استاد محمدعلی زاویه (۱۲۹۱–۱۳۶۹)، هنرمند برجسته ایرانی در زمینه تذهیب و نگارگری، میراثدار سنت و خلاقیت در هنر ایرانی بود. او در هنرستان صنایع مستظرفه تحصیل کرد و زیر نظر استادانی چون هادی تجویدی و علی درودی مهارتهای مینیاتور و تذهیب را آموخت. آثار زاویه شامل تابلوهای مینیاتور، تذهیب قرآن و کتابهای نفیس است که با ظرافت قلمگیری، رنگهای ویژه و تلفیق سنت و نوآوری شناخته میشوند. از آثار برجسته او میتوان به «هفت گنبد بهرام»، «خسرو و شیرین» و تابلوهای دربار شاهعباس اشاره کرد.
زاویه علاوه بر خلق آثار هنری، در ریاست موزه هنرهای ملی ایران خدمت کرد و نسل جدیدی از هنرمندان را تربیت نمود. امروز آثار او در موزهها و مجموعههای معتبر داخل و خارج از ایران نگهداری میشوند و همچنان الهامبخش علاقهمندان و هنرمندان هنر ایرانی هستند.
زندگی و تحصیلات
محمدعلی اسماعیل زاویه در سال ۱۲۹۱ خورشیدی در تهران دیده به جهان گشود. پس از گذراندن دورههای ابتدایی، در سال ۱۳۰۸ به «هنرستان صنایع مستظرفه» (که بعدها با نام هنرستان عالی هنرهای ایرانی یا «مدرسه کمالالملک» شناخته شد) راه یافت و رشته مینیاتور و تذهیب ایرانی را برای ادامه تحصیل برگزید.
در محضر استاد برجسته هادی تجویدی در مینیاتور و نیز استاد علی درودی در رشته تذهیب، به فراگیری هنر پرداخت.
وی در سال ۱۳۱۹ با درجه ممتاز در رشته مینیاتور فارغالتحصیل شد.
مسئولیتها و فعالیتهای حرفهای
زاویه نزدیک به شصت سال در عرصه نگارگری، مینیاتور و تذهیب فعالیت کرد و بیش از دو هزار اثر از خود بهجای گذاشت. در سالهای ۱۳۲۶ و ۱۳۲۷ خورشیدی، ریاست موزه هنرهای ملی ایران را بر عهده داشت که نشاندهنده جایگاه برجستهاش در هنر معاصر ایران است.
علاوه بر این، آثارش در نمایشگاههای خارج از ایران نیز به نمایش گذاشته شد و به دریافت مدال طلا در نمایشگاه بینالمللی بروکسل و دیپلم گراندپری نائل آمد. پس از بازنشستگی از بخش دولتی در سال ۱۳۳۹، در کارگاه شخصیاش به خلق آثار آزاد پرداخت.
سبک هنری و ویژگیها
در آثار محمدعلی زاویه، پیوندی میان میراث نگارگری ایرانی و خلاقیت فردی دیده میشود. او در تذهیب قرآن و کتابهای نفیس، از رنگهای ویژه و تکنیکهای دقیق بهره برد و شیوهای خاص در کار خود داشت.
ویژگیهای بارز آثار استاد شامل:
ظرافت بسیار زیاد در قلمگیری و جزئیات نقشها.
تلفیق هنر مینیاتور با تذهیب و فضاسازی خیالانگیز.
گرایش به سبک ملی ـ ایرانی در برابر تقلید صرف از سبکهای غربی؛ با حفظ ریشههای سنتی ولی با رویکردی معاصر.
آثار برجسته استاد زاویه
از جمله آثار شاخص و مطرح استاد زاویه میتوان به موارد زیر اشاره کرد:
هفت گنبد بهرام
نمایی از قصر سلیمان
خسرو و شیرین
چوگانبازی هنرمندان در دربار شاهعباس
همچنین، یکی از مهمترین حوزههای فعالیت او، تذهیب ایرانی مصاحف (قرآنهای خطی) بود؛ آثار قرآن تذهیبشده او از جمله شاهکارهای استاد محسوب میشوند.
آموزگاران و شاگردان
زاویه از شاگردان برجسته هادی تجویدی بود که مکتب مینیاتور تهران را گسترش داد. در حوزه تذهیب، تحت نظر علی درودی رشد کرد. او سپس خود به تدریس در هنرستان هنرهای زیبا پرداخت و نسلی از هنرمندانِ نگارگر و تذهیبکار را تربیت نمود.
میراث هنری و جایگاه
آثار محمدعلی زاویه در مجموعههای معتبر داخل و خارج از ایران همچون موزه هنرهای ملی ایران نگهداری میشوند. منتقدان هنر او را معیار لطافت و ریزهکاری در نگارگری معاصر میدانند.
او با بهکارگیری تکنیکهای سنتی و انتقال آن به نسل جدید هنرمندان، نقشی تعیینکننده در باززندهسازی هنر نگارگری و تذهیب ایرانی داشت.
نتیجهگیری
استاد محمدعلی زاویه هنرمندی بود که هنر تذهیب و نگارگری را با نگاه تازهای به مخاطب معاصر عرضه کرد. از تحصیلات رسمی در مدرسه صنایع مستظرفه تا ریاست موزه هنرهای ملی، از پرورش آثار نفیس تا تربیت نسل جدید، زندگی هنری او نمادی است از پیوند میان سنت و خلاقیت، میان میراث و نوآوری. آثارش همچون میراثی ماندگار، راهنمایی برای هنرمندان آینده و گنجی برای فرهنگ هنری ایراناند.
منابع:
زندگینامه: محمد علی زاویه (۱۲۹۱–۱۳۶۹). همشهری آنلاین، دریافتشده در ۲۹ تیر ۱۳۹۰.
مروری بر آثار مینیاتور مرحوم استاد محمد علی زاویه در موزه هنرهای زیبا، سازمان سعدآباد، اطلاع رسانی.
هنرمندی که پادشاه انگلستان او را ستود، مرکز دائرةالمعارف بزرگ اسلامی.
در اپیزود اول پادکست «هنر تذهیب» با عنوان «طلای صبر و زیبایی»، به دنیای درخشان تذهیب ایرانی سفر میکنیم. در این صوت، از ریشههای تاریخی تذهیب، نقش صبر در هنر، رنگهای مقدس و فلسفهی زیبایی در فرهنگ ایرانی و اسلامی میگوید. پادکستی برای آرامش، الهام و شناخت هنر اصیل ایرانی.
سلام بر شما شنوندهی نازنینِ هنر.
اینجا پادکست هنر تذهیب است؛ صدایی از آرامش، رنگ و نقش ایرانی.
در این اپیزود، با هم به دنیای تذهیب قدم میگذاریم و میشنویم از طلای صبر و زیبایی.
طلای صبر و زیبایی؛ روایت آرامش در هنر ایرانی
شاید تذهیب را تنها طرحی زیبا بر حاشیهی قرآن یا دیوانهای کهن بدانیم، اما در ژرفای آن، جهانی از معنا پنهان است.
هر خط و منحنی در تذهیب، بازتابی از عشق، تعادل و نیایش است.
هنرمند تذهیب با طلا و رنگ کار نمیکند، بلکه با صبر و نفس خود نقش میزند.
هر نقطهی زرین، نتیجهی ساعتها تأمل است و هر نقش، نشانی از جستوجوی کمال.
ریشهها و شکوه تذهیب در ایران
تذهیب در لغت به معنای «زراندود کردن» است، اما در حقیقت فراتر از طلاست؛
زیرا طلا در تذهیب، نمادی از نور درونی هنرمند است.
در دوران تیموری و صفوی، هنر تذهیب به اوج رسید و آثار ماندگاری چون قرآنهای نفیس و شاهنامهها با نقشهای اسلیمی و ختایی زینت یافتند.
تذهیب در زندگی امروز
امروز نیز در کارگاههای کوچک ایران، تذهیب زنده است.
استادان و شاگردان جوان، با عشق و صبر، نقشهایی از هماهنگی و نظم الهی خلق میکنند.
تذهیب نه تنها هنر تزئین، بلکه هنر دیدنِ زیبایی در جزئیات است.
در روزگاری پرشتاب، شاید تذهیب بیش از هر زمان دیگری ضروری باشد؛
زیرا ما را وادار میکند مکث کنیم، نفس بکشیم و به آرامش درونی بازگردیم.
پایان اپیزود
من محمدعلی نعیمی هستم، و این پادکست، صدایی از آرامش در جهان رنگ و نقش بود.
طلایی بمانید… و جهان را با نگاهی مُذهَّب ببینید.
هنر تذهیب، پادکست هنری، طلای صبر و زیبایی، تذهیب ایرانی، نقوش اسلیمی، هنر اسلامی، آرامش در هنر، نگارگری سنتی، زیباییشناسی ایرانی
اسلیمی، یکی از مهمترین نقوش و آرایههای ایرانی-اسلامی و از جلوههای درخشان نگار هنر ایران است. هنرمندان ایرانی با قوسها و منحنیهای نرم و هماهنگ، نقشمایههای سنتی را میآفرینند و جلوهای از هنر اسلیمی را در معماری، سفال و کاشیکاری ایرانی زنده میکنند. نقوش اسلیمی گاه بهعنوان طرح اصلی تزئینی و گاه در کنار دیگر نقوش تذهیبی، نگارگری ایرانی، کتابآرایی، فرشبافی و هنرهای سنتی اسلامی بهکار میرود. این طرحهای اسلیمی و arabesque ایرانی بیانگر پیوند عمیق میان زیباییشناسی ایرانی و معنویت اسلامی در سیر تحول هنر ایرانزمین هستند.
تعریف اسلیمی
زبانشناسان معتقدند که ریشه واژه «اسلیمی» از کلمه «اِسْلیم» گرفته شده و این کلمه نیز از «اسلام» مشتق شده است. به همین دلیل، برخی افراد «اسلیمی» را به عنوان شکل هنری «اسلامی» مطرح میکنند. «لغتنامه دهخدا» این واژه را به طرح یا شکلی با پیچوخمها و نقشهای خاص اسلیمی تعریف کرده است.
هنرمندان خطوط پیچیده، منحنیها و قوسهای دورانی گوناگون را طراحی و ترسیم میکنند و نقوش اسلیمی را برای تزئین سفال، کاشی، فرش، معماری، کتابآرایی و صنایع فلزی به کار میگیرند.
