گوالیور (۱۳۹۹ میلادی) از شمال هند، یکی از کهن‌ترین مصحف‌های مُذهَّب شناخته‌شده از دوره سلطنت سلاطین دِلهی است. این نسخه با مدال ها، نقش‌های هندسی و گیاهی و نقوش عربسک و اسلیمی آراسته شده است.

در هند عمدتاً همان واژه «تذهیب / tezhib» یا «illumination» استفاده می‌شد، گرچه ممکن است تلفظ محلی متفاوت بوده باشد مثلاً در فارسی/ اردو «تذهیب»، در انگلیسی. «illumination / Indian Islamic illumination»

هنرمندان در سال ۱۳۹۹ میلادی، صفحه‌ای از قرآن گوالیور هند را با تذهیب آراستند؛ این اثر یکی از کهن‌ترین نمونه‌های قرآن تذهیب‌شده است.

مصر، سوریه، ممالک شمال آفریقا و دیگر قلمروهای اسلامی

منطقه مصر، به‌ویژه در دوره مملوکی، هنرمندان قرآن‌ها و نسخه‌های دینی بزرگی را با تذهیب‌های بسیار مفصل تهیه کردند.

هنرمندان در برخی قرآن‌های بزرگ مملوکیِ قرن چهاردهم میلادی، صفحات را با زمینه‌های طلایی، خطوط سیاه «محقق» و نقوش پیچیده گیاهی و هندسی آراستند.

سوریه و دیگر مناطق شام نیز سنت کتابت قرآن با تزئینات و تذهیب وجود داشت. اطلاعات و نمونه‌های بازمانده در این مناطق کمتر از ایران یا عثمانی است. با این حال، تذهیب در این مناطق تحت تأثیر روند عمومی هنر اسلامی قرار داشت.

زبان و تلفظ محلی واژه تذهیب در این مناطق به زبان عربی احتمالاً «تَذهیب» (tadhhīb) بوده است. این واژه ریشه عربی دارد و در جوامع عرب‌زبان رایج بوده است.

ویژگی‌های سبک‌ها و تفاوت‌های منطقه‌ای

هنرمندان در هر منطقه و دوره، تذهیب را متناسب با ذوق، فرهنگ و سلیقه محلی تکامل داده‌اند.
مهم‌ترین تفاوت‌ها و شباهت‌ها را می‌توان این‌گونه برشمرد:

ایران در دوره های تیموری، صفوی:

هنرمندان تذهیب‌کار، گل‌وبوته، اسلیمی، ختایی و نقوش پیچیده گیاهی را در آثار خود به کار می‌برند.
آن‌ها رنگ طلایی را به‌عنوان رنگ غالب به‌کار می‌گیرند و زمینه‌های لاجوردی یا سرمه‌ای را برای جلوه بیشتر طرح‌ها انتخاب می‌کنند. همچنین حاشیه‌ها را با دقت طراحی می‌کنند و تذهیب را با خوشنویسی (نسخ، نستعلیق) و نگارگری به‌صورت هماهنگ ترکیب می‌کنند.

عثمانی (ترکیه):

هنرمندان عثمانی سبک ایرانی یا تیموری را تقلید و اقتباس کردند و نقش‌های محلی مانند گل لاله، سنبل و اسلیمی‌های منظم را حفظ کردند. آن‌ها از طلا و رنگ در آثار خود استفاده کردند. حاشیه‌ها غالباً با نقوش اسلیمی و گل‌بوته مزین شدند. تولید قرآن و نسخه‌های مذهبی تا سده ۱۹ و ۲۰ ادامه یافت.

هند در دوره مغول:

هنرمندان نگارگری و تذهیب را به‌صورت تلفیقی به کار می‌گیرند و در کنار متنِ مصور، حاشیه‌ها را با طلا، گل و اسلیمی تزئین می‌کنند. آن‌ها آثاری چون خمسه نظامی را با ترکیب شعر فارسی، خوشنویسی و تذهیب خلق می‌کنند.

صفحه ای از خمسه نظامی گنجوی

مصر و شمال آفریقا:

قرآن‌های بزرگ با زمینه طلایی، خطوط محقق یا ثلث، و نقوش هندسی و گیاهی در حاشیه‌ها؛ تولید چشمگیر نسخه‌های مذهبی برای سلاطین و رجال.

در همه این مناطق، هنرمندان عمدتاً تذهیب را برای متون دینی مانند قرآن یا متون ارزشمند ادبی و علمی به کار می‌بردند.

آن‌ها با تزئین و «نورانی» ساختن متن، ارزش بصری و معنوی کتاب و پیام آن را تقویت می‌کردند.

مهم‌ترین آثار و نسخه‌های ماندگار

چند نمونه برجسته از آثار تذهیب‌شده در جهان اسلام که امروز شناخته شده‌اند:

  • «شاهنامه شاه طهماسب»، شاهنامه‌ای مصور و تذهیب شده‌ی  ایرانی که از اوج هنر نگارگری و تذهیب در ایران دوره صفوی حکایت دارد.
  • یونسکو مجموعه «نسخ مصور و تذهیب‌شده فارسی» را با عنوان Persian Illustrated and Illuminated Manuscripts به رسمیت شناخته است. این مجموعه، سیر چند قرن هنر مکتوب ایرانی را نشان می‌دهد.
    یونسکو مجموعه «نسخ مصور و تذهیب شده فارسی» را در فهرست «Persian Illustrated and Illuminated Manuscripts» به رسمیت شناخته است. این مجموعه چند قرن هنر مکتوب ایرانی را نمایان می‌کند.
  • زبدة التواریخ (۱۵۸۳ م) اثر عثمانی با تذهیب و نگارگری برای دربار سلطان عثمانی.
  • نسخه‌های مختلف قرآن عثمانی از قرن ۱۶ تا ۱۸ میلادی که با طلا و رنگ و تذهیب گل و بوته و اسلیمی تزئین شده‌اند.
  • قرآن گوالیور هند، ۱۳۹۹ میلادی، کهن‌ترین قرآن مُذهَّب‌شده دوره سلطنت دِلهی با نقوش اسلیمی/ گیاهی و مدال‌های هندسی.
  • خمسه نظامی موجود درکتابخانه بریتانیا، نسخه‌ای مصور و مذهب‌شده از آثار شاعر ایرانی در دربار مغول هند، نماد هنر کتاب‌آرایی هندو اسلامی.
  • این آثار امروز در موزه‌ها و کتابخانه‌های معتبر جهان محفوظ‌اند و به عنوان گنجینه‌های هنر اسلامی و میراث مشترک بشری تلقی می‌شوند. مثلاً مجموعه نسخه مصور و تذهیب‌شده فارسی تحت نظارت یونسکو ثبت شده است.

چالش‌ها، استمرار و وضعیت امروز تذهیب

با اختراع چاپ و رواج کتاب چاپی، به‌ویژه از دوره قاجار در ایران، نیاز به نسخه‌های خطی کاهش یافت. به همین دلیل تذهیب در قالب سنتی خود کاهش پیدا کرد. با این‌حال، تذهیب به هنر سنتی و دستی تبدیل شد. هنرمندان معاصر هنوز به بازسازی و حفظ این سنت می‌پردازند و در ایران، تذهیب به‌عنوان نماد فرهنگی ارزشمند مورد توجه است.

در سایر کشورهای اسلامی، به‌ویژه آن‌هایی که میراث نسخه‌نویسی دارند مثل ترکیه، برخی کشورهای عربی، هند و آفریقا، آثار تذهیب‌شده باقی مانده‌اند. پژوهش‌گران هنر اسلامی بر حفظ، بازشناسی و معرفی این آثار تاکید دارند.

نتیجه‌گیری

هنر تذهیب از ریشه‌های تزئینی پیش از اسلام در سرزمین ایران قوت گرفت. با ورود اسلام و گسترش کتابت قرآن و متون دینی و ادبی، این هنر به اوج شکوفایی رسید. در دوره‌های سلجوقی، تیموری و صفوی، تذهیب در ایران به بلوغ رسید. سپس هنرمندان آن را به عثمانی، هند، مصر و دیگر نقاط جهان اسلام منتقل کردند.

هر منطقه با ذوق، فرهنگ و نیازهای بومی خود، سبک متمایزی در تذهیب ایجاد کرد. اما اشتراک مشترک در همه آن‌ها استفاده از نقوش گیاهی، هندسی، اسلیمی، رنگ طلایی و ترکیب آن با خوشنویسی و متون مقدس بود.

امروزه چاپ و فناوری نوین نقش تذهیب در کتابت را کاهش داده است. با این حال، هنرمندان معاصر آثار تاریخی باقی‌مانده را حفظ می‌کنند. آن‌ها سنت تذهیب را بازتولید می‌کنند و این امر گواه ماندگاری این هنر فاخر است.


طلای زرین یا نقش خیال؟ تذهیب و تشعیر دو شیوه چشم‌نواز هنر اصیل ایرانی هستند

طلای زرین یا نقش خیال؟ تذهیب و تشعیر

طلای زرین یا نقش خیال؟ تذهیب و تشعیر دو شیوه چشم‌نواز هنر اصیل ایرانی هستند همچون دو زبان متفاوت برای بیان زیبایی در کتاب‌آرایی جلوه می‌کنند. تذهیب با طلانگاری، نقوش اسلیمی و ختایی، هندسه‌ی دقیق و جلوه‌ای آیینی، حاشیه‌ها و سرلوحه‌های نسخه‌های خطی را به شکوهی زرین می‌آراید؛ در حالی که تشعیر با نقش‌پردازی خیال‌انگیز، جانوران اسطوره‌ای، گیاهان پیچان و حرکت آزاد خطوط، روایت‌هایی پنهان در حاشیه‌ها خلق می‌کند. این دو هنر در کنار یکدیگر نه فقط تزئین، بلکه جهان‌بینی هنرمندان ایرانی را بازتاب می‌دهند؛ یکی بر نظم و تقارن تکیه دارد و دیگری بر خیال‌پردازی و حرکت. ترکیب آن‌ها در بسیاری از نسخه‌های نفیس، تصویری کامل از پیوند بین شکوه سنتی و روح خیال‌ورز هنر ایرانی ارائه می‌دهد.

مقدمه

ایران سرزمین هنرهای ظریف و خیال‌انگیز است؛ جایی که هنرهای سنتی نه‌تنها ابزار زیباسازی، بلکه زبان اندیشه و فرهنگ بوده‌اند. در میان این هنرها، تذهیب و تشعیر جایگاهی ویژه دارند؛ دو هنری که اغلب در کنار هم دیده می‌شوند و در ذهن بسیاری از مردم تفاوت‌هایشان چندان روشن نیست.

هر دو برای تزئین نسخه‌های خطی، قرآن‌ها، دیوان‌های شعری و اسناد ارزشمند به‌کار می‌رفته‌اند، اما از نظر هدف، تکنیک، رنگ، عناصر بصری و کارکرد تفاوت‌های اساسی دارند. این نوشتار با زبانی قابل‌فهم، همه این تفاوت‌ها و شباهت‌ها را بررسی می‌کند و با آوردن مثال‌های واقعی، تصویری روشن و دقیق از این دو هنر ارائه می‌دهد.

تعریف و ماهیت دو هنر تذهیب و تشعیر

تذهیب چیست؟

تذهیب از واژه‌ی ذهب به‌معنای «طلا» گرفته شده و هنری است که با استفاده از رنگ طلا و دیگر رنگ‌های محدود و هماهنگ، حاشیه‌ها، سرلوحه‌ها، ترنج‌ها و نقوش کتاب‌های ارزشمند را آراسته می‌کند. این هنر ایرانی بر نظم، تقارن، هندسه و نقش‌های گیاهی تأکید دارد. هدف تذهیب، ایجاد جلوه‌ای باشکوه و قداست‌آمیز برای متن است.

مثال: سرلوحه قرآن‌های دوره تیموری یا شاهنامه‌های نفیس دوران صفوی که با ترنج‌های زرین و نقوش اسلیمی دقیق پوشیده شده‌اند، نمونه‌های کلاسیک تذهیب‌اند.

تشعیر چیست؟

تشعیر به‌معنای «حیوان‌نگاری و نقش‌پردازی لطیف» است. برخلاف تذهیب که بیشتر هندسی و معنوی است، تشعیر تصویری، روایی و پویاست. در تشعیر معمولاً نقش حیوانات، پرندگان، اژدها، سیمرغ، شکارگاه‌ها، شاخه‌های آزاد، ابرهای چینی و موجودات خیالی دیده می‌شود.

رنگ‌های تشعیر معمولاً کم‌رنگ، تک‌رنگ یا زرین هستند و هاله‌ای از خیال و حرکت در آنها دیده می‌شود.

مثال: صفحات حاشیه‌ی خمسه نظامی یا نسخه‌های نفیس بوستان سعدی که پر از نقش شیر، غزال، سیمرغ و شاخه‌های پیچان است، نمونه‌های مشهور تشعیرند.

تفاوت‌های اصلی تذهیب و تشعیر

۱. موضوع و محتوای بصری در دو هنر ایرانی

محتوای بصری در تذهیب:
  • نقوش اسلیمی و ختایی
  • گل‌ها و برگ‌های مجرد
  • ترنج، شمسه، سرلوحه
  • هندسه و تقارن

تذهیب معمولاً روایت نمی‌کند، فقط تزئین می‌کند.