طرح اسلیمی و مفهوم درخت زندگی در هنر تذهیب
اسلیمی نمودار تجریدی «درخت زندگی» یا صورت عام درخت، بهویژه درخت تاک را نشان میدهد. طرحی که شاخههای آن با برگها، نیمبرگها و گرهها آراسته شده و بهصورت پیدرپی و هماهنگ میپیچند و میگردند، از پایهای به نام «بند اسلیمی» رشد کرده و با نظمی خاص و شکلی جذاب میان اجزای خود، تصویری منحصربهفرد از درخت خلق میکند.
تمام منحنیهای اسلیمی جهتی به درون و جهتی به بیرون دارند که جزء ذات اسلیمی است که این گرایش به بینهایت بودن خداوند دارد و نشان از جاودانگی پروردگار عالم بهشمار میرود.
اسلیمی طرحی است متشکل از قوسهای دورانی زیبا که با چنگها، ماهیچهها، سرچنگها، گرهها و انشعابهای مناسب کامل میشود و زیبایی و شکوه خاصی را دربر میگیرد.
الهام طبیعت در نقوش اسلیمی؛ از تاک تا عشقه در هنر ایرانی
نقاشان و مذهّبان ایرانی با الهام از تاکهای انبوه و پرپیچوخم، نقوش اسلیمی را طراحی کردهاند؛ زیرا درخت تاک با شاخهها و برگهای درهمتنیدهاش همان پیچیدگی و حرکت را دارد که در نقش اسلیمی مشاهده میشود.
هم میتوان گفت که مذهّب و نقاش ایرانی در طراحی نقش اسلیمی گیاهی احتمالاً از دیدن گیاه زیبای عَشَقه (عشقه پیچان) الهام گرفتهاند. این گیاه در ایران فراوان میروید و حتی ذهن عارفان را به تبیین مفهوم «عشق» معطوف کرده است. عشقه پیچان حالت پیچاپیچ دارد و با همه پیچوخمها به سوی بالا رشد میکند. به همین ترتیب، نقش اسلیمی گیاهی نیز معمولاً به سمت بالا ترسیم میشده است.
ریشههای گیاهی نقوش اسلیمی در هنر ایرانزمین
میتوان گفت که مذهّب و نگارگر ایرانی با الهام از طبیعت، نقشمایه اسلیمی گیاهی طراحی کرده است. این نقش از جلوههای درخشان نگار هنر ایران و یکی از اصیلترین نقوش تزیینی و آرایههای ایرانی-اسلامی بهشمار میآید.به احتمال زیاد، الهام آن را از تماشای گیاه زیبای عَشَقه (عشقه پیچان) گرفتهاند.
این گیاه در طبیعت ایران بهوفور میروید. پیچوتابهای آن یادآور خطوط منحنی و قوسهای دورانی اسلیمی است. این عناصر در تذهیب، نگارگری، کاشیکاری و طرحهای سنتی ایرانی نمود پیدا میکنند.
همچنانکه عشقه پیچان با تمام پیچوخمها بهسوی بالا رشد میکند، نقوش اسلیمی گیاهی نیز در هنر ایرانی-اسلامی به صورت صعودی ترسیم میشدهاند. این نقشها با حرکتهای نرم و پیوسته، عشق، تعالی و زیبایی معنوی را در هنر ایرانزمین نمایان میکنند.
تکرار و گردش در تذهیب ایرانی، نمونهای از نقوش اسلیمی در نگار هنر ایران
ریتم و تکرار در نقوش اسلیمی ایرانی–اسلامی
این نقوش اسلیمی و آرایههای ایرانی-اسلامی با تکرار مداوم و بیپایان خطوط ایجاد میشوند. این تکرار، نوعی ریتم بصری و هماهنگی در طراحی سنتی ایرانی پدید میآورد. چنین جلوهای در تذهیب، نگارگری و دیگر هنرهای تزئینی ایرانی به خوبی مشاهده میشود.
در این نقشمایه ایرانی، تکرار و پیچوخمهای مکرر وجود دارد. این عناصر اگرچه قرینهسازی کمّی و هندسی معمول ندارند، اما نظمی درونی و معنوی ایجاد میکنند. نتیجه، قرینهای کیفی و نمادین است. این قرینه بازتابی از زیباییشناسی هنر ایرانی-اسلامی و روح بیپایان آن در طرحهای اسلیمی بهشمار میآید.
ریشههای نقوش اسلیمی و طرحهای گیاهی در هنر ایران باستان
آثار بر جای مانده از دوره اشکانی میتوان نقشهای گیاهی را دید. برخی از نقوش این دوره را میتوان پیشینه طرحهای گیاهی در ایران به شمار آورد و به نمونههای بسیار استادانه از طرحهای گیاهی بر سنگنگارهها، گچبریها و اشیاء فلزی برمیخوریم. در آثار این دوره همچون گذشته، اسلیمی گاه به صورت نقش اصلی و گاهی به جای حاشیه تزیینی بهکار رفته است.
هنرمندان ایرانی در دوره ساسانی نقشهای گیاهی را بیشتر در حجاریها و گچبریها بهکار بردند و با این آثار، چیرهدستی خود را در معماری نشان دادند.
نقشهای گیاهی دوره ساسانی، پیشزمینهای برای اسلیمی و نگار هنر ایران
تحول نگار هنر ایران؛ از تصویرگری تا پیدایش نقوش اسلیمی
هنرمندان مسلمان ایرانی بهدلیل محدودیتهای شرعی در استفاده از نقوش انسانی و حیوانی، بهسوی آفرینش نقوش گیاهی و طرحهای اسلیمی گرایش یافتند. این تحول، نقطهی عطفی در سیر تکامل نگار هنر ایران و پیدایش آرایههای ایرانی-اسلامی و نقشمایههای تزیینی سنتی بهشمار میآید.
تجلی زیبایی و هویت ایرانی در نقوش اسلیمی
هنرمندان با الهام از طبیعت و با بهکارگیری خطوط منحنی، پیچان و دورانی، نقوش اسلیمی را پدید آوردند. آنان با این کار جلوهای بینظیر به هنر نگارگری ایران بخشیدند و ظرافتهای فراوانی را در تذهیب، کاشیکاری و قالیبافی ایرانی ایجاد کردند. این هنرمندان، نقشمایههایی را آفریدند که زیباییشناسی غنی، عمق معنایی و هویت فرهنگی هنر ایرانزمین را آشکار میکنند و در بستر هنرهای اسلامی جلوهای جاودان به وجود میآورند.
با گذر زمان و پیشرفت تمدن اسلامی، هنرمندان ایرانی طرحهای ساده گیاهی ساسانی را به نقوش اسلیمی پیچیده و ظریف تبدیل کردند و نگارگری ایران را به شکلی نوین و برجسته ارائه کردند.
میتوان این تحول هنری را در جلوههای گوناگون هنر ایرانی و هنرهای اسلامی، مانند تذهیب، نگارگری، کاشیکاری، معماری، فرشبافی و کتابآرایی ایرانی مشاهده کرد؛ آثاری که پیوند عمیق میان زیباییشناسی ایرانی و معنویت اسلامی را نشان میدهند.
روند گسترش و تحول نقوش اسلیمی پس از اسلام
هنرمندان اسلامی نقش اسلیمی را بهعنوان طرحی تزیینی باستانی خلق کردند و در طراحی آن از پیچشها و انحناهای گیاهی و گاهی حیوانی الهام گرفتند. آنها این نقش را در هنرهای گوناگون مانند کتابآرایی، تذهیب، کاشیکاری، قالیبافی و معماری بهکار بردند. این نقش پس از اسلام و به ویژه در دوره اسلامی، با تغییراتی در حاکمیتها و تاکید بر تزیینات کتب مقدس و متون ادبی، گسترش و تکامل بیشتری پیدا کرد و به یکی از عناصر اصلی هنرهای اسلامی تبدیل شد.
اسلیمی در این دوران، به عنوان یک نقش تزیینی با اهمیت در کتابآرایی و سایر هنرها مطرح شد. هنرمندان اسلامی از اسلیمی در حوزههای مختلفی مانند تذهیب (تزیین کتب و اوراق)، خوشنویسی، کاشیکاری، قالیبافی و معماری استفاده کردند. در دورههای مختلف اسلامی، به ویژه در دوره صفویه، اسلیمی به اوج تکامل و ظرافت خود رسید و در آثار هنری متنوعی به کار رفت.
کاربردهای اسلیمی در هنرهای مختلف
1.نقوش اسلیمی؛ جلوهای از زیبایی و معنویت در سفالگری ایرانی
هنرمندان ایرانی نیز در دوره اسلامی طرحهای اسلیمی را زینتبخش دست آفریدههای هنری خود ساختند، و به نوآوریهایی نیز پرداختهاند. رونق و گسترش سفالگری و کاربرد روزافزون سفالینه، اسلیمی را از نخستین سدههای هجری به نگاره سفالینه تبدیل کرد.
نقوش اسلیمی بهعنوان یکی از اصلیترین و زیباترین نقشمایههای تزیینی در نگار هنر ایران، جایگاهی ویژه در هنر سفالگری ایرانی دارند. این آرایههای ایرانی-اسلامی که در تزئین ظروف، کاشیها و اشیای سفالی بهکار رفتهاند، جلوهای از زیباییشناسی هنر ایرانی و روح هنر اسلامی را نشان میدهند.
هنرمندان ایرانی با بهرهگیری از طرحهای اسلیمی و خطوط منحنی، چرخان و پیچیده، ظرافت و نظم را به آثار خود میبخشند و هنر خود را بر اساس سنت غنی تذهیب، نگارگری و آرایههای تزئینی ایرانزمین پایهگذاری میکنند. آنان این نقوش را نهتنها دارای جنبهی زیباشناختی میدانند، بلکه آنها را بازتابی از هویت فرهنگی و نمادهای عرفانی هنر ایرانی تلقی میکنند.
شکوفایی نقوش اسلیمی در هنر سفالگری دوران سلجوقی و صفوی
نقوش اسلیمی در سفالگری شامل خطوط منحنی و پیچیدهای است که از ترکیب عناصر گیاهی و هندسی به وجود میآیند. این نقوش اغلب شامل طرحهایی مانند پیچکها، برگها، گلها و ساقههای گیاهی هستند که به صورت منظم و متقارن در کنار هم قرار میگیرند. نقوش اسلیمی در سفالگری برای تزئین انواع ظروف مانند بشقاب، کاسه، کوزه، و همچنین کاشیهای دیواری و لعابدار به کار میروند.
در دوران اسلامی، به ویژه سلجوقی و صفوی، این نقوش به اوج شکوفایی رسیدند و گسترده در تزئین سفالها استفاده شدند.