محتوای بصری در تشعیر:
  • حیوانات: شیر، آهو، پرنده، اسب، اژدها
  • موجودات اسطوره‌ای: سیمرغ، دیو، اژدهای چینی
  • طبیعت پویا: درخت، ابر، صخره
  • صحنه‌های شکار

تشعیر اغلب داستان‌گوست و حس حرکت دارد.

۲. نقش رنگ طلایی در دو هنر ایرانی

رنگ طلایی در تذهیب:

  • عنصر اصلی است.
  • بخش زیادی از طرح را رنگ طلایی تشکیل می‌دهد.
  • زیبایی تذهیب بدون طلا کامل نیست.

رنگ طلایی در تشعیر:

  • رنگ طلایی استفاده می‌شود اما نه همیشه.
  • بیشتر برای خط‌گیری یا سایه‌پردازی استفاده می‌شود.
  • هدف رنگ طلایی کامل کردن فضاست، نه سلطه بر آن.

۳. رنگ‌ها در دو هنر ایرانی

درتذهیب:

  • محدود و هماهنگ
  • بیشتر آبی لاجوردی، قرمز، سبز، قهوه‌ای، مشکی و طلایی
  • کنتراست بالا نیست؛ همه‌چیز باید به چشم متعادل برسد.

درتشعیر:

  • اغلب تک‌رنگ: قهوه‌ای روشن، سیاه و طلایی
  • گاهی چندرنگ اما بسیار لطیف
  • رنگ‌ها برای توهم عمق و حرکت به‌کار می‌روند.

۴. ساختار و ترکیب‌بندی در تذهیب و تشعیر

ترکیب‌بندی در تذهیب:

  • کاملاً هندسی است.
  • دارای تقارن‌های دقیق می باشد.
  • مبتنی بر نظم، تناسب و تکرار است.
  • ساختاری «مجلسی» و رسمی دارد.

ترکیب‌بندی در تشعیر:

  • آزاد، بی‌تقارن و سیال است.
  • شاخه‌ها و حیوانات به‌صورت موج‌دار در حاشیه حرکت می‌کنند.
  • فضای نفس‌کش و «طبیعی» دارد.
  • کمتر تابع قواعد سخت هندسی است.

۵. کاربردهای تذهیب و تشعیر

تذهیب:

  • قرآن، ادعیه، کتب مذهبی
  • صفحات آغازین و پایانی نسخه‌ها
  • مرقع‌ها
  • اسناد سلطنتی
  • تابلوهای خوشنویسی

تشعیر:

  • دیوان‌های شعری مانند حافظ و سعدی
  • صحنه‌های داستانی
  • حاشیه‌های نقاشی‌های مینیاتور
  • کتاب‌های غیرمذهبی که فضای روایی دارند.

۶. احساس و مفهوم هنری تذهیب و تشعیر

مفهوم هنری تذهیب:

  • آسمانی و قدسی
  • تأکید بر بی‌زمانی و نظم الهی
  • حس آرامش و شکوه

مفهوم هنری در تشعیر:

  • زمینی و داستان‌محور
  • نزدیک به خیال‌پردازی
  • حس تحرک، زندگی و طبیعت

شباهت‌های مهم تذهیب و تشعیر

اگرچه دو هنر تفاوت‌های جدی دارند، اما در موارد زیر اشتراک دارند:

۱. هر دو هنر تزئینی ایرانی هستند

در نسخه‌های خطی و آثار نفیس، تذهیب و تشعیر گاه در کنار هم به‌کار رفته‌اند؛ مثلاً صفحه‌ای ممکن است سرلوحه تذهیب داشته باشد اما حاشیه‌اش تشعیر شده باشد.

۲. استفاده از رنگ طلایی

هر دو رنگ طلایی را عنصر اصلی زیبایی می‌دانند، حتی اگر میزان استفاده تفاوت داشته باشد.

۳. بهره‌گیری از نقوش گیاهی

در تشعیر گیاهان آزاد و در تذهیب گیاهان هندسی‌شده (اسلیمی، ختایی).

۴. اجرای بسیار ظریف

هر دو نیازمند قلم‌موهای بسیار نازک، رنگ‌سازی دقیق و مهارت ویژه‌اند.

۵. حضور در شاهکارهای هنری ایران

نسخه‌های شاهنامه، خمسه‌ی نظامی، قرآن‌های تیموری و مرقع‌های صفوی تقریباً از یکی یا هر دو هنر بهره برده‌اند.

نمونه‌های تاریخی برای درک بهتر تفاوت‌ها

نمونه تذهیب: قرآن بایسنقری

قرآنِ منسوب به «بایسنقر» از دوره تیموری یکی از درخشان‌ترین نمونه‌های تذهیب ایرانی است. صفحات آغازین دارای سرلوحه‌های متقارن، ترنج‌های زرین و نقوش اسلیمی دقیق هستند. هیچ حیوان یا صحنه طبیعی در آن دیده نمی‌شود؛ تنها هندسه و طلا حکم‌فرماست.

نمونه تشعیر: خمسه نظامی نسخه هرات

در نسخه‌های نفیس هراتی از خمسه نظامی، حواشی پر از شیرهای در حال نبرد، آهوهای در حال دویدن، طاووس‌ها، صخره و ابرهای چینی است. طرح‌ها آزادند و هدف، ایجاد روایت و حرکت است، نه تقارن. شخصیت‌ها انگار از دل طبیعت بیرون می‌جهند.

نمونه ترکیبی (تذهیب + تشعیر): بوستان سعدی، نسخه صفوی

در این نسخه ابتدا سرلوحه تذهیب‌شده با رنگ طلایی دیده می‌شود، سپس حاشیه صفحات با تشعیر پرندگان و جانوران آراسته شده است. این ترکیب یکی از کامل‌ترین شکل‌های هم‌زیستی این دو هنر است.

تکنیک اجرای تذهیب و تشعیر

اجرا در تذهیب:

  • طراحی اولیه با گونیا و پرگار
  • ترسیم هندسی ترنج و شمسه
  • قرار دادن رنگ طلایی در مرحله ابتدایی و پایانی
  • استفاده از رنگ طلایی
  • الگوهای تکراری و دقیق

اجرا در تشعیر:

  • طراحی آزاد با خطوط منحنی
  • ابتدا رسم اسکلت حیوانات
  • سایه‌پردازی با رنگ‌های خیلی رقیق
  • افزودن جزئیات با خط طلایی رنگ
  • امکان استفاده از تنها یک رنگ

تذهیب و تشعیر از منظر نمادشناسی

نمادشناسی در تذهیب:

  • نماد قدسی‌بودن، فناناپذیری، یگانگی و نظم الهی است.
  • نقوش اسلیمی برگرفته از پیچش‌های درخت طوبی یا باغ بهشت دانسته می‌شود.

نمادشناسی در تشعیر:

  • نماد زندگی، طبیعت، حرکت، اسطوره و خیال ایرانی است.
  • سیمرغ، شیر، اژدها و غزال، نمادهایی ریشه‌دار در فرهنگ ایرانی‌اند.

مقایسه کاربردی: اگر متن مذهبی باشد، کدام مناسب‌تر است؟

برای قرآن یا ادعیه، معمولاً تذهیب ترجیح داده می‌شود؛ زیرا فضای انتزاعی، آراسته اما بی‌تصویر، با شأن مذهبی سازگار است. اما برای شاهنامه یا دیوان شعر، تشعیر مناسب‌تر است؛ چون فضای خیال‌پردازانه شعر و حماسه را تقویت می‌کند.

دشواری تشخیص تذهیب و تشعیر

دلایل تشخیص دو هنر تذهیب و تشعیر عبارتند از:

  • در بسیاری از نسخه‌ها کنار هم آمده‌اند.
  • هر دو از رنگ طلایی استفاده می‌کنند.
  • نقوش گیاهی در هر دو دیده می‌شود.
  • برخی هنرمندان صفوی، تذهیب را با عناصر کوچک تشعیر ترکیب کرده‌اند.

به همین دلیل، افراد ناآشنا ممکن است یک حاشیه تشعیر تک‌رنگ را با تذهیب ساده اشتباه بگیرند.

مقایسه تذهیب و تشعیر در یک نگاه

نتیجه‌گیری

هرچند تذهیب و تشعیر دو هنر متفاوت‌اند، اما هر دو بیانگر لطافت روح ایرانی و اوج مهارت هنرمندان گذشته‌اند. تذهیب با نظم طلایی و جلوه قدسی خود، فضای معنوی نسخه‌ها را می‌آراید و تشعیر با حرکت جانوران و خیال طبیعت، روحی زنده در حاشیه‌ها می‌دمد. درک تفاوت‌ها و شباهت‌های این دو هنر، ما را قادر می‌سازد نه‌تنها زیبایی بیشتر آثار گذشته را لمس کنیم، بلکه میراث ظریف هنر ایرانی را بهتر بشناسیم و ارج بگذاریم.

فهرست منابع

کتاب‌ها
  1. اعتماد، علی‌اکبر. تاریخ تذهیب و نقاشی کتاب در ایران . تهران: انتشارات سروش.
  2. پاکباز، روئین. دایره‌المعارف هنر. تهران: فرهنگ معاصر، ۱۳۸۹.
  3. آیتی، عبدالحمید هنرهای کتاب‌آرایی ایرانی. تهران: پژوهشگاه فرهنگ و هنر اسلامی، ۱۳۷۵.
  4. ویلبر، چارلز. هنر اسلامی. ترجمه ریحانه مهاجر. تهران: نشر نظر، ۱۳۹۱.
  5. فلور، ویلم. هنرهای ایرانی. ترجمه مهوش خرمی. تهران: انتشارات فرزان روز.
  6. بهبهانی، رضا. نگارگری ایرانی: مبانی، تاریخ و تکنیک. تهران: نشر پیکره، ۱۳۹۴.
  7. فرهادی، مرجان. تذهیب در هنر اسلامی. تهران: انتشارات یساولی.
  8. هنرفر، یحیی. تاریخ نگارگری و تذهیب در ایران.  تهران: نشر فاطمی، ۱۳۸۱.

مقالات و پژوهش‌های علمی

  • منصوری، مهناز. بررسی تطبیقی تذهیب و تشعیر در کتاب‌آرایی ایرانی. فصلنامه هنرهای اسلامی، شماره ۲۱، ۱۳۹۲.
  • حسینی، لیلا. تحلیل نقش جانوران در تشعیر دوره صفوی. فصلنامه مطالعات هنر ایران، ۱۳۹۵.
  • انصاری، فاطمه. تذهیب قرآن‌های تیموری و ویژگی‌های بصری آن. پژوهشنامه هنرهای سنتی، شماره ۵، ۱۳۹۰.
  • کرمی، شهرزاد. بررسی ساختار بصری تشعیر در نسخه‌های هرات. مجله تحقیقات هنر، ۱۳۹۴.

منابع دیجیتال و موزه‌ای

  1. پایگاه دیجیتال موزه متروپولیتن هنر (MET Museum) بخش نسخه‌های ایرانی.
  2. پایگاه کتابخانه بریتانیا (British Library  Persian Manuscripts).
  3. وبگاه موزه هنرهای اسلامی برلین، مجموعه نسخه‌های تیموری و صفوی.
تصویر قلمگیری نگارگری و تذهیب و روش‌های قلم‌گیری در نگارگری و تذهیب قدیم و جدید

روش‌های قلم‌گیری در نگارگری و تذهیب قدیم و جدید

روش‌های قلم‌گیری در نگارگری و تذهیب قدیم و جدید همواره یکی از مهم‌ترین شاخص‌های زیبایی‌شناسی آثار ایرانی بوده است. در نگارگری و تذهیب قدیم، خطوط قلم‌گیری ظریف، دقیق و پیوسته بودند و جزئیات با دقت مشخص می‌شدند. در دوره جدید، خطوط آزادتر و تجربه‌گرایانه‌تر است. بدین ترتیب، قلم‌گیری در نگارگری و تذهیب ایران با ترکیب میراث سنتی و نوآوری‌های معاصر، همچنان زنده و پویا باقی مانده است.

چکیده

قلم‌گیری یکی از بنیادی‌ترین مراحل در فرایند نگارگری و تذهیب ایرانی است که نقش مهمی در تعریف فرم‌ها، تعیین مرز رنگ‌ها و ایجاد هویت بصری اثر دارد. شناخت روش‌های قلم‌گیری در دوره‌های تاریخی مختلف و همچنین شیوه‌های نوین، برای فهم سیر تحول این هنر ضروری است. این مقاله ضمن بررسی ریشه‌های قلم‌گیری در نگارگری و تذهیب ایرانی، به معرفی ابزار، تکنیک‌ها و تفاوت‌های روش‌های قدیم و جدید می‌پردازد و در پایان چالش‌ها و چشم‌انداز ادامه این هنر را تحلیل می‌کند.

مقدمه

قلم‌گیری یکی از بنیادی‌ترین مراحل در فرایند نگارگری و تذهیب ایرانی است که نقش مهمی در تعریف فرم‌ها، تعیین مرز رنگ‌ها و ایجاد هویت بصری اثر دارد. بررسی روش‌های قلم‌گیری در نگارگری و تذهیب قدیم و جدید و شناخت شیوه‌های آن در دوره‌های تاریخی مختلف و همچنین تکنیک‌های نوین، برای فهم سیر تحول این هنر ضروری است. این مقاله ضمن معرفی ریشه‌ها، ابزار و تکنیک‌های قلم‌گیری، به مقایسه تفاوت‌ها و ویژگی‌های روش‌های قدیم و جدید پرداخته و در پایان چالش‌ها و چشم‌انداز ادامه این هنر را تحلیل می‌کند.

۱. ماهیت قلم‌گیری و جایگاه آن در نگارگری و تذهیب

قلم‌گیری در نگارگری، فرآیندی اساسی است که با کشیدن خطوطی ظریف، پیوسته و کنترل‌شده، شکل اولیه عناصر تصویری را مشخص می‌کند. این خطوط نه‌تنها ساختار کلی تصویر را تعیین می‌کنند، بلکه مرزهای رنگ‌ها را مشخص کرده، جزئیات چهره، لباس، گل‌ها و نقش‌مایه‌ها را شکل می‌دهند و در نهایت هویت بصری اثر را تعریف می‌کنند.

قلم‌گیری در نگارگری به معنای کشیدن خطوطی ظریف، پیوسته و کنترل‌شده برای تعیین شکل اولیه عناصر تصویری است. این خطوطعبارتند از:

  • ساختار اصلی تصویر را مشخص می‌کنند.
  • فاصله و مرز رنگ‌ها را تعیین می‌کنند.
  • جزئیات چهره، لباس، گل‌ها و نقش‌مایه‌ها را شکل می‌دهند.
  • و هویت بصری متناسب با سبک نگارگری ایرانی ایجاد می‌کنند.

در تذهیب نیز قلم‌گیری نقش مهمی در تعیین خطوط اسلیمی، ترنج‌ها، شمسه‌ها و دیگر نقوش تزئینی دارد؛ خطوطی که انسجام و هماهنگی طرح را برقرار می‌کنند و زیربنای رنگ‌آمیزی و تکمیل نقش‌ها را فراهم می‌آورند. به‌این‌ترتیب، قلم‌گیری هم در نگارگری و هم در تذهیب، پایه و اساس زیبایی‌شناسی و انسجام بصری اثر به شمار می‌آید.

۲. ابزار و مواد قلم‌گیری در دوره‌های مختلف

۲-۱. قلم‌مو

مهم‌ترین ابزار قلم‌گیری، قلم‌موی ظریف است. در شیوه‌های قدیم معمولاً از قلم‌موهای ساخته‌شده از موی سمور (کله‌قوچ) یا موی گربه با دسته‌های نی استفاده می‌شد. ویژگی‌های آن:

  • نوک بسیار ظریف و جمع‌شونده
  • توانایی ایجاد خطوط ممتد و یکنواخت
  • انعطاف‌پذیری بالا

در دوره جدید، قلم‌موهای صنعتی با کیفیت‌های مختلف جایگزین شده‌اند و انواع قلم‌موی سایز سه صفر تا یک رایج‌تر است.

۲-۲. مرکب قلمگیری

در گذشته مرکب‌های طبیعی از دوده، صمغ عربی و کمی آب تهیه می‌شد. این مرکب‌ها غلظتی مطلوب و روانی مناسب برای کارهای دقیق داشتند. مرکب چینی نیز از سده‌های میانی رواج یافت.

امروزه مرکب‌های صنعتی ضدآب و مرکب‌های مایع اکریلیک در بازار موجود هستند، اما هیچ‌یک از این نوع مرکب‌ها برای قلم‌گیری مناسب نیستند. برای انجام قلم‌گیری در نگارگری و تذهیب، بهتر است از مرکب‌های خشک استفاده شود که در دو نوع مات و براق عرضه می‌شوند و امکان ایجاد خطوط ظریف و کنترل‌شده را فراهم می‌کنند.

۲-۳. کاغذ

کاغذ آهارمهره‌شده سنتی در قلم‌گیری اهمیت ویژه داشت. آهارمهره سبب می‌شد قلم روی سطح کاغذ سُر بخورد و خطوط یکنواخت‌تری ایجاد کند. در دوره جدید، کاغذهای گلاسه80 تا 150 گرمی، مقوای 110 تا 300 گرمی تولید داخل و وارداتی جایگزین بخشی از کاغذهای سنتی شده‌اند.

۳. روش‌های قلم‌گیری در نگارگری و تذهیب قدیم

روش‌های قلم‌گیری در نگارگری و تذهیب قدیم مبتنی بر ظرافت، دقت و پیوستگی خطوط بود و هنرمندان با استفاده از قلم‌موهای طبیعی، مرکب‌های دست‌ساز و کاغذ آهارمهره، خطوطی دقیق و هماهنگ ایجاد می‌کردند که ساختار اصلی تصویر و نقش‌های تزئینی را مشخص می‌کرد.

در دوره‌های مختلف تاریخی، مانند سلجوقی، تیموری و صفوی، سبک قلم‌گیری تغییراتی جزئی داشت؛ در مکتب‌های اولیه خطوط قوی و فرم‌ها نسبتاً ساده بودند، در حالی که در اوج هنر تیموری و صفوی خطوط بسیار ظریف و متغیر، با تمرکز بر جزئیات چهره، لباس و مناظر کشیده می‌شدند.

در تذهیب نیز قلم‌گیری نقش تعیین‌کننده‌ای در ایجاد انسجام و زیبایی طرح‌های اسلیمی، ترنج‌ها و شمسه‌ها داشت و پایه و اساس رنگ‌آمیزی و تکمیل نقش‌ها را فراهم می‌کرد.

۳-۱. قلم‌گیری در مکتب‌های اولیه (سلجوقی و ایلخانی)

در مکتب‌های اولیه نگارگری ایران، به ویژه در دوره‌های سلجوقی و ایلخانی، قلم‌گیری نقش بنیادی در شکل‌دهی به آثار داشت و ویژگی‌های شاخص آن به‌وضوح قابل مشاهده است. خطوط در این دوره غالباً قوی، ضخیم و محکم بودند و بیشتر بر تعیین فرم‌های کلی و ساختار بیرونی عناصر تصویری تمرکز داشتند.

هنرمندان با استفاده از خطوط کناره یا خطوط بیرونی، حدود و مرز اشکال را مشخص می‌کردند و از جزئیات داخلی کمتر بهره می‌بردند. کشیدگی خطوط و تأکید بر فرم‌های کلی، علاوه بر ایجاد انسجام بصری، جلوه‌ای ساده و قاعده‌مند به آثار می‌بخشید که سبک نگارگری آن دوران را متمایز می‌کرد.

۳-۲. اوج قلم‌گیری در مکتب هرات

دوره تیموری و مکتب هرات به‌عنوان اوج ظرافت قلم‌گیری در نگارگری ایرانی شناخته می‌شود و ویژگی‌های شاخص آن، دقت بی‌نظیر و ظرافت خطوط است. در این دوره، هنرمندان از خطوط بسیار ظریف و تیز استفاده می‌کردند و تغییرات ظریف در ضخامت خط، هماهنگ با حرکت قلم، به ایجاد حجم و عمق در عناصر تصویری کمک می‌کرد.

قلم‌گیری در این مکتب نه تنها برای تعیین فرم‌ها، بلکه برای بیان بافت پارچه‌ها، جزئیات چهره و حجم بدن نیز به‌کار گرفته می‌شد و خطوط بدون کوچک‌ترین لرزش، پیوستگی کامل داشتند. کمال‌الدین بهزاد از برجسته‌ترین هنرمندان این دوره به شمار می‌رود و آثار او نمونه‌ای بارز از دقت و ظرافت بی‌نظیر قلم‌گیری مکتب هرات هستند. بنابر این دوره تیموری و مکتب هرات را اوج ظرافت قلم‌گیری با ویژگی‌های زیر می‌دانند:

  • خطوط بسیار ظریف و تیز
  • تغییر ظریف ضخامت خط در طول حرکت قلم
  • استفاده از قلم‌گیری برای بیان بافت پارچه‌ها و حجم بدن
  • پیوستگی کامل خطوط بدون لرزش

۳-۳. قلم‌گیری دوره صفوی (تبریز و اصفهان)

در دوره صفوی، شیوه قلم‌گیری دچار تغییرات چشمگیری شد و به سمت خطوط نرم‌تر، روان‌تر و تزئینی‌تر حرکت کرد. هنرمندان از خطوط منحنی گسترده برای ایجاد حس حرکت و انعطاف در عناصر تصویری استفاده می‌کردند و با به‌کارگیری ضخامت‌های متفاوت در قلم‌گیری، عمق و حجم بیشتری به چهره‌ها، گل‌ها و مناظر می‌بخشیدند. این دوره همچنین با افزایش ریزه‌کاری‌ها و جزئیات دقیق در تمامی عناصر، جلوه‌ای ظریف و هنرمندانه به آثار نگارگری می‌داد. لذا در دوره صفوی، قلم‌گیری به سمت خطوط نرم‌تر و تزئینی‌تر رفت:

  • استفاده گسترده از خطوط منحنی
  • قلم‌گیری با ضخامت‌های متفاوت برای ایجاد عمق،
  • افزایش ریزه‌کاری‌ها در چهره‌ها، گل‌ها و مناظر

در تذهیب صفوی، قلم‌گیری نقش مهمی در ایجاد هماهنگی و انسجام طرح‌های تزئینی داشت و به‌طور معمول بسیار دقیق و یکدست انجام می‌شد. علاوه بر این، استفاده از رنگ‌گذاری طلایی در کنار خطوط قلم‌گیری، جلوه‌ای درخشان و باشکوه به آثار می‌بخشید و تذهیب دوره صفوی را به یکی از برجسته‌ترین نمونه‌های هنر ایرانی تبدیل کرده است.

روش قلمگیری در نگارگری دوره صفویه از گالری هنر کوئینزلند

۳-۴. دوره قاجار

در دوره قاجار، شیوه قلم‌گیری در نگارگری تغییراتی قابل توجه یافت و حالتی رئالیستی‌تر به خود گرفت. خطوط نسبت به دوره‌های پیشین قوی‌تر و برجسته‌تر شدند و برخی هنرمندان از تکنیک سایه‌پردازی با خطوط یا هاشور برای ایجاد عمق و حجم در اجسام و چهره‌ها بهره گرفتند، که این رویکرد، آثار را واقع‌گرایانه‌تر و زنده‌تر نشان می‌داد.

در تذهیب دوره قاجار نیز قلم‌گیری به سمت خطوط ضخیم‌تر و صریح‌تر گرایش پیدا کرد و دقت ظریف دوره‌های پیشین تا حدی جای خود را به وضوح و صراحت خطوط داد. این تغییرات باعث شد طرح‌های تذهیب قاجاری، با قدرت بصری بیشتر و تأکید بر مرزبندی‌ها و فرم‌های اصلی، ویژگی‌های بصری مشخص و متفاوتی نسبت به دوره‌های قبل پیدا کنند.

روش قلمگیری در نگارگری اثر رضا مصور متعلق به دوره قاجار از موزه والترز

۴. روش‌های قلم‌گیری در دوره جدید ایران

روش‌های قلم‌گیری در دوره جدید ایران تحت تأثیر ورود هنرهای آکادمیک، ابزارهای نوین و مواد صنعتی، تحولی چشمگیر یافته‌اند. در این دوره، هنرمندان علاوه بر حفظ برخی اصول سنتی، از قلم‌موهای صنعتی، مرکب‌های خشک و کاغذهای مدرن بهره می‌گیرند که سرعت و دقت کار را افزایش می‌دهد.

تکنیک‌های جدید، امکان تجربه‌گرایی در ضخامت و شکل خطوط را فراهم کرده و استفاده از هاشور و خطوط رنگی، قلم‌گیری را نه تنها به ابزاری برای تعیین فرم، بلکه وسیله‌ای برای بیان فردیت هنرمند و نوآوری بصری تبدیل کرده است. به این ترتیب، قلم‌گیری معاصر تلفیقی از اصول کلاسیک و روش‌های مدرن است که پاسخ‌گوی نیازهای هنری امروز می‌باشد.

۴-۱. ورود هنرهای آکادمیک

با گسترش مدارس هنرهای زیبا و آموزش روش‌های غربی نقاشی در ایران، به‌ویژه طراحی خطی، شیوه‌های سنتی قلم‌گیری تحت تأثیر قرار گرفت و تغییراتی در آن ایجاد شد. این تأثیرات منجر به ساده‌تر شدن خطوط قلم‌گیری، ادغام تکنیک‌های طراحی با روش‌های سنتی و افزایش استفاده از هاشورهای ظریف برای ایجاد حجم و عمق در عناصر تصویری شد. به‌طوری که قلم‌گیری معاصر ضمن حفظ ریشه‌های ایرانی، قابلیت بیان سه‌بعدی و تطبیق با زبان بصری جدید را پیدا کرد. این امر منجر شد که خطوط قلمگیری دارای ویژگی‌های زیر باشد:

  • ساده‌تر شدن خطوط قلم‌گیری
  • ادغام تکنیک طراحی با قلم‌گیری سنتی
  • افزایش استفاده از هاشورهای ظریف برای حجم‌سازی

۴-۲. استفاده از رنگ‌های جدید

تغییرات در مواد و ابزار نقاشی، تأثیر قابل‌توجهی بر شیوه‌های قلم‌گیری معاصر داشته است؛ استفاده از مرکب‌های صنعتی باعث یکنواخت‌تر شدن خطوط شده و سرعت کار را افزایش داده است، در حالی که رنگ‌های اکریلیک با فراهم کردن امکان پوشش سریع، برخی از ظرافت‌ها و حساسیت‌های خطوط سنتی را کاهش داده‌اند. بنابراین تغییرات در مواد سبب تفاوت در نوع قلم‌گیری نیز شده است:

  • مرکب‌های صنعتی باعث افزایش یکنواختی خطوط شده‌اند.
  • رنگ‌های اکریلیک سرعت کار را بالا برده‌اند اما ظرافت سنتی را کاهش داده‌اند.