نقوش اسلیمی در سفالینههای صفوی، جلوهای از نگار هنر ایران و آرایههای ایرانی–اسلامی
2.نقوش اسلیمی؛ جلوهای از ظرافت و زیبایی در تذهیب ایرانی
از سده پنجم هجری قمری، نقوش اسلیمی در حوزهی نگار هنر ایران و بهویژه در هنر کتابآرایی و تذهیب ایرانی جایگاهی برجسته یافتند. در این دوران، هنرمندان ایرانی با بهکارگیری طرحهای اسلیمی ظریف و پیچیده در شمسهها، ترنجها و حاشیههای آثار خطی، زیبایی نگارگری ایران را برجسته ساختند.
نقشمایههای اسلیمی با ظرافتی کمنظیر، زیبایی هنر ایرانی و روح هنر اسلامی را در آثار مکتوب و مذهبی نشان دادند و نقش ماندگاری در تاریخ هنر ایرانی-اسلامی داشتند.
نقوش اسلیمی یکی از عناصر تزیینی مهم در کتابآرایی هستند که از دوران اسلامی به بعد به طور گسترده در این هنر به کار رفتهاند. این نقوش که شامل پیچشها و منحنیهای گیاهی و هندسی هستند، زیبایی و جذابیت خاصی به صفحات کتابها میبخشند. به طوری که تذهیبکاران و نگارگران ایرانی این نقوش را در حاشیهی قطعههای خط و تصویر، در زمینهی سرلوحهها و سرسورههای قرآنِ به خط نسخ، و همچنین در شمسهها، لچکیها و کتیبههای جلدهای ضربی و معرق کتابها بهکار بردهاند.
نقوش اسلیمی در کتابآرایی ایرانی؛ زیبایی، تداوم و هماهنگی آثار مذهبی و ادبی
نقوش اسلیمی در کتابآرایی به اشکال مختلفی از جمله اسلیمی ساده، اسلیمی ماری، اسلیمی خاتمکاری و … به کار رفتهاند. این نقوش معمولاً در حاشیه صفحات، سرلوحهها، ترنجها، و سایر فضاهای خالی کتاب به کار میروند تا زیبایی و جذابیت بیشتری به کتاب ببخشند. اسلیمی اغلب با سایر نقوش مانند خطوط کوفی و ثلث، گلها و برگها، و نقوش هندسی ترکیب میشود تا یک اثر هنری کامل و هماهنگ ایجاد شود.
هنرمندان نقوش اسلیمی را در کتابآرایی به کار میبرند تا علاوه بر ایجاد زیبایی بصری، تأثیر عمیقی بر مخاطب بگذارند و او را به تفکر و تأمل در معانی و مفاهیم عمیقتر سوق دهند. نقوش با ماهیت پیوسته و دایرهای خود، نماد تداوم و استمرار هستند و هنرمندان آنها را بهعنوان عناصری تزیینی و پایدار در کتابها به کار میبرند.
نقوش اسلیمی در تزیین قرآنها به وفور به کار رفتهاند و به عنوان یکی از عناصر اصلی تزیینی در این کتاب مقدس شناخته میشوند. هنرمندان ایرانی این نقوش را در شاهنامهها و کتابهای ادبی، علمی و مذهبی برای تزیین صفحات و تصاویر به کار بردهاند و با این کار، به زیبایی و جذابیت این کتابها افزودهاند؛ این امر نشاندهندهی اهمیت این نقوش در فرهنگ و هنر اسلامی است.
نقش اسلیمی در دیباچه مذهب عهد تیموری، نمونهای از هنر تذهیب و نگار هنر ایران
3.کاربرد نقوش اسلیمی در هنر قالیبافی ایرانی–اسلامی
نقوش اسلیمی که یکی از اصلیترین و ماندگارترین نقشمایههای تزیینی هنر ایران به شمار میرود، به هنر قالیبافی ایرانی راه یافته و جایگاهی ویژه پیدا کرده است. هنرمندان ایرانی با الهام از پیچوتاب ساقهها، برگها و فرمهای گیاهی، و با بهرهگیری از خطوط منحنی، چرخان و دورانی، طرحهایی پیچیده، ظریف و هماهنگ بر فرشهای ایرانی ایجاد میکنند که آرایههای ایرانی–اسلامی ریشهدار در هنر باستانی ایران را بازتاب میدهد.
چنین طرحهای اسلیمی سنتی، بازتابی از زیباییشناسی هنر ایرانی و جلوهای از پیوند میان طبیعت، معنا و روح عرفانی هنر ایرانی-اسلامی هستند که در نگارگری، تذهیب و دیگر هنرهای تزئینی ایران نیز تداوم یافتهاند.
دوران باستان، نقوش فرش بیشتر جنبههای مذهبی و فرهنگی داشتند و شامل نقوش گل، پرندگان، حیوانات و اشکال هندسی بودند. صنعتگران ایرانی در دوران هخامنشیان فرش پازیریک را که قدمت آن به قرن پنجم پیش از میلاد میرسد، بافتهاند.
زیبایی و تنوع اسلیمی در طراحی فرش ایرانی
خطوط منحنی و گردشی، نقوش اسلیمی را طراحی کرده و طرحهای پیچیده و ظریف ایجاد میکنند که زیبایی خاصی به فرش میبخشند. طراحان اسلیمیها را اغلب با نقوش دیگر مانند ختایی، گلهای شاه عباسی و… ترکیب میکنند تا طرحهای پیچیدهتر و زیباتری به وجود آورند. اسلیمیها میتوانند در متن فرش، حاشیه، لچک و ترنج به کار روند و طرح های متنوعی را ایجاد کنند.
قالیها و قالیچههای بازمانده از سده نهم هجری قمری با طرحهای اسلیمی بر متن و حاشیه، نشان از گسترش کاربرد این طرح در هنر قالیبافی دارد. دوران صفویه، به عنوان اوج هنر فرشبافی ایران شناخته میشود. در این دوره، افراد کارگاههای سلطنتی را تأسیس کردند و طرحهای پیچیدهای مانند لچکترنج، گلهای شاهعباسی و شکارگاه را در فرشها به کار بردند.
نقوش اسلیمی در فرشبافی صفویه، بازتاب زیباییشناسی نگار هنر ایران
4.کاشیکاری ایرانی؛ آمیزهای از هنر، معنویت و نقوش اسلیمی
کاشیکاری ایرانی یکی از جلوههای درخشان نگار هنر ایران و از اصیلترین هنرهای سنتی ایرانی-اسلامی است و پیشینهای کهن در معماری ایرانی دارد. این هنر از دوران باستان رواج داشت و در عصر اسلامی با نقوش اسلیمی و آرایههای ایرانی به اوج رسید.
در کاشیکاری سنتی ایران، طرحهای اسلیمی، ختایی و هندسی جایگاهی برجسته در میان آرایههای ایرانی-اسلامی و جلوههای گوناگون نگار هنر ایران دارند. این نقوش اسلیمی و نقشمایههای تزیینی ایرانی، بیانگر پیوند ژرف میان زیباییشناسی هنر ایرانی و معنویت هنر اسلامی هستند.
در میان انواع کاشیهای معرق، هفترنگ، معقلی و مقرنس، نقوش و رنگآمیزی اسلیمی جلوهای هماهنگ و نمادین به فضاهای معماری ایرانی-اسلامی میبخشد. این هماهنگی میان فرم، رنگ و معنا در هنر کاشیکاری ایرانی، تجلی کامل روح هنر اسلیمی و نگار هنر ایران است.
نمونههای اولیه کاشیکاری در ایران به دوران پیش از اسلام و به خصوص در دوره هخامنشیان (تخت جمشید و شوش) و ساسانیان بازمیگردد. با ورود اسلام به ایران، هنر کاشیکاری به اوج شکوفایی خود رسید و در تزئین مساجد، مدارس، کاخها و دیگر بناهای مذهبی و غیرمذهبی به کار رفت.
زیبایی و تکرار طبیعت در اسلیمیهای کاشیکاری
اسلیمی در کاشیکاری به طرحها و نقوش گیاهی و هندسی پیچیدهای اطلاق میکنند که هنرمندان اسلامی، بهویژه کاشیکاران ایرانی، از آنها به شکل گسترده استفاده میکنند. این طرحها با الهام از پیچیدگی و تکرار موجود در طبیعت، جلوهای زیبا و چشمنواز به بناها میبخشند. این نقوش اغلب به صورت تکرارشونده و متقارن در کنار هم قرار میگیرند و یادآور پیچیدگی و زیبایی طبیعت هستند.
اسلیمیها به عنوان یکی از اصلیترین عناصر تزئینی در کاشیکاری مساجد، بناهای تاریخی و حتی فضاهای مدرن به کار میروند. طرحهای اسلیمی بسیار متنوع هستند و میتوانند شامل انواع گلها، برگها، شاخهها و پیچیدگیهای هندسی باشند.
استفاده از نقوش اسلیمی در کاشیکاری باعث ایجاد فضایی روحانی، زیبا و پر نقش و نگار میشود و به بنا جلوهای خاص و منحصر به فرد میبخشد. مساجد تاریخی با کاشیهای اسلیمی، کافهها و رستورانهای سنتی با طرحهای اسلیمی، و حتی فضاهای مسکونی با استفاده از کاشیهای اسلیمی، نمونههایی از کاربرد این هنر زیبا هستند.
در دوران سلجوقیان، شاهد خلق آثار بینظیری از کاشیکاری هستیم، در دوره صفویه، کاشیکاری هفترنگ در اصفهان به تکامل رسید و در دوره قاجار، شاهد استفاده از کاشیهای لعابدار با نقوش متنوع در بناها هستیم.
نقوش اسلیمی در کاشیکاریهای صفویه، از جلوههای ماندگار نگار هنر ایران
گستره جهانی نقوش اسلیمی و تأثیر آن بر هنر اسلامی و اروپایی
گستره اسلیمی در تاریخ تمدن اسلامی و همچنین زیبایی و دلنشینی این نقش، وجهه جهانی یافته است. به عبارتی اسلیمی در هنر اسلامی به حدی گسترش یافت که در تزئینات بناها و کتب خطی در اروپا نیز نفوذ کرد.
زمانی که اروپاییان نقش اسلیمی را شناختند، به قدری به این نقوش علاقهمند شدند که نقاشانشان با کار بر روی آن، سبکی جدید در میان خود ایجاد کردند. چون اروپاییان هنر اسلامی را به نام هنر عربی میدانستند، سبکی که از پیروی نقشهای اسلیمی شکل گرفت، آرابسک یا عربانه نامگذاری کردند.
نقوش اسلیمی، با پیچیدگی و ظرافت خود، تأثیر قابل توجهی بر نقاشان اروپایی در طول تاریخ داشتهاند. تأثیر این موضوع در زمینههای مختلفی از جمله استفاده از نقوش انتزاعی، ترکیببندیهای پیچیده و بهرهگیری از رنگهای خاص قابل مشاهده است.
نقوش اسلیمی؛ پلی میان زیباییشناسی هنر ایرانی و نوآوری در هنر اروپایی
نقوش اسلیمی به عنوان نقوش انتزاعی و تزئینی، الهامبخش هنرمندان اروپایی برای خلق آثار انتزاعی خود شدند. هنرمندان با الهام از این نقوش، به جای تقلید صرف، از روح و جوهره آنها برای خلق آثار جدید استفاده کردند.
هنرمندان اغلب نقوش اسلیمی را طراحی میکنند و آنها را به ترکیببندیهای پیچیده و متقارن تبدیل میکنند. همچنین نقاشان اروپایی این ویژگی را در آثار خود نمایش دادهاند و با بهکارگیری این الگوها، تعادل و هارمونی خلق کردهاند. این نقوش الهامبخش هنرمندان اروپایی در تزئین بناها و آثار هنری خود شدند.
اروپائیان از دوره رنسانس تحت تأثیر نقوش اسلیمی قرار گرفتند و با تبادلات فرهنگی، این نقوش را در آثار گوتیک به کار بردند.
ضمناً نقوش اسلیمی همچنان الهامبخش هنرمندان معاصر اروپایی هست و در آثار هنری مختلفی از جمله نقاشی، طراحی و مجسمهسازی استفاده میشود. بنابراین، نقوش اسلیمی با تأثیرات خود بر نقاشان اروپایی، زمینهساز نوآوریها و تحولات مهمی در هنر اروپا شدهاند. تأثیرات در نقوش انتزاعی، ترکیببندیهای پیچیده و رنگهای خاص دیده میشوند.
انواع طرحهای اسلیمی در نگار هنر ایران
طرحهای اسلیمی انواع گوناگون دارد: «اسلیمی ساده»، «اسلیمی توپُر»، «اسلیمی توخالی»، «دهن اژدری»، «خرطوم فیلی»، «ماری»، «اسلیمی پیچک» و انواع دیگر.
1.اسلیمی ساده
نقوش اسلیمی ساده به طرحی می گویند که بدون تزئینات اضافی و در سادهترین شکل خود ارائه میشود. این نقوش معمولاً شامل خطوط منحنی و پیچیدهای هستند که از ترکیب آنها با یکدیگر، طرحهای گیاهی و انتزاعی ایجاد میشود. اسلیمی ساده به عنوان پایه و اساس سایر طرحهای اسلیمی پیچیدهتر نیز به شمار میرود.
2.اسلیمی توپُر
طرح اسلیمی توپر نوعی طرح اسلیمی است که در آن خطوط پیچکهای گیاهی و منحنیها به صورت توپر و ضخیم ترسیم میشوند. اسلیمی توپر، با تأکید بر پر بودن و ضخامت خطوط، این زیبایی را به شکل متفاوتی به نمایش میگذارد.
3.اسلیمی توخالی
طرح اسلیمی توخالی نوعی از نقوش اسلیمی است که با سادگی و پرهیز از جزئیات زیاد، در تزیینات به کار میرود. این طرح به دلیل سرعت بیشتر در اجرا نسبت به انواع دیگر اسلیمی، مورد استقبال هنرمندان قرار گرفته است. در این طرح، خطوط و منحنیهای اصلی اسلیمی حفظ میشوند، اما از تزیینات اضافی و جزئیات پیچیده کاسته میشود.
4.اسلیمی دهن اژدری
طرح اسلیمی دهن اژدری، نوعی از طرح اسلیمی است که در آن، انتهای یکی از شاخههای اسلیمی، به شکل سر و دهان اژدها طراحی میشود و اغلب دو شاخه اسلیمی کوچکتر به صورت قرینه از دهان اژدها بیرون میآیند. این طرح در هنرهای اسلامی به ویژه در تذهیب و قالیبافی کاربرد فراوانی دارد.
5. اسلیمی خرطوم فیلی
طرح اسلیمی خرطومی، نوعی از طرحهای اسلیمی است که در آن انتهای نقش اسلیمی به شکل خرطوم فیل طراحی میشود. این طرح، به گونهای طراحی شده است که پیچ و تابهای خاص آن به شکل خرطوم فیل درآیند. این نوع طرح، علاوه بر داشتن پیچشهای ویژه، عناصر دیگری مانند سرچنگ، گره و انشعابات مختلف را نیز شامل میشود. این عناصر، به طرح زیبایی و پیچیدگی بیشتری میبخشند.
6.اسلیمی ماری
طرح اسلیمی ماری با الهام از حرکات و پیچ و تابهای مار طراحی میشود. این طرحها با فرمهای گردان و حلزونی، شباهت زیادی به بدن مار در حال خزیدن دارند. این طرحها معمولاً آزادانهتر از سایر انواع اسلیمی اجرا میشوند و بند و سربند در آنها کمتر به کار میرود. این نوع اسلیمی در تزئینات هنری به ویژه در تذهیب و هنرهای سنتی کاربرد زیادی دارد.
7. اسلیمی پیچک
هنرمندان طرح اسلیمی پیچک را، با الهام از خطوط منحنی و پیچیده ساقهها و برگهای گیاهان، طراحی کردهاند و این طرح بهصورت گسترده در هنر ایرانی-اسلامی به کار میرود. این طرح با تکرار و در هم تنیدگی الگوهای گیاهی، زیبایی و ظرافت خاصی را به وجود میآورد و در تزئینات مختلفی از جمله معماری، فرش، کتابآرایی و دیگر هنرهای تجسمی کاربرد دارد.
این نوع طرح، ساختاری پویا و سیال را با بهرهگیری از خطوط منحنی و در هم تنیده طراحی میکند. اسلیمی پیچک از نقوش گیاهی مانند برگها، ساقهها و گلها الهام میگیرد و آنها را به شکلی انتزاعی و تزیینی به کار میبرد. اسلیمی پیچک معمولاً دارای تقارن و تعادل است که به آن زیبایی و هماهنگی میبخشد.
یکی از ویژگیهای بارز اسلیمی پیچک، عدم وجود ابتدا و انتهای مشخص در طرح است که این امر به آن حس بی نهایت و جاودانگی میبخشد.
هنر تذهیب ایرانی یکی از برجستهترین نمودهای هنر اسلامی و ایرانی است که استادان چیرهدست طی قرون با دقت و ظرافت آن را به نسلهای بعدی منتقل کردهاند. مهارت این هنرمندان نه تنها در تزئین حاشیههای قرآنها و نسخههای خطی، بلکه در آثار ادبی و نگارگریها نیز جایگاه ویژهای پیدا کرده است. بررسی و معرفی این استادان برجسته و شاهکارهای آنان به ترویج ارزشهای هنری و فراهمآوردن دیدگاهی عمیقتر درباره تاریخ هنر ایران و موقعیت تذهیب در فرهنگ و هنر اسلامی کمک شایانی میکند.
مقدمه
هنر تذهیب ایرانی همواره یکی از جلوههای برجستهی هنر اسلامی و فرهنگ ایرانی بوده است؛ هنری که با ظرافت، دقت و خلاقیت، روح و زیبایی را در نسخههای خطی، قرآنها، دیوانها و آثار ادبی منعکس میکند. استادان بزرگ مُذهَّب این هنر فاخر را شکل و به تکامل رساندهاند. استادانی که با عناوینی همچون مذهبان قدیمی، مُذَهَّبان برجسته، استادان صاحبنام تذهیب و معروفترین استادان مُذهَّب ایرانی در تاریخ هنر ایران شناخته شدهاند.
این هنرمندان با بهرهگیری از زر ناب، رنگهای طبیعی و نقشهای اسلیمی، ختایی و ترنجی، حاشیهها و صفحات آثار خطی را به شاهکارهای درخشان تبدیل کردند. هنر آنان نه تنها به عنوان تزیین بصری، بلکه به عنوان نشانهای از ذوق، خلاقیت و مهارت حرفهای آنها شناخته میشود. آشنایی با استادان مُذهَّب نامدار و بررسی آثارشان، زیبایی و پیچیدگی هنر تذهیب را نشان میدهد و تاریخچهی غنی هنر ایران و روند تحول آن از دوران باستان تا قاجار را به تصویر میکشد.
به همین دلیل، شناخت و معرفی استادان بزرگ مُذهَّب ایرانی و بررسی آثار برجستهی آنان اهمیت ویژهای دارد. این کار کمک میکند تا علاقهمندان هنر و پژوهشگران تاریخ هنر زیبایی تذهیب را همراه با فلسفه و ارزشهای فرهنگی نهفته در آن بهتر بشناسند.
تعریف کلمه مُذهَّب
افرادی که در حوزه تذهیب فعالیت داشتند را مُذَهَّب مینامیدند. لغتنامه دهخدا اصطلاح مُذَهَّبکاری را به معنای «عمل تذهیب» تعریف کرده است. لذا هنرمندان این هنر ظریف از گذشته تا کنون مُذَهَّب یا تذهیبکار نامیده شدهاند.
تعریف مُذَهَّب و مُذَهَّبان
مُذَهَّب به معنای «آمیخته با طلا» یا «تزئینشده با طلا» گفته میشود. در عرصه هنر، این واژه به فردی اشاره دارد که با بهرهگیری از طلا، رنگها و نقشهای ظریف، حاشیهها و صفحات آثار خطی، نگارگریها، قرآنها و نسخههای ارزشمند را میآراید و تزئین میکند. شکل جمع آن مُذَهَّبان است، یعنی افرادی که در زمینه هنر تذهیب فعالیت دارند.
وظایف و هنر مُذَهَّبان
مذهبکاران معمولاً با همکاری خوشنویسان و نگارگران کار میکردند. وظیفهی آنها شامل:
طراحی و اجرای حاشیههای طلایی و رنگی پیرامون متن؛
استفاده از نقوش اسلیمی، ختایی، و ترنجی برای تزیین صفحات؛
آمادهسازی و کاربرد زرّ ناب (طلای آبداده) برای بخشهای درخشان و روحبخش آثار.
پیشینه تاریخی
در ایران، هنر تذهیب با ریشههایی از دوران ساسانیان آغاز شد، اما در دوره اسلامی، بهویژه بین قرون هفتم تا دهم هجری، به اوج شکوفایی خود رسید. در زمان تیموریان و صفویان، هنرمندان برجستهای همچون سلطانعلی مشهدی و غیاثالدین نقاش در این عرصه فعالیت میکردند. آثار تذهیب معمولاً به عنوان بخشی مکمل برای هنر خوشنویسی و نگارگری به کار میرفت، به ویژه در خلق قرآنهای مزین و نسخههای نفیس ادبی نظیر شاهنامهها و دیوانها.