برای حفظ دقت و کیفیت قلم‌گیری در نگارگری و تذهیب، استفاده از مرکب‌های خشک همچنان توصیه می‌شود. این نوع مرکب‌ها امکان کنترل بهتر حرکت قلم و ایجاد خطوط یکنواخت و دقیق را برای هنرمند فراهم می‌کنند. علاوه بر این، مرکب خشک به هنرمند اجازه می‌دهد جزئیات بسیار ظریف و پیچیده را به‌طور کامل در نقش‌ها و تذهیب‌ها اجرا کند و ظرافت سنتی آثار را حفظ نماید.

۴-۳. گرایش‌های نوگرایانه در نگارگری

نگارگری معاصر ایران با ورود جریان‌های نوگرایانه دچار تحولاتی اساسی در شیوه قلم‌گیری شده است؛ به‌گونه‌ای که در کنار نوسنت‌گرایی که تلاش می‌کند اصول و ظرافت‌های سنتی را با ابزارهای جدید بازآفرینی کند، جریان‌های مدرن‌تر به سوی ساده‌سازی، آزادسازی خط و استفاده از رنگ‌های متنوع در قلم‌گیری حرکت کرده‌اند.

همچنین برخی هنرمندان با بهره‌گیری از فناوری‌های دیجیتال، طراحی رایانه‌ای و ترکیب تکنیک‌های گرافیکی با نگارگری، زبان بصری تازه‌ای ایجاد کرده‌اند که در آن قلم‌گیری دیگر تنها مرزبندی فرم‌ها نیست، بلکه ابزاری برای بیان فردیت، تجربه‌گرایی و خلق فرم‌های نو محسوب می‌شود.

این گرایش‌ها به‌طور کلی قلم‌گیری را از چهارچوب‌های کاملاً سنتی بیرون آورده و آن را با سلیقه، ضرورت‌ها و مفاهیم هنر امروز هماهنگ کرده‌اند. در نتیجه، نگارگری معاصر ایران با شکل‌گیری چند جریان اصلی، دگرگونی‌های چشمگیری را در شیوه‌های قلم‌گیری تجربه کرده است.

۱. نوسنت‌گرایی

نوسنت‌گرایی در نگارگری معاصر رویکردی است که با حفظ وفاداری به اصول و خطوط کلاسیک، تلاش می‌کند میراث تکنیکی دوره‌های باشکوهی مانند تیموری و صفوی را زنده نگه دارد، اما در عین حال از امکانات ابزارهای جدید نیز بهره می‌برد. هنرمندان این جریان با استفاده از قلم‌موهای صنعتی دقیق و مرکب‌های مدرن، سعی می‌کنند همان ظرافت، پیوستگی و دقت قلم‌گیری سنتی را بازآفرینی کنند و کیفیتی نزدیک به آثار استادان گذشته ارائه دهند.

این رویکرد پلی میان سنت و معاصر ایجاد می‌کند و امکان استمرار هویت تاریخی نگارگری را در قالب امکانات فنی امروز فراهم می‌سازد. به‌عبارتی گرایش نوسنت‌گرایی در نگارگری معاصر براساس شاخص‌های زیر است:

  • وفاداری به خطوط قدیم
  • استفاده از قلم‌های صنعتی برای کارهای ظریف
  • تلاش برای حفظ تکنیک‌های دوره تیموری و صفوی
۲. نگارگری مدرن

نگارگری مدرن با فاصله گرفتن از ساختارهای کلاسیک، رویکردی تجربه‌گرا و آزادانه را در قلم‌گیری دنبال می‌کند؛ به‌گونه‌ای که هنرمندان این جریان با شکستن فرم‌های سنتی و رها شدن از الزام پیوستگی خطوط، از قلم‌گیری آزاد، گسسته و گاه بیان‌گرانه استفاده می‌کنند.

به‌جای تکیه بر خطوط مشکی رایج در نگارگری کلاسیک، رنگ‌های متنوع و خطوط رنگی وارد قلم‌گیری شده‌اند و به اثر پویایی، تنوع بصری و شخصیت فردی بیشتری می‌بخشند. این شیوه در مجموع نگارگری را به سمت بیان احساسات معاصر و فرم‌های نو سوق می‌دهد و قلم‌گیری را از نقش صرفاً مرزبندی، به ابزاری برای بیان هنری تبدیل می‌کند. لذا به‌طور خلاصه می‌توان گفت؛ نگارگری مدرن با فاصله گرفتن از ساختار کلاسیک دارای ویژگی‌های زیر است:

  • شکستن فرم‌های سنتی
  • قلم‌گیری آزادانه‌تر و غیرپیوسته
  • استفاده از خطوط رنگی به‌جای خطوط صرفاً مشکی
۳. تذهیب معاصر

تذهیب معاصر با حفظ ریشه‌های سنتی خود، رویکردی تازه و ترکیبی را دنبال می‌کند؛ به این معنا که هنرمندان در کنار الگوهای کلاسیک مانند اسلیمی‌ها، ختایی‌ها و شمسه‌ها، از خطوط تزیینی مدرن و ساختارهای گرافیکی نیز بهره می‌برند تا ترکیبی هماهنگ و امروزی پدید آورند.

امکان دیجیتالی‌سازی طرح‌ها پیش از اجرای نهایی، به هنرمند اجازه می‌دهد ترکیب‌بندی‌ها را دقیق‌تر بررسی کرده و سپس قلم‌گیری را به‌صورت دستی و با کنترل کامل انجام دهد. همچنین تلفیق تکنیک‌های گرافیکی با شیوه‌های سنتی تذهیب، فرم‌هایی نو و انعطاف‌پذیر ایجاد کرده که در عین وفاداری به پیشینه تاریخی این هنر، قابلیت حضور در فضای معاصر هنرهای تجسمی را نیز دارد.

به‌طور کلی می‌توان گفت که تذهیب معاصر، در حالی که ریشه‌های سنتی خود را حفظ می‌کند، اهداف و ویژگی‌های زیر را دنبال می‌نماید:

  • استفاده از خطوط تزیینی مدرن در کنار الگوهای سنتی.
  • امکان دیجیتالی‌سازی طرح‌ها و سپس اجرای دستی قلم‌گیری.
  • تلفیق تکنیک‌های گرافیکی و تذهیب کلاسیک.

روش قلمگیری در تذهیب جدید

5. مقایسه روش‌های قلم‌گیری قدیم و جدید

مقایسه روش‌های قلم‌گیری قدیم و جدید نشان می‌دهد که قلم‌گیری سنتی بر ظرافت، پیوستگی و کنترل کامل خط استوار بوده و هنرمند با استفاده از قلم‌موهای طبیعی، مرکب دست‌ساز و کاغذ آهارمهره، خطوطی یکنواخت، دقیق و هماهنگ با اصول زیبایی‌شناسی مکتب‌های ایرانی ایجاد می‌کرد. این شیوه نیازمند سال‌ها تمرین استاد-شاگردی و تسلط بر حرکت نفس و دست بود.

در مقابل، قلم‌گیری جدید با بهره‌گیری از ابزارهای صنعتی، مرکب‌های متنوع و حتی روش‌های دیجیتال، انعطاف و سرعت بیشتری یافته و امکان تجربه‌گرایی، ضخامت‌های متغیر و آزادی بیشتر هنرمند را فراهم کرده است.

در حالی که روش‌های قدیم بر اصالت، نظم و یک‌دستی خطوط تأکید دارند، روش‌های جدید بیان فردی، ترکیب سبک‌ها و نوآوری بصری را برجسته می‌کنند؛ با این حال، هر دو شیوه می‌توانند در کنار یکدیگر به غنای هنری نگارگری و تذهیب معاصر ایران کمک کنند.

مقایسه روش‌های قلم‌گیری قدیم و جدید

۶. چالش‌ها و فرصت‌ها در قلم‌گیری معاصر

۶-۱. چالش‌ها

چالش‌های قلم‌گیری معاصر بیش از هر چیز از فاصله گرفتن تدریجی هنرمندان از ابزارها و شیوه‌های اصیل نشأت می‌گیرد؛ به‌طوری‌که استفاده کمتر از قلم‌موهای سنتی، مرکب‌های دست‌ساز و کاغذهای آهارمهره موجب افت دقت و ظرافتی شده که زمانی شالوده نگارگری و تذهیب ایرانی بود.

از سوی دیگر، شتاب‌زدگی در تولید اثر و تجاری‌شدن فضای هنر باعث شده کیفیت و تمرکز جای خود را به سرعت کار و تولید انبوه بدهد. همچنین افول نظام استاد شاگردی و جایگزینی کامل آن با آموزش‌های کوتاه‌مدت یا آکادمیک، انتقال تجربیات عملی نسل‌های گذشته را با مشکل مواجه کرده و موجب دوری هنرمندان جوان از تکنیک‌ها و روح سنتی قلم‌گیری شده است. بنابر اینچالش‌های اساسی قلم‌گیری معاصر عبارتند از»

  • کاهش استفاده از ابزارهای سنتی و مهارت در کار با آن‌ها،
  • شتاب‌زدگی و تجاری‌شدن آثار هنری
  • کمبود آموزش استاد شاگردی و فاصله گرفتن از روش‌های قدیم

۶-۲. فرصت‌ها

فرصت‌های قلم‌گیری معاصر بیش از هر زمان دیگری زمینه نوآوری و احیای سنت را فراهم کرده‌اند؛ امروزه هنرمندان می‌توانند با ترکیب ابزارهای جدید مانند قلم‌موهای صنعتی، مرکب‌های مدرن و حتی فناوری‌های دیجیتال با تکنیک‌های اصیل گذشته، زبان بصری تازه‌ای خلق کنند که در عین حفظ هویت سنتی، پاسخ‌گوی نیازهای هنر امروز باشد.

دسترسی گسترده به منابع آموزشی، نسخه‌های دیجیتال آثار کلاسیک و پژوهش‌های متعدد نیز امکان یادگیری عمیق و بازآفرینی دقیق شیوه‌های قدما را فراهم کرده است. افزون بر این، توجه دوباره دانشگاه‌ها، مراکز هنری و نمایشگاه‌ها به نگارگری و تذهیب، بستری مناسب برای رشد، تبادل تجربه و معرفی نسل جدید هنرمندان ایجاد کرده و به تداوم و پویایی هنر قلم‌گیری در عصر معاصر کمک می‌کند. لذا فرصت‌های قلم‌گیری معاصر عبارتند از:

  • امکان ترکیب ابزارهای جدید با تکنیک‌های اصیل
  • دسترسی گسترده به منابع آموزشی و بازتولید آثار کلاسیک
  • توجه دوباره به نگارگری و تذهیب در دانشگاه‌ها و نمایشگاه‌ها

نتیجه‌گیری

قلم‌گیری به‌عنوان یکی از بنیادی‌ترین عناصر بصری در نگارگری و تذهیب ایرانی، طی سده‌ها تحولات چشمگیری را تجربه کرده است. در روش‌های سنتی، هنرمندان با تمرکز بر ظرافت، کنترل دقیق دست و پیوستگی خطوط، آثار خود را خلق می‌کردند و این مهارت‌ها در مکتب‌هایی مانند هرات و صفوی به اوج خود رسید. در این دوره‌ها، قلم‌گیری نه تنها وسیله‌ای برای تعیین فرم‌ها، بلکه ابزار اصلی ایجاد هماهنگی، عمق و زیبایی بصری در نگارگری و تذهیب محسوب می‌شد.

با ورود دوره جدید، تحولات وسیعی در قلم‌گیری رخ داد. استفاده از ابزارهای صنعتی، رنگ‌های مدرن، مرکب‌های متفاوت و تأثیر آموزش‌های آکادمیک، قلم‌گیری را از چارچوب‌های سنتی خارج کرده و زبان بصری متنوع‌تری پدید آورد. این تغییرات امکان تجربه‌گرایی بیشتر، انعطاف در ضخامت و شکل خطوط و کاربرد هاشور و رنگ‌های نو را برای هنرمندان فراهم کرده است و قلم‌گیری را به ابزاری برای بیان فردیت و نوآوری تبدیل کرده است.

هرچند بخشی از ظرافت‌ها و دقت‌های سنتی در معرض فراموشی قرار گرفته‌اند، اما ترکیب رویکردهای قدیم و جدید، چشم‌انداز امیدبخشی برای آینده قلم‌گیری ایرانی ایجاد کرده است. حفظ اصالت خطوط و تکنیک‌های سنتی در کنار بهره‌گیری از امکانات و آزادی‌های مدرن، مهم‌ترین مسیر برای ادامه حیات و پویایی این هنر ارزشمند به شمار می‌آید.

منابع

  1. آژند، یعقوب. مکتب‌های نگارگری ایران. تهران: سمت، ۱۳۸۲.
  2. پاکباز، رویین. فرهنگ هنر. تهران: فرهنگ معاصر، ۱۳۸۶.
  3. منفرد، معصومه. آموزش نگارگری ایرانی. تهران: یساولی، ۱۳۸۹.
  4. نامی، فرزانه. “بررسی قلم‌گیری در نگارگری دوره تیموری”. فصلنامه هنر اسلامی، شماره ۱۲، ۱۳۹۵.
  5. بورکهارت، تیتوس. هنر مقدس در شرق و غرب. ترجمه مسعود رجب‌نیا. تهران: هرمس، ۱۳۸۵.
  6. فاطمی، محمدرضا. تذهیب و تشعیر ایرانی: تهران، انتشارات سروش، ۱۳۹۱.
  7. Welch, Stuart Cary. The Art of Persian Painting. Yale University Press, 1995.