ابزار و مواد مورد استفاده در تذهیب
طلای آبداده (زر) یا پودر طلا
قلمموهای بسیار ظریف
رنگهای معدنی و گیاهی
کاغذ آهارمهرهشده
و وسایل طراحی مانند پرگار، خطکش و گونیا
معروفترین استادان مُذَهَّب ایرانی
مُذَهَّبان (تذهیبکاران) برجسته و ظریفکار ایران در طول تاریخ، هنری خلق کردهاند که در نسخههای خطی، قرآنهای نفیس، و آثار نگارگری ماندگار شده است. در ادامه، چند تن از مشهورترین مُذَهَّبان ایرانی را معرفی میکنم:
۱. جلالالدین اسماعیل مذهب (قرن ۸ هجری)
از نخستین مُذَهَّبان بزرگ دورهی تیموری است. آثار او در کتابخانههای بخارا و هرات دیده میشود. او در تذهیب قرآنهای نفیس برای دربار تیموری نقش داشت و سبک خاصی در استفاده از رنگ آبی لاجوردی و زرّ آبداده ایجاد کرد.
از هنرمندان نامدار دربار تیموریان بود. علاوه بر نقاشی و طراحی، در تذهیب و آرایش نسخههای خطی نیز مهارت فراوان داشت. او استادِ بسیاری از هنرمندان هرات به شمار میرود.
هرچند بیشتر به عنوان خوشنویس نستعلیق معروف است، اما در تذهیب و طراحی حواشی نسخههای خود نیز مهارت بالایی داشت و شاگردانش این هنر را ادامه دادند. بسیاری از قرآنها و دیوانهای نفیس به دست او یا زیر نظر او تذهیب شدهاند.
از مُذَهَّبان برجستهی دوران صفوی که در شهر هرات میزیست. آثار او به ظرافت فوقالعاده در طرحهای اسلیمی و ترنجی معروف است. برخی از نسخههای تذهیبشدهی او اکنون در موزهی توپقاپی استانبول نگهداری میشود.
از هنرمندان نامدار عصر شاه سلیمان صفوی. او علاوه بر نگارگری، در تذهیب قرآن و دیوان حافظ مهارت داشت و از پیشگامان ترکیب تذهیب ایرانی با عناصر اروپایی به شمار میرود.
در زمان افشاریه و زندیه میزیست. به عنوان یکی از آخرین مُذَهَّبان بزرگ سنتی شناخته میشود که سبک اصفهان را به اوج رساند. رنگهای زنده، نقوش ختایی و هماهنگی طلایی از ویژگیهای آثار اوست.
نتیجه
تذهیب ایرانی از سادگی هندسی آغاز شد و به اوج پیچیدگی و ظرافت در دورهی تیموری و صفوی رسید. در نتیجه میتوان گفت که هنر تذهیب ایرانی، جلوهای درخشان از ذوق، خلاقیت و روح ایرانی-اسلامی است که با تلاش استادان بزرگ مُذهَّب به کمال رسیده است. این هنرمندان با بهرهگیری از طلا، رنگ و طرحهای اسلیمی و ختایی، آثار ماندگاری پدید آوردند که هم جنبهی تزئینی دارد و هم بار فرهنگی و معنوی.
مُذَهَّبان ایرانی نهتنها تزیینکنندهی کتابها، بلکه نگهبانان روح لطیف هنر ایرانی بودند. بررسی زندگی و آثار این استادان، نه تنها ما را با سیر تحول هنر تذهیب آشنا میسازد، بلکه اهمیت نقش آنان در اعتلای هنر ایرانی را آشکار میکند. حفظ و بازشناسی میراث هنری آنان میتواند الهامبخش نسلهای امروز و فردا باشد تا این هنر اصیل همچنان زنده و پویا بماند.
قرآن منتسب به امام جعفر صادق (ع)، یکی از قرآنهای گرانبهای مجموعه آستان قدس رضوی است. این قرآن متعلق به قرن نهم هجری و در شیراز مرمت گردیده است. این نسخه به امام جعفر صادق (ع) منسوب است. این نسخه در دوره صفوی به حرم امام رضا (ع) وقف گردیده است.
مقدمه:
حرم امام رضا (ع) بهعنوان تنها مزار امام معصوم در ایران، مسلمانان در طول تاریخ آثار هنری ارزندهای را به این مکان وقف کردهاند. یکی از بخشهای مهم این اوقاف، نسخههای ارزشمند قرآنی است که به دلیل نیاز مداوم به استفاده برای قرائت، همواره نسخههای جدیدی اضافه میشود.
یکی از گروههای خاص این نسخهها که در آستان قدس رضوی نگهداری میشود، قرآنهایی است که به ائمه اطهار (ع) منسوب شدهاند. اما تقدسی که این نسخهها نزد مردم و کتابداران یافتهاند، جایگاه آنها را از منظر تاریخی و معنوی مهمتر کرده است.
این قرآن در نیمه نخست سده نهم هجری مرمت و جلدسازی گردیده و انتهای این قرآن، یادداشتی در انتساب آن به امام جعفر صادق (ع) ذکر گردیده است.
قرآن منتسب به امام جعفر صادق (ع) از شاخصترین نمونههای قرآنهای جامع به شمار میرود و ویژگیهای تذهیب و آرایش آن میتواند بخشی از سنتهای هنر قرآنی در آن دوره را آشکار کند.
انتساب قرآن به امام جعفر صادق (ع)
دستگاه ابراهیم سلطان تیموری در نیمه نخست سده نهم هجری، این قرآن را مرمت و جلدسازی کرده است. در انتهای این نسخه، یادداشتی را در انتساب آن به امام جعفر صادق (ع) ذکر کردهاند. محتوای یادداشت به شرح زیر است:
«هذا / کلام الله/ المجید بخط الامام الناطق / جعفر بن محمدالصادق رضی / الله عنه و قد وفق به ابرهیم سلطان بن شاهرخ عفا الله عنهما فی حجة / احدی و ثلثین و ثمانمئه».
تصویر 1:ترنج آغاز قرآن شامل یادداشتی است که در آن هنرمندان کارگاه ابراهیم سلطان تیموری، زمان مرمت و تجلید نسخه را ذکر کردهاند.
تذهیب این نسخه یادآور قرآنهای سبک غزنوی است، بهویژه قرآنی که علی غزنوی در سال 485 قمری کتابت کرده است.
تذهیب در قرآن امام جعفر صادق (ع)
یکی از عناصر کلیدی در نسخههای خطی تذهیب است که نقش مهمی در بررسی و تحلیل ویژگیهای یک نسخه دارد. بخشهای اصلی تذهیب شامل ترنج تقدیمیه، الواح آغازین، عناصر موجود در صفحات افتتاحیه مانند لوحهای صدر و ذیل، کمند و سایر اجزا، از مهمترین بخشهای تزئینی یک قرآن محسوب میشوند.
هنرمندان (یا مذَهِّبان) در قرآن منتسب به امام جعفر صادق (ع)، از دو نوع تذهیب بهره گرفتهاند. تذهیب بخشهای اصیل و تذهیب افزوده دوره تیموری.
تذهیب سنتی نسخه الواح شامل بخشهایی از صفحات افتتاح، سرسورهها، شمارههای آیات و تزئینات حاشیهای است. این تزئینات معمولاً با نقشهایی به رنگ طلایی، قلمگیری قهوهای و زمینهای لاجوردی همراه هستند. اما به دلیل فرسودگی و کمرنگ شدن این نقوش، ارزیابی دقیق جزئیات آنها امکانپذیر نیست.
تذهیب صفحات افتتاح قرآن
صفحات افتتاح دارای دو لوح در قسمت بالا هستند که هر لوح شامل یک نقش بادامی در مرکز و دو دایره در طرفین میباشد. هنرمندان (یا تذهیبکاران)، طرح گل و برگهای پیچان را روی زمینهای لاجوردی با نقش بادامی میانی تزئین کردهاند. در پیرامون این نقش، دوایری قرار دارند که همان طرحها روی زمینه طلایی اجرا شدهاند. درون نقش بادامی و هر دایره، کلماتی به ترتیب نوشته شدهاند.
«سوره»، «فاتحه»، «الکتاب»، «…؟»، «سبع»، «آیه». نقش سرترنج در کنار این لوح به عنوان نماد سر سوره نمایان است. (تصویر 3).
تصویر 3. شيوه درج سرسوره در الواح صدر صفحات افتتاح قرآن منتسب به امام جعفر صادق(ع)
در پایین صفحات افتتاح، دو لوح باریک قرار دادهاند که داخل آنها نقوش برگ پنجپر بر پایه قوسهای حلزونی اجرا کردهاند. این نقوش که هم در بخش لوحهای پایینی و هم درون ترنجهای بادامی لوحهای بالایی مشاهده میشوند، به طور گسترده در قرآنها و تزئینات معماری شرق ایران، بهویژه دوره غزنوی، رایج بودهاند. در قرآن عثمان بن حسین وراق، که اکنون در کتابخانه آستان قدس رضوی نگهداری میشود، نیز از این تذهیب استفاده کردهاند.
لوحهای بالایی و پایینی صفحات از طریق دو نوار عمودی با نقش زنجیری و حاشیهای لاجوردی به یکدیگر متصل شدهاند و فضای میان این دو را قسمت اصلی صفحه تشکیل میدهد. در مرکز صفحه سمت راست نیز طراح، سرسوره «بقره» را به صورت یک مستطیل با کتیبهای زرین قرار داده است.
سر سورههای صفحات میانی قرآنسر سورههای درجشده در صفحات میانی طراحی سادهتری دارند و با عرض کمتر و تزئیناتی محدود ارائه شدهاند. پسزمینه این سرسورهها به رنگ قرمز شنگرف بوده و با نقوش گلبرگ پنجلبهی پیچان تزئین شدهاند. در وسط قاب، برخی از این سرسورهها، مانند سوره هود، یک کادر با زمینهای طلایی قرار دادهاند و روی آن متن سرسوره را با رنگ شنگرف و حاشیه سفید خوشنویسی کردهاند.
تصویر 4. دو نمونه از سرسورههای قرآن منتسب به امام جعفر صادق(ع) و ساختار آرایههای آن.
نشانههای فصل آیات قرآن با اشکال متفاوت
طراح نشان فصل آیات گل هشتپر طلایی با نقطههای سرخ پیرامونی را طراحی کرد و آن را بر آخرین کلمه هر آیه قرار داد. بسمله این نشان را ندارد و به همین دلیل، برخلاف قرآنهای قرون اول و دوم هجری، بهعنوان آیهای مستقل محسوب نشده است. همچنین، عبارات «الم» در آغاز سورههای سجده و لقمان و عبارت «حم» در شروع سورههای مؤمن، فصلت و جاثیه نیز بهصورت آیهای مستقل محسوب نشدهاند.
طراحان پنجآیهای (تخمیس) را بهصورت طرح سرترنجی شبیه سرو طراحی کردهاند، سپس آن را با طلا تزئین کرده و دورگیری لاجوردی به طرح افزودهاند.طراحان نشان دهآیهای (تعشیر) را به صورت دایرهای طلایی با تقسیمبندی هشتبخشی طراحی کردهاند و آیات را با خط کوفی شمارهگذاری کرده و حواشی صفحات را با دورگیری لاجوردی تزئین کردهاند.
تصویر 5. نشانه ای فصل آیات، تخميس، تعشير، سجده و تقسيمات قرآن.
این نشانها در بسیاری از قرآنهای سده ششم هجری مورد استفاده قرار گرفتهاند و بیانگر یک سبک منحصربهفرد در همان دوره هستند. به عنوان مثال، در قرآن سیپارهای که جوهرنسب بنت محمود بن ملکشاه در سال 540 هجری قمری برای حرم امام رضا (ع) وقف کرده است، همین نشانها برای فصلبندی، تخمسی و تعشیر به کار رفتهاند. بخش دوم این مصحف هماکنون در کتابخانه آستان قدس رضوی نگهداری میشود.
جلد قرآن منتسب به امام جعفر صادق (ع)
جلد بسیار نفیس این قرآن، با الهام از سبک و فن ساخت جلدهای برجسته دوره تیموریان طراحی گردیده است. در آن زمان، معمولاً از چرمهای درجهیک مانند تیماج و در برخی موارد از چرمهای درجه دوم نظیر میشن یا ساغری استفاده میشد. برای ایجاد نقش و نگار روی چرم، از قالبهای فلزی بهره میبردند.
این فنون که ریشه در گذشته داشتند، در دوران تیموری با ظرافت بیشتری در نقوش و دقت بالاتر در اجرا تکامل یافتند. یکی از ویژگیهای برجسته این دوره، ابداع دو روش معرق و سوخت، بهخصوص ترکیب آنها با یکدیگر بود. در برخی مواقع، سازندگان جلد نسخههای نفیس تماماً آن را با طلا میپوشاندند. همچنین در این دوره، مقدمات ظهور جلد روغنی نیز فراهم شد.
طرح ترنج در پس زمینه جلد قرآن
جلد قرآنی که امام جعفر صادق (ع) به آن منسوب کردهاند، از نوع طبلهدار بوده و تزئینات آن را با روش سوخت طلاپوش اجرا کردهاند. طراحی روی جلد شامل متن و حاشیه است. در بخش متن، پنج ترنج بر پسزمینهای از نقش اسلیمی ماری قرار دارد و حاشیه شامل تکرار ترنجهای بازوبندی با نقوش ساقه ختایی و بند اسلیمی ماری است. طراحان ترنجهای متن و حاشیه را کاملاً با طلا پوشاندهاند و اطراف متن و حاشیه نیز نوار زنجیرهای طلایی قرار دادهاند. تزئینات بخش طبله نیز از همین الگوی کلی پیروی میکند (تصویر6).
تصویر 6. روی جلد قرآن منتسب به امام جعفر صادق (ع).
هنرمند یا سازنده، کتیبهای به قلم ثلث حاوی آیه 115 سوره انعام را بر عطف لبه جلد، در محلی که به طبله پیوسته است، قرار داده است. همچنین این کتیبه را به همان سبک آرایههای ضربی زرپوش روی جلد طراحی کرده است.
آرایههای داخلی جلد، از تنوع و جزئیات بیشتری برخوردار هستند، چرا که این قسمت کمتر در معرض آسیب و فرسایش قرار دارد و فرصت بیشتری برای تزئین فراهم میشود. در ساخت این بخش، هنرمندان از تکنیکهای زرکوب ضربی، معرق و مشبک استفاده کرده اند. آرایههای اصلی به شکل لچک-ترنج طراحی و با دو حاشیه محدود شده است.
ترنج مرکزی و لچکها، همراه با ترنجهای حاشیه بیرونی، با طرحهای اسلیمی ظریف و پیچیده زینت داده شدهاند که بهوسیله هنر معرق و مشبک طلایی بر زمینهای سبز و لاجوردی اجرایی شده است همچنین، بخش دوم طرح متن شامل نقوش اسلیمی مارپیچی و کتیبههای زراندود در حاشیه داخلی است. آیتالکرسی در ترنجهای تکراری حاشیه داخلی کتیبه به خط ثلث نوشته شده است.
آرایههای داخلی طبله جلد نیز مشابه همین ساختار طراحی شدهاند، با این تفاوت که متن کتیبه آن، آیه 56 از سوره احزاب با مضمون صلوات بر پیامبر میباشد (تصویر 7).
تصویر 7. درون جلد قرآن منتسب به امام جعفر صادق(ع) با نقش لچک-ترنج و كتيبه آیه الکرسی
نتیجه
قرآن منسوب به امام جعفر صادق (ع)، بر اساس سبک قلم کوفی شرقی و تذهیب، متعلق به سده ششم هجری در ایران است. یادداشتی در برگ آخر این نسخه، احتمالاً به خط ابراهیم سلطان، شاهزاده تیموری و حاکم وقت فارس، وجود دارد که مبنای این انتساب است. این مسئله نشاندهنده آگاهی محدود کتابتپردازان سده نهم هجری نسبت به شیوههای کهن نگارش قرآن است. ازاینرو، انتساب این نسخه به امام صادق (ع) یا سایر ائمه اطهار (ع) از لحاظ تاریخی بعید به نظر میرسد.
بررسی تذهیب نسخه حتی بیش از بررسی خط آن، میتواند در تاریخگذاری این اثر مؤثر باشد. استفاده از خط کوفی شرقی در سرسورهها، سرسورههای باریک، و شکل سادهشده نشانههای تخمیس و تعشیر از ویژگیهای تذهیب قرآنهای جامع متعلق به اواخر سده پنجم و سده ششم هجری به شمار میآید.
اسامی مُذهَّبان قدیمی دروازهای است برای بازشناسی ریشهها و روایت هنرمندانی که هنر تذهیب را در تاریخ ایران ماندگار کردهاند. اینجا پادکست هنر تذهیب است؛ صدای قلممو در آب، لمس رنگ طلایی و تماشای رنگهای شفاف بر کاغذ، ما را به سفری عمیق در تاریخ و ظرافتهای هنر تذهیب ایرانی میبرد.
سلام برشنوندگان عزیز و همراهان گرامی، من محمدعلی نعیمی هستم و با شما در پادکستی متفاوت همراه خواهم بود، سفری به عمق تاریخ هنر، به جهان نازک نقشیها و قلمگیریهای فاخر، به دنیای مُذهَّبان و تذهیبکاران ایرانی که با مهارت و حوصله، نور و رنگ را بر صفحات کتاب و کاغذ و پوست آمیختند.
در این قسمت اسامی هنرمندان بزرگ تذهیب را بر اساس دورههای تاریخی مرور میکنیم و تلاش خواهیم کرد با ذکر نمونهها، چهرهای روشن از دست اندرکاران این هنر خیره کننده و دیرپای ایرانی ارائه دهیم.
قرن دوم هجری قمری
در سده دوم هجری، هنوز تذهیب جوان بود و دلهای هنرمندان، زودتر از چشمها، زیبایی را میدید. در این دوران، مردانی و زنانی از تبار رنگ و قلم به دنیا آمدند، که پایههای این هنر را بنا کردند.
یقطینی، که با ظرافت قلم، خطوط و نگارهها را زینت داد. ابراهیم صغیر، استاد دستان ماهر و قلم نازک. ابوموسی بن عمار و ابن سقطی، که نقش و رنگ را با روح و جان خود پیوند زدند. محمد و فرزندانش، و همچنین ابوعبدالله خزیمی و فرزندانش، که شاخههای این هنر را در نسلهای بعدی ریشهدار ساختند. اینان آغازگر راهی بودند که نور و رنگ را بر صفحات کتابها جاری کردند و تذهیب را به هنر جاودانهای بدل ساختند.
قرن چهارم هجری قمری
در این دوران، ابوبکر محمدبن حسن نقاش میزیست، مردی که آثارش تاکنون کمتردیده شده است. اما شاید تذهیبهایی از او بینام نشان، همچنان در گوشههای نسخههای خطی پنهان باشند. هنر همچنان در مسیر رشد بود. و نقاشان ناشناس زیادی در گوشه و کنار جهان هنر، در سکوت و تلاش، آثار زیبایی آفریدند.
دوره غزنوی
در عهد پادشاهان غزنوی، هنر و مهارت در قلم و رنگ به اوج رسید. نقاشان و خوشنویسان بسیاری در دربار سلطان محمود و سلطان مسعود میزیستند. از میان آنها میتوان به چند چهره شاخص اشاره کرد؛ عثمان وراق، خوشنویسی که استاد تذهیب نیز بود و با قلمش، خطوط و حاشیهها را زینت میداد. ابونصر نقاش، صورتگر برجستهای که نگارهها را باظرافت و زیبایی تمام آفرید. عبدالملک، نقاش و مهندس دربار سلطان مسعود، که ابوالفضل بیهقی اورا از نقاشان معروف دوره غزنوی دانسته است. در این دوره تذهیب به شکل رسمیتری در دربار رشد کرد و نشانههای آن هنوز در نسخههای باقی مانده دیده میشود.
قرن پنجم هجری قمری
عبدالرحمن محمد دامغانی، تذهیبکاری که در این قرن به شهرت رسید و آثارش گواه مهارت و دقت اوست. در این دوران، تذهیب یک شعر نانوشته، یک قصه رنگین و یک حس زنده از زیبایی در خود داشت.
سده ششم و هفتم هجری قمری
در این دوران تذهیب به اوج ظرافت و نازک نقشی رسید. هنرمندان بزرگ و شیرین قلمی میزیستند که هنرشان همچون باد لطیف بر صفحه کتاب میوزید.
عبدالعزیز، تذهیبکار زبردست و استاد نازک قلم، زینالدین خطاط و جمال الدین نقاش اصفهانی، همان جمالالدین عبدالرزاق، پدر کمال اسماعیل شاعر. فخرالدین حسینبن بدیع و شیخ بدرالدین نقاش، معاصران خواجه نصرالدین طوسی و مولوی. آثار این هنرمندان، همچون شعری از نور و رنگ، خطوط قرآن و کتابهای مصور را زینت بخشیده و نامشان در تاریخ هنر ایران باقی مانده است.