Canby, Sheila. Persian Painting. British Museum Press, 2005

مقالات مرتبط

قلم‌گیری در هنر تذهیب؛ نقطه آغاز ظرافت، دقت و حرفه‌ای شدن      

قلمگیری در تذهیب چیست و چگونه انجام می‌شود؟

شیوه اجرای تذهیب؛ از طرح اولیه تا نهایی‌سازی

مجموعه نگار؛ جلوه‌ای از هنر ایرانی

با تابلوهای تذهیب دست‌ساز مجموعه نگار، زیبایی و اصالت هنر ایرانی را به دکوراسیون خانه یا محیط کار خود اضافه کنید.

مشاهده تابلوهای تذهیب مجموعه نگار

مجموعه یادگار؛ هدیه‌ای از هنر ایرانی

تابلوهای تذهیب مجموعه یادگار، انتخابی هنری برای هدیه دادن در مناسبت‌های ویژه و ماندگار کردن لحظه‌های ارزشمند هستند.

 مشاهده تابلوهای تذهیب مجموعه یادگار

مجموعه آغاز؛ ورود به دنیای تذهیب

با تابلوهای تذهیب دست‌ساز مجموعه آغاز، زیبایی نقوش اصیل ایرانی را در قالب یک اثر هنری به خانه خود بیاورید.

مشاهده تابلوهای تذهیب مجموعه آغاز

نقش تذهیب در نسخه های خطی ایرانی، پیوند هنر، ادب و کتاب

نقش تذهیب در نسخه های خطی ایرانی

نقش تذهیب در نسخه‌های خطی ایرانی،نشان می‌دهد. تذهیب، یکی از مهم‌ترین هنرهای وابسته به نسخه‌های خطی ایرانی و کتاب، علاوه بر جنبه‌های زیبایی‌شناختی، کاربردی و معنایی نیز دارد. این هنر با استفاده از نقش‌ها و رنگ‌های طلایی و رنگین، هم تزئینی است و هم هویت بصری و فرهنگی ویژه‌ای به نسخه‌ها و متون ادبی، مذهبی و علمی می‌بخشد.

مقدمه

تذهیب، هنر سنتی ایرانی ـ اسلامی در تزیین نسخه‌های خطی است. این هنر با نقوش گیاهی، هندسی و اسلیمی و با به‌کارگیری طلا، لاجورد، شنگرف یا فیروزه‌ای شکل می‌گیرد. تذهیب یکی از زیباترین جلوه‌های پیوند هنر، ادب و کتاب در فرهنگ ایران است. هدف این مقاله، بررسی نقش تذهیب در نسخه‌های خطی ایرانی است. در این پژوهش، بر پیوند تذهیب با متون ادبی، مذهبی و علمی و نیز تأثیر آن بر ارزش مادی و معنایی آثار تمرکز می‌شود.

۱. تعاریف، تاریخچه و فلسفه تذهیب

۱.۱ چیستی تذهیب

«تذهیب» از ریشه عربی «ذهب» (طلا) گرفته شده و حکایت از «زراندود کردن»، «طلایی کردن» یا «آراستن با طلا و رنگ» دارد. از نظر فنی، تذهیب به طراحی، رنگ‌آمیزی و طلاکاری نقوش روی صفحات نسخه گفته می‌شود. این نقوش می‌تواند گیاهی، اسلیمی، ختایی، هندسی و گاهی انسانی یا جانوری باشد. اجرای تذهیب معمولاً با قلم‌موهای ظریف و طبیعی مانند موی سمور یا گربه انجام می‌شود. تذهیب غالباً در کنار خوشنویسی یا جلدسازی کاربرد دارد.

کارکرد آن بیشتر زیباشناختی، نمادین و معنوی است. تذهیب واقعیت طبیعت را بازنمایی نمی‌کند، بلکه فضایی هماهنگ، آرام و پاکیزه می‌آفریند.

۱.۲ تاریخ و سیر تحولات

ریشه‌های تذهیب در هنر کتاب‌آرایی ایرانی به دوران ساسانی بازمی‌گردد؛ هنر آذین و آرایش پیش از اسلام در ایران وجود داشته است. با ورود اسلام و رواج کتابت قرآن و متون دینی به خط عربی و فارسی، تذهیب به‌تدریج در خدمت نسخه‌سازی در محیط اسلامی قرار گرفت. در طول قرون مختلف از سلجوقی، تیموری، صفوی تا قاجار تذهیب دستخوش تحول شد. مکتب‌ها یا سبک‌هایی شکل گرفتند که از نظر نقوش، ترکیب رنگ و ترکیب بندی متفاوت بودند.

تذهیب بیشتر در متون مذهبی مانند قرآن و دعاها کاربرد داشت. با گذر زمان، نقش تذهیب در نسخه‌های خطی ایرانی گسترده‌تر شد. این هنر سپس در آثار ادبی، تاریخی و علمی نیز به‌کار رفت. دیوان‌ها، جُنگ‌ها، مرقعات و فرمان‌ها نیز از تذهیب بهره گرفتند.

این روند نشان‌دهنده پیوند هنر، ادب و کتاب در نسخه‌های خطی ایرانی و اهمیت تذهیب در زیباسازی و ارزش فرهنگی متون است.

۲. تذهیب در نسخه‌های مذهبی

۲.۱ اهمیت مذهبی و معنوی

در قرآن‌ها و متون عبادی، تذهیب تنها نقش تزئینی ندارد. تقدس متن باعث می‌شود تذهیب نشانه احترام و تجلیل از کلام مقدس باشد. در این آثار، سرسوره‌ها، آیات مهم و صفحات آغاز و پایان تذهیب می‌شدند. حواشی و علائم قرآنی نیز با طلا یا رنگ‌های برجسته آرایش می‌یافت. حتی نشانه‌هایی مانند نقطه‌گذاری، سجده و حزب با رنگ‌های ویژه مشخص می‌شد.

این آرایش‌ها نشان می‌داد تذهیب در نسخه‌های خطی ایرانی فراتر از یک تزئین ساده است. تذهیب متن را از حالت خواندنی خارج می‌کرد و آن را به تجربه‌ای دیدنی تبدیل می‌ساخت. این ویژگی‌ها پیوند هنر، ادب و کتاب را در سنت نسخه‌پردازی ایرانی آشکار می‌کرد و جلوه‌ای بصری و معنوی پدید می‌آورد.

۲.۲ نقش در بقا و انتقال فرهنگی

استفاده از مواد ماندگار مانند رنگ طلایی، رنگ‌های طبیعی و آب زر و نیز طراحی‌های هندسی دقیق به دوام و حفظ نسخه‌ها کمک می‌کرد.تذهیب نشانۀ هویت فرهنگی و اسلامی بود. این هنر به حفظ و انتقال میراث معنوی و هنری جامعه کمک می‌کرد. تذهیب میان آیین، کتابت و هنر پیوند ایجاد می‌کرد.

۳. تذهیب در نسخه‌های ادبی (شعر، نثر، دیوان‌ها)

۳.۱ ورود تذهیب به نسخ ادبی

با گسترش کتاب‌آرایی و رونق ادبیات فارسی، هنر تذهیب از متون صرفاً مذهبی فراتر رفت و به نسخه‌های ادبی (دیوان اشعار، متون نثر، رسائل) راه یافت. این کاربرد به ویژه از دوره تیموری و صفوی به بعد رشد یافت؛ زمانی که هنر کتاب‌آرایی به اوج خود رسید و توجه به نسخه‌های ادبی نیز افزایش یافت.

۳.۲ ارزش افزوده بصری و معنایی

تذهیب به دیوان‌ها و متون ادبی جلوه‌ای بصری می‌داد؛ صفحات آغازین، سرابواب، حواشی و جدولی بندی‌ها با رنگ و طلا تزئین می‌شدند تا خواننده را آماده ورود به فضای ادبی کند. این تزئین نه تنها زیبایی بلکه نوعی احترامی به ادبیات بود ادبیاتی که حامل شعر، حکمت، اندیشه و زیبایی زبانی بود.

همچنین از لحاظ کاربردی، در نسخه‌های مهم و شاهکار (مثلاً نسخه‌های مصور یا نسخه‌های سلطنتی) تذهیب عاملی برای متمایز ساختن اثر از یک نسخه معمولی بود؛ به عبارتی، تذهیب طبقه‌بندی اثر را به «نسخه خصوصی/اشرافی/شاهانه» ارتقا می‌داد.

۳.۳ محدودیت‌ها و چالش‌ها در نسخ ادبی

بر خلاف قرآن و متون مقدس، در بسیاری از نسخ ادبی تذهیب دیده نمی‌شود؛ دلیل آن عمدتاً هزینه، زمان‌بر بودن و تخصصی بودن تذهیب بوده است. از منظر پژوهشی نیز شمار دقیق نسخه‌های ادبی تذهیب‌شده کم است، و بسیاری از آن‌ها در کتابخانه‌ها یا خزانه‌های خصوصی پراکنده‌اند؛ فقدان فهرست‌شناسی منسجم و دیجیتال‌سازی یکی از موانع شناخت کامل این آثار است.

۴. تذهیب در نسخه‌های علمی، تاریخی و متون غیرادبی

۴.۱ کاربرد در متون علمی و تاریخی

افزون بر متون مذهبی و ادبی، تذهیب در نسخه‌های علمی، فلسفی، تاریخی و حتی اداری نیز کاربرد یافته است؛ مثلاً در رسائل، تاریخ‌ها، جُنگ‌ها، فرمان‌ها، مراسلات و اسناد مهم. چنین کاربردی نشان می‌دهد که تذهیب فقط دغدغه زیبایی نداشت؛ بلکه به نوعی «اعتبار»، «وقار» و «اهمیت» اثر را نیز منتقل می‌کرد؛ نسخه علمی یا تاریخی با حاشیه‌های تذهیب‌شده، بر ارزشش افزوده می‌شد.

۴.۲ چرا و چگونه؟ ترکیب عقل و ذوق

در این متون، تذهیب ممکن بود کمتر با رنگ طلایی افراطی همراه باشد و گاهی فقط با رنگ‌های طبیعی و طراحی ساده اجرا شود؛ اما همچنان خط حاشیه، جدول‌بندی، فصل‌بندی و سرآیندها با طرح و رنگ مزین می‌شد تا خوانایی، سازمان‌دهی و ساختار متن تأکید شود. (هرچند اسناد تخصصی در این زمینه کمتر منتشر شده‌اند.)

این کاربردِ تذهیب، گواهی است بر این که در ایران هم در متن دینی/ ادبی و هم علمی/ تاریخی، بین عقل و ذوق، میان محتوای علمی و ارزش زیبایی‌شناختی، هماهنگی وجود داشته است. تذهیب به متن رسمیت و هویت بصری می‌داد.

۵. عناصر بصری و فرم‌های تذهیب: نماد، تکنیک و زبان بصری

۵.1 عناصر و نقوش رایج

نقوش تذهیب غالباً غیرواقع‌گرا هستند؛ یعنی هدف بازنمایی مناظر طبیعی یا اجسام نیست، بلکه خلق «زبان آرمانی» است.

برخی از نقوش و سبک‌های رایج عبارتند از:

اسلیمی: پیچش‌ها، ساقه‌ها، گل‌ها، برگ‌ها، پیچک‌ها.

ختایی: نقوشی معنادار، اغلب الهام‌گرفته از خوشنویسی یا طراحی ذهنی.

هندسی: استفاده از تقسیم‌بندی هندسی، تقارن، تناسب در طراحی کلی. در برخی مکتب‌ها، هنرمندان با قواعد هندسی نظیر «تقسیم دایره به بخش‌های برابر»، «شبکه‌‎بندی» و نسبت‌های خاص، ساختاری منظم و متناسب خلق می‌کردند.

۵.2 تکنیک‌ها و مواد

طلاکوبی یا آب‌زر: استفاده از رنگ طلایی یکی از مشخصه‌های اصلی تذهیب است.

رنگ‌های طبیعی: لاجورد، شنگرف، سبز، فیروزه‌ای، آبی و دیگر رنگ‌های طبیعی نیز کاربرد داشتند و با طلا ترکیب می‌شدند.

قلم‌موهای سنتی: در گذشته از موهای طبیعی سمور یا گربه برای ایجاد خطوط ظریف استفاده می‌شد.

۵.3 ساختار بصری و هندسه طراحی

در بسیاری از مکتب‌ها، طراحی تذهیب بر پایه نظم هندسی و تناسبات دقیق انجام می‌شد: تقسیم خطوط، دایره، شبکه‌بندی و تناسباتی مانند √2، √3 و نسبت‌های هندسی. این نظم باعث می‌شد آثار هم از لحاظ بصری متوازن باشند و هم ترکیب‌بندی‌شان زیبا و هنرمندانه به نظر برسد.

چنین هندسه و ترکیب‌بندی دقیق، نشان‌دهنده درک هنرمند از ریاضیات بصری و هندسه بوده است؛ به عبارتی، تذهیب نه صرفاً هنر، بلکه دانش طراحی ترکیب بصری، هماهنگی رنگ و فرم است.