سده هشتم، نهم و دهم هجری
در عهد سلطان محمد اولجایتو و ابوسعید، تذهیب و نقاشی مورد توجه بزرگان بود. از هنرمندان شاخص این دوران؛ محمدبن ایبک و حمزهبن محمد علوی، اوایل قرن هشتم هجری قمری میزیستند و از مُذهَّبان معروف زمان خود بودند. محمدبن محمدعلی طوسی که در سال 734 هجری قمری حیات داشت وی را به نقاشی ستودهاند.
احمد موسی، از دیگر استادان نقاشی و تذهیب بود که نقاشی را نزد پدر فراگرفت. سلطان احمدبن اویس جلایر استاد در انواع هنرها چون نقاشی، تذهیب، خوشنویسی، موسیقی و شعر بود. در نقاشی شاگرد استاد عبدالحی بود.
میرک المذهب و فرزندش قوام الدین مسعود از هنرمندان بنام سلطان حسین میززا بایقرا بودند. عبدالوهاب شیرازی، محمد امین خطاط، میرمصور و استاد مولانا محسن مجلد از تذهیبکاران دوره اول صفویه بودند.
حافظ ملا مسیح الله، مذهب گمنام و نازک قلم بود که در اواخر دوره تیموری می زیست. خواجه میرک در علم تصویر و تذهیب نظیر نداشت و در فن کتابنویسی بیمانند بود. مولانا حاجی محمد نقاشی، عبدالعزیز، علی جان تبریزی، شیخی مُذهَّب، حسین مذهب و حسن بغدادی از دیگر تذهیبکاران این عصر بودند. این هنرمندان، گنجینهای از رنگ و نور در دل کتابها خلق کردند، که هنوز چشم ما را خیره میسازد.
سده یازدهم، دوازدهم و سیزدهم هجری قمری
صالح مُذهَّب، شرف الدین علی مُذهَّب، علینقی مُذهَّب از تذهیبکاران دوره افشاری و زندیه بودند. علی محمد مُذهَّب، طالب مُذهَّب، سید جعفر مُذهَّب، میرزا اسدالله مُذهَّب شیرازی، اسدالله مُذهَّب مشهدی، علی اصغر مُذهَّب، میرزا عبدالعلی مُذهَّب، عبدالوهاب مُذهَّب باشی شیرازی، میرزا شکرالله مُذهَّب، تذهیبی اصفهانی از تذهیبکاران این دوران هستند. در این دوران، هنر تذهیب به اوج نازک کاری، تشعیر و حلکاری رسید و هر تذهیبکار، شاعری خاموش بود که با رنگ و طلا شعر میسرود.
و اکنون به عصر حاضر می آییم و نمونه ایی زنده از تذهیب معاصر را معرفی می کنیم؛ تابلوی تذهیب شمسه با نام «پارسه» که در سایت هنر تذهیب با آدرس Tazhibart.com موجود است. این اثر، جلوهای ا استمرار و حیات هنر تذهیب در زمان ماست و با الهام از سنتهای کهن، رنگ و نور را به زیبایی تمام در کنار هم نشان میدهد.
این پادکست توسط محمدعلی نعیمی تولید شده است. سپاس از همراهی شما و پاینده باد هنر ایران.
کتاب «کتاب آرایی» نوشته دکتر زهرا رهنورد، مروری جامع بر تاریخ هنر ایران در دوره اسلامی است. این اثر در ۳۳۲ صفحه توسط انتشارات سمت منتشر شده و به بررسی نقش کتابآرایی و تذهیب در آثار هنری ایرانی میپردازد. مطالعه این کتاب برای علاقهمندان به نگارگری، هنر اسلامی و زیباییهای بصری کتابهای ایرانی بسیار ارزشمند است.
مطالب نوشته شده در کتاب آرایی
مقدمه
فصل اول:
هنر کتاب آرایی از آغاز اسلام در ایران تا پایان دوره سلجوقی
هنر کتاب آرایی در قرون اولیۀ اسلام تا آغاز دوره سلجوقی
کتاب آرایی در دورۀ غزنوی و سلجوقی
معرفی شیوۀ تزئین کتاب از قرون اولیه اسلام تا پایان دورۀ سلجوقی
نسخه خطی از قرآن کریم در کتابخانۀ مجلس شورای اسلامی مربوط به قرن چهارم
فصل دوم: دوره مغول
کتاب آرایی در دوره ایلخانان تا ظهور تیمور
شیوۀ تزئین کتاب در دورۀ مغول تا ظهور تیمور
معرفی چند نسخه خطی از دوره مغول
صحاح اللغه از ابونصر اسماعیل بن جمادالجوهر الفارابی
منتخب دیوان ها
کلیات عطار نیشابوری
نهج البلاغه
فصل سوم: دوره تیموری
توجه امرای تیموری به هنرکتاب آرایی و هنرمندان آن
توجه تیمور به هنر کتاب آرایی
فرزندان و نوادگان تیمور و هنر کتاب آرایی
سلطان حسین بایقرا و ترکمانان
تحولات کتاب آرایی در دوره تیموری از لحاظ فرم و تزئین صفحات
معرفی چند نسخۀ خطی از دوره تیموری
شاهنامه فردوسی معروف به بایسنقر
مثنوی مولوی
کلیات سعدی
خمسه نظامی و امیرخسرو دهلوی
قرآن مجید
کلیات کتاب آرایی در دوره تیموری
فصل چهارم: دورۀ صفوی
توجه پادشاهان صفوی به هنر کتاب آرایی
تحولات کتاب آرایی در دوره صفویه و پس از آن تا دوره قاجار
معرفی چند نسخطه خطی از دوره صفوی و زند
خمسۀ جامی
ظفرنامه تیموری
دیوان امیرشاهی سبزواری
دیوان حافظ
کلیات سعدی
خمسۀ نظامی
دیوان خطائی
خمسۀ نظامی
کلیات سعدی
فصل پنجم: دوره قاجار
با آغاز حکومت قاجار، بهتدریج توجه پادشاهان به هنر کتابآرایی افزایش یافت.
زمانی که حکومت قاجار آغاز شد، شاهان اهمیت ویژهای به هنر کتابآرایی دادند.
دوران فتحعلی شاه قاجار، توجه ویژهای به هنر کتابآرایی معطوف شد و این هنر بهتدریج در آثار سلطنتی گسترش یافت.
در حکومت محمد شاه، توجهی به هنر کتابآرایی شد
زمان حکومت ناصرالدین شاه، وضعیت کتابآرایی با تغییراتی مواجه شد و پس از آن، تحولات مهمی در شکل و تزئین صفحات کتابها در دوره قاجار رخ داد.
معرفی چند نسخۀ خطی دورۀ قاجار
شاهنامه فردوسی
مثنوی مولوی
کلیات سعدی
خمسه نظامی
قرآن مجید
تاریخ ورود چاپ سربی و سنگی به ایران در دوره قاجاریه
معرفی نسخه چاپ سنگی از دورۀ قاجار
نسخۀ شاهنامۀ فردوسی
نسخۀ دیوان حافظ
نسخۀ کلیات سعدی
نسخۀ خمسه نظامی
نسخۀ قرآن کریم
کلیات کتاب آرایی در دوره قاجار
فصل ششم: مروری بر تحول صفحه آرایی در مینیاتورهای نسخ خطی از قدیمترین نسخ تا دوره قاجار
تصاویر: این کتاب حاوی 168 تصویر رنگی از میناتورها، تذهیبها و نوشتهها با خطوط مختلف در حیطۀ کتاب آرایی ایران است.
تذهیب صفوی جلد قرآن که در موزه هنر والترز نگهداری میشود، دارای تذهیبی بر روی چرم با طرح لچکترنج است. هنرمندان این اثر را با رنگهای چشمنواز لاجورد، شنگرف، طلایی و مشکی تزئین کردند و خوشنویسان آیتالکرسی را به خط نسخ در کادربندی فضای بیرونی تذهیب نقش بستند. همچنین، در قسمت بیرونی جلد، آنها صلوات بر پیامبر اکرم (ص) را با خط نسخ به صورت برجسته اجرا کردند. این جلد تذهیب ارزشمند متعلق به دوره صفوی میباشد.
در دوران صفویه ایران، هنرمندان این نسخه از تذهیب صفوی جلد قرآن را در قرن یازدهم هجری ساختند و اکنون در موزه والترز نگهداری میشود. هنرمندان جلد قرآن را از چرم سیاه تهیه کردند و آن را با طرح «لچک ترنج» تزئین کردند. آنها طرح مرکزی روی جلد را به شکل ترنج قرار دادند و با دو سرترنج در بالا و پایین تکمیل کردند، که جلوهای باشکوه و هماهنگ به اثر بخشید.
تذهیب رنگین و نقوش اسلیمی با خط نسخ در جلد قرآن
هنرمندان این تذهیب را روی چرم با استفاده از رنگهای لاجورد، شنگرف، طلایی و مشکی طراحی کردند. آنها پسزمینه داخلی طرح را به رنگ طلایی همراه با نقوش اسلیمی اجرا کردند، که خود نیز جذابیت بیشتری به اثر بخشید. برخی از گلهای موجود در این اسلیمی داخلی را با تزئینات سنتی دندانهدار و رنگ لاجورد به زیبایی آراستند. در قاب بیرونی تذهیب صفوی جلد قرآن، هنرمندان حاشیه طلایی برجسته را با کادربندی دقیق تقسیمبندی کردند و خوشنویسان متن آیتالکرسی را با خط نسخ ظریف در هر کادر حک کردند، که با این کار هنر خوشنویسی و تذهیب را در هم آمیختند و جلوهای بصری جذاب ایجاد کردند. آنها رنگهای لاجورد، شنگرف، طلایی و مشکی را به طرح افزودند و نقوش اسلیمی و گلهای دندانهدار را به زیبایی آراستند، که جلوهای چشمنواز و خاص ایجاد کرده است.
متن آیتالکرسی از بخش بالایی و قسمت میانی جلد آغاز میکند و تا کادر بالایی سمت چپ ادامه میدهد.
لبه برگردان جلد قرآن و آیه صلوات با خط نسخ در کادربندی طلایی
هنرمندان در بخش لبه برگردان جلد قرآن نیمهطرح، همان طراحی را پیاده کردند. در فضای بیرونی «لچک ترنج»، هنرمندان حاشیه طلایی برجسته را همانند قبل اجرا کردند، و خوشنویسان آیه ۵۶ از سوره احزاب، معروف به آیه صلوات بر پیامبر (ص)، را به خط نسخ و بهصورت جداگانه در کادربندی درج کردند.
إِنَّ اللَّهَ وَمَلَائِكَتَهُ
يُصَلُّونَ عَلَى النَّبِيِّ يَا أَيُّهَا
الَّذِينَ آمَنُوا صَلُّوا عَلَيْهِ
وَسَلِّمُوا تَسْلِيمًا
این متن با خط نسخ از پایین روی جلد آغاز شده و در بخش بالا به پایان میرسد.
کادربندی و نقشهای تذهیب در مستطیل و دایره جلد قرآن
در فضای بیرونی کادر نوشته صلوات بر پیامبر (ص)، کادربندی کوچکتری با طرحهای تذهیب مشاهده میشود. هنرمندان کادر را به شکل مستطیل کشیده با لبههای گرد طراحی کردند و به آن ظاهری منحصربهفرد بخشیدند. آنها همچنین میان این مستطیلها یک دایره قرار دادند که ترکیب هندسی، جلوهای ویژه به کل طرح داده است.
لبههای طلایی مستطیلها با طراحی دایره طلایی بهطور هماهنگ و هنرمندانه در هم آمیختهاند. هنرمندان داخل این مستطیل و دایره نقشهای اسلیمی ساده را به رنگ طلایی تزئین کردند و با این کار زیبایی و جذابیت بیشتری به طرح بخشیدند.
هنرمندان پسزمینه داخل مستطیل را با رنگ لاجوردی رنگآمیزی کردند و پسزمینه داخلی دایره را به رنگ شنگرف طراحی کردند، که ترکیب این رنگها جلوهای چشمنواز و باشکوه ایجاد کرده است.
تابلو تذهیب بالنگ، جلوهای از ظرافت، اصالت و آرامش در هنر ایرانی، اثری نفیس و فاخر است که با استفاده از نقشهای اسلیمی و ختایی و ترکیب هنرمندانه رنگهای طلایی و لاجوردی، شکوه و توازنی بینظیر را به تصویر میکشد. این اثر نمایندهای از هنر ایرانی است که با زیبایی و دقت خاص خود، چشم هر بینندهای را خیره میکند.
تابلو تذهیب «بالنگ» نمادی از ظرافت، اصالت و آرامش در هنر ایرانی است که با قلمگیری ظریف، پرداز هنرمندانه و رنگهای طلایی جذاب طراحی شده است. این اثر هنری میتواند با زیبایی و حس لطیف خود، فضای خانه یا محیط کار شما را سرشار از آرامش و الهام بخشد.
هنرمند با دقتی مثالزدنی از قلمموهای ظریف و مرکب مرغوب استفاده کرده و خطوطی یکدست و هماهنگ ایجاد کرده است. او با بهکارگیری پردازهای نقطهای و رنگهای آبی، قرمز و طلایی، به طرح حجمی سهبعدی و زنده افزوده است.
هنرمند با تزئین بخش مرکزی تابلوی «بالنگ» به نقوش اسلیمی طلایی و گلهای ختایی فیروزهای، بنفش و سبز، این بخش را در پسزمینه لاجوردیاش همچون ترنجی درخشان نمایان کرده است. ترکیب رنگهای اصیل ایرانی در این اثر، حس آرامش و شکوه را به نگاه بیننده منتقل میکند.
سازندهی اثر برای حفظ دوام و ماندگاری آن برای سالها، بوم و قاب را با ترکیبی از مقوای فابریانو و فیبر چوبی مقاوم ساخته است. همچنین با بهکارگیری پاسپارتو در قاب، جلوهای عمیقتر و حرفهایتر به تابلو افزوده است.
برگزارکنندگان نمایشگاه بینالمللی هنر معاصر در مسکو آثار ۵۰ هنرمند ایرانی را به نمایش گذاشتند. آنها این رویداد را به عنوان دروازهای برای ورود هنرمندان ایرانی به بازار روسیه برگزار کردند. نمایشگاه فرصتی کمنظیر برای معرفی هنر معاصر ایران به علاقهمندان، کارشناسان و گالریداران روسیه فراهم آورد.
جزئیات نمایشگاه
به گزارش وبسایت هنر تذهیب به نقل از ایران پرس، این رویداد سه روزه در روز یکشنبه، ۲۷ اکتبر ۲۰۲۴ به پایان رسید. این نمایشگاه نگاهی منحصر به فرد به هنر معاصر ایران ارائه کرد. چهار گالری ایرانی، ۵۹ نقاشی و ۹ اثر هنری دیگر را به روسیه آوردند و در پنج غرفه اختصاصی نمایشگاه بینالمللی هنر معاصر «کازموسکو» به نمایش گذاشتند.
آثار ارائه شده طیف وسیعی از سبکهای مدرن تا کلاسیک را شامل میشد. آنها ترکیبی از نقوش مذهبی، عناصر سنتی ایرانی و برداشتهای معاصر را نشان میدادند. این تلفیق سنت و نوآوری، مخاطبان را با تنوع دیدگاههای هنرمندان و روند تکامل هنر معاصر ایران آشنا کرد.
حضور و سخنان مسعود احمدوند
مسعود احمدوند، رایزن فرهنگی سفارت ایران در روسیه، درباره نمایشگاه گفت: «سبکهای هنری متنوع هنرمندان برجسته ایرانی که نقوش مذهبی را با طراحی سنتی ترکیب میکنند، جلوهای خاص و منحصر به فرد دارند. این آثار مخاطبان روسیه را شگفتزده میکنند.»
او افزود: «آثار هنرمندان ایرانی ریشه در تاریخ غنی فرهنگی کشور دارند و همزمان تأثیرات معاصر را نیز منعکس میکنند. این آثار نه تنها در ایران بلکه در سطح بینالمللی توجه زیادی جلب کردهاند و زمینهای برای همکاریهای هنری و فرهنگی فراهم میکنند.»
همکاری فرهنگی و حمایتهای بینالمللی
نمایشگاه هنر با حضور ۵۰ هنرمند ایرانی و با همکاری بخش فرهنگی سفارت ایران در روسیه برگزار شد. شرکت روسی «کولتورینگ» نیز از این رویداد حمایت کرد. این همکاری دو جانبه اهمیت تبادل فرهنگی و هنری میان ایران و روسیه را نشان میدهد.
مدیرعامل کولتورینگ بر ارزشهای مشترک خلاقیت، تحقیق و تبادل فرهنگی بین دو کشور تأکید کرد. او بیان نمود که چنین رویدادهایی روابط دوستانه میان ملتها را تقویت میکند و درک متقابل فرهنگی را افزایش میدهد. او افزود: «هنر میتواند به عنوان زبان مشترکی عمل کند که مرزهای جغرافیایی را درنوردد و ارتباطی عمیق میان مردم دو کشور ایجاد کند.»
تنوع آثار و سبکهای هنری
آثار نمایشگاه شامل نقاشیهای رنگ و روغن، آبرنگ، مینیاتورهای معاصر و ترکیبی از هنر دیجیتال و سنتی بود. این مجموعه تنوع بینظیری از سبکها و رویکردهای هنری هنرمندان ایرانی را نشان داد. همچنین اثبات کرد که هنرمندان معاصر ایران میتوانند میراث فرهنگی خود را با سلایق مدرن هماهنگ کنند.
تلفیق نقوش مذهبی، الهام از طبیعت، استفاده از رنگهای سنتی و طراحیهای مدرن باعث شد هر اثر جلوهای منحصر به فرد داشته باشد. بازدیدکنندگان روسیه تجربهای متفاوت از هنر معاصر ایران را مشاهده کردند. این رویکرد اهمیت حفظ سنتهای ایرانی همراه با خلاقیت و نوآوری را نشان داد.
اهمیت فرهنگی نمایشگاه
هدف اصلی برگزاری نمایشگاه، ایجاد پل فرهنگی میان ایران و روسیه بود. این نمایشگاه فضایی برای نمایش آثار هنری و گفتوگوی فرهنگی میان هنرمندان، کارشناسان و علاقهمندان فراهم کرد.
مسؤولان فرهنگی ایران معتقدند که حضور هنرمندان ایرانی در چنین نمایشگاههایی، شناخت بهتر فرهنگ و هنر ایران را فراهم میکند و به ترویج هنر ایرانی در سطح جهانی کمک میکند. این نمایشگاه همچنین نقش مهمی در معرفی استعدادهای جوان و هنرمندان نوظهور داشت و به آنها امکان داد آثار خود را در معرض دید مخاطبان بینالمللی قرار دهند.
بازخورد مخاطبان
بازدیدکنندگان شامل کارشناسان هنر، گالریداران و علاقهمندان روسیه بودند. آنها از تنوع و کیفیت آثار هنری ایرانی ابراز شگفتی کردند. بسیاری توجه ویژه به جزئیات، ترکیب رنگها و تلفیق سنت و مدرنیته در آثار داشتند. این امر موجب شد آثار ایرانی جایگاه ویژهای در میان مجموعهداران روسیه پیدا کنند.
برخی کارشناسان هنری تأکید کردند که نمایشگاه نه تنها یک رویداد هنری بلکه فرصتی برای تقویت تبادل فرهنگی و شناخت بیشتر هنر ایرانی بود. آنها ابراز امیدواری کردند که همکاریهای مشابه در آینده ادامه یابد و به برنامههای مشترک آموزشی و نمایشگاهی منجر شود.
جمعبندی
در مجموع، نمایشگاه بینالمللی هنر معاصر در مسکو با حضور ۵۰ هنرمند ایرانی موفق شد فرهنگ و هنر ایران را به مخاطبان بینالمللی معرفی کند. این رویداد فرصتی مناسب برای ارائه آثار فاخر و مدرن هنرمندان ایرانی بود و نشان داد که هنر میتواند ابزار قدرتمندی برای گفتوگو و تبادل فرهنگی باشد.
تجربه همکاری با شرکتهای بینالمللی، حضور در بازار هنر روسیه و تعامل مستقیم با مخاطبان خارجی، گامی مهم در مسیر ارتقای جایگاه هنرمندان ایرانی در عرصه جهانی محسوب میشود. این نمایشگاه همچنین اهمیت حمایت دولت، سفارتها و بخش خصوصی در گسترش هنر ایرانی و ایجاد فرصتهای بینالمللی را نشان داد.
با برگزاری چنین رویدادهایی، هنرمندان ایرانی میتوانند استعداد و مهارت خود را به نمایش بگذارند و به توسعه روابط فرهنگی میان ایران و دیگر کشورها کمک کنند. این نمایشگاه نمونهای موفق از تلفیق هنر، دیپلماسی فرهنگی و همکاری بینالمللی است و راه را برای حضور گستردهتر هنر معاصر ایران در صحنه جهانی هموار میکند.