۶. اهمیت فرهنگی، هنری و ادبی تذهیب

۶.۱ تذهیب به‌مثابه پیوند هنر و ادبیات

وقتی تذهیب با خوشنویسی یا شعر ترکیب می‌شود، نسخه خطی به اثری هنری بدل می‌گردد؛ چنین ترکیبی باعث می‌شود مخاطب علاوه بر لذت از شعر یا نثر، از زیبایی بصری نیز بهره ببرد. این «هم‌نشینی هنر بصری و هنر ادبی» تقویت‌کننده تجربه مخاطب است.

برای آثار ادبی کلاسیک مثلاً دیوان شاعران تذهیب می‌توانست نوعی احترام به شعر باشد؛ شعر نه صرفاً برای خوانده شدن، بلکه برای «دیدن»، «حس کردن» و «تجربه کردن» خلق می‌شد.

۶.۲ اعتبار، میراث و هویت فرهنگی

نسخه‌هایی که با تذهیب مزین بودند، غالباً آثار ارزشمند، نفیس و سلطنتی به شمار می‌رفتند؛ این ویژگی باعث می‌شد این نسخه‌ها به‌عنوان میراث فرهنگی حفظ شوند و به نسل‌های بعد منتقل گردند.

با توجه به اینکه هنر تذهیب ادامه یافته است هم در مرقعات، خوشنویسی، و هم به شکل آثار مستقل این هنر پل میان گذشته و حال است؛ حفظ و احیای آن، بخشی از هویت فرهنگی و هنری ایران و جهان اسلام است.

۶.۳ چالش پژوهشی و ضرورت مستندسازی

بر خلاف اهمیت بالای تذهیب، بسیاری از نسخه‌های خطی (ادبی، علمی، تاریخی) هنوز مستندسازی نشده‌اند؛ این پراکندگی و نبود فهرست منظم، مانع مطالعات تحلیلی و تطبیقی می‌شود.

از سوی دیگر، شناخت دقیق سبک‌ها، کارگاه‌ها، مواد و تکنیک‌ها نیازمند مطالعات بین‌رشته‌ای است ترکیب هنرشناسی، تاریخ، شیمی (برای شناخت ترکیب رنگ ها)، و کتابداری تا بتوان میراث تذهیب را حفظ، احیا و به نسل‌های آینده منتقل کرد.

۷. تحلیل کاربردی: نمونه‌ها و ملاحظات

برای تحلیل کاربردی و نقد، چند نکته مهم قابل توجه است:

پذیرش و تمایز نسخه‌ها: نسخه‌های تذهیب‌شده غالباً نفیس ‌یا شاهکارهایی با سفارش خاص محسوب می‌شدند. این تمایز میان کتاب «عام» و «خاص» نشان‌دهنده نقش تذهیب در تعیین رتبه فرهنگی و اجتماعی اثر است.

فرآیند تولید پیچیده و چندمرحله‌ای: خلق یک نسخه تذهیب‌شده معمولاً شامل خوشنویسی، طلاکوبی، رنگ‌آمیزی، طراحی نقوش، صفحه‌آرایی و جلدسازی بود؛ یعنی همکاری میان خوشنویس، مذهب، جلدساز و صحاف. این همکاری بین رشته‌ای، نشان‌دهنده تجربه جمعی و دانش مشترک در هنر کتاب‌آرایی است.

تطبیق با محتوا: تذهیب نه به‌صورت یکسان در همه گونه متون به کار می‌رفت؛ سبک، ظرافت و میزان تذهیب متناسب با متن  مذهبی، ادبی یا علمی متفاوت بود؛ یعنی تذهیب تابع محتوا بود و نه یک تزئین صرفاً سطحی.

ضرورت حفاظت و پژوهش: بسیاری از این نسخه‌ها در معرض آسیب، پراکندگی یا فراموشی‌اند؛ افزون بر آن، پژوهش در مورد سبک‌ها، تحلیل مواد و تکنیک‌ها و مقایسه سبک‌های مختلف ضروری است تا بتوان تاریخ واقعی و پیوستگی هنر تذهیب را بازشناسی کرد.

نتیجه‌گیری

تذهیب بیش از آن‌که صرفاً یک فن تزئینی باشد، پیوندی است میان هنر بصری، ادب، معنویت و کتاب. این هنر سنتی ایرانی-اسلامی نشان‌دهنده درک عمیق از ترکیب بصری، احترام به متن (مذهبی، ادبی، علمی) و ارزش‌گذاری بر میراث فرهنگی است.

در نسخه‌های مذهبی، تذهیب جلوه‌ای از تقدس و احترام به کلام الهی است؛ در نسخه‌های ادبی، ترکیبی از شعر و زیبایی بصری؛ و در متون علمی و تاریخی، هویتی برای اثر، که آن را به میراثی پایدار تبدیل می‌کند.

با این حال، برای حفظ این میراث و شناخت بهتر آن، نیازمند پژوهش‌های دقیق، مستندسازی، حفاظت و دیجیتال‌سازی هستیم. تلاش در این جهت نه فقط حفظ یک هنر، بلکه حفظ بخشی از هویت فرهنگی و تاریخی ماست.

نقش‌مایه ختایی در تذهیب ایرانی

نقش‌مایه ختایی در تذهیب ایرانی

نقش‌مایه ختایی در تذهیب ایرانی یکی از اصلی‌ترین عناصر این هنر است که با الهام از گل‌ها و گیاهان آرمانی‌شده، جلوه‌ای از طبیعت زیبا و متعالی را در آثار هنری بازآفرینی می‌کند. این نقش‌مایه با بهره‌گیری از گل‌های ختایی، برگ‌های تزیینی و بندهای منحنی‌مانند، هماهنگی چشم‌نوازی را در ترکیب‌بندی‌های تذهیب پدید می‌آورد.
چکیده

نقوش ختایی یکی از بنیادی‌ترین عناصر تزیینی در هنرهای سنتی ایران، به‌ویژه در حوزه تذهیب، کتاب‌آرایی، معماری و صنایع‌دستی است و نقشی کلیدی در شکل‌دهی به ساختار بصری و زیبایی‌شناسی این هنر دارد. اهمیت این نقش‌ها نه تنها در جنبه‌های زیبایی‌گرایانه، بلکه در هویت‌سازی هنر ایرانی نیز قابل‌بررسی است. این مقاله با رویکردی پژوهشی به تبیین مفهوم ختایی، پیشینه شکل‌گیری آن، ریشه‌های الهام‌گیری، روند تکامل در ادوار تاریخی و کاربردهای گسترده‌اش در هنرهای مختلف می‌پردازد و جایگاه این نقش‌مایه را به‌عنوان نمادی فرهنگی و معنایی تحلیل می‌کند.

۱. معنای ختایی

واژه «ختایی» در متون هنرهای سنتی به گروهی از نقوش گیاهی اطلاق می‌شود که برگرفته از طبیعت هستند اما نمایش دقیقی از گل‌ها و برگ‌های واقعی به شمار نمی‌آیند. این عناصر بیشتر حاصل تخیل هنرمند، پالایش طبیعت در ذهن او و هم‌نشینی با اصول زیباشناسی هنر ایرانی هستند.

گل‌های ختایی مانند گل پنج‌پر، لاله‌عباسی و شقایق، غنچه‌های ظریف، برگ‌هایی چون برگ کنگر و شاه‌عباسی و نیز بندها و ساقه‌های منحنی موسوم به «اسلیمی ختایی» مهم‌ترین اجزای این نقش‌مایه را تشکیل می‌دهند. این عناصر کنار یکدیگر ترکیبی منظم و چشم‌نواز ایجاد می‌کنند که بر مبنای تقارن، توازن، لطافت و حرکت سازمان‌یافته ساخته شده است.

ختایی برخلاف اسلیمی که بیشتر بر پیچش‌های هندسی و انتزاعی استوار است، با طبیعت قابل‌شناسایی پیوند عمیق‌تری دارد و جلوه‌ای آرمانی از گیاهان و گل‌ها را ارائه می‌دهد. به‌بیان دیگر، ختایی بیانگر طبیعتی است که از جهان مادی فراتر رفته و در ذهن هنرمند به صورت ایده‌آل و معنوی متجلی می‌شود.

۲. پیشینه شکل‌گیری ختایی

پیشینه نقش ختایی در تاریخ هنر ایران ریشه در دوره‌های بسیار کهن دارد و خاستگاه دقیق آن همچنان مورد بحث پژوهشگران است. شماری از محققان آغاز شکل‌گیری اولیه این نقش را به تمدن‌های پیش از اسلام، به‌ویژه دوران هخامنشی و ساسانی نسبت می‌دهند؛ دورانی که طبیعت‌گرایی در تزیینات پارچه‌ها، ظروف و نقش‌برجسته‌ها رواج داشت.

با ظهور اسلام و گسترش گرایش هنرمندان به استفاده از نقش‌مایه‌های غیرانسانی و انتزاعی، هنرمندان نقوش گیاهی را نمادین‌تر کردند و مسیر جدیدی برای تزیینات هنری گشودند.این تحول به تدریج موجب گسترش ختایی در کتاب‌آرایی، تذهیب و معماری شد و از قرن ۵ هجری به بعد، نقش ختایی بیش از پیش وضوح و ساختار یافت و به یکی از عناصر اصلی زیبایی‌شناسی هنر اسلامی-ایرانی تبدیل شد.

۳. الهام‌گیری ختایی از طبیعت

منبع اصلی الهام در نقش ختایی، عناصر طبیعی مانند گل‌ها، برگ‌ها، تاک‌ها و پیچک‌ها هستند؛ اما هنرمند این عناصر را با نگاهی نمادین و آرمانی به ساختارهای تازه‌ای بدل می‌سازد. اگرچه می‌توان شباهت‌هایی میان گل‌های ختایی با نمونه‌های واقعی همچون لاله، نیلوفر، نرگس و شقایق مشاهده کرد، اما هدف، بازنمایی دقیق گیاهان نیست.

هنرمند ایرانی با تأکید بر تقارن، تکرار و حرکت ریتمیک، طبیعت را پالایش و به قالبی زیباشناسانه تبدیل می‌کند. در فرهنگ ایران، نقش ختایی نماد حیات، شکوفایی، بهشت، پاکی و تجلی طبیعت جاودانه است و همین برداشت‌های معناگرایانه موجب ماندگاری آن در بستر هنر ایرانی شده است.

۴. روند تکامل ختایی در ادوار مختلف تاریخی

نقوش ختایی در طی قرون، هنرمندان را واداشت تا تحولات چشمگیری را تجربه کنند و هر دوره ویژگی‌های سبکی خاص خود را در شکل‌گیری این نقش بر جای گذاشت.در دوره سلجوقی نخستین شکوفایی جدی ختایی در تذهیب و کتاب‌آرایی رخ داد و عناصر گیاهی با ساده‌سازی و خطوط محکم‌تر مورد استفاده قرار گرفتند.

در دوره ایلخانی با نفوذ هنر مغول و چین، پیچ‌وخم‌های بیشتر در ساقه‌ها و رنگ‌های متنوع‌تری در تزیینات به کار رفت و تلفیق چشمگیری میان اسلیمی و ختایی شکل گرفت. دوران تیموری عصر شکوفایی و بلوغ نقوش ختایی بود و تذهیب‌های قرآن و نگاره‌های نفیس به‌طور گسترده از این نقش‌مایه بهره بردند.

در عصر صفوی، هنر ختایی به اوج خود رسید و با ظرافت بسیار و ریزه‌کاری دقیق در ترسیم گل‌ها و پیدایش نقش مشهور «گل شاه‌عباسی»، جایگاهی ممتاز یافت و در شاخه‌های هنرهای فاخر مانند قالی‌بافی، کاشی‌کاری، قلمدان‌سازی و جلدسازی حضور پررنگی پیدا کرد.

از دوره قاجار تا معاصر، هنرمندان این نقش را همچنان تداوم داده و با وجود برخی ساده‌سازی‌ها، آن را در هنرهای ایرانی پایدار نگه داشته‌اند. امروزه نیز با رویکردهای پژوهشی و احیای هنرهای سنتی، نقش ختایی همچنان مورد توجه هنرمندان و پژوهشگران قرار دارد.

۵. کاربردهای نقش ختایی در هنر ایرانی

گستره کاربرد نقوش ختایی به‌حدی وسیع است که می‌توان آن را یکی از مشترک‌ترین زبان‌های بصری هنر ایران دانست. این نقش‌مایه در تذهیب قرآن و متون مقدس، به‌کارگیری در سرلوح‌ها، ترنج‌ها و حواشی بسیار رایج بوده است. هنرمندان نگارگر و کتاب‌آرا نیز برای زیباسازی پس‌زمینه‌ها و قاب‌بندی نگاره‌ها از ختایی استفاده فراوان کرده‌اند.

در معماری و کاشی‌کاری نیز این نقش‌ها در تزئین گنبدها، محراب‌ها و ایوان‌ها نقشی مهم ایفا کرده‌اند. قالی‌بافی ایرانی نیز با بهره‌گیری از طرح‌های ختایی در ترنج و لچک یکی از فراموش‌نشدنی‌ترین جلوه‌های این هنر را ارائه داده است.

افزون بر این، فلزکاری، قلمزنی، پارچه‌بافی سنتی، چاپ‌های باتیک، صنایع چوب و جلدسازی از دیگر حوزه‌هایی هستند که ختایی در آن‌ها حضوری ماندگار و چشم‌گیر دارد. این گستره وسیع کاربرد نشان می‌دهد که نقش ختایی در طول تاریخ، هویتی مشترک و پیوسته در هنر ایرانی داشته است.

۶. جایگاه ختایی در هویت بصری هنر ایرانی

نقش ختایی از مرز یک عنصر تزیینی صرف فراتر می‌رود و به نمادی از پیوند فرهنگ ایرانی با طبیعت و جهان معنوی تبدیل می‌شود. هنرمند ایرانی با حذف جزئیات اضافی و تقویت جوهر زیبایی طبیعت، جهانی آرمانی و قدسی را جان‌بخشی می‌کند که در آن تعادل، هماهنگی و لطافت در نهایت انسجام جلوه‌گر می‌شود.

ختایی در کنار اسلیمی دو قطب اصلی تذهیب ایرانی را شکل می‌دهد: اسلیمی نماد حرکت بی‌پایان و وحدت، و ختایی مظهر زندگی، لطافت و معنویت. این مکمل‌بودن در کنار هم، ساختار معنایی هنر ایرانی-اسلامی را کامل می‌سازد و نقوش ختایی را به یکی از ارکان هویتی این سنت هنری تبدیل می‌کند.

نتیجه‌گیری

با نگاهی به سیر تاریخی نقوش ختایی می‌توان دریافت که این نقش‌مایه با پیشینه‌ای بیش از هزار سال، همواره یکی از مهم‌ترین عناصر هویت‌بخش در هنر ایرانی بوده است. ریشه‌گیری از طبیعت، همراه با بازآفرینی ذهنی و معنوی آن توسط هنرمند، سبب شده ختایی به نمادی ماندگار و قابل شناسایی بدل گردد.

حضور گسترده آن در هنرهایی چون تذهیب، معماری، قالی، فلزکاری و دیگر شاخه‌ها نمایانگر جایگاه منحصر به‌فرد و ماندگارش در زیبایی‌شناسی ایرانی است. همچنین استمرار توجه هنرمندان معاصر نشان می‌دهد که ختایی نه تنها بخشی از گذشته هنری ایران است، بلکه همچنان ظرفیت گسترش و نوآوری در آینده را داراست. بنابراین، نقش ختایی را می‌توان یکی از مهم‌ترین جلوه‌های پیوند فرهنگ، معنا و زیبایی در تاریخ هنر ایران دانست.

منابع

  • جوادی‌پور، هوشنگ. نقوش تزیینی در هنر ایران. تهران: انتشارات هنر، ۱۳۸۹.
  • باقری، مهدی. تذهیب ایرانی و نمادهای آن. پژوهشگاه میراث فرهنگی، ۱۳۹۵.
  • پاکباز، رویین. دایره‌المعارف هنر. تهران: فرهنگ معاصر، ۱۳۹۰.
  • گلچین‌معانی، نصرالله. هنر کتاب‌آرایی در ایران. انتشارات سروش، ۱۳۷۷.
  • خالقی، مریم. «بررسی تطبیقی نقوش اسلیمی و ختایی در دوره صفوی»، فصلنامه هنرهای سنتی، شماره ۲۵، ۱۴۰۰.
  • پوپ، آرتور. بررسی هنر ایران. ترجمه غفاری، تهران: شرکت انتشارات علمی و فرهنگی، ۱۳۸۲.

مقالات مرتبط

نقوش سنتی ایرانی در تذهیب: ریشه‌ها، نمادها و تحولات تاریخی آن‌ها

تحلیل نقوش اسلیمی در تذهیب

طرح تذهیب چیست؟

مجموعه نگار؛ جلوه‌ای از هنر ایرانی

با تابلوهای تذهیب دست‌ساز مجموعه نگار، زیبایی و اصالت هنر ایرانی را به دکوراسیون خانه یا محیط کار خود اضافه کنید.

مشاهده تابلوهای تذهیب مجموعه نگار

مجموعه یادگار؛ هدیه‌ای از هنر ایرانی

تابلوهای تذهیب مجموعه یادگار، انتخابی هنری برای هدیه دادن در مناسبت‌های ویژه و ماندگار کردن لحظه‌های ارزشمند هستند.

 مشاهده تابلوهای تذهیب مجموعه یادگار

مجموعه آغاز؛ ورود به دنیای تذهیب

با تابلوهای تذهیب دست‌ساز مجموعه آغاز، زیبایی نقوش اصیل ایرانی را در قالب یک اثر هنری به خانه خود بیاورید.

مشاهده تابلوهای تذهیب مجموعه آغاز

پنج نوع از نسخه‌های تذهیب مرتبط با حضرت زهرا سلام‌الله‌علیها

پنج نوع از نسخه‌های تذهیب مرتبط با حضرت زهرا سلام‌الله‌علیها

در این مقاله با پنج نوع اثر برجسته تذهیب مرتبط با حضرت زهرا سلام‌الله‌علیها آشنا می‌شوید: نسخ خطی تذهیب‌شده صحیفه فاطمیه، نسخه‌های خطی تذهیب‌شده خطبه فدکیه، قرآن‌های وقفی منسوب به ایشان، آثار نگارگری و مینیاتور با مضمون فاطمی، و نمونه‌های معاصر تذهیب فاطمی در مجموعه‌های موزه‌ای. هدف ارائه تصویری جامع از این آثار، ویژگی‌های تذهیب، محل نگهداری و هنرمندان برجسته فعال در حوزه تذهیب فاطمی است.

مقدمه

تذهیب در سنت کتابت اسلامی و مخصوصاً هنرهای تزئینی، مذهبی ایران و حوزه‌ی تشیع، پیوندی تنگاتنگ با متون مقدّس و متونی دارد که درباره یا از بزرگان شیعی نقل شده‌اند. حضرت فاطمه سلام‌الله‌علیها از لحاظ محتوایی منبع بسیاری از متون (خطبه‌ها، دعاها، مناقب) بوده‌اند و همین موجب شده تا از ادوار صفوی به بعد و به‌ویژه در دوره‌های سنتیِ حمایت‌شده از هنر شیعی آثار تذهیب فراوانی پیرامون ایشان تولید شود. در چند دهۀ اخیر نیز هنرمندان معاصر، از نقاشان، نگارگران تا خوشنویسان و تذهیب‌کاران زن و مرد، مجموعه‌های نفیس و تابلوهایی با مضامین فاطمی ساخته‌اند.پ

1. نسخه‌های تذهیب‌شده‌ی «صحیفه فاطمیه»

نام/ عنوان:

مجموعه‌نسخ و چاپ‌های تذهیب‌شده «صحیفه فاطمیه» عنوان‌های متعددی در چاپ‌های معاصر؛ همچنین نسخ خطی و نسخه‌های نگارگری‌شده در گنجینه‌های مخطوطات.

شرح تذهیب:

صفحات آغازین معمولاً دارای شمسه، ترنج، حواشی گل و بوته و زمینه‌های زراندود یا لاجوردی‌اند؛ خطوط نستعلیق یا نسخ کتابت‌شده و سرلوح‌ها با نقوش اسلیمی و نقوش گل و مرغ قاب‌گیری شده‌اند.

محل نگهداری/ نمونه:

کتابخانه‌ها و گنجینه‌های بزرگ در ایران نسخه‌های تذهیب‌شدۀ صحیفه را در مخزن دارند؛ به‌طور ویژه سازمان اسناد و کتابخانۀ ملی ایران و گنجینه مخطوطات آستان قدس رضوی مجموعه‌هایی از نسخ نفیس در این موضوع نگهداری می‌کنند و چاپ‌های نفیس معاصر نیز با جلدها و حواشی تذهیب‌شده منتشر شده‌اند.

اهمیت:

صحیفه فاطمیه مجموعه‌ای متکامل از ادعیه و خطبه‌هایی است که به حضرت فاطمه سلام‌الله‌علیها منسوب‌اند و به همین جهت بار تذهیب و کتاب‌سازیِ «نفایس مذهبی» برای آن بالا بوده است.

2. «خطبه فدکیه» در نسخه‌های تذهیب‌شده و چاپ‌های نفیس

نام/عنوان:

«خطبه فدکیه» نسخه‌ها/کتاب‌های تذهیب‌شده؛ نمونه معاصر: «شکوه یاس» (چاپ نفیس، متن و ترجمه و ترسیم/خوشنویسی)؛ همچنین نسخ خطی قدیمی که خطبه را در برگرفته‌اند.

شرح تذهیب:

در نسخه‌های نفیسِ معاصرِ خطبه فدکیه صفحات آغازین و برخی صفحات دارای قاب‌های حاشیه‌ای زرّین، شمسه‌های مرکّب و فاصله‌گذاری‌های تذهیبی‌اند؛ نسخه‌های خطی قدیمی‌تر گاهی حواشی دستیِ اسلیمی و تذهيب‌های ساده‌تری دارند.

نمونه‌ها و محل نگهداری:

چندین تصنیف و چاپ نفیس از خطبه فدکیه منتشر شده است؛ از نمونه‌های معاصر می‌توان به مجموعه‌ی نفیس «شکوه یاس» اشاره کرد که متن و ترجمه و نسخه‌های خوشنویسی‌شده‌ی خطبه را در قطع نفیس عرضه کرده است. همچنین گزارش‌هایی از وجود نسخ خطی خطبه در کتابخانه‌ها و موزه‌های بین‌المللی و داخلی (از جمله برخی نسخه‌ها در کتابخانه‌ها / موزه‌های بریتانیا و گنجینه‌های ایرانی) ثبت شده است.

اهمیت تاریخی هنری:

خطبه‌ی فدکیه به‌دلیل محتوای حقوقی و احتجاجی حضرت زهرا سلام‌الله‌علیها و جایگاه بلاغتی آن، از متونی است که خوشنویسان و ناشران اغلب نسخه‌های نفیس از آن تهیه کرده‌اند؛ تذهیب‌کاران معمولاً برای تأکید بر حرمت و مقام متن از زر و لاجورد و نقش‌های اسلیمی استفاده می‌کنند.

3. نسخه‌ها و نسخ خطیِ متعلق به مجموعه‌های مخطوطات آستان قدس رضوی و کتابخانۀ ملی

نام/عنوان:

انواع نسخِ منقّح و تذهیب‌شده‌ی مناقب، زیارات و ادعیه منسوب به حضرت فاطمه که در گنجینه‌های آستان قدس رضوی و کتابخانۀ ملی ایران موجودند.

شرح تذهیب:

گنجینه‌های بزرگِ مخطوطات ایران از نسخ صفوی، قاجاری و متأخر دارای حواشیِ تذهیبِ منحصربه‌فرد هستند؛ آستان قدس رضوی به‌صورت مستمر نسخ نفیسی چون صحیفه‌ها و ادعیه را در مخزن نگاه می‌دارد که نمونه‌های چشمگیری از تذهیبِ دینی را شامل می‌شود.

محل نگهداری:

 کتابخانه مرکزی آستان قدس رضوی (گنجینه‌ی مخطوطات) و سازمان اسناد و کتابخانۀ ملی ایران از مهم‌ترین مجموعه‌داران این نوع نسخ‌اند. این نهادها نسخه‌های گوناگون با تذهیب‌های گوناگون از متون فاطمی را فهرست و نگهداری می‌کنند.

4. آثار تذهیب و نگارگری معاصر با مضمون فاطمی

نام/عنوان:

تابلوها و مجموعه‌های نگارگری معاصرِ محمود فرشچیان با مضامین فاطمی (مثلاً آثاری که تحت عنوان «کوثر»، «شفاعت» یا تابلوهایی با محوریت حضرت زهرا عرضه شده‌اند).

شرح تذهیب و نگارگری:

فرشچیان گرچه بیش از همه به‌عنوان نگارگر شناخته می‌شود، بسیاری از آثار او دارای حواشی تذهیب یا ترکیب‌بندی‌هایی هستند که از سنت تذهیب بهره می‌برند؛ تابلوهایی با مضامین فاطمی در موزه‌ی اختصاصی و نمایشگاه‌های آثار استاد نمایش داده می‌شوند.

محل نمایش یا نگهداری:

موزه و مجموعه‌های خصوصی حاوی آثار فرشچیان؛ همچنین نمایشگاه‌ها و کاتالوگ‌های مرتبط. اهمیت این آثار در تلفیق نگارگری مدرن با عناصر تذهیب سنتی است.

5. مجموعه‌های معاصر تذهیب فاطمی

عنوان مجموعه‌ها:

مجموعه‌های نفیسِ تذهیب خطی (آثار گروهی یا تک‌آثاری که موضوع فاطمی دارند) که توسط هنرمندان معاصر به اجرا درآمده‌اند.

هنرمندان برجسته :

  • محمود فرشچیان در مقام نگارگرِ معاصر که آثار با مضامین شیعی و فاطمی تولید کرده است.
  • رضا مافی پیشگام «نقاشی‌خط» و هنرمندی که در تلاقی خوشنویسی و تصویرگری آثار متعددی دارد؛ برخی از آثار او و شاگردانش در نمایشگاه‌های نگارگری و تذهیب عرضه شده‌اند.
  • فریبا مقصودی و چند هنرمند زن خوشنویس و تذهیب‌کار که آثاری فاخر در قطع‌های نفیس (مانند تحریر کامل متون یا نسخه‌های تذهیب‌شده‌ی شاهکارها) ساخته‌اند؛ نام‌های دیگری نیز در حوزه تذهیب معاصر فعالند که آثارشان در دوسالانه‌ها و نمایشگاه‌های نگارگری دیده می‌شود.

فهرست موزه‌ها، گنجینه‌هایی که چنین آثار یا نسخ مرتبط را نگهداری یا نمایش می‌دهند :

  • کتابخانه و موزه آستان قدس رضوی (گنجینه مخطوطات و موزه قرآنِ آستان).
  • سازمان اسناد و کتابخانۀ ملی ایران (گنجینه نسخ خطی مرتبط به ولادت و مناقب حضرت فاطمه).
  • موزه‌ها و کلکسیون‌های خصوصی و موزه‌های هنریِ نگارگری (مانند موزه‌ها و نمایشگاه‌های آثار فرشچیان).
  • کتابخانه‌ها و موزه‌های بین‌المللی که برخی نسخ خطی تاریخی را در مجموعه دارند (گزارش‌هایی از وجود نسخه‌هایی در کتابخانه/ موزه بریتانیا و دیگر مراکز بوده است).

جمع‌بندی

۱. تولید تذهیب در ایران همواره با متن‌محوری همراه بوده است؛ متونی همچون صحیفه فاطمیه و خطبه فدکیه به‌دلیل بار عرفانی، دعائی و بلاغی، معمولاً مورد اهتمامِ تذهیب‌کاران قرار گرفته‌اند.

۲. نسخ قدیمی‌تر(صفوی/ قاجار) بیشتر در مخازن گنجینه‌های مخطوطات نگهداری می‌شوند؛ نمونه‌های معاصرِ چاپ‌نفیس و تابلوهای نگارگری نیز در موزه‌ها و نمایشگاه‌ها در دسترس عموم‌اند.

۳. برای مطالعه دقیق‌ترِ «نام دقیق نسخه‌ها» و شِمارشِ شناسه‌ها در هر گنجینه، مراجعه به فهرست‌های آنلاین هر کتابخانه یا تماس با مخزنِ مخطوطات آن مؤسسه ضروری است؛ در این مقاله به منابع عمومی و گزارش‌های نشرشده ارجاع شده است که فهرست پایه‌ای و قابل‌پیگیری فراهم می‌آورد.

منابع

  1. اطلاعیه‌ها و گزارش‌های سازمان اسناد و کتابخانۀ ملی ایران درباره نگهداری نسخ خطی و چاپ‌های مرتبط با ولادت و مناقب حضرت فاطمه.
  2. گزارش‌ها و معرفی چاپ نفیس «شکوه یاس» (متن و ترجمه خطبه فدک) صفحات معرفی و فروش (چاپ نفیس).
  3. گزارش‌ها و مقالات خبری درباره نسخ خطی و موجودی گنجینه آستان قدس رضوی (گزارش درباره وجود نسخ نفیس و صحیفه‌ها در کتابخانه).
  4. معرفی و نقد آثار محمود فرشچیان (گزیده آثار مرتبط با مضامین فاطمی/ شفاعت/ کوثر).
  5. منابع معرفی هنرمندان معاصر: رضا مافی، فریبا مقصودی صفحات هنری و گزارش‌های نمایشگاهی.
  6. اشاره به وجود نسخ خطیِ خطبه‌فدکیه در مجموعه‌های بین‌المللی (گزارش‌ها و مقالات تحقیقی).
تصویر کتاب های تذکره هنرمندان ایرانی و تذهیب‌کاران ایران در متون کهن

تذهیب‌کاران ایران در متون کهن

تذهیب‌کاران ایران در متون کهن عمدتاً در میان گزارش‌های ادبی، تاریخی و تذکره‌های هنری معرفی شده‌اند؛ آثاری که نه‌تنها به شاعران و خوشنویسان می‌پردازند، بلکه در لابه‌لای زندگی‌نامه‌ها از نام مذهّبان و هنرمندان کتاب‌آرایی نیز یاد کرده‌اند. این متون، به‌ویژه در دوره صفویه و قاجار، نقش مهمی در ثبت هویت هنرمندانی داشته‌اند که آثارشان در نسخه‌های خطی باقی مانده اما نام‌شان کمتر در تاریخ رسمی هنر آمده است.

مقدمه

تذکره‌ها و منابع مکتوب فارسی از مهم‌ترین راه‌های شناخت تاریخ هنر کتاب‌آرایی و به‌ویژه تذهیب در ایران هستند. بسیاری از اطلاعات ما درباره هنرمندانِ کمتر شناخته‌شده مانند مذهّبان، صحّافان، کاتبین و کارگاه‌های سلطنتی از خلال همین تذکره‌ها به دست می‌آید؛ چرا که تاریخ‌نگاران غالباً توجه بیشتری به پادشاهان، جنگ‌ها و رویدادهای سیاسی داشته‌اند و نام هنرمندان در حاشیه می‌مانده است. در این میان، چندین تذکره برجسته، نقش کلیدی در معرفی تذهیب‌کاران ایران به‌ویژه در دوره صفویه و پس از آن داشته‌اند که در ادامه به‌تفصیل معرفی می‌شوند.

۱. تذکره هفت اقلیم: نوشته امین احمد رازی (قرن دهم هجری قمری)

این اثر یکی از نخستین منابع گسترده درباره هنرمندان ایرانی در دوره صفویه به‌شمار می‌رود. هفت اقلیم علاوه بر ذکر زندگینامه حکیمان، شاعران و اهل فضل، اشارات پراکنده اما ارزشمندی به هنرمندان هنرهای کتابی دارد. اهمیت آن در این است که اطلاعاتی درباره مذهب‌باشی‌های دربار صفوی در شهرهایی چون قزوین و اصفهان ارائه می‌دهد؛ کسانی که وظیفه نظارت بر گروه مذهّبان در کتابخانه سلطنتی را برعهده داشتند. این اثر هرچند در جزئیات فنی تذهیب گسترده نیست، اما از آن‌جا که نام برخی هنرمندان را در دوره‌ای قدیمی‌تر ثبت کرده است، ارزش تاریخی فراوان دارد.

۲. گلستان هنر: تألیف قاضی احمد منشی قمی (حدود ۱۰۰۵ هجری قمری)

گلستان هنر مهم‌ترین و معتبرترین تذکره برای شناخت هنرمندان مکتب صفوی محسوب می‌شود. قاضی احمد، خود از نزدیک در دربار حضور داشته و اطلاعاتش مبتنی بر مشاهده و روایت مستقیم است. او در این کتاب افزون‌ بر معرفی نقاشان و نگارگران برجسته، به صراحت نام چندین مذهب‌کار را ذکر می‌کند.

از جمله به «محمدی مذهب» و «میرعماد مذهب» اشاره می‌کند. میرعماد هنرمندی چندوجهی و جامع مهارت‌ها بود. همچنین نام تذهیب‌کاران قرآن‌ها و دیوان‌های نفیس کتابخانه شاه عباس آمده است. این اثر یکی از معدود منابعی است که فرآیند تولید کتاب در دربار را با ذکر نقش‌های تخصصی توضیح می‌دهد. نقش‌هایی چون نقاش، مذهّب، جلدساز و کاتب در آن ثبت شده‌اند. بنابراین این کتاب برای پژوهشگران تاریخ تذهیب بسیار ارزشمند است.

۳. تحفه ناصری: نوشته محمدطاهر نصرآبادی (قرن یازدهم هجری)

تحفه ناصری در اصل تذکره شاعران است. بسیاری از شاعران آن دوره علاوه بر شاعری، در خوشنویسی یا هنرهای وابسته به کتاب فعالیت می‌کردند. نویسنده اطلاعاتی درباره تذهیب نیز در این کتاب ارائه می‌دهد. نصرآبادی گاه اشاره می‌کند که برخی خوشنویسان در آراستن کتب خود نقش داشته و خود صفحات را تذهیب می‌کردند. این نکته نشان می‌دهد که تذهیب‌کاران ایران در متون کهن همواره بخشی از جریان فرهنگی و هنری کشور بوده‌اند. ارزش این اثر در آشکار کردن پیوند میان هنر شعر و هنر کتاب‌آرایی است. این سنت در فرهنگ ایرانی سابقه‌ای طولانی دارد.

۴. تذکره نقاشان: نوشته معین‌المصور اصفهانی (قرن دوازدهم هجری)

این کتاب از معدود منابعی است که به‌طور نسبتاً تخصصی به معرفی نگارگران و هنرمندان کتابی دوره صفویه می‌پردازد. برخلاف بسیاری از تذکره‌ها که نگاهشان ادبی است، این اثر به حرفه هنری و مهارت عملی هنرمندان توجه دارد. نویسنده در تذکره نقاشان از گروهی از تذهیب‌کاران مستقل در اصفهان و شیراز نام برده است. این ویژگی باعث می‌شود کتاب به منبعی مهم برای پژوهش‌های تطبیقی میان مکاتب هنری شهرها تبدیل شود.

۵. مرآت‌الخیال: نوشته واله داغستانی (قرن دوازدهم هجری)

مرآت‌الخیال تذکره‌ای ادبی هنری است که دامنه گسترده‌ای از اهل هنر را معرفی می‌کند. نویسنده در این کتاب علاوه بر شاعران، خوشنویسان و موسیقی‌دانان، نام مذهّبان دوره افشاریه و دربار نادرشاه را نیز آورده است. اهمیت کتاب در انتقال سنت هنرمندان صفوی به دوره‌های پسین و امکان ردیابی تداوم سبک‌های کتاب‌آرایی است.

۶. خلاصه‌الاشعار و زبده‌الافکار: نوشته تقی‌الدین کاشانی (قرن یازدهم هجری)

گرچه این اثر ماهیتی شاعرانه دارد، اما به دلیل ارائه شرح‌حال دقیق شخصیت‌هایی که گاه چندین هنر را توأمان داشته‌اند، اهمیت می‌یابد. نویسنده در برخی زندگی‌نامه‌ها اشاره می‌کند که فرد علاوه بر شاعری، در خوشنویسی و گاه تذهیب نیز فعالیت داشته است.این کتاب برای شناخت هنرمندان چندمهارتی دوره صفوی سودمند است و نشان می‌دهد که مرز میان هنرها همیشه ثابت نبوده است.

۷. تاریخ عالم‌آرای عباسی: نوشته اسکندر بیگ منشی (قرن یازدهم هجری)

از آن‌جا که این کتاب متکی بر وقایع‌نگاری رسمی است، اسامی ذکرشده اعتبار تاریخی زیادی دارند.نویسنده در روایت رویدادهای دربار، از نقش هنرمندانی چون نقاشان، مذهّبان، صحّافان و مذهب‌باشی‌ها نام می‌برد. از جمله نام‌های برجسته‌ای که او در این اثر ثبت کرده است می‌توان به «میرزا علی مذهب» و «مولانا یوسف مذهب» اشاره کرد.این اثر در اصل تاریخ سیاسی و درباری شاه عباس اول است، اما بخش‌هایی ارزشمند درباره کتابخانه سلطنتی و گروه‌های هنری دارد.

منابع دوره قاجار

با گذار از دوره صفوی و افشاریه به قاجار، نویسندگان سنت تذکره‌نویسی را ادامه دادند و در آثار خود اطلاعاتی درباره تذهیب‌کاران ایران در متون کهن گردآوری کردند؛ این آثار اغلب جنبه ادبی داشتند، اما نویسندگان نام هنرمندان نسخه‌پردازی را نیز در آن‌ها ذکر کردند، از جمله:

۸. خوشه‌چینی از تذکره‌ها: گردآوری محمدتقی مدرس رضوی

این کتاب به‌نوعی تلخیص و گردآوری تذکره‌های پیشین است و در کنار معرفی خوشنویسان و شاعران، اشاره‌هایی به مذهّبان دوره قاجار نیز ارائه می‌کند.

۹. ریاض العارفین: نوشته لطفعلی بیک آذر بیگدلی

نویسنده در این اثر خوشنویسان و شاعران را معرفی کرده و هم‌زمان اطلاعاتی درباره همکاران هنری آنان چون مذهّبان و صحّافان ارائه می‌دهد، که برای شناخت ارتباط هنرمندان کتابی دوره قاجار اهمیت دارد.

پژوهش‌های معاصر درباره تذهیب‌کاران در تذکره‌ها

در دهه‌های اخیر، پژوهشگران با رویکرد تحلیلی به تذکره‌ها نگاه کرده و داده‌های پراکنده این منابع را دسته‌بندی و استخراج کرده‌اند. نمونه‌هایی از این پژوهش‌ها عبارت‌اند از:

  • «بررسی تذهیب‌کاران در تذکره گلستان هنر» منتشرشده در فصلنامه هنرهای زیبا، دانشگاه تهران، شماره ۴۵
  • «نقش مذهّبان در کارگاه سلطنتی صفوی» نوشته دکتر پریسا سپهری، فصلنامه هنر اسلامی، ۱۳۹۶
  • پایان‌نامه کارشناسی ارشد «شناسایی تذهیب‌کاران ایران از قرن هشتم تا دوازدهم هجری از طریق تذکره‌ها» دانشگاه هنر اصفهان، ۱۳۹۸

این پژوهش‌ها با تحلیل داده‌ها، فهرست‌نویسی نام‌ها و بررسی نقش مذهّبان در تولید نسخه‌های خطی، تصویر دقیق‌تری از جایگاه هنرمندان تذهیب در تاریخ هنر ایران ارائه کرده‌اند.